سرتیتر
نوشتن دیدگاه

هزينۀ جنگ‌ها پس از ۹ سپتامبر!

war


از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به دنبال جنگ‌هایی که ایالات متحده علیه ترور به راه انداخته، تقريباً ۸۰۱۰۰۰ نفر در مناقشات جنگی جان باخته اند. تعداد نامبرده تنها شامل کسانی می‌شود که مستقیماً در درگیری‌های نظامی شرکت داشته اند. اگر کسانی را که در اثر ویرانی جنگی زیرساختارهای غیرنظامی از امکان تأمین درمانی محروم گشته بودند، به رقم فوق اضافه  کنیم، تعداد جان باختگان به مراتب بیش‌تر می‌بود. مخارج جنگ‌هاaیی را که پس از ۱۱ سپتامبر آغاز گردید بر روی‌هم ۶٫۴ بیلیون دلار تخمین می‌زنند


منبع: لینکه تسایتونگ
نويسنده: هرمان پلوپا

تارنگاشت عدالت


 هزينۀ جنگ‌ها پس از ۹/۱۱: ۶٫۴ بیلیون دلار و  ۳٫۴ میلیون کشته

روز ۱۳ نوامبر سال جاری در مرکز استبلیشمنت واشنگتنی لحظه بزرگ حقیقت خود را نمایان کرد. سناتور دمکرات «جک رید» از کوچک‌ترین ایالت این کشور رودآیلند دو کارشناس از دانشگاه براون از شهر خود «پروویدنس» را برای گزارش دعوت کرده بود. این دو «نتا کراوفورد» و «کاترین لوتز» معاونین هزينۀ پروژه‌های جنگی در دانشگاه براون هستند. آن‌ها سردمداران واشنگتن را با این واقعیت‌ عریان  روبه‌رو کردند که از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به دنبال جنگ‌هایی که ایالات متحده علیه ترور به راه انداخته، تقريباً ۸۰۱۰۰۰ نفر در مناقشات جنگی جان باخته اند.۱

تهیه‌کنندگان گزارش روشن کردند که تعداد نامبرده تنها شامل کسانی می‌شود که مستقیماً در درگیری‌های نظامی شرکت داشته اند. اگر کسانی را که در اثر ویرانی جنگی زیرساختارهای غیرنظامی از امکان تأمین درمانی محروم گشته بودند، به رقم فوق اضافه  کنیم، تعداد جان باختگان به مراتب بیش‌تر می‌بود. «نتا کراوفورد» مخارج جنگ‌هایی را که پس از ۱۱ سپتامبر آغاز گردید بر روی‌هم ۶٫۴ بیلیون دلار تخمین می‌زند.۲

۵٫۴ بیلیون دلار آن خرج عملیات نظامی (دقت کنید!) در ۸۰ کشور که ایالات متحده  از سال ۲۰۰۱ به ورطه جنگ سوق داده، مصرف شده است. ۱ بیلیون بقیه  تا سال ۲۰۵۹ صرف تأمین پیشکسوتان جنگی ایالات متحده خواهد شد. نویسندگان گزارش تأکید می‌کنند که ایالات متحده مجبور به آغاز این جنگ‌ها نبوده، بلکه کاملاً آزادانه («by choice») به آن‌ها دامن زده است.

و مسؤولان این جنگ‌های بی‌معنی و ویرانگر بسیار ماهرانه مخارج این جنگ‌ها را در مقابل چشمان مردم مخفی می‌کنند.

