تاریخی

پرشیا، پادشاهی نفت و گرسنگی

persia_shah_5


امپریالیست‌های انگلیسی هر زمان که حق آن‌ها برای تعیین دولت‌های پرشیای نفت‌خیزکه اکنون ایران نامیده می‌شودبه وسیله نیروهای دمکراتیک چالش شده، معمولاً دستکش چرمی را از روی پنجه بوکس بیرون کشیده اند. خود دولت انگلیس یک سرمایه‌گذار امپریالیستی در نفت ایران، و دارای سهم غالب در شرکت نفت انگلیسایران است. عروج سوسیالیسم در روسیه، باعث شد تا پرشیا به مثابه یک پایگاه مداخله‌گری از اهمیت زیادی برخوردار شود.


منبع: گاردین، نشریه حزب کمونیست استرالیا
نویسنده: روپرت لاک‌وود
تارنگاشت عدالت


طلای انگلیس و آمریکا از پرشیا پادشاهی نفت و گرسنگی ساخته است (۱۹۴۶)

امپریالیست‌های انگلیسی هر زمان که حق آن‌ها برای تعیین دولت‌های پرشیای نفت‌خیزکه اکنون ایران نامیده می‌شودبه وسیله نیروهای دمکراتیک چالش شده، معمولاً دستکش چرمی را از روی پنجه بوکس بیرون کشیده اند. خود دولت انگلیس یک سرمایه‌گذار امپریالیستی در نفت ایران، و دارای سهم غالب در شرکت نفت انگلیسایران است.

ارتش امپراتوری به پرشیا به مثابه بخشی از سامانه دفاعی هند نگاه می‌کند، جایی که فریاد اعتراضی ۴۰۰ میليون نفر بازی چوگان را در [شهر] پونا مختل نموده، باعث می‌شود در دهلی نو ویسکی از دست جنتلمن‌های اصیل بریزد.

پیش از جنگ اخیر، امپریالیسم انگلیس همه قدرت سیاسی و فشار نظامی خود رافقط با اندکی موفقیتبه کار گرفت تا روسیه تزاری را بیرون از پرشیا نگه دارد.

زمانی که انقلاب ۱۹۱۷ به امپریالیسم تزاری پایان داد، نیروهای مداخله‌گر انگلیس علیه آن آذربایجانی‌ها و دیگرانی که در پرشیا از تصاحب زمین و کارخانه‌ها به وسیله دهقانان و کارگران روسیه برخی درس‌های واضح را گرفته بودند، دست به اقدامات شدید زد.

peria_shah

عروج سوسیالیسم در روسیه، باعث شد تا پرشیا به مثابه یک پایگاه مداخله‌گری از اهمیت زیادی برخوردار شود.

مارش نیروهای انگلیسی به باتومی و باکو، مراکز نفتی، و کشتن سنگدلانه ۲۶ مقام شورای باکو از طرف پرشیا صورت گرفت. یک پایگاه انگلیسی برای هواپیماهای آب‌نشین در دریای خزر ایجاد شد.

آدمِ آیرونساید
یک ماجراجوی گردن کلفت به نام رضا خان، در کنار مداخله‌گران انگلیسی هم علیه بلشویک‌های روسیه و هم علیه دهقانان شورشی می‌جنگید. او فرزند یک زمیندار در [منطقه] دریای خزر بود. نفرت او از دهقانانی که می‌خواستند املاک اربابان را تقسیم کنند، او را عزیز ژنرال سِر ادموند کرد.

آیرونساید، بعداً لقب «بارون آیرونسایدِ مُقَرب» را دریافت کرد. ژنرال آیرونساید هم در شمال و هم در جنوب روسیه دخالت کرد.

ژنرال آیرونساید با نمایش بی‌مسؤولیتی خنده‌دار، رضای سفاک را به مثابه فرمانده نظامی برگزید، و بعداً به او کمک کرد در تهران تاج‌ و تخت را تصاحب نماید.

ماجراجوی شوروی‌ستیز هوادار انگلیس، اعلیحضرت همایونی، رضا شاه پهلوی شد. او حتا از این فراتر رفت و پافشاری کرد که «برترین انسان زنده»، «نماینده آسمان در زمین»، «برادر ماه و ستارگان»، «شاه اندر شاه» «شاه شاهان» نامیده شود. این امتیازات به خودپرستی رضا و به درخشش رنگ‌باختۀ پرشیای داریوش، مطلوب شرکت نفت انگلیسایران بود.

persia_shah_1

رضای دیکتاتور ملّیون و دمکرات‌های پرشیا را به شام دعوت کرد، و کمی بعد آن‌ها به بیماری‌های کشنده مبتلا شدند. او شخصاً مسلمانان آذربایجان را زیر شلاق خود گرفت، و بر به‌دار آویختن دیگران نظارت کرد.

