سياسی, سرتیتر

منافع روسیه درارتباط با اسرائیل ومحاسبات پوتین درسوریه


منافع روسیه درارتباط با اسرائیل ومحاسبات پوتین درسوریه

سایت المیادین لبنان

مترجم :احمد مزارعی، جمعه سی ام خرداد1399 

برای فهم عملکرد و سیاستهای متناقض روسیه وعوامل ان درمنطقه ، بویژه درارتباط ان با اسرائیل  ضرورت دارد تا اندکی به گذشته های تاریخی باز گردیم.

باید گفت که گفته ها وناگفته های زیادی درمورد نقش روسیه درسوریه وجود دارد، وهمچنین گفته ها وناگفته های بیشتری نیز میان محتوای روابط میان پوتین از یکطرف ، ورئیس جمهورترکیه ، بشار اسد وازطرف دیگر نتنیاهودرکار است.موفقیت میان اینهمه منافع متضاد با تمام ابعاد سیاسی واقتصادی وازهمه مهمترنظامی ، امنیتی واستراتژیکی ان بسیار سخت است.

برای فهم عملکرد وسیاستهای متناقض روسیه وعوامل ان درمنطقه ، بویژه درارتباط ان با اسرائیل ، ضرورت دارد تا اندکی به گذشته های تاریخی باز گردیم.دراین نگاه تاریخی برای ما روشن خواهد شد که عوامل هماهنگی میان روسبه واسرائیل درسوریه وهمچنین منافع روسیه درسوریه که از طرف ایران نیز حمایت میشود چیست ، وهمچنین وضعیت فعلی میان منافع وهماهنگی روسیه وترکیه که از تاریخ اگست سال 2016، اغاز گردیده است درکجا است.

تاریخ پیدایش یهودیان درسرزمین روسیه به قرن دوم قبل از میلاد برمیگردد، درطی این دوره انان درمناطق حضور خود به دفعات از طرف حاکمان مورد انواع تبعیدها، سلب مالکیتها بویژه درمنطقه کریمه ، کییف پایتخت فعلی اکراین واودسا قرار گرفتند، یهودیان سپس ازاین مناطق بسوی سرزمین دولت بیزانس وسپس عثمانی مهاجرت کردند.

با اعلام قیام امپراتوری روسیه درسال 1721، یهودیان روسیه مجددا مورد تجاوزات زیادی قرارگرفتند، زیرا کاترینا امپراتور روسیه تصمیم گرفت به خاطرتصرفات نادرست واینکه انها نتوانسته اند خودرا با جامعه روسیه منطبق کنند از روسیه اخراجشان کند.

درسال 1791، کاترین دستورداد تا همه یهودیان را در»یک منطقه جمعشان کنند ومجبورشان کنند که باهم ودریکجا زندگی کرده وبا سایر مردم روسیه ارتباط برقرارنکنند تا موجب فساد اخلاق درمیان مردم روس نشوند».

این وضع ادامه یافت وتغییرات بهتری درزندگی انان حاصل شد تا درسال 1881، مجددا موردتعرض وقتل وغارت جمعی قرارگرفتند زیرا انها در قتل قیصرروسیه نیکولای دوم نقش داشتند، این قتل عام تازه یهودیان بنام «بوگروم»(bogrom)معروف گردید که مشابه کلمه هلوکاست است.

قیصرهای روسیه درادامه انواع قیدوبندهای برزندگی یهودیان وفعالیتهای بازرگانی انها اعمال کردند وانها را از انجام بسیاری کارها وبه نسبت معینی بویژه درموسکو وپیترزبورگ منع نمودند

این وضعیت ادامه یافت تا هنگامی که جنبشهای اعتراضی کارگران وزحمتکشان روس بر علیه قیصرهای روس اغاز گردید، دراین مرحله یهودیان به گستردگی درجنبشهای اعتراضی شرکت کردند که درادامه این اعتراضات به انقلاب اکتوبر 1917، منجر گردید ، دراین مرحله شرایطی پیش امد که امکان داشت یهودیان بر رهبری انقلاب تسلط پیدا کنند ، اما لنین توانست با هشیاری انان را کنار بزند.علیرغم همه اینها یهودیان از روحیه وشرایط انقلابی استفاده کرده وتعدادشان در اداره های دولتی ، دانشگاهها وارتش فزونی یافت وبه حدود نزدیک به سی درصد رسید.

