تیتر۱, سرتیتر
نوشتن دیدگاه

آیا حسن روحانی نقش یلتسین را بازی می کند؟ – ابوالقاسم گلستانی

rohani_jelzin


آیا حسن روحانی نقش یلتسین را بازی می کند؟

ابوالقاسم گلستانی


۵ فروردین ۱۳۹۹  ۲۴ مارس ۲۰۲۰

ممکن است یکی به درستی بپرسد که، آیا برای جمهوری اسلامی همان نقشی را قائلم که برای اتحاد شوروی سابق؟ کوتاه ترین پاسخ می تواند این باشد: از جنبه بازدارندگی علیه سیاست تجاوزکارانه امریکا و متحدانش، بله! و دقیقاً به همین دلیل است که امپریالیسم امریکا در صدد تغییر حکومت ایران با تشبث به هر وسیله ممکن است. اما اجازه می خواهم موضوع را بشکافم.

جمهوری اسلامی تفاوت هایی بسبار زیاد با نظام سوسیالیستی دارد. مقاماتش تماما از عدالت اجتماعی اقتصادی حرف می زنند، ولی در ۴۱ سال گذشته خط مشی مدونی در اجرای آن نداشته است. به عکس، برای گریز از سوسیالیسم و متهم نشدن به آن، راه رشد سرمایه داری را در پیش گرفته است بین سالهای ۵۸ تا ۶۸ به صورت هرج و مرج و بعد از آن تا به امروز به شکل برنامه‌ریزی شده؛ برنامه ای به رهبری تیم «هاشمی رفسنجانی – حزب موتلفه» و بر پایه سیاست های صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی، زیر نام «تعدیل ساختاری«، ولی در واقع اقتصاد «بازار آزاد» یا همان نئولیبرالیسم اقتصادی.

به اعتقاد من، تیم «رفسنجانی موتلفه» رهبری کننده اصلی سرکوب جریانهای چپ راستین در دهه ۶۰ بودند. به دلایلی چند، از جمله: چپ به ویژه حزب توده ایران و فداییان خلق ایران اکثریت) هم مخالف تداوم جنگ عراقایران پس از فتح خرمشهر (خرداد ۶۱) بودند (جنگی که قدرت اقتصادی سیاسی تیم اشاره شده را تضمین می کرد)، و هم مانع اجرا برنامه های اقتصادی مد نظر آن تیم در مرحله بعد (پس از جنگ). به واسطه اقتدار یگانه ای که رفسنجانی از فردای پیروزی انقلاب بهمن تا چند سال پیش از مرگ خود برخوردار بود، توانست به کمک یاران خود در بازار به ویژه حزب موتلفه، اراده خود را در تعیین سیاست های کلی جمهوری اسلامی تحمیل کرد، که به دنبال خود کشیدن آیت الله خامنه ای بعد از درگذشت آیت الله خمینی از آن جمله بود.

می توان گفت که تنها بعد از «جنبش سبز« (سال 88) بود که آیت الله خامنه ای کم‌کم راه خود را از رفسنجانی و تیم او جدا کرد. و خامنه ای از همان زمان است که بارها از اقتصاد مولد (و این اواخر اقتصاد بدون نفت) و به قول خود «اقتصاد مقاومتی» سخن گفته است؛ امری که اگر محقق شود، آشکارا خلاف آن چیزی است که پیروان اندیشه «رفسنجانی موتلفه» به ویزه پس از جنگ در کشور ما اجرایی کرده اند؛ باید تاکید شود که تمام دولتها ی پس از جنگ کم و بیش در پیشبرد این سیاست اقتصادی کوشیده اند.