زمانی که فرانسه سعی کرد در نفت پرشیا عرض اندام کند، رضا به وسیله شرکت نفت انگلیسایران کار درست را انجام داد. او روابط دیپلماتیک را با فرانسه قطع کرد، زیرا یک روزنامه فرانسوی شاه را به گربه تشبیه کرده بود.

مشکل این بود که او در دنبال کردن سرمشق تعیین شده به وسیله مدیران شرکت نفت انگلیسایران بسیار ذوق‌زده بود.

آقای فرنک سیرول تیارکس، یکی از مدیران شرکت نفت انگلیسایران، به عضویت یک شورای هوادار نازی‌ها در لندن به نام «شورای دوستی انگلیسآلمان» درآمد. آقای تیارکس، همان‌طور که رضا شاه می‌دانست، شخص بسیار مهمی بود.

او مدیر بانک انگلیس، و شریک در بانک یوهان هاینریش شرودر بود. برادر او، کرت بارون فون شرودر، بانکدار کلن، در خانه خود میزبان ملاقات بین هیتلر و آریستوکرات‌های صنعتی و مالی آلمان شد، ملاقاتی که سرنوشت دمکراسی آلمان را رقم زد.

آقای اچ. ب. هیث ایوز، یکی دیگر از مدیران شرکت نفت انگلیسایران نیز به «شورای دوستی انگلیسآلمان» پیوست، و دیگرانی که با شرکت نفت انگلیسایران مرتبط بودند، از جمله دولت انگلیس، سیاست‌های مونیخ را دنبال می‌کردند. رضا شاه از رفتار اربابان خود ایده را گرفت که هیتلر و موسولینی به زودی رؤسای جدید خواهند بود.

او با نازی‌ها توافق‌نامه‌های تجاری امضاء کرد؛ بازرگانان و ۱۰۰ فروند هواپیمای جنگی آلمانی وارد پرشیا شدند. رضا هم‌چنین از ایتالیا کشتی خرید و افسران ارتش ایتالیا را استخدام کرد. بدتر از همه، او سعی کرد قراردادهای نفتی انگلیسایران را لغو نماید و مانع حضور نیروی دریایی انگلیس در خلیح فارس بشود.

در سال ۱۹۴۱، زمانی که روسیه یک متحد شد، انگلیس و روسیه، و سپس آمریکا، توافق نمودند این پایگاه نازی را پاکسازی کنند، و رضا شاه، متحد هیتلر را خلع نمایند.

آذربایجانی‌ها در ارتش سرخ، در شمال پرشیا اپراها و نمایش‌های آذربایجانی اجرا می‌کردند؛ فرهنگ ارتش سرخ، کمکی که شوروی به مردم گرسنه پرشیا و پاکسازی ایپدمی‌های غذایی کرد، باعث شد بسیاری از آن‌ها احساس کنند که شاهان دیکتاتور و شرکت نفت انگلیسایران برای مدت طولانی حقوق فرهنگی و اقتصادی آن‌ها را پایمال کرده اند.

persia_shah_3

گرسنگی، فساد
پرشیا ۱۲ میلیون نفر جمعیت دارد، ۲۰۰۰ فامیل که مالک زمین و صنعت محلی است و «پارلمان» و دولت را در اختیار دارد، بر آن حکومت می‌کند. یک خبرگزاری انگلیسی اذعان نمود که از ۸۰۰ هزار نفر جمعیت تهران، ۷۰۰ هزار نفر همیشه گرسنه است. پلیس، ارتش و دولت فاسد است، مالیات بسیار بالاست.

دهقانان در اسارت فئودالی نگه داشته می شوند، اربابان یا غایب اند یا رؤسای سنگدل محلی هستند. دهقان، اغلب فقط یکپنحم تولید خود را دریافت می‌کند، باقی را ارباب می‌برد. در روستاها گرسنگی مزمن وجود دارد، گدایانی که استخوان آن‌ها از پوست‌شان بیرون زده در کناره همه راه‌ها لنگان لنگان می‌روند، بیماری‌های واگیر و تریاک روستاها را فرا گرفته اند.

در شهرها، کار کودک، قوانین کیفری علیه اتحادیه‌های کارگری، یک نظام تنبیهی علیه کارکنان وجود دارد. دفاتر بزرگ شرکت نفت انگلیسایران بر بازارهای متعفن و زاغه‌ها سایه انداخته اند.