 درابتدای انقلاب سه وزارتخانه دفاع ، مالیه ، وخارجه دردست یهودیان بود ، دراین مرحله فعالیتهای تشکلات صهیونیستی درمیان یهودیان شدت یافت بطوری که دولت کمونیستی فعالیت این تشکلات وفعالیت همه عبادتگاههای یهودیان را منع نمود ومراکزفرهنگی نیز که به کودکان یهودیان زبان عبری میاموختند منع گردید.

استالین نیزتصمیم گرفت تا تعداد کارکنان یهود را دردانشگاهها ، ارتش وپستهای حساس کاهش دهد ، استالین قرار براین گذاشت تا نسبت کارکنان یهودی دردولت بیشتر از هشت درصد نباشد،استالین سپس درسال 1928، قراربراین گذاشت تا»منطقه ای خودمختار»درنزدیکی مرز چین برای انان ایجاد کنند ، زیرا ازنظر استالین «انها دارای مقومات یک ملت نیستند بلکه مجموعه هائی از اقوام مختلف هستند که تنها دین انها را بهم پیوند میدهد».

این ضدیت استالین با یهودیان ادامه یافت تا زمان تشکیل دولت اسرائیل فرارسید، استالین براین اعتقاد بود که به علت مهاجرت تعدادبسیارزیادی ازیهودیان روسیه به فلسطین این دولت سوسیالیستی خواهد شد، (1)وبهمین دلیل استالین تصمیم برتقسیم فلسطین ازطرف سازمان ملل را تایید نمود ودولت اسرائیل را به رسمیت شناخت. دولت تازه اسرائیل نظر به اهمیت روسیه درنزد یهودیان دنیا، گولدا مائیر را به عنوان اولین سفیر خود به موسکو فرستاد، گولدا مائیر دراصل ازیهودیان اکراین بود که درسن شش سالگی اکراین را ترک نموده وبه امریکا مهاجرت نمود ، درانجا تحصیل نمود ، کارکرد وشهروند امریکاگردید.

وضعیت فوق یهودیان روسیه را قانع نکرد تا به اسرائیل سفر کنند ، درخلال سالهای 1948 و 1967، تنها 16637، یهودی روسیه به اسرائیل سفر نمود ، درصورتی که درسالهای قبل از تشکیل دولت اسرائیل بیش از ده برابر رقم مذکوراسرائیل را ترک کردند ، بطوری که از پس از سالهای 1870، بیش از یکملیون یهودی روسیه را ترک نمودند که بیشترشان به اروپا واز انجا به امریکا مهاجرت کردند.

با کاهش یافتن قیدوبندهای مهاجرت یهودیان ازروسیه درسال 1968،که تحت فشار اروپا وامریکا انجام میگرفت ، 375 هزار یهودی روسیه را بسوی اسرائیل ترک کردندوپس از فروپاشی شوروی 850 هزار یهودی دیگر روسیه را بسوی اسرائیل ترک نمودند که در حال حاضر تعداد یهودیان اسرائیل یک چهارم جمعیت کشور اسرائیل را تشکیل میدهند.

