تاریخی

پروژه سیا برای تجزیه چین و رابطه مشکوک میان لابی صهیونیسم و رهبانان تبت – احمد مزارعی

dalailama


پروژه CIA برای تجزیه چین و رابطه مشکوک میان لابی صهیونیسم و رهبانان تبت (1)

نوشته دکتر ابراهیم علوش، استاد علوم اقتصادی دانشگاه اردن

ترجمه: احمد مزارعی

منبع : پایگاه اطلاع‌رسانی فرهنگ توسعه


dalailama_usa0

این مقاله بیش از ده سال پیش من ترجمه کرده ام ، اما با رشد تروریسم درمنطقه وبویژه تروریستهای ترکستانی، چچنیائی و ازبکستانی درمنطقه ، مناسب دیدم دوباره انرا منتشر کنم تا به فهم وشناخت سیاستهای استعماری امریکا وغرب کمک کند.

پروژه  CIA برای تجزیه چین  و رابطه مشکوک میان لابی صهیونیسم و رهبانان تبت وگروههای مرتبط با لابیهای یهودیان آمریکا.

مجموعه فوق از بهار ۲۰۰۷ کوشش فراوانی به کار بردند تا بتوانند کشور چین را که قرار است بازیهای المپیک در آنجا برگزار شود با مشکلات بین المللی روبرو کرده و در نهایت چین را در عرصه جهانی منزوی کنند.

بر همین اساس تبلیغات گسترده ای در سراسر جهان در مورد جنایات و قتل عام در منطقه «دارفور» سودان به راه افتاد و اینکه اعمال این جنایات در آن منطقه به توسط دولت سودان و با کمک چین انجام می گیرد . در حقیقت هدف از این تبلیغات و اتهام چین و سودان در آنجا ، به دو منظور انجام می گرفت، یکم اینکه چین را منزوی کنند و دوم نقش شرکتهای نفتی غرب را که اکنون چند دهه در آنجا به فعالیت مشغولند پنهان بدارند و حوادث آن منطقه را در حد وقوع جنایت چین وسودان خلاصه کنند.

یکی از کسانی که در راس این تبلیغات قرار دارد «استیفن اسپیلبرگ» سینماگر معروف یهودی آمریکاست که مشاور فنی بازیهای المپیک بود و برای وارد آوردن «ضربه به چین» و «افشای» این کشور، از سمت خود استعفا داد.dalailama_usa4

هنوز تبلیغات گسترده در منطقه «دارفور» و اتهام چین پایان نیافته بود که در تاریخ ۱۰/۳/۲۰۰۸ آشوب دیگری در تبت و در پایتخت آن لهاسا به وقوع پیوست و طی آن تعداد زیادی از مسلمانان شهر مورد هجوم کاهنان بودایی قرار گرفته خانه و کاشانه اشان و یکی دو مسجد در شهر دچار حریق شد و تعداد زیادی زخمی و چند نفری به قتل رسیدند.

خبرگزاری رسمی «شینهوا» در تاریخ ۱۶/۳/۲۰۰۸ گزارشی در مورد حوادث شهر مذکور در سایت خود به زبان انگلیسی انتشار داده و در آن اظهار می دارد که تجزیه طلبان در منطقه خودمختار تبت دست به شورش زده و عده ای را کشته و زخمی و خانه و مغازه های آنان را به آتش کشیدند. در گزارش آمده که طرفداران «دالای لاما» مسلمانان ساکن شهر را بیگانه پنداشته و برای بیرون راندشان به این اعمال ضد انسانی دست زدند.

