تاریخی, سرتیتر

ویرانی کاخ شاه عباس به دست افسر قزاق – محمود دهقانی

shahabbas_farahabad


ویرانی کاخ شاه عباس به دست افسر قزاق

دکتر محمود دهقانی


mahmuod_dehghaniپس از فرو خفتن نقاره جنگ میان عثمانی و صفوی در روزگار شاه عباس یکم، در سایه آرامشی که گسترده شد نوبت به آبادانی رسید. بدنبال راه سازندگی که امام قلی خان در فارس و گنجعلی خان در کرمان و سران لشکری و کشوری درهمه جا پیش گرفتند میرزا تقی خان نیز با کمک شاه عباس غبار از چهره مازندران زدود وبا امنیت راه ها، ابریشم و کالاهای ایران بیشتر به جهان صادر شد. اما سال ها پس از آن در پایان فرمانروایی شاه عباس دوم و سال های نخست فرمانروایی شاه سلیمان، گروه ها یی ماشک دماغ کشورهای ایران و روسیه شدند که به گونه خلیفه داعش امروز در کشورهای سوریه و عراق، آن ها در کناره های رود ولگا عرض اندام کردند. هر چند در آن سوی رود ولگا به یغماگری می پرداختند اما قدرت یافتن یاغیان این سوی مرز را نیز با خطر بسیار روبرو کرد چرا که سران تزار برای امتیاز بازرگانی با ایران و رهایی از دست یورشگران، آن ها را به این سو می تاراندند.

اگر خلیفه سده بیست و یکم داعش، در روزگار کنونی با جنگجویان به آن گونه که خود گفته بود می خواهد از راه دمشق و بغداد در آن سوی شاخاب پارس (خلیج فارس) به ایران به گونه روزگار ساسانیان پا بگذارد، یورشگران قزاق نیز در آن سوی رود ولگا برای خود ثروت و قشونی تدارک دیده بودند و به این سوی مرز به ایران روزگار صفوی پا می نهادند. هدف نگارنده در این نوشته خیلی کوتاه پرداختن به یورش داعش در سوریه و عراق امروز نیست، بلکه هدف برافروختن شمعی در دالان تاریک پیشینه دیگری از یک رویداد به فرماندهی افسر قزاق “استفان استینکو رازین“ در کناره رود ولگا و شبیخون به فرح آباد در کرانه دریای مازندران ایران روزگار صفوی است.١

در ٢٥ کیلومتری ساری روستایی به نام “طاهان”، در کنار رودخانه “تجن” قرار داشت واز دیرباز کشاورزی و شالیزارهای پرآوازه آن بر سر زبان ها بود. مهندسان شهرسازی شاه عباس یکم به سرپرستی ساروتقی استاندار مازندران که در گستره معماری و شهرسازی با دانشی فراگیر پر تجربه بود، با طرح خانه‌ها و ساختمان‌های کاخی که شاه فرمان ساختن آن ها را داد، در انجا دست به کار شدند. با آغاز شهر سازی و بالا رفتن ساختمان‌ها و با ساختن پل، بازار و جاده ها خیلی از خانواده‌های گرجی و ارمنی و یهودی نیز در طاهان و پیرامون آن جاگیر شدند و به کار و بازرگانی پرداختند. بیشتر مهاجران به آنجا کوچ داده شدند و برخی نیز در بالا گرفتن آوازه طاهان خود به آنجا مهاجرت کردند. گزارش اسکندر بیگ منشی و گزارش “د لاواله” آغاز و روند شکل‌گیری و گسترش شهر را نشان می‌دهند.٢

abbas_matlabjpg

این شهر در هنگام ساخت، با مسجدی بسیار زیبا که از آن برای مدرسه نیز استفاده می شد همراه کاروانسرا، گرمابه و جاده سنگ فرش و گل ها و باغ ها و جویبارها آنچنان به سر و رویی زیبا و دل انگیز دست یافت که بر آن “فرح آباد” نام نهادند. شاه عباس برای ساختن خانه در شهرفرح آباد به مهاجران زمین واگذار می کرد و گاه با قیمتی ناچیز زمین در اختیار برخی از اسرای جنگی که با ازدواج سرگرم زندگی و بازرگانی شده بودند می گذاشت و آنان را به کار و پیشرفت دلگرم می کرد. در گذر از بومی‌ها و سران سپاه و نزدیکان شاه، بیشتر شهروندان فرح آباد یهودی و مسیحی بودند. در آن روزگار فرح آباد دارای نزدیک به سه هزار خانوار شد. کاخ “جهان‌نما” در انتهای شمالی شهر بود. این کاخ نگارگری ‌های زیبا و خوش رنگ داشت و از ایوان آن چشم‌انداز دلپذیر شالیزار، رود و دشت و دریا پیدا بود.