این جمعیت بزرگ یهودیان روسی دراسرائیل راز موضعگیری روسیه را نسبت به اسرائیل برای ما روشن میسازد، اینان وزنه بسیار سنگینی را در زندگی سیاسی، اقتصادی واجتماعی  اسرائیل تشکیل میدهند ، انها رادیو، باشگاهها روزنامه ها واماکن گردهمائیهای ویژه خودرا دراسرائیل دارند، زیرا به زبان روسی صحبت میکنند وهمچنان شناسنامه های روسی دارند وهمانند پانصدهزار روسی هستند که درروسیه زندگی میکنند ودائما ازروسیه به اسرائیل وبرعکس مسافرت میکنند «همانند قومان وخویشانشان که مقیم اسرائیل میباشند، درمیان انان بسیاری بازرگانان روسی الاصل میباشند که درعین حال با بازرگانان بزرگ یهودی که درحیات اقتصادی روسیه نقش دارند ویا دراصل اذربایجانی واوزبکستانی میباشند رابطه ای گسترده دارند.

کاملا روشن است که پوتین نمیخواهد رابطه خودرا با همه اینها قطع کند ، پوتین درابتدی به قدرت رسیدن خود درسال 1999، هجوم معروف خودرا برعلیه اینان اغاز نمود وانان را متلاشی وگروههای مالی خطرناک انهارا ازمیان برد زیرا درنظر داشتند وی را محاصره کنند، همچنانکه همینها همیشه درتاریخ روسیه ایجاد مشکلات میکرده وتاکنون نیز ادامه میدهند. 

پوتین درحال حاضر درحال درحال مصلحت اندیشی بسیار حساسی با انها بسر میبرد ونمیخواهد اسرائیل را با وزنه سنگین ونقشی که درمنطقه وجهان دارد ازدست بدهد ، اضافه براین نقش لابیهای یهودی درامریکا وسایر مناطق جهان ، واین درحالی است که یک عنصر متوازن عربی وجود ندارد که اگر وجودداشت میتوانست درمقابل سازمانها ولابیهای فوق به موسکو کمک کند، انچنانکه اکنون موضع گیری ترکیه نسبت به موسکو میباشد وموسکو روابط ومحاسبات استراتژیک مهمی با ترکیه دارد که نمیتواند ترکیه ویا هرکشور عربی دیگری را به سادگی قربانی سوریه نماید.

مجموعه انچه که دربالا شرح داده شد ، موضعگیری پوتین را دربرابر اسرائیل ، عدم مقاومت دربرابر تجاوزاتش علیه سوریه وحتی در برابر سرنگون شدن یک هواپیمای روسیه درتاریخ هیجدهم سپتامبر 2018، درنزدیکی شهر لاذقیه ، توضیح میدهد.

همه انچه که دربالا توضیح داده شد کافی نبوده است تا روسیه را قانع کند تا موشکهای «اس 300″ و»اس  400» را به سوریه تحویل دهد تا این کشوربتواند دربرابر هواپیماهای تجاوزکار اسرائیل که به بهانه بمباران مواضع ایران وحزب الله دراسمان سوریه مانور میدهند، مقاومت کند.حزب الله وایران همپیمانان روسیه درسوریه هستند، واگر اینان نبودند روسیه نمیتوانست نه درسوریه ونه دردریای مدیترانه جای پائی داشته باشد. از سوی دیگرمشاهده میشود که چگونه منافع روسیه دررابطه با اسرائیل وترکیه مخرج مشترک پیدا کرده است.

باید درنظر گرفت که اگر همه انچه که توضیح داده شد نبود روسیه نمیتوانست اینهمه دستاورد استراتژیک منطقه ای وبین المللی دررابطه پیچیده وجند جانبه خود با اردوغان داشته باشد، اردوغان نیز ازقبل این رابطه با روسیه واستفاده ازچراغ سبز پوتین توانست به بسیاری از اهداف خوددرسوریه دسترسی پیداکند،ازسوی دیگر فعل وانفعالات فوق باعث بسیاری سئولات وانتقادات نسبت به سیاست روسیه درمورد واقعیت سوریه گردیده وفشارهای بین المللی بر روسیه درمورد وجود نیروهای ایرانی درسوریه گردیده با این دستاویز که حضور ایران درسوریه امنیت اسرائیل را مورد تهدید قرارمیدهد، امری که هیچکس از جمله کشورهای خلیج خواستاراخلال درامنیت اسرائیل نیستند.این کشورها باید بدانند که این اسرائیل است که بخشی ازخاک سوریه را به اشغال خوددراورده است ونه حزب الله ویا ایران، برعکس غالب کشورهای منطقه وجهانی بر علیه سوریه وارد توطئه وجنگ شده اند، اما روسیه ازسوریه به دفاع برخاسته ودر تمام محافل بین المللی سرسختانه درکنار سوریه ایستاده است.

