گوناگون, سرتیتر
نوشتن دیدگاه

شورای آتلانتیک: نه ایران دست نشانده چین نخواهد شد.

ایران در حال نهایی کردن توافق با چین است، تواقفی برای فروش نفت خام به دومین اقتصاد بزرگ جهان برای بیست و پنج سال آینده. این توافق پس از افشای سند جامع مشارکت ۲۵ ساله ایران و چین توجه ها را به خود جلب کرد و باعث اظهاراتی شد که حکومت ایران کشور خود را موقتا به چین فروخته است. این اوصاف فقط مختص به ایران نیست. عراق روزانه صدهزار بشکه نفت خام به چین صادر می کند و با امضای توافقی بیست ساله برای توسعه زیرساخت ها با پکن به توافق رسیده و تحت فشار افکار عمومی است. کشورهایی مانند پاکستان، نپال، کامبوج، میانمار، کره شمالی و … نیز با چنین اتهاماتی رو به رو هستند.

چین و ایران هنوز در حال نهایی کردن این توافف هستند و جزئیات آن به صورت رسمی اعلام نشده است. برای پکن این توافقنامه بخشی از ابتکار کمربند و ابتکار جاده ابریشم جدید شی جی پینگ، رهبر حزب کمونیست چین است که به دنبال پیوند ده ها کشور آسیایی، اروپایی و آفریقایی در یک برنامه توسعه جهانی به سرپرستی چین می باشد. حامیان این طرح معتقدند که این پروژه جاه طلبانه باعث بهبود چشمگیر زیرساخت ها و استاندارد زندگی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه خواهد شد در حالی که منتقدین آن را نوعی دام دیپلماسی یا نئو استعمارگرایی می دانند.

شرایط این توافق به اندازه کافی محکم شده تا سرمایه گذاری چین در ایران به میلیاردها دلار زیرساخت، توسعه اقتصادی و نظامی برسد. چاه های نفتی، پالایشگاه ها و سایر امکانات به شدت نیازمند نوسازی است. البته این توافق در تضادی آشکار با امید مداوم ترامپ برای از بین بردن اقتصاد ایران از طریق کمپین فشار حداکثری است که به صورتی بر جمعیت کشور عوارضی وارد کرده است.
واقعیت این است که چین و ایران به یکدیگر احتیاج دارند اگرچه تهران بیشتر نیازمند است. چین به نفت نیاز دارد و همین حالا هم بزرگتربن مشتری نفت خام ایران است، چین همچنان سعی دارد خود را به عنوان رهبر جدید کشورهای در حال توسعه معرفی کند کشورهایی که مدت هاست از سوی واشنگتن نادیده گرفته شده اند. از سوی دیگر تهران باید با رکود عمیقی که بخشی از آن توسط تحریم های مجدد آمریکا بر کشور حاکم شده دست و پنجه نرم کند.

با وجود اقدامات تهاجمی دولت چین علیه کشورهای دیگر در جنوب شرق و جنوب آسیا، چین تمایلی به تمرکز بر خاورمیانه ندارد. به نظر می رسد چین بیش از هرچیز در خصوص امنیت انرژی در این منطقه نگران است و به همین دلیل هم توانایی های اقتصادی ، فناوری و نظامی خود را گسترش می دهد. در مقایسه با توافق های طولانی که میان چین و سایر کشورها صورت گرفته، توافق با ایران اگر واقعا مداوم و اجرایی باشد توافقی قابل توجه است.

به بیانی دیگر چین تشنه نفت است و به طورکلی همیشه در حال گسترش عملیات پالایشگاه هایش است. علاوه بر این چین از آمریکا به عنوان بزرگترین وارد کننده نفت از خارج پیشی گرفته است. این نظریه که ایران خود را زیر سلطه چینی ها برده صحیح نیست و پکن نیز تجربه کمی در زمینه حفظ نفوذش در مناطق بی ثبات آن هم در شرایطی که ریشه فرهنگی عمیقی نداشته باشد دارد. تهرام در برجام با قدرت های جهانی از جمله آمریکا به توافق رسید اما این طرح با عقب نشینی ایالات متحده از هم پاشید. بنابراین تهران به دنبال حوزه های دیگر نفوذ برای مذاکره در جهت حفظ بقای خود بود. توافق پیشنهادی تهران و پکن نشانه ناامیدی ایران و ظهور چین به عنوان یک ابرقدرت جهانی و همچنین کاهش اهمیت آمریکا در خاورمیانه به عنوان منطقه غنی از نفت است. هرگاه آمریکا و متحدان اروپایی خود عقب نشینی کنند مانند آنچه که در زمان ترامپ در خصوص ایران اتفاق افتاد، پکن آماده است تا جای آنها را بگیرد.

منبع: مرکز مطالعات خلیج فارس
🚫@NowarNosanctions🚫

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

این وب‌گاه برای کاهشِ هرزنامه‌ها از Akismet استفاده می‌کند. در موردِ نحوهٔ پردازشِ داده‌هایِ دیدگاهتان بیشتر بدانید.