بارها این سوال کاملا بجا مطرح شده که، اگر ج ا یک دولت ضد امپریالیست است، چگونه است که در درون کشور سیاست اقتصادی دلخواه امپریالیستی (نئولیبرالیستی) را دنبال می کند؟ مگر سیاست خارجی دنباله سیاست داخلی نیست؟ این یک پارادوکس آشکار نیست؟! اگر «واقعگرایانه» بنگریم، جمهوری اسلامی از حیث سیاست خارجی در بلوک چپ جامعه جهانی قرار دارد؛ نزدیکی آن با همه دولت های مورد غضب امپریالیسم جهانی به رهبری آمریکا (چین، روسیه، کوبا، ونزوئلا، نیکاراگوئه و دیگران) بیانگر همین واقعیت است. جمهوری اسلامی نه تنها تضاد منافع با این کشورها ندارد، که با دو ابرقدرت صلح دوست حهان، روسیه و چین، در اتحاد استراتژیک به سر می برد. لذا سخنان خامنه ای در حمایت از سیاست اقتصادی متکی به تولید در صورت تحقق، عملاً هماهنگ با سیاست خارجی خواهد بود سیاستی که در «زدن» تروریسم مورد حمایت امپریالیسم آمریکا در منطقه به شکلی فعال نقش آفرین بوده است. در صورت غلبه این رویکرد بر اقتصاد ایران می توان گفت که فراتر از «استقلال» موجود، کشور ما با تاخیری بسبار طولانی به سمت حکومتی «ملی» گام بر خواهد داشت. البته، بدیهی است که حتی با تحقق این خواسته ملی، هنوز راه درازی در پیش است که بتوان گفت در کشور ما یک دمکراسی قابل قبول مستقر خواهد شد. با وجود این، بنده معتقدم که اپوزوسیون ایران که متاسفانه بخش وسیعی از آنان دچار خودخواهی و شماری غرق در فساد و وابستگی به بیگانگان هستند، به جای چشم دوختن به «الطاف» دشمنان «موجودیت« ایران، در حال حاضر باید به ایجاد حکومتی ملی قانع باشند و تمام هم و غم خود را به رسیدن به خواسته های مربوطه معطوف‌ کنند‌. هیچ فرد منصفی منکر این واقعیت نیست که شمار وسیعی از اپوزوسیون به ناحق قربانی سیاست های سرکوب گرانه ج ا شده اند و از آن میان نیروهای چپ زخم های ژرفتری بر تن خود دارند. اما گریزی نیست که در شرایطی که میهن ما زیر فشارهای استثنایی از سوی امپریالیسم امریکا از یک سو و از سوی دیگر هجوم مرگبار ویروس کرونا قرار دارد، منافع ملی را به منافع گروهی و حزبی ارجح بدانند.

اما در مورد نقش تیم حسن روحانی

نیاز نیست که اپوزوسیون در قامت پوزیسیون ظاهر شود.‌ او می تواند همچنان منتقد و مخالف ج ا باشد. اما نیاز است که با هشیاری بیشتر به جایی که نیاز است، حمله ور شود، و آن تیم حسن روحانی است که در صدد اجرای نقشی است که تیم «گورباچف یلتسین» در تخریب اتحاد شوروی در ۱۹۹۱ داشتند.

برای ساقط کردن اتحاد شوروی چندین دهه تلاش شده بود. در پی «اصلاحاتی» که پس از مرگ استالین در اتحاد شوروی صورت گرفت، برای نخستین بار یک جناح رفورمیست (اصلاح طلب) در درون حزب کمونیست شوروی اجازه رشد یافت. آنها به فعالیت های گسترده ای در درون جامعه دست زدند، که کارشکنی در تولید کارخانه ها برای ناکارامدی نشان دادن اقتصاد سوسیالیستی مهمترین بود. میخاییل گورباچف رفورمیست زمانی به رهبری حزب کمونیست شوروی رسید که اوضاع اقتصادی این کشور به بدترین وضعیت ممکن رسید، و بدین ترتیب بستر فروپاشی از قبل و در درجه نخست در حوزه اقتصادی کاملا فراهم شده بود.

بدیهی است که آن سیاست اقتصادی یی که تیم «رفسنجانی موتلفه« در ایران دنبال می کرد، هر چند فاصله طبقاتی را با گذشت زمان بیشتر و بیشتر کرده، اما بر آن نبود که با ناکارامد نشان دادن این اقتصاد بستر فروپاشی جامعه را فراهم کند. اگر این تیم و ادامه دهندگان راهشان در تمام دولت های متوالی پس از جنگ موانعی پیش روی خود نمی دیدند، جمهوری اسلامی می‌توانست زیر رهبری صاحبان همان اندیشه، همانند کشوری چون عربستان که زیر یوغ امپریالیسم امریکا دست و پا می زند، به حیات خود ادامه دهد. اما صاحبان آن اندیشه که نمایندگان امروز آن را اعتدالیون، اصلاح طلبان و اصولگرایان و نیز روحانیون بانفوذ در حوزه های علمیه تشکیل می دهند، جریان «خامنه ای سپاه» را که خود را فراجناهی و «انقلابی» توصیف می‌کنند، سد راه آرزوهای خود می بینند. به همین دلیل تمام اینها، از جمله مرتجع ترین شان معروف به«شیعه انگلیسی« که اخیراً درهای بسته حرم امام رضا و حضرت معصومه را شکستند (آنها معتقدند که ویروس کرونا در آن مکانها بی تاثیر است)، یکپارچه علیه «خامنه ای سپاه» قد علم کرده اند. اکثریت قریب به اتفاق اپوزوسیون از جمله گروه های متعدد چپ نیز عملا در همین جبهه قرار دارند. هر کدام از جناح ها نقش خود را ایفا می کنند، همان طور که حسن روحانی (تبلور امروزی رفسنجانی)؛کسی که در این فرایند فروپاسی به نفع امپریالیسم، می توان از او به منزله یک یلتسین ایرانی نام برد.