پایان

۱ دیدگاه

  1. شعله کار says

    همانطور که عبدالمطبی ها مکه را در دست داشتند و مسیحی‌ها رُم را، با این دو شهر مرکز تجارت را در دست خود متمرکز کرده بودند، همان ادامهِ راه ابراهیم بوده است.
    پیشکسوت سه دین ابراهیمی یعنی «یهودی مسیحی اسلام»، «گرز دار» بزرگی بنام ابراهیم است که ««داستان آدم و هوا » را درست کرد تا «هوّا»یی که دچار گول خوردگی «شیطان» وسوسه کننده، با خوردن سیب ممنوعه گردید را از بهشت به روی زمین بیاورد و «آدم» را هم پسا وی اجبارا جهت تنازع بقاء لازم بود به ترک بهشت و کنار هوّا ماندن مجبور نماید»»؛ تا بتواند افراد دور و برش را به زانو زدن و سجده کردن به خود مجبور، و سرکردگی و مقام خدایی خود را دایمی نماید!
    همین کار را همه ادیان و همچنان محمد پس از پایان تبلیغات شاعرانه دوران اول جلوس خود بنام دوره «دعوت» و سپس شروع دوران جنگ‌ها به حکم شمشیر و ریختن خون دیگران(کفار)، عملی کرده اند(فرمان اعدام های جمعی زندانیان سیاسی پسا جنگ ۸ ساله هم از این دوران نشأت گرفته)،

    ابراهیم با موفقیقت توانسته است تا کنون بیش از چند هزاره، مغزهای انسان‌ها را با داستان‌های «خداوندی» با بهتر بگوییم «قصص قرآنی یا Alte Testament» در اختیار خود داشته باشد. که اکنون صهیونیست ها در حال تحقق آن در سرزمین های اشغالی میباشند و تیکه تیکه زمین‌های اعراب بقتل رسانده و فراری داده شده را غصب و بتملک خود در می آورند تا به سرزمین موعود فلسطین«کنعان یا سرزمین مقدس» را تصاحب کنند.

    افرادی که پیامبر گردیده اند در اثر کهنه شدن طرز زندگی زمان خود و عدم تناسب دین رایج با بازدهی نیروی کار … برای نجات جامعه، چاره‌ای جز تکرار داستان‌های ابراهیم که خود آریه گرفته از خداوندان مصری بوده است را نداشتند که کلیسا و سپس مسجد، همه توان خود را بکار گرفت تا شاید بتواند با گردن نهادن به پیش تعریف‌های دین ابراهیم جلوی نفوذ ابراهیمی های زمان خود (یهودی ها) را بگیرد. بهمین خاطر است که داستان‌های عجیب و غریبی از بچه دزدی و کشتن کودکان در روز های شنبه را بوجود آوردند و اسطوره های زیادی وجود داشت که کودکان مسلمان در ایران را از رفتن به محله جهودان در روزنای شنبه منع میکرد که باید این اسطوره در کلیه کشورهای دارای یهودیان موجود بوده باشد!
    چنین دستوراتی در آلمان بصورت سرنوشته هایی بر سردر کلیساهای فرانکفورت مرکز تجارتی آلمان تا پیشا جنگ جهانی دوم موجود بوده و حتی امروزه تک توکی کلیسا کشف می‌شود که علامت های صلیب شکسته زمان هیتلری که ادامه آن است روی آن‌ها دیده میشود!