برای سال ۲۰۱۸ وزارت دفاع ایالات متحده به مردم اعلام کرد که حجم مالیاتی که در اثر جنگ‌های خارج کشور و در سطح جهان علیه تروریسم ضروری گردیده است برای هر شهروند آمریکایی سالانه بالغ بر ۷۶۲۳ دلار خواهد بود. این امر بیش از حد تکان دهنده است.  هر سال برای جنگ‌ در کشورهایی که شهروندان آمریکا حتا موقعیت جغرافیایی آن‌ها را نمی‌شناسند، چه رسد به این‌که دلیل‌های دقیق لزوم فعالیت‌های نظامی سربازان تا دندان مسلح آمریکایی را در آن‌ها تمیز دهند، توجیه هزینه این‌همه پول، یعنی قیمت خرید یک وانت زامیاد بسیار سخت است. از جمله به همین دلیل بیگانگی توده مردم از دولت مرکزی در واشنگتن روزبه‌روز بیش‌تر می‌شود. ولی به قول «کراوفورد» پنتاگون با این ارقام تنها مخارج مستقیم عملیات اضطراری در خارج از کشور  Overseas Contingency Operations را بیان می‌کند. خانم کرافورد با ریزبینی و دقت ثابت می‌کند که مخارج واقعی در بین وزارت‌خانه‌های متفاوتی به ویژه وزارت امنیت داخلی ، وزارت امور خارجه و هم‌چنین وزارت امور جانبازان جنگی تقسیم می‌شود که اگر این مخارج را به هم اضافه کنیم سالانه قیمت یک خودروی کلاس متوسط کاملاً نو برای هر شهروند آمریکایی خواهد شد.
جنگ ایالات متحده علیه بقیه کشورهای جهان از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ کیفیت رادیکال نوینی به خود گرفت. جنگ‌های سابق آمریکا به کمک افزایش مالیات و فروش اوراق قرضه جنگی تأمين می‌شد. افزایش مالیات مطلقاً مورد پسند شهروندان آمریکایی نیست. این یکی از دلیل‌هایی بود که به تقویت جنبش‌های راست و پوپولیستی مانند تی‌پارتی که اعضا و هوادارانش راغبند به طور کل دولت را از میان بردارند و نخبگان واشنگتنی را به کره مریخ پرتاب کنند، انجامید. شاید اگر جرج بوش دوم برای تأمین مالی جنگ‌های بی‌معنی و ویرانگر خود در پهنه جهان مالیات‌ها را افزایش داده بود، خیلی زودتر با شکست روبه‌رو می‌شد. به همین دلیل بوش و نمايندگان او رامسفلد و چینی، به افزایش بدهی‌های دولتی متوسل شدند. در مورد ريیس‌جمهور قبلی آمریکا بیل کلینتون می‌توان مطالب ناخوشايند زیادی را مطرح کرد ولی او نه تنها بودجه کشور را پاک کرد و بدهی‌های دولتی را از بین برد، بلکه به هنگام تحویل خزانه کشور به بوش، خزانه حتا اندوخته چرب و چیلی هم در اختیار داشت. افزایش لجام گسیخته و مصنوعی بدهی‌های دولتی برای بخش‌های مالی بسیار وسوسه‌انگیز و محبوب است، زیرا اکنون دولت آمریکا و شهروندانش تا مغز استخوان به اسارت بهرۀ بانک‌های خصوصی درآمده اند و این وضعیت بسیار مطلوب است، چون همان‌طور که خانم کراوفورد توضیح داد

بهره بدهی‌های دستگاه جنگی ایالات متحده آمریکا از سال ۲۰۰۱ تاکنون ۹۲۵ میلیارد دلار به مخارج کل جنگ جهانی علیه ترور افزوده است و به قول وی حتا اگر ایالات متحده امروز فوراً جنگ جهانی خود را علیه ترور کنار بگذارد، از نظر مخارج برای نسل‌ها گرفتار خواهد ماند. مخارج بدهی‌ها از جمله بهره و بهرۀ سود مانند تأمین معلولین و آسیب‌دیدگان روحی تا مرگ آن‌ها برقرار خواهد ماند.