در اینجا مجال نیست که بتوان به بررسی تک تک عملکردهای او پرداخت. اما اشاره به چند نمونه می تواند کمک کند:

یک) بی ارزش کردن پول ملی به ویژه زمانی که قیمت دلار از حدود ۳۰۰۰ تومان تا سقف ۱۹،۰۰۰ تومان جهش کرد. هم حسن روحانی ‌و هم رفقایش در اتاق بازرگانی (موتلفه) به تک نرخی کردن ارز باور ندارند و از آن مهم تر عقیده دارند که قیمت هر کالا از جمله ارز را «بازار» تعیین می کند. دو) در جریان زلزله و به خصوص سیلاب های به شکل بی سابقه ویرانگر در فروردین گذشته، نقش انفعالی او کاملا آشکار بود. سه) گران کردن ناگهانی قیمت بنزین تا ۳۰۰% از اقدامات دیگر او بود، در حالی چند روز بعد از آن به مردم گفت «من هم مثل همه شما صبح جمعه با خبر شدم بنزین گران شد«! چهار) به ویژه انفعال تعمدی او در جریان هجوم مرگبار ویروس کرونا در ایران هنوز بسیار سوال برانگیزتر است؛ به گونه ای که فراتر از انفعال، باید او را به کارشکنی های متعدد متهم کرد، به ویژه به خاطر دادن اجازه سفرهای بین شهری به مردم و مخالفت با قرنطینه به رغم تاکید کادرهای پزشکی کشور. در مساله کرونا، او در واقع خواست از دوستان انگلیسی خود در راسش بوریس جانسون، نخست وزیر حزب حاکم محافظه‌کار بریتانیا پیروی کند. یک فایل صوتی منتشر شده از حسن روحانی می گوید: «باید گذاشت کرونا به طبیعی پیش برود، ۶۰۷۰% آلوده می شوند و بعد گرفتاری به خودی خود تمام می شود«! این همان تئوری بوریس جانسون بود که پس از اعتراض مردم انگلیس پس گرفته شد، ولی حسن روحانی همچنان بر آن مصر است، زیرا برای او که به صحنه عملی نبرد با کرونا پای نمی گذارد و فعالیت هایش را از راه مجازی انجام می دهد، خطری وجود ندارد.

خلاصه اینکه او همچنان و فعال تر از گذشته در جهت فروپاشی ساختاری جامعه می کوشد و باید دید تا کجا پیش می رود. او به خوبی می داند که در شرایط حاد ناشی از هجوم کرونا، نه تنها بخشی از حاکمیت، بلکه اپوزوسیون میهن دوست و عاقل مایل نیستند در ساختار سیاسی کشور تغییری ایجاد شود، زیرا در آن صورت هیچ چیز در ایران قابل کنترل نخواهد بود. لذا، به باور من او از شرایط کاملاً استثنایی حاضر در راستای اهداف خود بهره برداری می کند.اما یک فرق نمایان بین ایران امروز و اتحاد شوروی تحت حاکمیت گورباچفیلتسین وجود دارد. چهره هایی چون گورباچف (نه از جنبه کاریزماتیک، بلکه فکری) در بطن جامعه ایران کم نیستند، ولی در درون حکومت غایبند. لذا، حسن روحانی قادر نیست در قالب یلتسین ابتدا به او تکیه و بعد زیر پایش را خالی کند.


لینک کوتاه: https://wp.me/p1gf1m-QUr

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

این وب‌گاه برای کنترل هرزنامه از Akismet استفاده می‌کند. در مورد نحوهٔ پردازش اطلاعات دیدگاه‌های خود بیشتر بدانید.