سياسی, سرتیتر

حکومت پليسی ایالات متحده آمريکا!

usa_floyd_01


منبع: ردگلوب
نويسنده: اولی بروک‌ماير Uli Brockmeyer

تارنگاشت عدالت


در بخش‌های بزرگ ایالات متحده آمریکا وضعیت اضطراری برقرار است. پلیس و گارد ملی کنترل بسياری از شهرها را در دست گرفته اند. یک شاهد عینی گزارش می‌دهد، در واشنگتن، هليکوپترهای پلیس «به عنوان یک عامل بازدارنده» تا حد نوک درختان پايين پرواز می‌کنند. پرزیدنت ترامپ بازديد کلیسایی خود را تحت حمایت گسترده گارد ملی به اتمام رساند و با افزايش اعتراضات خارج از محل اقامت وی، به طور موقت در پناهگاه کاخ سفید پنهان شد و تهدید کرد که از ارتش استفاده خواهد کرد.
گزارشگر سی ان ان گزارش می‌دهد که گارد ملی در خیابان‌های ایالات متحده به تعداد معادل سربازان آمریکایی در افغانستان، عراق و سوریه مستقر شده است.

ريیس‌جمهور درباره توطئه نیروهای چپ خیالپردازی می‌کند و به ضدفاشيست‌های ایالات متحده آمریکا به عنوان رهبر اين جريانات اتهام می‌زند. شناسایی گروهی که هیچ ساختار سازمانی قابل تشخیصی در سراسر ایالات متحده ندارد، به عنوان نیرویی که می‌تواند قیام بخش‌های بزرگی از مردم را رهبری کند، تخیل زیادی می‌طلبد.
ريیس‌جمهور احساس ادراک واقعیت را کاملاً از دست داده است‌، مشروط بر این‌که بپذيريم وی اساساً از چنين احساسی برخوردار بوده باشد. تمام دوران حکمروايی دونالد ترامپ با تصمیمات، اقدامات و اظهاراتی مشخص می‌شود که درک آن دشوار است. او دولت خود را با همان اصولی اداره می‌کند که سال‌ها قبل به عنوان مجری یک برنامه تلویزیونی رفتار می‌کرد، برنامه‌ای که موضوع آن استخدام متقاضیان شغل در یک شرکت و در صورت عدم تحقق انتظارات، اخراج فوری آن‌ها بود. بعید به نظر می‌رسد بتوان ريیس‌جمهور ديگری در ایالات متحده پيدا کرد که در دوران تصدی وی به اين اندازه وزیران، دبیران امور ایالتی، مشاوران، سفیران و فرماندهان نظامی را کنار گذاشته باشند.

از همان ابتدای دوره ریاست جمهوری، هر یک از تصمیمات وی تابع یک هدف است: انتخاب مجدد وی برای دوره دوم. ترامپ در یک مبارزۀ انتخاباتی دايمی به سر می‌برد، هر یک از سخنرانی‌های او، و هر یک از اقدامات رسمی او با اين تصور انجام گرفته و انجام می‌گيرد – تا حدود زيادی هم دقیقاً طراحی‌شده – تا به هر قيمتی که شده رأی دهندگان خود را حفظ کرده و رأی دهندگان بیش‌تری به دست آورد. هیچ‌گاه مسألۀ وضعیت کشور، يا رفاه شهروندانش مطرح نبوده است. «دوباره آمریکا را بزرگ کن»، به جز اين‌که اطمينان حاصل کنيد تا ترامپ بتواند در مقابل هواداران خود به عنوان بزرگ‌ترین ريیس‌جمهور همۀ اعصار عرض اندام نمايد، معنای ديگری نمی‌دهد.

بدين منظور، او بی‌رحمانه و بی حساب و کتاب علیه هر آن‌چه که در چشم او «چپ» به نظر آيد حمله می‌کند، علیه روسیه، چین،WHO ، کوبا، ونزوئلا، سوریه، و در صورت امکان، حتا علیه ناتو و اتحادیه اروپايی. وی از پرتاب یک موشک خصوصی برای اعلام این‌که تمام جهان باید رهبری آمریکا را به رسمیت بشناسد، استفاده کرد و گفت: «»ما»، [يعنی ترامپ و شرکايش]، اکنون قدرتمندترین سلاح‌ها را خواهیم داشت.»

معلوم نيست که آیا وی واقعاً در انتخابات آینده پیروز خواهد شد یا نه. به نظر می‌رسد یک جنبش اعتراضی بسیار گسترده، که هنرپيشگان برجسته، ورزشکاران و حتا افسران پلیس و گارد ملی نیز با آن پیوسته اند، می‌خواهد از این امر جلوگیری کند.

و: برای يک لحظه تصور کنید که همه این‌ها در روسیه، چین، کوبا یا ونزوئلا اتفاق بيافتد. اتحادیه اروپايی برای تحمیل سخت‌ترین مجازات‌ها يک روز هم صبر نمی‌کرد. اما در مورد ایالات متحده و یک حاکم، ترامپ، سکوت تلخی وجود دارد … حداکثر سرفهای خفيف از دهان وزیر امور خارجه به گوش می‌رسد. تا کی باید اين «سرمایه‌داری معمولی» را تحمل کنیم؟