    سیاست غصب و تصرف سرزمین های غریبه در قاره های دیگر (مانند شمال آمریکا و نسل کشی در آنجا) را آقای صهیون حکومت انگلیس و دیگر امپریالیست ها را بدان تشویق کرد تا با نقشه صهیونیست های اروپایی سرزمین های موعوده در اختیار امپریالیست ها قرار گیرد تا بتوانند براحتی کلیه منطقه را از این طریق غارت نمایند. «پژوهش های خانم پترا ویلد «شهرک سازی»*).

    دولت هایی که پس از بوجود آمدن ملت (ناسیون) که مذاهبی چون مسیحیت و اسلام در آنجا رواج دارد نتوانستد قادر به تسلط به دانستنی ها و قلق های علم اقتصادی بازرگانان یهودی یا «Jewisch» تسلط یابند و خیلی ساده دست به جدایی یهودیان از اهرم‌های اقتصادی مهم و نیمه مهم در کشورهای خود از طریق دولت های خودی زده و بازار منطقه جغرافیایی حکومتی را در دست خود نگاه داشته‌اند که در سراسر اروپا، آسیا و ام.آمریکا بجز چند بانک روتشیلدها انجام داده و هنوز جریان دارد.
    یکی از علل قابل قبول تجار این کشورها در دولت هایشان برای جدا کردن یهودیان از خود با وجود داشتن ملیت مشترک(Nationalitätپاسپورت)، زبان مشترک… همان کشور آنهم بصورت آباء اجدادی؛ عدم توان در حفظ توازن درآمد با تجار کشوری که در آن زندگی می کنند، میباشد. این امر سبب میشود پس از مدت کمی باعث ورشکستگی سرمایداران دیگر گردیده و بعلت تجمع دارایی‌ها به نفع تجار یهودی به زد و خورد با سرمایداران محلی منجر میگردد. آنهم بخاطر داشتن شبکه درونی ارتباطات و اعتماد روانی برای مبادله کالایی بین تجار یهودی که بیشتر از مسلمانان و مسیحیان شدیداً بدان باور داشته و به آن پای بندند که خود نتیجه ممنوعیت کارهای تولیدی و خدماتی زیادی که برای برداشت از کالاهای تولید شده توسط سازمان اجتماعی کار در هزاره های گذشته میاشد که سرمایداران و تجار مسیحی و مسلمان نمیتوانند اینچنین بیکدیگر نزدیک گردند.

    جنبش های انقلابی و مناسبات یهودیان با آنها:

    سرمایداران «نو بلوغ» فرانسه بسرکردگی «ناپلئون» برای بدست آوردن مستعمرات نان و آب داری مانند پیشینیان برده دار خود در آفریقا یهودیان ساکن اروپا را به فلسطین کوچ داد که از آن زمان پای امپریالیسم به شمال آفریقا باز و با قرارداد «پیکو ساکس» با گذاشتن خط کش روی نقشه آفریقا مردم ساکن این نواحی را از یکدیگر جدا کرد.*)
    کمی بعد در روسیه تزاری که سامان یابی انقلاب اکتبر برای رهایی طبقه کارگر از سلطه تزاری که لنین و استالین… برای آن تلاش میکردند، یهودیان روسی هم ادعای «سوسیالدمکرات بودن داشته و خواهان شرکت در انقلاب بودند. که انقلابی بودن آن‌ها برای ناسیونالیسم، یهودیت پروری، مبارزه برای مراسم عقب‌مانده مذهبی و خرافات مربوط به دین یهودی در روسیه بوده است. این به این معنی نیست که از میان یهودان کمونیست داده نشده است،
    در زمان انقلاب و حیات بلشویسم یهودیان زیادی در حزب شرکت داشتند و بخوبی از پس وظایف کمونیستی خود بر می آمده اند. من هنوز در باره آن‌ها تا جنگ دوم جهانی مطلب منفی در باره این کادر ها نشنیده‌ام (باستثنای مقاله‌ای از ام.شیری در باره قحطی در اوکراین) که میتواند با همدستی حکومت تجدید نظر شده خروشچفی ها یعنی سرمایدارانی که هنوز دولا دولا در حکومتی سوسیالیستی کار میکردند، صورت پذیرفته باشد. کارل مارکس اولین کلاسیکر کمونیسم خود در خوانواده یهودی بدنیا آمده و یهود بوده است.
    یهودیان در روسیه پیشا انقلاب مانند کُرد های ایران و یا سوریه که در جنگ منطقه با آمریکا و اسرائیل ائتلاف کرده‌اند و خواهان آنند که آقایان پیکو و ساکس دوباره زنده شود و مناطق ترکیه عثمانی را از نو تقسیم کرده و مناطقی راهم با اراده منافع امپریالیستی اربابان ائتلاف خود به آن‌ها «اهدا» کنند؛ در اسرائیل ۷۰ سال است که هستی یافته. و بدین جهت اسرائیل بدون امپریالیسم از همان زمان ناپلئون تا کنون امکان ادامه حیات نداشته و هنوز هم ندارد.