همگان به یاد دارند که طالبان زمانی که مجسمه بودا را تخریب کردند، در سراسر جهان تبلیغاتی بسیار گسترده بر علیه آنان و مسلمانان به راه افتاد و تا مدتهای مدیدی هر گونه اتهامی را به طالبان و مسلمانان وارد آورده زیرا اکنون طالبان از طلوع بندگی آمریکا بدر آمده و گرنه برای کشورهای غربی سوزانیده شدن یا تخریب مجسمه اگر به منافع آنان آسیب وارد نیاورد چندان مهم نیست وگرنه طالبان زمانی نور چشمی های اروپا و آمریکا بودند. آنان همیشه در مسائل جهانی سیاست یک بام و دو هوا را اعمال می کنند.

dalailama_usa6

مدت زمانی است که کشورهای غربی با ساختن انواع فیلم های تبلیغاتی برعلیه چین و به نفع «دالای لاما» مشغولند. آنان می کوشند ؟ «دالای لاما» را شخصیتی خداگونه، مقدس، منزه و طرفدار حقوق بشر و دمکراسی معرفی کنند و برعکس چین را ناقض حقوق بشر و حامل همه مفاسد. در مراسمی که به احترام «دالای لاما» اینجا و آنجا در پایتخت کشورهای اروپایی و آمریکا برگزار می شود بهای بلیت حضور به خدمت ایشان تا یک هزار دلار می رسد. چندی پیش کاخ سفید با دعوت از «دالای لاما»، از وی تجلیل به عمل آورد که مورد اعتراض کشور چین قرار گرفت. در همین مراسم کنگره آمریکا هم پیشدستی کرده و یکی از مهمترین مدالهای ایالات متحده آمریکا یعنی «مدال شهروندی» به او اعطا کرده تا بدینوسیله از «خدمات» ارزنده ایشان به حقوق بشر و برقراری صلح در جهان، قدردانی به عمل آورده باشند.

اما واقع این است که «دالیلاما» که از سالهای ۵۰ از کشور چین خارج شده خواستار تجزیه چین است و به همین جهت تحت نام آزادی مذاهب مورد حمایت دولت آمریکا قرار گرفته است، زیرا کوشش در جهت تجزیه چین به نفع سیاستهای ضد چینی آمریکاست.

پیش از اینکه آمریکا مدال شهروندی را به «دالای لاما» اعطا کند، وی دوبار به اسرائیل مسافرت داشته و در مراسم یکصدمین سال هجرت «دیوید بن گوریون» بنیانگذار کشور اسرائیل شرکت کرده است. دولت اسرائیل نیز به تبلیغات زیادی در مورد بشردوستی «دالای لاما» دست زده است. بهنگام مسافرت وی به اسرائیل، کنسولگری چین در شهر تل آویو طی ارسال نامه ای به وزارت خارجه اسرائیل نسبت به عمل دولت اسرائیل اعتراض کرد.

علیرغم اینکه دولت اسرائیل سالانه میلیاردها دلار با کشور چین مبادله بازرگانی دارد، اما منافع استراتژیک و درازمدت اسرائیل ایجاب می کند که از «دالای لاما» دفاع کند، زیرا تضعیف چین در صحنه جهانی نه فقط برای اسرائیل بلکه برای تمام غرب از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.dalailama_usa1

در شرایط جهانی فعلا که آمریکا شکستهای پی در پی در عراق، افغانستان، لبنان و فلسطین داشته است و از طرفی رشد روزافزون توسعه و اقتصاد چین، مبارزه و تضعیف این کشور از لحاظ استراتژیک بسیار مهم است. سیاستهای آمریکا، اسرائیل و اروپا را از این منظر باید ارزیابی کرد.

