سياسی

آمریکا با ترور ژنرال سلیمانی مقاومت ضد آمریکائی را تقویت کرد.

soleimani_trump


پس از انتشار خبر ترور قاسم سلیمانی و مهدی المهندس توسط پهپاد‌های ارتش آمریکا در نزدیکی فرودگاه بغداد در خیابانهای بغداد پرچم آمریکا روی زمین پهن شد نه برای بزرگداشت این عمل بلکه برای اینکه اتومبیل ها از روی آن رد شوند و مردم انزجارشان را از اشغالگران به نمایش بگذارند.

در آمریکا ترور ژنرال عالی رتبه ایرانی توسط ارتش این کشور جشن گرفته شد.اما باید این نکته را در نظر داشت که قتل قاسم سلیمانی و مهدی المهندس توسط آمریکا می تواند منجر به رها کردن نیروهای ضد امریکائی در عراق شود که اندازه و تحت کنترل گرفتن آنها توسط اشغالگران آمریکائی نا ممکن شود


راشا تودی

Zlatko Percinic

ترجمه آزاد از مهری شیبانی برای مجله هفته

Zlatko Percinic

آمریکائی ها با با کشتن قاسم سلیمانی سپهبد وعضو عالیرتبه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران رسما قانون نت نوشته اما بسیار مهمی را نقض کردند:قانونی بین المللی که میگوید که کشورها هیچ شخصیت سیاسی و نظامی درجه اول کشور دیگری را که به ان کشور اعلام جنک نکرده اند  را ترور نکرده و یا به قتل نمی رسانند.

آمریکا با این عمل غیر قانونی و تروریستی رسما به ایران اعلام جنگ می دهد و بدین وسیله این امریکاست که فتیله جنگ در انبار مهمات خاورمیانه را آتش میزند.

آمریکایی ها ادعا می کنند که خواستار ثبات در منطقه هستند، اما قراردادن سپاه پاسداران و سران آن که یک نیروی تظامی رسمی ایران هستند در لیست سازمان های تروریستی و سپس ترور آنها در خیابان های یک کشور دیگر خلاف آنرا نشان میدهد.

ترور و به قتل رساندن سلیمانی و المهندس که معاونت بسیج عمومی عراق را به عهده داشت نه در سیاست ایران در منطقه تغییری ایجاد خواهد کرد و نه باعث تضعیف شبه نظامیان شیعه طبیعتا نزدیک به ایران در عراق خواهد شد.

برعکس این ترور می تواند نیروها و پتانسیل هایی را در عراق آزاد سازد که بی شک برخلاف منافع امریکا در عراق و منطقه گام برداشتهو عکس العمل و رفتار این نیروها برای آمریکائی ها غیر قابل پیش بینی خواهد بود.

حکومت ایران تعارفات سیاسی و دیپلماتیک را کنار نهاده و بدون هیچ پرده پوشی اعلام کرد که انتقام سختی در انتظار کسانی است که به این عمل مبادرت ورزیده اند. فقط مشکل قضیه این است که هیچکس نمی داند که چه زمانی و در کجا این انتقام سخت از نیروهای آمریکایی گرفته خواهد شد. یکی از نتایجی که این انتقام می تواند در بر داشته باشد می‌تواند این باشد که نیرو هایی که تا بحال با اشغالگران آمریکائی در عراق مماشات می کردند موضعگیری خود را تغییر داده و به سمت گرایشات سیاسی که خواستار خروج هر چه سریعتر نیروهای نظامی آمریکا از این کشور می‌باشند گرایش پیدا کنند و این سیاست موجب تقویت  جنبش موسوم به خروج نیروهای آمریکایی از عراق شود.

برای مثال عکس العمل مقتدا صدر روحانی شیعه که به خاطر مواضع ضد آمریکایی اش از سوی غربی‌ها تندرو ارزیابی می‌شود نشان می‌دهد که او به سمت جنبش اخراج نیروهای اشغالگر از خاک عراق رانده شده و نخست وزیر این کشور را برای به مهم زیر فشار قرار میدهد.

مقتدا الصدر یک روحانی شیعه و در عین حال شدیداً ملی گراست در حقیقت مقتدا الصدر خواستار خروج امریکا و کم شدن نفوذ ایران در عراق می باشد، اما اگرانتخابی در میان باشد برای مقتدا الصدر ایران «شر کمتر» است تا آمریکا ی اشغالگر به همین علت مقتدا الصدر به سپاه مهدی یا «جیش المهدی» دستور داده است که برای جنگ احتمالی که در کمین نشسته است آماده باشند.