    رفیق لنین و رفیق استالین از همان بدو تکاپو برای تشّکل طبقه کارگر و زحمتکشان روسیه ترازی بشدت با عظمت طلبی و خود بالندگی روس ها، ارمنی ها و یهود ها «سوسیالدمکراتهای ناسیونالیست بوند»… مبارزه میکردند.
    استالین در جلد دوم خود تحت نام در باره «مارکسیسم و مسایل ناسیونالیسم» در سال ۱۹۱۳ مینویسد:
    موج ناسیونالیسم بحث برانگیز از بالا ، یکسری انتقام جویی ها توسط «حاکمان» که انتقام از حومه شهرها به خاطر «عشق به آزادی» خود گرفته بودند ، موج ناسیونالیسم را از پایین برانگیختند ، که بعضی اوقات به شوونیسم وحشیانه تبدیل می شد. تقویت صهیونیسم [131] در بین یهودیان ، رواج روزافزون در لهستان ، پان اسلامیسم در بین تاتارها ، ظهور ناسیونالیسم در بین ارمنی ها ، گرجی ها و اوکراینی ها ، گرایش عمومی به یهود ستیزی – همه اینها واقعیت های شناخته شده ای هستند.
    موج ناسیونالیسم در حال قدرت گیری بود و میرفت به توده های کارگر سرایت کند و هر چه جنبش آزادیبخش بیشتر از بین می رفت ، شکوفه های ملی گرایی رشد بیشتری می یافت.
    که ناسیونالیست های نامبرده بالا، از یهودیانی که برای ناسیونالیسم و عظمت طلبی یهودی که هیزم بیار آتش ناسیونالیسم در روسیه بودند، به کنگره پنجم «بوند» اقامه میکردند. ادامه دارد…

    ::::::::::::::::::::::::::::::::

    *)- دوکتاب از خانم «پترا ویلد» بنام تاریخ شهرک سازی زمانی در مجله هفته بصورت مقالات مسلسل در اختیار خوانندگان قرار داده شد که اکنون بصورت دو ویدیو هنوز در یوتویوب با الف بای پارسی تحت نام «پترا ویلد» جستجو شود قابل مشاهده هستند. شاید هم مجله هفته لطف کنند و آدرس مقاله ها را به این نگاشته اضافه نمایند.

