رسانه ها

وقتی ايران تنگه هرمز را دور می زند

خطوط ‌لوله‌ نفت و گاز در هر کشور پیام‌آور ایجاد صلح، امنیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و بین‌المللی است و به‌طور قطع ساخت «خط لوله انتقال نفت خام از تلمبه‌خانه گوره به پایانه نفتی جاسک و تأسیسات جانبی» هم نمی‌تواند از قواعد این قانون نانوشته مستثني باشد.

در نگاه نخست، تصور آغازین آن است که ایران قصد دارد با ساخت خط لوله‌ای حدود یک‌هزار کیلومتری با دور زدن تنگه هرمز، نفت خام صادراتی را از غرب به شرق این تنگه استراتژیک منتقل کند، اما انتقال نفت نخستین و کوچک‌ترین هدف از ساخت این خط لوله ۴۲اینچی است.

با ساخت این خط لوله هرچند توان و ظرفیت انتقال نفت خام ایران روزانه حدود یک میلیون بشکه افزایش می‌یابد و قدرت چانه‌زنی برای فروش و صادرات نفت از غرب به شرق تنگه هرمز افزایش می‌یابد، اما بد نیست بدانیم که با ساخت این خط لوله آن هم با سرمایه‌گذاری حدود ۲میلیارد دلاری قرار است تمدنی جدید در شرق تنگه هرمز و سواحل مکران در نقشه جغرافیای صنعت نفت ایران متولد شود.

ناگفته نماند: حدود یک دهه پیش رهبر معظم انقلاب دریک نشست از اهمیت توسعه «مکران» نام بردند که این امر مهم سرآغازی برای توجه به این منطقه بکر و دست نخورده در ساحل شرقی کشور که شامل استان‌های هرمزگان، سیستان و بلوچستان و شهرستان‌های جنوب کرمان است، شده و امروز مسئولان دولتی، صاحب نظران دانشگاهی و کارشناسان بخش‌های اقتصادی، سیاسی امنیتی و اجتماعی را اهمیت و تحقق این موضوع رسالت و نقش خود را مهم‌تر دیده‌اند.

سواحل مکران در محدوده آب‌های ساحلی و اقیانوسی دریای عمان از ایستگاه‌های مهم و اصلی تجارت، اقتصاد و گردشگری ایران است و این منطقه از حوزه گواتر و پسا‌بندرچابهار آغاز و تا منطقه جاسک هرمزگان ادامه دارد.

در عین حال باید گفت، سواحل مکران دروازه ورود ایران به اقیانوس هند و تجارت جهانی است و این موقعیت ژئوپلیتیکی، یک مزیت اقتصادی برای جمهوری اسلامی است که با اهتمام دولتمردان با تکیه بر نظرات کارشناسان و صاحب‌نظران حوزه‌های جغرافیای سیاسی و امنیتی، توسعه ساحلی، حقوق، اقتصاد و محیط زیست دریا می‌توان نقش محوری ایران را در خلیج‌فارس، دریای عمان و اقیانوس هند بازیابی و منافع ملی و امنیت پایدار اقتصادی را برای کشور و به ویژه مردم این منطقه به ارمغان آورد.

همه مسئولان کشور براین عقیده‌اند که امروز برای رهایی از بن‌بست‌های ساخته شده در حوزه انرژی، توسعه طرح‌های بزرگ اعم از نفتی وغیرنفتی در حوزه مکران علاوه بر تسهیل انرژی، میلیون‌ها انسان را برای سکنی‌گزینی و اشتغال به این نقطه می‌کشاند.

از سویی با اجرای طرح‌های بزرگ در منطقه مکران پیش‌بینی مسئولان برای جمعیت ۶میلیونی بوده که علاوه بربکارگیری در واحدهای صنعتی، مشاغل پایین‌دست و جنبی هم می‌تواند زیر پوشش قرار دهد، لذا انتظار می‌رود یک جهش اشتغال در شرق کشور بوجود آورد.