براساس گزارشی که نویسنده آمریکایی به نام «مایکل بارنته»تهیه کرده و رابطه تجزیه طلبان چینی را با دولت آمریکا تحلیل کرده است، دولت آمریکا سالانه مبلغ ۷/۱ میلیون دلار به تجزیه طلبان و خشونت طلبان و مبلغ ۱۸۰ هزار دلار بودجه شخصی در اختیار «دالای لاما» قرار داده است. این گزارش دولت آمریکا مبنی بر مقدار بودجه پرداختی در تاریخ های ۱۵/۹/۱۹۹۸ ـ ۱/۱۰/۱۹۹۸ در مجلات لوس آنجلس تایمز و نیویورک تایمز به چاپ رسیده است. این کمکها در سال ۱۹۷۹ که میان آمریکا وچین رابطه برقرار شد متوقف و مجددا این بار تحت نام «مراکز تحقیقاتی غیرانتفاعی» و دقیقا به نام «ناآرامی های تبت» ادامه یافت.dalailama_usa3

یک محقق روسی به نام «الیاس سرسمیف» چنین می نویسد: دولت آمریکا می کوشد به طرق مختلف مردم تبت را به جنگ مسلحانه برعلیه دولت چین وادارد تا از این راه بتواند سناریویی از نوع کوزوو در چین به وجود آورده و دولت آمریکا از طریق CIA می کوشد موقعیت سیاسی و جغرافیایی چین را در جهان تضعیف کند.

اشاره به کوزوو در اینجا اهمیت زیادی پیدا می کند زیرا ایالت سین کیانگ چین از اکثریتی مسلمان تشکیل شده و چندی پیش دولت آمریکا مصوبه ای مبنی بر «حقوق مسلمانان در چین» به تصویب رسانید و این موضوع باید مورد توجه مسلمانان قرار گرفته تا به آسانی ابزاری در دست آمریکا برای پیشبرد برنامه های استعماری خود نگردند.

● زمینه های تاریخی مسئله تبت از نظر روابط بین المللی

dalailama_usa2بسیاری از مطبوعات می کوشند تا چنین نشان دهند که گویا تبت قبل از پیروزی انقلاب چین کشور مستقلی بوده است و انقلابیون چینی پس از پیروزی در ۱۹۴۸ این کشور مستقل را وابسته به خود کردند، باید گفت که این ادعا صحت ندارد.

حقیقت این است که تبت در هفتصد سال گذشته جزیی از خاک چین به حساب می آمده اما در جریان جنگ و درگیری میان نیروهای «چانکانچک» و حزب کمونیست در جریان جنگ داخلی چین مدتی نزدیک به دو سال منطقه تبت دارای دولتی مشخص نبود همچون کردستان عراق در زمان جنگ دوم خلیج میان عراق و آمریکا. در این دوره آمریکا کوشید تا تبت را به عنوان کشوری مستقل وارد سازمان ملل نماید اما چانکانچک علیرغم اینکه هم پیمان آمریکا بود نپذیرفت تا تبت از کشور چین جدا شود.

«سارا فلاندرز» نویسنده سوسیالیست آمریکایی می نویسد: «امپریالیسم آمریکا می کوشد تا در جبهه های مختلفی کشور چین را تضعیف و تجزیه کند.

1 –  تبت  2- تایوان 3 – ایالت سین کیانگ

ایالت سنکیانگ که غالبا ساکنان آن مسلمانند. کوشش آمریکا در این است تا همان برنامه ای که برای تجزیه و سرکوب یوگسلاوی به کار برد در مورد چین به اجرا درآورد، آمریکا همین برنامه را برای جمهوریهای سابق شوروی نیزدر نظر دارد. شرکتهای عمده نفتی در این زمینه بیشترین کمکهای مالی را به دست اندرکاران این برنامه ها می کنند زیرا با تجزیه و تخریب این کشورها شرکتهای نفت و گاز می توانند منابع طبیعی این کشورها را به ثمن بخس به غارت ببرند.