کاخ “جهان نما” به دست افسر قزاق ” استفان استینکو رازین” ویاغیان او در بهار شوم سال ١٦٦٨ میلادی، در روزگار “آلکس میخائیلویچ” پدر “پطر کبیر” در روسیه و هم زمان با سال های پایان فرمانروایی شاه عباس دوم چپاول و به آتش کشیده شد. نگارگری هایی که جهانگردان اروپایی از آن یاد کرده اند، همراه آینه های بلند و همه تزیینات کاخ یکسره ویران شد. یاغیان مسلح “رازین” با چند کشتی، با نیرنگ داد و ستد به آنجا آمده بودند. شب هنگام با یک یورش، کشتار بی گناهان شهر فرح آباد و چپاول خانه ها را آغاز کردند. پس از کشته شدن انبوهی از مردم، یاغیان فرار کردند.

farahabad12

آن رویداد ترمز روانی شد و مردم دلواپس کمبود امنیت بودند چرا که با یورش های پیاپی، فرح آباد تاختگاه تراکمه و گروه های دیگر نیز شده بود. شهروندان یکی پس از دیگری شهر را ترک نموده و به جاهای دیگری کوچ کردند. از ساختمان دو اشکوب کاخ جهان نما با آینه‌ های بزرگ همراه با کاشی ‌های خوش رنگ گرمابه که در گمانه ‌زنی ‌های باستان ‌شناسی کنونی در آنجا دیده می‌شوند تنها پلی شکسته و تکه ای از دیوار کاخ به جا مانده، اما مسجد شاه عباس فرح آباد با معماری بی مانند خود هنوز پا برجا است.

افسر قزاق ” استفان استینکو رازین” برادرش در مسکو محکوم به مرگ شده بود و از آن روی، نخست در اندیشه انتقام از دولت روسیه برآمد. او از راه چپاول و راهزنی ثروت هنگفتی به دست آورده و یاغیان جاها و بخش های دیگر را در کنار هم گرد آورده بود. پیش از آن هنگامی که از سوی روس ها احساس خطر کرد از دولت صفوی درخواست تابعیت ایرانی نمود اما شاه عباس دوم درخواست او را نپذیرفت. “رازین” از هر دو سو نگران جان خود و جنگجویانش بود. او تا مدت ها نامش در کتاب های داستان روسی بود و حتا دانشنامه روسیه نیز از او صحبت به میان آورده است.

شهر زیبای فرح آباد در سال های پایان فرمانروایی شاه عباس دوم چند بار مورد یورش قرار گرفته بود. “استینکو رازین” از قزاقان بخش رود “دن” با گروهی از مردم بخش “دنیتر” هم دست شده به سواحل دربند و باکو حمله کردند و تا دروازه رشت پیشروی نمودند. فرمانفرمای گیلان به جنگ با آن ها شتافت و بیرون رانده شدند. آن ها پس از مدتی دوباره برگشتند و این بار از راه دریا در فرح آباد پیاده شدند. برای ترس مردم فرح آباد نخست چند جای شهر را به آتش کشیدند و برای دلهره و ترس برخی از شهروندان را در جا به جای شهر گردن زدند. خیلی ها را اسیر کرده و در خن کشتی ها زندانی کردند و خود به میانکاله گریختند. در آبخوست (جزیره) میانکاله از سوی مردم پیرامون shah_abbas_safawiآبخوست مورد یورش قرار گرفتند و عده ای از آن ها با نیش پشه های مالاریا فرار را بر قرار ترجیح داده اما از پا درآمدند. بازمانده قشون “رازین” در نزدیکی رود ولگا با سربازان تزار درگیر شدند و عده ای از سربازان روس را کشتند و با خفه کردن اسرای ایرانی آن ها را به آب انداختند. دولت شاه عباس دوم به روس ها اعتراض کرد و سرانجام پس از جنایت های بی شمار، “رازین” دستگیر و روس ها با ساطور او را چهار شقه کردند.