در این میان طرح انتقال نفت خام از گوره به جاسک که در ابتدای تابستان امسال کلید خورد، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین طرح‌های ملی کشور در کنار مزیت‌هایی که برای مردم هرمزگان و استان‌های همجوار دارد، فرصت‌های بی‌نظیری را در زمینه افزایش توان اقتصادی- سیاسی و استراتژیک ایران در منطقه و توسعه تجارت به وجود خواهد آورد.

طرح پایانه صادراتی جاسک به عنوان بخشی از طرح توسعه مکران قرار است در دولت دوازدهم به عنوان دومین پایانه صادراتی نفت خام کشور تنگه هرمز را دور بزند که این امر گامی مثبت در جهت تنوع بخشی به پایانه‌های صادراتی نفت ایران محسوب می‌شود. از سوی دیگر با ساخت پایانه نفتی جاسک و حضور فعالانه اقتصادی کشور در سواحل بخش مکران، موقعیت ژئوپلیتيکی و استراتژیک خاصی برای ایران ایجاد می‌شود.

موقعیت و ویژگی‌های جغرافیایی جاسک که امکان دور زدن تنگه هرمز را برای محموله‌های نفت ایران ایجاد می‌کند و تسلط ایران روی این شاهراه استراتژیک نفتی را به شکل چشمگیری افزایش خواهد داد.

این امر از جنبه‌های مختلف راهبردی نظامی، قدرت مانور ایران در تنگه هرمز را دستخوش تغییر می‌کند زیرا تاکنون بسیاری از بازیگران سیاسی و اقتصادی در منطقه و جهان می‌پنداشتند چون صادرات نفت ایران وابستگی کاملی به تنگه هرمز دارد، می‌توانند با حضور خود در این منطقه، ضمن تنش‌زایی، صادرات نفت کشور را هم دچار اختلال کنند.

باید اعتراف کرد که تا پیش از اجرایی شدن این طرح کشور ما وابسته‌ترین نیروی منطقه به تنگه ارتباطی هرمز است. در حالی که عربستان سعودی و امارات متحده با ساختن خطوط انتقال نفت به سوی دریای سیاه و آن سوی تنگه هرمز وابستگی خود را به این منطقه تا حدودی کاهش داده‌اند، بخش زیادی از صادرات و واردات ایران از طریق این تنگه انجام می‌شود که شامل همه میزان نفت و صادرات سوخت کشور هم می‌شود. اما با وجود این خط لوله و تمرکززدایی از سواحل غربی خلیج فارس و اتکا به سواحل شرقی، تغییراتی جدی در معادلات استراتژیک سیاسی ایران در خلیج فارس و دریای عمان رقم خواهد خورد.

دکتر محمد صادق جوکار پژوهشگر اقتصاد سیاسی و کارشناس ارشد و عضو هیات علمی موسسه مطالعات بین‌المللی انرژی در خصوص اینکه چرا ایران به دنبال متنوع کردن مسیرهای انتقال انرژی است؟، می گوید: یکی از ابعاد دیپلماسی انرژی در کشورها بسته به اینکه صادرکننده، وارد کننده یا ترانزیتی باشد، بحث ژئوپوليتیک انتقال انرژِی است. برای نمونه اتحادیه اروپا در سال‌های ۲۰۱۰تا ۲۰۱۵به شدت دنبال این بود که مسیرهای انتقالی واردات گازی را متنوع کرده و از این رو پروژه کریدور جنوبی را پیگیری می‌کرد. کشورهای صادرکننده هم به همین‌گونه موضوع ژئوپوليتیک انتقال انرژی برای آنها مهم بوده و بدیهی است که ایران به عنوان یک کشور صادر کننده دنبال متنوع‌سازی مسیرهای صادراتی باشد.

وی می افزاید:نکته‌ای که اکنون مهم است ابعاد راهبردی بحث متنوع سازی مسیرهای انتقال است. اینجا مسیرهای انتقال صرفا به عنوان یک موضوع جغرافیایی و اقتصادی صرف برای تغییرات در مسیر انتقال انرژی مطرح نیستند، بلکه محتوای راهبردی و امنیتی آن که می‌تواند در چارچوب کلان امنیت انرژی تغییراتی ایجاد کند، مهم تر است.

