تیتر

خشم توده ها برای انقلاب اجتماعی کافی نیست – حسین بهادری

حسین بهادری

در تاریخ مبارزات طبقه کارگر، جائی بنام زباله دان وجود ندارد و نمی توان گذشته را فراموش کرد و یا به خاک سپرد. اگر ظرفیت لازم را برای آموختن از گذشته داشته باشیم باید اعتراضات و تظاهرات آبان ۹۸ را در تمام عرصه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بررسی کرد و از آموخت.

تاریخ جنبش های مردمی و طبقه کارگر در طول بیش از ۷۰ سال اخیر، (ازتاسیس حزب توده ایران، کودتای ۲۸ مرداد،رویدادهای سال۵۷) تا کنون فراز و نشیب های فراوانی داشته است.

در ۲۵ تیر ماه ۱۳۲۵ کارگران شرکت نفت ایران وانگلیس دست از کار کشیدند و خواهان لغو امتیاز نفت و بیرون راندن امپریالیست ها و کسب استقلال سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شدند. اعتصاب کارگران نفت که بزرگ ترین اعتصاب کارگری در خاورمیانه بود، در سایه ِهمکاری حزب توده ایران با دولت قوام پایان یافت

کودتای نظامی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت ملی مصدق در اثر خیانت نیروهای مذهبی به سرپرستی آیت الله کاشانی و آیت الله بهبهانی در همراهی سازش و تسلیم طلبی بورژوازی متوسط در برابر توطئه های دربار و امپریالیست ها، به ویژه به علت وفاداری مصدق در جایگاه رهبری جبهه ملی به نهاد سلطنت از یک سو و ازجانب دیگر به علت بی عملی و دنباله روی حزب توده ایران در مقابله با کودتای امپریالیستی ۲۸ که منتظراشاره و اقدام برادر بزرگ بود، یک بار دیگر پس از گذشت نیم قرن از انقلاب مشروطیت مبارزات طبقه کارگر و مردم ایران را برای کسب استقلال آزادی و عدالت اجتماعی در نبود یک حزب انقلابی طبقه کارگر دچارشکستی کرد که پس لرزه آن با گذشت یک ربع قرن با قدرت گرفتن رژیم جمهوری اسلامی بسیار مخرب تر بود.

در جنبش همه باهم سال ۵۷ با این که اعتصابات کارگری به ویژه اعتصاب کارگران شرکت نفت تیر خلاص را به نظام سلطنتی زد، در نبود تشکل سیاسی طبقه کارگر روحانیت متشکل در حوزه، مساجد و امامزاده ها توانست با توافق با امپریالیسم امریکا، ارتش وابسته وبی اراده سلطنت پهلوی را بی طرف و قدرت سیاسی را کسب کنند.

درسال ۶۰ با شروع فاز مسلحانه مجاهدین چپ دنباله رو و جنبشی متعاقب حرکت مجاهدین برای این که از قافله عقب نماند بدون ارزیابی از اوضاع بدون تدارک و سازماندهی در مناطق مختلف دست به مبارزه مسلحانه زد.

وقایع دهه ۶۰ و متعاقب آن به وضوع نشان داد رژیم جمهوری اسلامی در سرکوب وکشتار اعتراضات مردم و زندانیان در بند به خود تزلزل راه نه داده ونخواهد داد.

گروه ها، سازمان ها و احزاب موجود اعم از آنانی که خود را حامی جنبش کارگری و انقلاب می نامندهمچون حزب کمونیست ایران، اقلیت، چریک های فدائی خلق، حزب کمونیست ایران ( مل – م)، حزب رنجبران ایران و تا حامیان خجالتی وعلنی امپریالیست صهیونیستی همچون حزب کمونیست کارگری ایران ، کومله (عبدالله مهتدی ) و حزب دمکرات کردستان ایران (مصطفی هجری) ها در سال ۱۳۸۸ در جنبش معروف به جنبش سبز با شعارهای «حتی اگه بمیرم رایمو پس میگیرم«،» رأی من و تو یکی، میرحسین موسوی«، «فلسطینو رهاکنفکری بهحال ما کن، » نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران«، «نترسید نترسید، ماهمه باهم هستیم» نشان دهنده واقعیت اجتماعی و سیاسی جنبشی بود که از منافع و خواست های کارگران و مردم زحمتکش نمایندگی نمی کرد بلکه به عموم مردم رهنمود می داد برای رسیدن به خواسته هایش از راههای قانونی و مبارزه مسالمت آمیز بدون خشونت از بین دو جناح رژیم یکی را انتخاب کنند. خواسته هایی که از اجرای قانون اساسی موجود، تا بیانیه حقوق بشر الهام می گرفت، مُهر نئولیبرالیسم برپیشانی داشت . و طبقه کارگر و زحمتکشان را بدون وجود تشکل های رفاهی اقتصادی و سیاسی کارگران (اتحادیه های سراسری و حزب انقلابی طبقه کارگر) به مثابه گوشت دم توپ برای به قدرت رساندن میر حسین موسوی نخست وزیردهه ۶۰(۱۳۶۰تا۱۳۶۸)به مسلخ سازش طبقاتی روانه کند.