    دوست داشتم

  2. شعله کار says

    آقا یا خانم شیرین رود،
    شما تنها نیستید که این مقاله را عجیب توصیف میکنید، این مقاله شاعری را مجسم میکند که گاهی شعر خوب میگوید و باری، قافیه در باره زلف یار بتنگ می‌آید وی بقیه را بجفنگ تبدیل میکند.
    اولاً لنین و استالین هیچ اتفاق و عملی و یا دستوری و یا تلگرامی ندارند که در باره آن‌ها هم از نظر علم زبان و هم از نظر ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی آنرا بازنگری چند مرتبه‌ای نکرده و مورد کنترل قرار نداده باشند که در ۴۲ جلد از لنین و ۱۵ جلد از استالین مدون و حکومت شوروی سوسیالیستی آن‌ها را مستند کرده اند!
    این خالی بندی ها را اولین بار است که من در مقالات این نویسنده شاهد هستم.
    ایشان برای فرار از یک واقعیت غیر قابل انکار که آشکارشدنش برای حکومت ایران و حکومت روسیه مضرات مهلک ریشه‌ای دارد دست به ردیف کردن وقایعی زده که بعضی از آن‌ها اصولاً وجود نداشته و بعضی از آن‌ها از اصالت حرکت ماتریالیسم تاریخی و قوانین دیالکتیکی در باره قوم، ملت و یا خلقی که تاکنون کشف کرده‌اند بهره ور نیست.
    یهودیان بخاطر شرایط خاص اولیه‌ای که داشته‌اند، افرادی بودند که در کسب و کارهای آنروز ها موفق بوده و بخاطر داشتن انباشت سرمایه و همبستگی (مانند ناسیونالیسم آلمان شرقی که بصورت فرهنگی فاشیستی ظهور کرده ولی در بدو امر پدیده‌ای برای حفظ «باقی مانده های دست آوردهای فقط ۵ ساله سوسیالیسم»(دوران اولبریخت) بوده است که پس از جلوس خروشچف و ساختن دیوار، سرمایدارانِ اس پ د و اف د پ و سی دی یو شریک در دولت اولبریخت، آنرا به فرهنگی فاشیستوئیدی تبدیل کرده و هنوز به آن‌ها ادامه میدهند. (برتولت برشت در نامه به ناشر خود(سوئر کامپ) در باره تظاهرات طبقه کارگر بر علیه حکومتی کارگری)
    در جایی خواندم که یهودیان در کلیه کشورهای اروپایی و منجمله روسیه حق کارکردن در تولید و کشاورزی را با زمان انقلاب کبیر اکتر نداشتند و این حق را از آن‌ها گرفته بودند و در نتیجه آن‌ها تنها بکار تجارت و استفاده از امکانات دینی که نمونه وار آن‌ها را بیکدیگر متصل میکرد، در زمانی کوتاه به نیروی کلیدی در تجارت کشوری و میان کشوری تبدیل می گردیدند، بخصوص در ارزش مبادله، دین همچون پول رایج بو ندارد(مثل معروف آلمانی در باره شغل بکشی: «پول که بو نمیده») و فقط بازرگان متعلق به هر دینی باید بسود خود دست یابد. مانند هم‌اکنون وارد کنندگان مسلمان درایران که از هر کشور دشمنی: مسیحی یهودی بودایی هندو… با وجودیکه حتی آن کالا در ایران ساخته می‌شود، فقط و فقط بخاطر سود دست به وارد کردن کالا میزنند. حتی در سردر کلیساها تا شروع جنگ دوم جهانی در آلمان چنین آموزه هایی حک گردیده بود و باعث پیدایش و پذیرش آسان تبلیغات ضد یهودی هیتلر(گوبلز) گردید.
    … ادامه دارد زیرا نمیتوان در یک زیرنویس به اینهمه در هم گویی پاسخ داد!

    دوست داشتم

  3. shirinrood says

    مقاله بسیار عجیبی است که نه تنها در توضیح «منافع روسیه درارتباط با اسرائیل» موفق نیست واز تشریح «محاسبات پوتین درسوریه» عاجز است بلکه مُهرآنتی سمیت بودن را همزمان و به راحتی بر پیشانی لنین و استالین می چسباند! اینها همه بی هیچ فاکت و مرجعی برای کنترل و یا مطالعه بیشتر خواننده. جالب اینکه برچسب ضد یهود بودن را همیشه دشمنان قسم خورده کمونیست ها سعی کرده اند در اذهان جهانی جا بیاندازند.

    دوست داشتم

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.