و از این طریق می‌رسیم به مخارج جسمی و روحی ناشی از جنگ جهانی علیه ترور و همین‌طور پی‌آمدهای زیرساختاری آن. دانشگاه براون در پروویدنس که در ضمن یکی از قدیمی‌ترین و شاخص‌ترین دانشگاه‌های ایالات متحده است تعداد کسانی را که مستقیماً در عملیات رزمی کشته شده اند ۸۰۱۰۰۰ نفر تخمین می‌زند و تکرار می‌کنیم آن‌ها تعداد قربانیانی را که در اثر ویرانی زیرساختارهای غیرنظامی جان خود را از دست داده اند، «به مراتب بيش‌تر» اعلام می‌کنند. این امر اکنون به گوش کاپیتول‌نشینان هم رسیده است، زیرا در بعدازظهر آن روز ۱۳ نوامبر که حقایق عریان بیان شد، خانم «نتا کراوفورد» در مقابل کارگروه مترقی کنگره Congressional progressive caucus ، گروهی از نمایندگان کنگره و سنا متعلق به حزب دمکرات که ابزارِ تبلیغاتیِ پنتاگون، ویکی‌پدیا آن‌ها را «ضدسامی»۳ معرفی می‌کند، سخن گفت. خانم پرفسور از رودآیلند در آنجا نتایج تحقیقات خود را در مورد ویرانی محیط زیست از راه جنگ جهانی علیه ترور ارایه نمود.۴

نمایندگان مترقی کنگره مدت‌هاست که سعی می‌کنند عدالت اجتماعی، صلح و امور اقلیت‌ها را در سیاست جاری ادغام کنند. روزنامه الکترونیکی The Hill جزو محافل متفکر محسوب می‌شود. «دِ هیل» اشاره به کاپیتول هیل، تپه‌ای است که بنای کنگره کاپیتول روی آن قرار گرفته است. آن‌ها قصد دارند روی نمایندگان و کارمندان ستاد آنان تأثیر بگذارند. و این‌طور شد که روز ۱۳ نوامبر  در تارنگاشت «دِ هیل» مقاله‌ بسیار پُراحساسی که برای روابط آمریکایی غیرمعمول به نظر می‌رسید، در مورد درد و رنج قربانیان جهانی جنگ جهانی علیه ترور انتشار یافت: «مخارج جنگ را باید حساب کرد: وقت آن رسیده که (بالاخره) مسؤولیت خود را بپذيريم.»۵

در این مقاله به تفسیر گزارش داده می‌شود که جنگ چه پی‌آمدهای سنگینی برای مردم آمریکا به همراه داشته: «در سطح آمریکا میلیون‌ها نفر با آن روبه‌رو هستند. خسارت‌های جمعی را به سختی می‌توان تجسم کرد.»
یک‌پنجم پیش‌کسوتان جنگی یعنی ۴۰۰ هزار شهروند ترحم‌انگیز آمریکایی پس از ۹/۱۱ با اخلال استرسی پس از آسیب روانی روبه‌رو هستند و علاوه برآن، خودکشی در بین پیش‌کسوتان به شدت افزایش یافته و از این‌رو امروز تعداد سربازانی که با خودکشی از بین می‌روند از کشته‌های ناشی از عملیات نظامی بیش‌تر است. سربازانی که از جنگ بازمی‌گردند بیش‌تر از دیگر شهروندان نسبت به اعضای خانواده خود خشونت روا می‌دارند و بیش‌تر با قانون درگیری پیدا می‌کنند و بسیاری از آنان نهایتاً کارتن‌خواب می‌شوند.۶