جنبش ۹۶ با تفاوتهائی با اعتراضات سال ۸۸ در بیش از ۱۰۰ شهر با شرکت جوانان وقشرهای پائینی جامعه با گذر از اصلاح طلبان واصولگرایان نبود تشکل های سراسری ورهبری برخاسته از مبارزات میدانی سرکوب شد ویک بار دیگر در عمل نشان داد که جنبش های خود جوش به رغم داشتن حقانیت نه تنها نمی توانددگرگونی در ساختار اجتماعی به وجود آورد حتی نمی تواند به علت سرکوب وحشیانه به حداقل خواسته های خود برسد.

مشخص بود که پس از جنبشهای ۸۸ و به ویژه بعداز جنبش تهی دستان ۹۶ مردم به تنگ آمده از فشار اقتصادی، اجتماعی به علت حاکمیت دزد و فساد اسلامی و تحریم های ضد بشری امپریالیسم امریکا علیه اکثریت مردم ایران اعمال می شود و مورد پشتیبانی اپوزسیون خود فروخته می باشد، جنبش های دیگری از راه خواهند رسید.

در ۲۵ آبان ۹۸ در شرایطی که اکثریت قریب به اتقاق حاشیه نشینان حقوق بگیران زیرخط فقر روزگار می گذرانند، جوانان بیکار و بدون امید به آینده بهتر به سر میبرند رژیم فاسد با هدف دزدی از جیب تحتانی ترین اقشار مردم با فعال کردن دوباره طرح سهمیه بندی بنزین، قیمت آن را سه برابرافزایش داد.

باسه برابرشدن قیمت بنزین در بیش از ۱۰۰ شهر اقشار فرودست و جوانان به حق خیابان آمدند. این بار رژیم با بخشی از مردم در خیابان رو به رو بود که از نظر کمی و کیفی با مردم در صحنه جنبش های ۸۸ و ۹۶ تفاوت داشت. قشری جوان، بیکار و بدون آینده که چیزی برای از دست دادن در کف نداشتند. قشری که حاضر نبود با وعده وعیدهای توخالی میدان را ترک کند.

طغیان خشم مردم به تنگ امده از فقر و بیکاری وستم و استثمار حکومت دزد و فاسد، رژیم را به وحشت انداخت. رژیم برای حفظ بقای خود دست به کشتار وحشیانه ی متعرضین زد. و از سوی دیگر میوه چینان جنبش های خود جوش داخلی و خارجی به

تکاپو افتادند تا بر موج اعتراضات به حق مردم سوار شوند. در این میان مجاهدین و سلطنت طلبان در رسانه های مجازی با کمک امپریالسم امریکا، شیوخ مرتجع منطقه و سکوت اتحادیه اروپا با بوق و کرنا رهبری جنبش به خود نسبت دادند.

واقعیت ها ی تاریخی مبارزات مردم به ویژه وقایع سال های ۱۳۸۸ و ۱۳۹۶ به روشنی بیانگر این واقعیت است که خشم و نیروی عظیم مردم در جنبش های خود جوش و بدون سازماندهی و رهبری انقلابی به سرانجام نمی رسد.

اما جنبش آبان ۹۸ در تاریخ چهار دهه حاکمیت جمهوری جهل و سرمایه ایران به مثابه جنبشی نمادی یافته است که در بطن خود این توانائی بالقوه را دارد که در صورت استمرار با به میدان آمدن کارگران و زحمتکشان در پروسه عمل با به وجود آوردن شرایط مناسب در صحنه خیابان از نظر ذهنی و عینی با طرد نیروهای وابسته به امپریالیست ها و مرتجعین در اتحاد با اکثریت مردم بر ویرانه های جمهوری اسلامی ایرانی بسازد آباد و آزاد وشکوفا