متحدین امپریالیسم
زمانی که متحدین آمدند و رضا شاه بیرون انداخته شد، مردم پرشیا به برقراری سریع مردمسالاری، تصفیه فئودالفاشیست‌ها، ارتقای استانداردها و تخفیف گرسنگی امید داشتند. در منطقه تحت اشغال شوروی دمکراسی پیشرفت کرد، اما منافع نفتی خارجی و ۲۰۰۰ فامیل حاکم بر پرشیا، ایده‌های متفاوتی داشتند.

در مناطق انگلیسی و آمریکایی، حزب دمکراتیک  توده، که در نبرد خود علیه بردگی دهقانان به نیروی عظیمی مبدل شد، و اتحادیه‌های کارگری که در مبارزه علیه بردگی کارخانه تشکیل شدند، مورد حمله ددمنشانه ژاندارم‌های پرشیا قرار می‌گرفتند. قتل، بازداشت، آدم‌ربایی وجود داشت.

شیوخ و خوانین پرشیا، شبیه شاهزادگان هند، متحدین امپریالیسم بیگانه هستند. آن‌ها در ازای اجاره، حسن‌نیت و حمایت، از شرکت نفت انگلیسایران مواجب و اسلحه دریافت می‌کنند.

با شکست متجاوزین آلمانی، شیوخ و خوانین و متحدین خارجی آن‌ها احساس کردند برای متوقف ساختن جنبش کارگران، دهقانان و اقشار میانی به سوی استقلال ملی، استانداردهای بالاتر و تقسیم اراضی، لازم است یک رضا شاه جدید در تهران به تخت بنشیند.

فئودال‌ها و امپریالیست‌ها آدم خود را در سید ضیاءالدین یافتند، که به گفته یک خبرگزاری انگلیسی، اکنون تحریکات ضدشوروی را در مجلس پارلمان» ایران) هدایت می‌کند. او یک زمیندار بزرگ است.

منافع آمریکا
مأموران تجاری و فرستادگان دیپلماتیک آمریکا نیز منافع بسیار غیرسالمی را در پرشیا نشان می‌دهند، و از دسیسه‌های مستبدین پرشیا علیه اتحاد شوروی حمایت می‌کنند.

راکفلر و خویشاوندان کنسرن‌های نفتی سینکلر نیز در پرشیا منافع دارند. هم راکفلرها و هم سینکلرها پرونده‌های قطوری در مداخله سیاسی دارند.

یک معامله بین سینکلرها و موسولینی به قتل ماتئوتی، سوسیالست ایتالیایی انجامید. ماتئوتی در پارلمان معامله مخفی را که شرکت نفت ایتالیا را به سینکلرها می‌داد محکوم نمود، و چندی بعد کشته شد.

سفیر سابق ایالات متحده در چین، سرلشکر پاتریک هیرلی، یک «دیپلمات سینکلر» شناخته می‌شودجی. ام. کافی، نماینده از حزب دمکرات در کنگره گفت که هیرلی در حالی‌که در دستگاه دیپلماتیک ایالات متحده بود سالانه ۷۵ هزار دلار از سینکلرها دریافت می‌کرد. هیرلی به جنگ چیانگ [کای چک] علیه کمونیست‌های چین، که مناطق نفتی مهمی را آزاد کرده بودند، یاری و کمک می‌رساند.

جی. ام. کافی گفت: «هیرلی «همیشه در کشورهای دارای دخاير نفتی فعالیت می‌کرد. او پس از خروج از یک کشور، به کشور نفت خیز دیگری می‌رفت.»»

persia_shah_2

مارش به سوی دمکراسی
خوشبختانه، روزهایی که سلاطین نفتی می‌توانستند با رشوه بر مردم مسلط شوند، یا مداخله‌گران امپریالیست می‌توانستند دیکتاتوری‌هايی را که اکثریت مردم نمی‌خواهند، سر کار بیاورند و برای مدت طولانی نگه دارند، سپری شده است.

در آذربایجان، مردم به انتخابات آزاد می‌ورند، اکثریت آن‌ها برای نخستین بار رأی می‌دهند. در تهران، دولت پلیسی، که دولت‌های انگلیس و آمریکا از آن حمایت می‌کردند، سقوط کرده است.

هیچ مقدار اختلال و تبلیغات ضدشوروی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در لندن [نخستين اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۰ ژانویه ۱۹۴۶ در تالار متُدیست مرکزی شهر لندن آغاز به کار کردعدالت] نمی‌تواند این فاکت را پنهان نماید که مردم پرشیا، مانند مردم یونان و اندونزی، بر به دست آوردن حقوق خود در منشور آتلانتیک، بدون توجه به هر مانعی که امپریالیست‌ها بر سر راه آن‌ها قرار دهند، پافشاری می‌کنند.


* این مقاله ۷۴ سال پیش برای نخستین‌بار در ۲۹ ژانویه ۱۹۴۶ در «تریبیون» منتشر شد.