ولی لطماتی که به دنبال جنگ جهانی علیه ترور به مردم کشورهای ویران‌شده وارد شده بسیار بزرگ‌تر است. در این مورد خانم «آنا بدکن» Anna Badkhen درست در دومین ارگان مرکزی شورای روابط عمومی یعنی در سیاست خارجیForeign Politics ۷ به شیوه‌ای روشن و حساس در این مورد در سال ۲۰۱۲ گزارشی منتشر نموده بود.۸ او نتایج تحقیقات را که به دستور دولت انجام شده بود ارایه کرد که بنا برآن در سال ۲۰۰۲  یعنی در هنگامی‌که تازه آمریکا می‌خواست جنگ خود را علیه تروریسم آغاز کند، ۴۲٪ مردم افغانستان با اخلال استرسی پس از آسیب روانی روبه‌رو بودند و تقریباً دوسوم افغان‌ها با افسردگی شدید دست‌وپنجه نرم می‌کردند. بین ۳۰٪ تا ۷۰٪  مردم در کشورهایی که مجتمع صنایع نظامی، جنگ خود را علیه ترور آغاز کرده بود، «زخم اخلال استرسی پس از آسیب روانی و افسردگی را با خود حمل می‌کردند.» از ۹/۱۱ یک گرایش رادیکالیزه شد، که قبلاً قابل رؤیت بود. در جنگ اول جهانی جنگ هنوز در مناطق مشخص و ویژه‌ای مثلاً در سنگر و جبهه‌های جنگ در شمال فرانسه صورت می‌گرفت. مردم غیرنظامی به طور نسبی در عملیات مستقیم جنگی درگیر نبودند. در جنگ دوم جهانی مردم غیرنظامی به دنبال بمباران‌ها به مراتب بیش‌تر در عملیات جنگی درگیر شدند. «ولی اکنون بعد از تقریباً ۵۰ سال جنگ سرد و ۱۰ سال جنگ جهانی علیه ترور، جنگی که ما انجام می‌دهیم بسیار شخصی‌تر شده است. صحنه‌های جنگ تروریستی خط اول جبهه نمی‌شناسد. جنگ‌های مذهبی همسایه‌ها را به جان هم می‌اندازد. قربانیان سازوکارهای نسل‌کشی جلادان خود را به نام می‌شناسند. این‌طور تخمین زده می‌شود که در درگیری‌های نظامی اخیر در بین ۱۰ نفر حداقل ۹ نفر غیرنظامی هستند…» در ضمن «طرح مارشالی» هم وجود ندارد که چگونه می‌توان خاک و زمینی را که جنگ ویران‌ کرده مجدداً به مزرعه‌های بارور تبدیل کرد. مثلاً در سال ۲۰۱۲ برای بيماران روحی در افغانستان تنها ۲۰۰ تختخواب در بیمارستان‌های روانی وجود داشت.
و تارنگاشت «دِ هیل» وجدان نمایندگان را خطاب قرار می‌دهد: نه تنها از هر ۵ عراقی یک نفر دچار اختلالات روحی است، بلکه در بین جوانان وضعیت به مراتب بدتر است: ۵۶ درصد جوانان با اخلال استرسی پس از آسیب روانی روبه‌رو هستند و ۱۲٫۵ میلیون نفر از عراق، افغانستان، پاکستان و یمن از کشتار جنگ در کشورهای خود فرار می‌کنند. به نوشته «دِ هیل»: « آیا ما مؤظف نیستیم در مقابل ویرانی‌هایی که دولت ما ایجاد کرده مسؤولیت‌های فردی و جمعی خود را بپذیریم؟ مالیات‌های ما و تفاهم خاموش ما این جنگ‌ها را اساساً میسر ساخت.

در حالی‌که ظاهراً ایالات متحده آمریکا تنها بازیگر مسؤول خسارت‌های ناشی از جنگ‌های پس از ۹/۱۱ نیست، ولی رهبران ایالات متحده مسؤول برانگيختن این جنگ‌های فاجعه‌بار هستند که هیچ‌یک از آن‌ها غیرقابل اجتناب نبود، بلکه همه آن‌ها به دنبال تصمیمات آگاهانه آغاز گردید

این‌ها آن بصيرت‌هايی است که می‌بایست از مدت‌ها پیش آمریکا را تکان داده باشد. ولی با این حال می‌توان تردید داشت که این نظرات خردمندانه بتواند قبل از این‌که فروپاشی بزرگ رخ دهد، تغییری در مسیر انتخاب شده به وجود آورد.


نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.