سرمقاله
نوشتن دیدگاه

نولیبرالیسم در شیلی به دنیا آمد و در شیلی خواهد مرد!

chile_2019


«شیلی: جزیره ثبات در آمریکای جنوبی؛ تا همین چند وقت پیش اندیشکده آمریکایی استراتفور چنين تصور می‌کرد، ولی اکنون در این کشور «نمونه» آمریکای جنوبی صدها هزار و حتا بیش از یک میلیون نفر به خیابان‌ها آمده اند. مردم با قبول خطر مرگ گروه گروه به خیابان‌ها می‌روند. نولیبرالیسم به آخر خط رسیده است، و آن‌هم نه فقط در شیلی. ما دورانی پرتلاطم و انقلابی در پیش خواهیم داشت.


منبع: عصر ما
تارنگاشت عدالت


نولیبرالیسم در شیلی به دنیا آمد و در شیلی خواهد مرد!

salvador_alende

«شیلی: جزیره ثبات در آمریکای جنوبی؛ تا همین چند وقت پیش اندیشکده آمریکایی استراتفور چنين تصور می‌کرد، ولی اکنون در این کشور «نمونه» آمریکای جنوبی صدها هزار و حتا بیش از یک میلیون نفر به خیابان‌ها آمده اند. تعداد زیادی از مردم هم‌اکنون جان باخته اند و هزاران نفر مجروح شده و بیش از ۱۰ هزار نفر دستگیر شده اند. ريیس‌جمهور این کشور «سباستیان پینه‌را» مجبور شد هم از حضور در نشست APEC (سازمان همکاری‌‌های اقتصادی آسیاپاسیفیک) و هم از شرکت در کنفرانس جهانی اقلیمی صرف‌نظر کند. در بخش‌های زیادی از کشور دولت کنترل خود را از دست داده است.

pinochet

تظاهرکنندگان روی پلاکاردهای خود نوشته بودند: «نولیبرالیسم در شیلی به دنیا آمد و در شیلی خواهد مرد» و در واقع  نولیبرالیسم موجود به طور مستقیم با کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ در ارتباط است. «آگوستو پینوشه» سگ زنجیری «بچه‌های شیکاگو»، یعنی شاگردان و نوچه‌‌های سختکوش مرکانتیلیست مشهور «میلتون فریدمان» بود. بدون جوخه‌های مرگ پینوشه و حامیان او در واشنگتن، ممکن نبود این کشور آمریکای جنوبی را به یک آزمایشگاه عظیم اقتصادیاجتماعی مبدل ساخت. شیلی پس از ۱۱ سپتامبر  در خون نیروهای چپ و دمکرات غوطه‌ور شد. پس از این‌که غرش مسلسل‌ها خاموش شد، سکوت و آرامش گورستان بر این کشور مستولی گردید و آمریکای جنوبی زیر فرمان دیکتاتوری‌های نظامی قرار گرفت.

سؤالی که برای پرچمداران نولیبرالی مطرح بود، این بود که تا چه حد می‌توان به غنی‌تر کردن توانمندان و تاراج ثروت‌های عمومی و افزایش فقر اجتماعی ادامه داد؟ نتایج این آزمون چک سفیدی برای تهاجم نولیبرالی رونالد ریگان و مارگارت تاچر و پس از آن برای تمامی گستره جامعه ارزشی غرب بود. نولیبرالیسم جنگ یک‌دهم در هزار بالایی‌های جامعه علیه توده گسترده مردم است. ولی نولیبرالیسم همین‌طور به معنی ارتش و پلیس جنگ داخلی است.
chile2019
جنگ طبقاتی ابرثروتمندان تنها یک برنامه‌ای اقتصادی و اجتماعی نیست. ضداصلاحات نوليبرالی و هواداران آتشین آن در دفترهای مطبوعاتی و احزاب خواستار یک اصلاح متقابل اصولگرایانه و اساسی بودند، که به معنی لغو مصالحه طبقاتی دوران پس از جنگ بود. نولیبرالیسم به معنی متحول ساختن کامل جامعه و نحوه بهره‌برداری سرمایه‌داری، مناسبات مالکیت، نهادهای اجتماعی، تفکر تئوریک و روابط بین انسانی است. همه این‌ها باید به قانون «سود حداکثری» گردن نهند. ارزش سهام، گاو طلایی عصر جدید گردید و هومواکونومیسمِ بلندپرواز و خودخواه سوپراستار محبوب آن گردید. هر کس با هر کس و همه‌چیز با همه‌چیز مجبور به رقابت گردید. سندیکاها در حد مدیران شريک تحمل شدند. جامعه و جمع‌گرایی به دشنام مبدل گردید. از آن زمان حتا کشورها برای «جلب علاقه سرمایه‌گذاران» مجبور به رقابت شدند.

همه چیز باید ارزان‌تر شود، همین‌طور تغذیه و نیروی کار و مالیات‌ها و مخارج دولتی (البته به استثنای تسلیحات) . گوشت به قیمت بسیار نازل، نیروی کار برای یک یورو و مالیات‌ها با استفاده از ترفندهای مختلف به صفر رسانده شده و مضاف برآن، مالکیت‌های اجتماعی به قیمت نازل به حراج گذارده شده و از این طریق دولتی که نولیبرالی شده بود محتاج همان کسانی گردید که قبل از آن آن‌ها را از پرداخت مالیات معاف کرده بود.

اصلاح متقابل نولیبرالی یک روند است. تغیر و فقیر کردن جامعه به زمان نیاز دارد. این حرکتی به سوی نازل‌ترین استانداردها است. اکنون پس از گذشت نیم قرن با آغاز بحران بزرگ از سال ۲۰۰۷ روشن می‌شود:

نولیبرالیسم به آخر خط رسیده و به سرم تقویتی بانک‌های مرکزی وصل است و تنها با پمپاژ مداوم و عظیم پول قادر به ادامه حیات می‌باشد.

ولی چیز دیگری نیز روشن است. قدرت بلامنازع امپراتوری ايالات متحده به تاریخ پیوسته است. ونزوئلا و سوریه و ایران و افغانستان، دیگر دست‌های دراز پنتاگون و سازمان سیا به همه جا نمی‌رسد. «بازیگران» جدید، روسیه و چین برای دیگران و همین‌طور مال باختگان و مظلومان امکانات نوینی فراهم کرده اند و موجی از اعتراضات جهان را درمی‌نوردد. در بسیاری از کشورها اوضاع ناآرام است که پرداختن به تک تک آن‌ها در این مقال نمی‌گنجد. فقر ناشی از نولیبرالیسم مرزهای قابل تحمل را پشت سر نهاده است. مردم با قبول خطر مرگ گروه گروه به خیابان‌ها می‌روند. نولیبرالیسم به آخر خط رسیده است و آن‌هم نه فقط در شیلی. ما دورانی پرتلاطم و انقلابی در پیش خواهیم داشت.

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.