وی تصریح می کند: به نظر می‌رسد که جمهوری اسلامی ایران در مقابل کشورهای تحریم‌کننده و برخی از طرفداران منطقه‌ای تحریم های انرژی علیه ایران، وارد «جنگ سیگنال‌های امنیت انرژی» شده‌اند. در جنگ سیگنال‌ها، ابعاد راهبردی و امنیتی مسائلی مانند تغییرات و متنوع سازی جغرافیایی انتقال انرژی جایگاه برجسته‌ای پیدا می‌کند.

در جنگ سیگنال‌ها هر طرف در حال تلاش است یک نوع معناسازی و علامت‌دهی راهبردی در حوزه‌های انرژی به طرف مقابل بدهد و در این میان ایران تلاش می‌کند آمادگی خودش را برای سناریوهای بدترین وضع ممکن ایجاد کند که اگر دوباره ایالات متحده به سمت تشدید احتمال استفاده از ابزار نظامی علیه زیرساخت‌های مختلف ایران به‌منظور اعمال فشار به این کشور برای تغییر در سیاست خارجی و هسته ای این کشور بدهد، گزینه‌های مقابله‌ای مناسب را داشته باشد.

وی ادامه می دهد:در حقیقت این همان جنگ سیگنال ها است. یعنی اگر دولت ترامپ سعی می‌کند که حلقه تحریم ایران و فشار بر ایران در حوزه‌های مختلف را تقویت کند، ایران هم سیگنال می دهد که در حال آماده‌سازی ابزارهای مختلفی در زمینه‌های مختلف برای واکنش مناسب است. در حقیقت ایران به آمریکا و متحدان منطقه‌ای حامی تحریم ایران این هشدار را می‌دهد که در سناریوهای تشدید تنش، ‌توازن آسیب به ضرر آنها بوده و آسیب وارده به من کمتر از آسیب وارده به شما خواهد بود. در این زمینه خط لوله گوره- جاسک برای ایران ظرفیت صادرات حداقل نفت مورد نیاز کشور که یک میلیون تا یک میلیون و ۲۰۰هزار بشکه است را فراهم می کند آن هم بدون عبور از تنگه هرمز.

وی در مورد مزیت این خط لوله اظهار می دارد:مهمترین مزیت این خط لوله راهبردی و امنیتی است که تحت عنوان متنوع سازی مسیرهای انتقالی اتفاق می افتد. مزیت های اقتصادی هم مطرح هست اما هم‌اکنون مزیت‌های امنیت انرژی آن بیشتر مدنظر است. به جز مباحث امنیت انرژی، احداث این خط لوله همچنین می‌تواند کانون اشتغالات جدید را در مناطق کمتر توسعه یافته حوزه شرق تنگه هرمز بیشتر کند و بالا رفتن سطح اشتغال در شرق تنگه هرمز می‌تواند به امنیت اجتماعی کشور کمک کند.

وی می افزاید: نکته مهمی که باید به آن توجه کرد، این است که سیاست‌های ایران به‌ویژه در مقوله امنیت انرژی سیاستی واکنشی است. یعنی با توجه به اینکه طرح این خط لوله از دهه ۱۹۸۰مطرح بود، ولی هیچ وقت به جدیت مثل الآن به دنبال آن نبوده است بخاطر اینکه معتقد است تنگه هرمز به رغم اینکه در عمل بخش مهمی از آن در کنترل امنیتی جمهوری اسلامی ایران است اما موضوعی است که می‌تواند تنگه‌ای مبتنی بر صلح و همکاری باشد. اما در دهه‌های بعد از آن، از سوی آمریکا و همچنین برخی از کشورهای منطقه ای آنقدر به ایران فشار وارد کرده اند که مجبور شد در مقوله واکنشی مسیرهای انتقال انرژی خود را متنوع سازی کند. وی اضافه می کند: ایران در عمل این سیاست را در واکنش به تهدید در پیش گرفته است نه اینکه بخواهد این را به عنوان یک سیاست فعالانه در پیش بگیرد. هم‌اکنون در اندیشکده‌های آمریکایی بحث محاصره دریایی ایران با توجه به وابستگی انحصاری صادرات ایران به تنگه هرمز مطرح است و ایران تلاش کرد که این توازن نامتقارن امنیتی را با طرح خط لوله گوره- جاسک تغییر دهد.

