سرمقاله
Comments 2

تحرکات ضد ایرانی در خیزشهای عراق، لبنان و پاکستان – خسرو گلستانی

iraq_2019


تحرکات ضد ایرانی در خیزشهای عراق، لبنان و پاکستان

ابوالقاسم (خسرو) گلستانی

6 نوامبر 2019 – 15 آبان ماه 1398


اشاره: به گزارش بی بی سی فارسی (، مایک پومپئو وزیر خارجه امریکا گفته است که «عراق و لبنان استحقاق آن را دارند که مسیر خود را فارغ از مداخله‌گری‌های» ایران دنبال کنند و مردم این دو کشور «می‌خواهند کشورشان را [از ایران] پس بگیرند«. این در حالی است که به گزارش «مجله هفته«، میخاییل بوگدانف، فرستاده ویژه رئیس‌جمهور روسیه در امور خاورمیانه و شمال آفریقا، در دیدار خود با أمل ابوزید مشاور رئیس‌جمهور لبنان، گفته است که روسیه «بر حمایت از حاکمیت جمهوری لبنان و استقلال و تمامیت ارضی این کشور» و نیز «بر مواضع ثابت روسیه مبنی بر حل همه مسائل توسط خود لبنانی‌ها و در چارچوب قانونی و از طریق گفت‌وگوی فراگیر تاکید کرد«. قصد نگارنده از این اشاره کوتاه به سیاست خارجی متفاوت دو قدرت برتر جهانی برای آن است که نخست از آن به عنوان راهنما در بررسی موضوع حاضر بهره جویم و دوم اینکه خواننده را در خصوص موضع گیری های غرب نسبت به مسایل جاری در ایران و سه کشور نامبرده در عنوان این نوشته به داوری منصفانه دعوت کنم


پس از تخریب اتحاد جماهیر شووری که در زمان حیات خود پشتیبان خیزشهای انقلابی و در عین حال عامل بازدارنده در برابر جنگ های امپریالیستی علیه کشورهای مستقل، ملی و مترقی به شمار می رفت، کمتر خیزش اجتماعی یا انقلابی را در جهان سراغ داریم که در این دوره از توطئه «غرب» به رهبری دولت امریکا در امان مانده باشند. بلوک سوسیالیستی یا به اصطلاح «شرق» به رغم برخی کاستی ها، «آرمانشهر» نیروهای مترقی اعم از ملی و چپ به شمار می آمد، به طوری که همواره این امید وجود داشت که در صورت به قدرت رسیدن آن نیروها، بلوک مورد اشاره بتواند از آنها در برابر توطئه های مداوم امپریالیستی محافظت کند.

حتی رهبر انقلابی سنرگی چون ولادمیر ایلیچ لنین پس از قدرت گیری حزب بلشویک در انقلاب اکتبر 1917 روسیه، امید آن داشت که در آلمان انقلاب شود تا به یاری آن، دولت نوپای اتحاد شوروی بتواند خود را از فشار نابود کننده دول امپریالیستی برهاند. تخریب برق آسای بلوک سوسیالیستی به دست عوامل داخلی و خارجی امپریالیسم در اواخر دهه 1980 ثابت کرد که نگرانی لنین کاملاً به جا بود. بخش اعظم عملیات تخریبی کشورهای بلوک سوسیالیستی در اثر تلاش بنیادهای امپریالیستی و رسانه های وابسته به آنها در قالب «انقلابات رنگی» تحقق بخشید. اما کشورهای سوسیالیستی یی که توانستند با مقاومت سرسختانه در برابر «انقلابات رنگی» نجات یابند، در اثر حملات بیرحمانه نظامی با مدیریت پیمان نظامی آتلانتیک شمال، ناتو، از میان رفتند که بارزترین آنها فدراسیون یوگسلاوی سابق بود که به شش کشور تجزیه شده است. این دو شیوه ضد بشری بعد از «له شدن سر اژدها» (اصطلاحی که مقامات امریکایی در مورد تخریب بلوک سوسیالیستی به کار بردند) به سایر نقاط جهان و برای از پا در اوردن «افعی های سربرآورده از اینجا و آنجا» (اصطلاحی که امریکایی ها برای کشورهای مستقل یا «گردنکش» به کار بردند)، تسری یافته است که تا به امروز به اشکال گوناگون ادامه دارد.