در عین حال جنبش بسیج مردمی عراق که به شبه نظامیان شیعه عراقی تعلق دارد نیز به نیروهای مسلح خود حداکثر آماده‌باش را اعلام کرده است تا خود را برای بیرون کردن نیروهای اشغالگر آمریکایی آماده سازند.

نخست وزیر فعلی عراق عادل المهدی با توجه به اینکه آمریکا با ترور سلیمانی و المهندس استقلال کشور عراق را زیر پا نهاده، دستش بسته شده و توان دیپلماتیکش را در خطر می بیند و دیگر در شرایطی نیست که مانند گذشته بر آرامش و سازش با اشغالگران تاکید کند.

او مجبور شد تحت شرایط جدید فغلی  در پاسخ به سوال ترور قاسم سلیمانی و المهندس اعلام کند که این یک اقدام تجاوز گرانه بود و می تواند منجر به جنگ در عراق و منطقه شود.

اگر قصد نیروهای امریکایی از کشتن ژنرال سلیمانی تضعیف سپاه پاسداران ایران بوده است باید تاکید کرد که آنها در این مورد بی شک شکست تلخی خواهند خورد، آنها تنها می بایست از تجارب اسرائیل متحد درجه یک شان در منطقه در گذشته درس می گرفتند، اسرائیل نیز مانند آمریکا در گذشته سعی کرده است که دشمنان خود در منطقه را با همین روش یعنی ترور ازنابود سازد، این سیاست در عمل نتیجه عکس داده و مخالفین نظامی اسرائیل در منطقه به بخاطر چنین ترورهايی بعکس تقویت شده اند، در این نکته تردیدی نیست که بخاطر سیاست های تروریسم دولتی اسرائیل بود که حزب الله لبنان و دیگر نیروهای سیاسی ضد اسرائیلی مانند حماس به شدت رشد کردند.

در پایان سال های ۸۰ میلادی زمانی که حملات مخالفان اشغالگری اسرائیل در لبنان فزونی گرفت، دولت وقت اسرائیل تصمیم گرفت دست به ترور بر علیه رهبران سیاسی و نظامی حزب الله لبنان بزند، متعاقب این تصمیم در ۱۶ فوریه ۱۹۹۲ اتومبیل حامل عباس الموسوی، همسرش و پسر ۵ ساله اش در مورد هدف راکت های ارتش اسرائیل قرار گرفت و همه آنها کشته شدند.با گزینش سیاست ترور دولت اسرائیل امیدوار بود بتواند سازمان های مخالف خود و رهبران سیاسی با نفوذ مخالف خود را از نابود کرده و با ایجاد ترس در میان هواداران آنها مانع گسترش احساسات ضد اسرائیلی شود. اما رهبران اسرائیل هرگز پیش بینی نمی کردند که جانشین عباس الموسوی یعنی حسن نصرالله همان سازمانی را که اسرائیل سعی داشت با سیاست ترور ازبین ببرد به بزرگترین ارتش غیردولتی لبنان تبدیل کند. که امروز حزب الله لبنان به تهدیدی به مراتب  بزرگتر برای اسرائیل تبدیل بشود.

یک ماه بعد از این حادثه حمله انتحاری سازمان جهاد اسلامی در مقابل سفارت اسرائیل در بوینس آیرس پایتخت آرژانتین به وقوع پیوست که منجر به مرگ ۲۹ بی‌گناه و زخمی شدن ۲۴۹ فرد دیگر گردید

اینکه ایران چگونه آمریکا را مجازات می‌کند فعلا برای کسی روشن نیست اما این امر قطعی است، آمریکا با کشتن سلیمانی و المهندس،  دست به افرینش شهدائی زد که در زمان حیاتشان خطر کمتری از سوی آنها متوجه آمریکا میشد تا امروز که بشهادت رسیده اند.


یادداشت مترجم: ژنرال سلیمانی فرمانده سپاه قدس نقش غیر قابل انکاری در مقابله با اشغال ایران توسط صدام حسین و حامیانش آمریکا و عربستان داشت و در حمله عراق به ایران بارها زخمی شد ، دوباره به میدان نبرد بازگشت.

ژنرال سلیمانی از ستون های مقابله با حمله، اشغال و جنگ افروزی داعش و القاعده تروریست های افراطی سنی و وهابی در سوریه و عراق بود توسط آمریکا، اروپا، عربستان سعودی، قطر، ترکیه و اسرائیل مسلح و حمایت مالی میشدند و میشوند.

سلیمانی نقش بسیار مهمی در تامین امنیت برای ایران در همکاری دیپلماتیک منطقه ای مابین ایران و روسیه و عراق و سوریه داشت و از مشاوران نظامی  برجسته ی جهان محسوب میشد که نظرات وی در کاخ کرملین ودر نزد پوتین از اهمیت برخوردار بود.