چرا آمریکا می کوشد تا چین را به تجزیه و جنگ بکشاند؟ رشد روزافزون اقتصاد چین و تبدیل این کشور به غول عظیمی در آسیا، پیشرفتهای عظیمی که در زمینه تکنولوژی و صنعت نصیب این کشور گردیده، افزایش بودجه نظامی چین در سال ۲۰۰۸، پیمان استراتژیک میان این کشور و روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان در چهارچوب «سازمان همکاریهای شانگهای»، رشد روزافزون مبادله تجاری میان چین و اتحادیه اروپا که سالانه میلیاردها دلار بهره نصیب بازار چین می نماید، رقابت این کشور برای به دست آوردن انرژی بویژه در کشورهای خاورمیانه نفتی، رشد مبادلات تجاری میان چین و کشورهای آفریقایی، متراکم شدن ۶۵۰/۱ میلیارد دلار، ارز آمریکایی در بانک مرکزی چین (در نظر آوریم که اگر چین این دلارها را به بازارهای جهانی سرریز کند و موجب سقوط اقتصاد آمریکا گردد) مخالفت چین در بسیاری از مسائل جهانی با آمریکا همچون، فشار بر ایران ، مسئله کوسوفو، «دارفور» سودان، مخالفت با تهاجم نظامی آمریکا به عراق، تسلط چین بر غالب بازارهای آسیای شرقی و اینکه این کشور به مانع بزرگی بر سر راه نفوذ ایالات متحده آمریکا و ژاپن در آسیا گردیده است.

با وجود در نظر گرفتن عوامل بالا، بدیهی است که کشور چین خطر بزرگی برای توسعه نظام تک قطبی آمریکا است و بویژه محافظه کاران امریکا ، این کشور را حتی خطرناک تر از به قول آنان «تروریسم اسلامی» می دانند.

شورش کور تجزیه طلبان تبت در تاریخ ۱۰/۳/۲۰۰۸ تصادفی نبود، همچنان که سخنرانی رئیس حزب «کومین تانگ» در تایوان در فردای پیروزی، مبنی بر اینکه چین باید قبل از شروع مذاکره با تایوان، موشکهایی را که به طرف این کشور نشانه گیری کرده جمع آوری کند و یا اخباری که از ایالات سنکیانگ با اکثریت مسلمان به گوش می رسد بویژه اینکه این ایالت تنها منطقه نفتی کشور چین است، همه این حوادث را باید در چهارچوب سیاستهای آمریکا ارزیابی کرد که تصمیم دارد بهر قیمتی شده کشور چین را به تجزیه و جنگ داخلی بکشاند.dalailama_usa5

پرواضح است که چین عقب نشینهای زیادی در مقابل آمریکا از خود نشان داده است اما آمریکا به خوبی می داند که چین با تجربه اندوزی از دوران جنگ سرد آرام آرام به تقویت بنیه اقتصادی، نظامی و سیاسی خود می پردازد تا بتواند در مقابل آمریکا ایستادگی کند. صاحب نظران اقتصادی باور دارند که اگر چین با همین وضعیت جلو رود تا سالهای ۲۰۲۰ـ۲۰۲۵ این کشور اقتصادی بسیار قدرتمند تراز اقتصاد آمریکا خواهد داشت، و این زمانی طولانی نخواهد بود.


● ریشه های اقتصادی رهبانان تبت برعلیه دولت چین

علیرغم همه اعتبارات تاریخی، سیاسی و اجتماعی، در اینجا برای آن کسانی که قلبشان برای «مظلومیت» مردم تبت می تپد و بدون در نظر گرفتن توطئه های رنگارنگ آمریکا برای تجزیه و تخریب کشور چین، در اینجا نگاهی میاندازیم به اوضاع تبت در سالهای ۱۹۵۱ یعنی هنگامی که کمونیست های پیروزمندانه وارد این منطقه شدند تا به درستی ببینیم چه کسانی مردم تبت را مورد ظلم و تعدی و تحقیر قرار می دادند؟ همچنان که اشاره شد تبت تنها به مدت دو سال به علت وجود هرج و مرج در کشور چین و وجود جنگ داخلی در حالتی «بی دولتی» به سر میبرد.