وی در خصوص اینکه این پروژه چه تأثیری در امنیت حمل و نقل و به‌طور کلی وضع تنگه هرمز خواهد داشت؟، جواب می دهد:اگر پروژه‌های دور زدن تنگه هرمز را در میان کشورهای دیگر در نظر بگیریم. با توجه به اینکه هم اکنون در حدود ۲۱میلیون بشکه نفت و فرآورده از این تنگه عبور می کند. همچنان با همه پروژه هایی که کشورهایی مثل عربستان، امارات و عراق(که هنوز عملیاتی نشده است) در پیش گرفته اند، اگر همه اینها را در نظر بگیریم و اگر محدودیت‌های فنی آنها را هم در نظر نگیریم در خوشبینانه ترین حالت حداکثر می توانند ۴۰تا ۴۵درصد از اهمیت فعلی تنگه هرمز را اصطلاحا کاهش دهند و این تنگه همچنان ۶۰درصد از اهمیت خود را حفظ خواهد کرد. البته این را هم باید در نظر گرفت که در برخی موارد امکان کاهش اهمیت راهبردی تنگه هرمز وجود ندارد؛ مثل ال ان جی که قطر در پروژه آتی که برای سال ۲۰۲۴است و می‌خواهد ۱۲۶میلیون تن

ال ان جی تولید کند. انتقال این حجم باید از طریق تنگه هرمز انجام شود. در بحث واردات ال ان جی هم که کویتی ها از تنگه هرمز وارد می کنند اگر بخواهند این تنگه را دور بزنند باید از طریق پایپ لاین وارد کنند و اکنون کدام کشور منطقه ظرفیت صادرات خط لوله گازی را دارد که کویتی‌ها از نظر اراده سیاسی حاضر باشند با آنها همکاری کنند.

وی ادامه می دهد:تنگه هرمز افزون بر موضوع انرژی، اهمیت راهبردی در حوزه‌های دیگر اقتصادی هم دارد که می توان به انتقال کالاهایی دیگر به‌غیر از کالاهای انرژی اشاره کرد. این گونه نیست که تنگه هرمز با پروژه های دور زدن دیگر کشورها اهمیت راهبردی خود را به اصطلاح از دست بدهد.

کشورهای دیگر منطقه از سالها پیش‌تر – که به نظرم اقدام آنها متاثر از فشارهای آمریکایی‌ها بوده است- به طرح‌ریزی و اقدام برای کاهش وابستگی خود به تنگه هرمز اقدام کردند که از این طریق ابزار راهبردی ایران در کنترل امنیتی بر تنگه هرمز را خنثی کرده و ایران را بدل به کشوری کنند که بیشترین آسیب‌پذیری را از اختلال احتمالی در تنگه هرمز دارد. در مجموع در تنگه هرمز امکان جایگزینی نداشته و حتی اگر هزینه‌های بالایی هم خرج شود در خوشبینانه‌ترین حالت ۴۰تا ۴۵درصد از اهمیت این تنگه را کم کند.

وی تصریح می کند: جمهوری اسلامی ایران با طرح گوره- جاسک تلاش کرد که گزینه‌های احتمالی محاصره دریایی صادرات نفت ایران که از سوی برخی از اندیشکده‌های آمریکایی طرفدار ترامپ مطرح شده بود را خنثی‌سازد. این ایالات متحده است که بدل به منشأ تهدیدهای ژئوپولیتیک انتقال انرژی و امنیت انرژی در خلیج فارس شده است و جمهوری اسلامی ایران در واکنش به اقدام‌های تهاجمی آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌ آمریکا با طرح گوره- جاسک، این سیگنال امنیتی را داد.

ادامه دارد

اطلاعات