این یورش ها درگذر از راهزنی گروه های ماجراجو، ریشه سیاسی نیز داشت. چون در روزگار “الکسی میخائیلویچ ” پدر “پطر کبیر” فرستاده تزار به دربار شاه عباس دوم پیروزی سیاسی چندانی برای بازرگانی نیافت در سال های نخست روزگار شاه سلیمان، در١٠٧٩ قمری برابر با ١٦٦٨ میلادی شش هزار قزاق را برانگیخت و به آن ها سفارش کرد که خود را به ستوه آمده از ستم پادشاه روس معرفی کنند. پس از آن اشرار دسته دسته با چندین ناو که هر یک با دو توپ مسلح بود از راه دریا روانه شدند. گفته می شود کار که از کار گذشت پادشاه روس با نیرنگ سیاسی به ایران گزارش داد که حدود شش هزار از اتباع ما برای گرفتن تابعیت ایرانی بسوی مرزهای آبی شما می آیند و بهتر است از پذیرش آن ها خودداری نمایید.٣

یاغیان قزاق در سواحل گیلان و فرح آباد پیاده شده و گفته بودند ما به سرزمین شما پناه آورده ایم. پس از چندی که با شهر آشنا شدند در یک شبیخون مردم را کشتند و کاخ و بازار و همه جا را به آتش کشیدند. ناآرامی و یورش این گونه یاغیان به ایران در روزگار شاه صفی نیز گزارش شده است. یاغیان گاه خود سرانه و گاه با چشمک پادشاهان تزار که می خواستند به گونه ای از شر آن ها، رها شوند به مرزهای ایران نزدیک می شدند. این یورش ها همیشه در روزگاری بود که ریخت و پاش و اختلاس و دزدی و ریا وتزویر و خودخواهی های سیاسی درون این سوی آب بالا می گرفت و از کسی نمی پرسیدند از کجا آورده ای. با نا آرامی درونی، شهرها ی کشور دستخوش آشوب می شدند و شهروندان زخم خورده نیز سر در گریبان، با بهت و حیرت به خود فراموشی رو میآوردند و آماج تیر و شمشیر دزدان غیر خودی نیز می شدند.

سند های بسیاری جسته و گریخته از چپاول شهرهای ساحلی شمال ایران در درازنای تاریخ به ثبت رسیده اما یاد آوری این نکته نیز لازم است که جنایتی که یاغیان قزاق در روزگار صفوی به فرماندهی ” استفان استینکو رازین” به اجرا درآوردند چیزی به گونه یورش داعش به کشورهای سوریه و عراق امروز بود. اگر در روزگار شاه عباس دوم در مازندران به زیر ساخت کشتی سازی و آن صنعت نیاز پیدا شد و “کشتی رانی دریای خزر رونق گرفت و به تشویق او ایرانیان کشتی هایی چند ساختند که شاه عباس دوم خود برای تشویق صنعت گران ایران در آن ها نشست”، برای یورش ها و تهدیدی بود که پی در پی، در مرزهای آبی دریای مازندران به خاک ایران صورت می گرفت.٤


پانوشت:

١نگاه کنید به جلد نخست “تاریخ سیاسی” سعید نفیسی ص ٨٥. “در تاریخ میهن ما” نوشته محمد حجازی ص ١٢٤.همچنین بنگرید به “سفرنامه ملگانف به سواحل دریای خزر”،با تصحیح مسعود گلزاری، ص ١٠٤. انتشارات دادجو، تهران ١٩٨٥.

٢در گذشته به تجن رود ” تیزین رود ” می گفته اند. “پیترو د لاواله” جهانگرد ایتالیایی از ملازمان پاپ بود. در روزگار شاه عباس یکم به ایران سفر کرد. سفرنامه او را شادروان شعاع الدین شفا به فارسی برگردانده است. همچنین برای پیشرفت شهر فرح آباد نگاه کنید به اسکندر بیگ منشی: “تاریخ عالم آرای عباسی”، ایرج افشار،ج دوم، تهران ١٣٣٤.

٣تاریخ مازندران”. جلد دوم. اسمعیل مهجوری. چاپ اول تیرماه ١٣٤٥ چاپ اثرساری، ص ٩١.

٤در مورد کشتی سازی و کشتی رانی در روزگار شاه عباس دوم نگاه کنید به پاریزی، “سیاست و اقتصاد عصر صفوی”، ص ٢٢٩، به نقل از “روضه الصفا” ج ٨، ص ٤٨٣


لینک کوتاه شده برای انتشار:     https://wp.me/p1gf1m-ReL