نویسنده آمریکایی به نام «مایکل بارانته» در مقاله ای با عنوان «فئودالیسم دوست داشتنی:

ـ افسانه تبت» درباره تبت قبل ازورود کمونیست ها چنین می نویسد: معبد «دریبانگ» یکی از بزرگترین زمینداران آن زمان به حساب می آمد. این زمینها به یکصد و هشتاد و پنج فئوال نشین تقسیم شده و در هر کدام بیست و پنج هزار کشاورز مقید به زمین به کار می پرداختند. در کنار این زمینها سیصد مرتع چرا وجود داشت که هر کدام دارای شانزده هزار چوپان به نگهداری از دامها مشغول بودند. همه این املاک و ثروتها در دست تعداد معدودی کاهنان بزرگ روحانی قرار داشت که آنان را «لاما» می نامیدند.

در کنار این کاهنان بزرگ تعداد زیادی کاهنان فقیر وجود داشتند که به رتق و فتق امور می پرداختند ولی اینان حق زیادی از استفاده از ثروتهای موجود نداشتند، اما رهبر بزرگ روحانی «لاما»، «دالای لاما»» در قصر بزرگی با ریخت و پاشهای فراوان زندگی می کرد. این قصر بزرگ را «بوتولا» می نامیدند که دارای یک هزار اتاق و چهارده طبقه بود که تنها مورداستفاده رهبر بزرگ روحانی «لامای» بزرگ و اطرافیانش قرار داشت.

بوداییان خشونت طلب که در تاریخ ۲۰۰۸ به خیابانهای تبت سرازیر شده و آن آتش سوزیها و جنایات را آفریدند از این قصرها آمده و منشاء جنگ و ستیزشان نشات گرفته از چنین فرهنگی بود. ورود کمونیست ها ، لغو بردگی کشاورزان در تبت مغایر منافع ثروت اندوزی و مخارج عظیم این کاهنان بود: «لاماها و دالایی لاما» امروز بر آن فرهنگ دل می سوزانند، تسلط کمونیست ها بر تبت شیوه های کهنه و رقت انگیز کشاورزان تحت حکومت «لاماها» را برای همیشه نابود ساخت.

معروف است که شخص «دالای لاما» سالانه مبلغ یکصد و هشتاد هزار دلار از CIA دریافت می دارد که در سالهای بعد این بودجه به مبلغ ۷/۱ میلیون دلار افزایش یافت که اختصاصا به تجزیه طلبان چینی و همکاران و همراهان «دالایی لاما» پرداخت می گردد. اینان از این بودجه برای شورش، تخریب و اعمال مسلحانه برعلیه ملت و دولت چین استفاده می برند.

مایکل بارانته در ادامه می افزاید:

ـ «اگرچه این معابد اکثرا به توسط دولت چین بسته شد اما دولت چین معابد سابق را ترمیم و به بسیاری کاهنان کمک مالی نموده تا بتوانند آزادانه و ؟ این بار بدون ستمگری بر کشاورزان زندگی کنند و این مسئله ای است که دالای لاما را بسیار نگران می کند زیرا از این پس آنان از «لامای» بزرگ تبعیت نمی کنند و زمینهای مزبور و منافع آن نیز در اختیار دولت و در حقیقت در خدمت منافع عمومی مردم تبت به مصرف می رسد.

در منطقه تبت پروژه های بسیار عظیم مهندسی و کشاورزی به اجرا درآمده و از همه مهمتر پروژه عظیم راه آهن سراسری تبت است که این منطقه را به وسیله قطار به سراسر چین وصل می کند و بنابه نظر کارشناسان با در نظر گرفتن مناطق کوهستانی این مناطق، اتمام پروژه راه آهن جزو دستاوردهای بسیار مهم کشور چین به حساب می آید.

ساره فلاندرز در سال ۱۹۹۹، طی مقاله ای با عنوان: «CIA ، با «دالای لاما» می خواهد چکار کند؟» اوضاع تبت را قبل از پیروزی کمونیست ها چنین به تصویر می کشد: تبت پیش از پیروزی کمونیستها بسیار عقب مانده بود، شبکه راهسازی وجود نداشت و در سراسر این منطقه حتی یک بیمارستان ساخته نشده بود. بجز مدرسه مخصوص کاهنان که تعداد ۶۰۰ کاهن در آن به تحصیل مشغول بودند هیچ مدرسه وجود نداشت، اقتصاد زراعتی تبت براساس وابستگی کشاورزان به زمین بود و نود درصد این کشاورزان وابسته به زمین و بدون هیچ حقوق به بردگی مشغول بودند. تام همه این کشاورزان تنها برای کار کردن در مزرعه ها در دفاتری به ثبت می رسید.

اما اکنون در سال ۱۹۹۹ نزدیک به یکصد بیمارستان و صدها درمانگاه در تبت وجود دارد، بیش از یک هزار مدرسه ابتدایی و تعداد زیادی آموزشگاههای فنی و علوم عالی تاسیس شده اند که همه به زبان تبتی تدریس می کنند.

سیستم بردگی زمینی در سال ۱۴۹۴۹ لغو گردید و دولت جدید چین در برابر کار افراد بر روی زمین، جاده سازی، احداث راه آهن و غیره پول پرداخت کرد، قوانین تازه موجب شد که کشاورزان و فرزندانشان از کار اجباری و وابستگی به زمین نجات یافته و به طرف کارهای دولتی روی آوردند. دولت مقرر داشت تا برای بچه هایی که به مدرسه می روند کتاب و غذای مجانی فراهم کند. اوضاع تازه موجب شد که دالایی لاما و یکصد تن از مالکان و کاهنان بزرگ تبت به CIA روی آورده تا مگر با ایجاد شورش و جنگ بتوانند اوضاع سابق را بازگردانده و به برده داری ادامه دهند.

از سال ۱۹۵۵، CIA دست به تشکیل ارتش ضد انقلابی تبت زد، برای این منظور پایگاههای آموزشی متعددی در ژاپن، جزیره اوکیناوا و جزیره گوام به وجود آوردند و مزدورانی را از منطقه تبت به این پایگاهها آورده و به آموزش آنان می پرداختند. دولت آمریکا تنها در سالهای ۱۹۵۰ و مابعد با شرکت در ۷۰۰ عملیات هوایی مقدار زیادی اسلحه و مواد مخرب و انفجاری در مناطق نشان شده برای تجزیه طلبان و خرابکاران تبتی و به وسیله چتر نجات به زمین ریخته تا آنان بتوانند از آنها برای عملیات خرابکاری استفاده کنند.

بدون در نظر گرفتن این پیش زمینه های تاریخی نمی توان پی برد که امروز در تبت چه می گذرد.


نوشته دکتر ابراهیم علوش

ترجمه: احمد مزارعی

منبع : پایگاه اطلاع‌رسانی فرهنگ توسعه


توضیح مترجم (1) – این مقاله بیش از ده سال پیش من انرا ترجمه کرده ام ، اما با رشد تروریسم درمنطقه وبویژه تروریستهای ترکستانی، چچنیائی وازبکستانی درمنطقه ، مناسب دیدم دوباره انرا منتشرتا به فهم وشناخت سیاستهای استعماری امریکا وغرب درجهان ومنطقه کمک کند.چندسال پیش دراستان سنکیانگ چین شورشی ساختگی بپا شد وطی ان که گویا یک مسلمان به یک دختر چینی تجاوز نموده ویا برعکس نزدیک به دویست نفر کشته شدند، رهبر این شورش خانمی بنام صوفیا ویا صبرینا بود که به ترکیه گریخت ودرانجا تشکیلات گسترده ای بتوسط دولت ترکیه وامریکا تحت نام «جمهوری اسلامی ترکستان» تاسیس شد که عده زیادی ازانها هم اکنون درادلب سوریه بر علیه دولت میجنگند و…..