بعد از تخریب بلوک سوسیالیستی در اروپای شرقی، قرعه تخریب به نام خاورمیانه و شمال افریقا (اصطلاحاً «جهان اسلام«) رقم خورده است که 66 درصد انرژی جهان را در اختیار دارند. موج سواری امپریالیستی در تمامی کشورهای عربی یی که دستخوش «بهار عربی» شده اند، به نفع «غرب» موثر افتاد. دولتهای ملی یا سکولار یا به دولتهای دینی بنیادگرا تغییر ماهیت داده اند یا در اثر تهاجمات نظامی ناتو نابود شده اند. افغانستان، عراق، سومالی، سودان، لیبی از ان جمله اند. ترفند امپریالیستی تنها در مورد سوریه و یمن به شکست کشیده شده است. سوریه به کمک دولت های ایران، روسیه و لبنان ایستادگی کرد و سربلند بیرون امد. در یمن نیز آنگونه که شواهد نشان می دهد، ایستادگی سرانجام به بار خواهد نشست.

اعتراضات مردمی در عراق و لبنان شکلی تازه از «بهار عربی» است که نوع موج سواری بر آن با نمونه های پیشین از جهاتی متفاوت است. در نمونه های پیشین، هدف براندازی دولت های ملیسکولار به نفع نیروهای بنیادگرا تا حد تکفیریداعشی بود، اما در بهار عربی کنونی هدف دیگری نیز دنبال می شود: اختلاف انداختن بین دولتهایی که به نحوی متحد هستند تا در اثر تخریب این اتخاد، از پا در اوردن انها آسان تر بشود. نقش غرب یا به عبارت دقیق تر، مثلث ضد ایرانی«آمریکااسراییلعربستان» در منطقه به ویژه در عراق جنگ زده، ویران شده، رنجور و داغدیده این است که مشکلات به وجود آمده در این کشور را، به جای آن مثلث شوم، به گردن ایران بیاندازند. حال پرسشی کلیدی به میان می آید: «واقعا ایران چه نقش مخربی در عراق داشته که نئولیبرال ها و نیروهای به ظاهر چپ ایرانی همصدا با بلندگوهای امپریالیستی سرزنشش می کنند؟»

پیش از پرداختن به این پرسش، جا‌ دارد به این واقعیت اشاره کنیم که هیچ ملتی در جهان به قدر عراقی ها تجربه تلخ جنگ را نچشیده است.‌‌ علاوه بر جنگ هشت ساله رژیم عراق با ایران، یعنی طولانی ترین جنگ در سده بیستم (1980-1988)، که هدف اصلی آن نابودسازی زیرساخت های این دو کشور بود، در اوت 1990، ائتلافی نظامی متشکل از 35 کشور به رهبری ارتش آمریکا به این کشور حمله کردند؛ این جنگ که به جنگ اول عراق یا جنگ خلیج معروف شد، تا فوریه 1991 به درازا کشید. رهبری این جنگ بر عهده جورج بوش پدر رییس جمهور وقت امریکا بود. سپس در 2003، ائتلافی نظامی متشکل از 40 کشور به رهبری ارتشهای امریکابریتانیا (به رهبری جورج بوش پسر، رییس جمهور وقت آمریکا، و تونی بلر، نخست وزیر وقت بریتانیا) به عراق حمله نظامی کردند که به جز اشغال این کشور که تا به امروز ادامه دارد، صدها هزار عراقی جان خود را از دست داده اند. به این شمار عظیم از تلفات جانی ملت عراق، باید مرگ ۵۷۰ هزار کودک عراقی را نیز افزود که در اثر محاصره اقتصادی شدید امپریالیستی، از جمله غذایی و دارویی، علیه عراق جان باختند. (اتفاق مشابه در یمن رخ داد جایی که به تأیید یونیسف 100 هزار کودک زیر 5 سال یمنی در اثر سوء تغذیه ناشی از محاصره اقتصادی همه جانبه دریایی، هوایی و زمینی جان باختند.) در تهاجم وحشیانه امپریالیستی 2003 به عراق، 380 هزار نیروی ائتلاف به علاوه 70 هزار نیروی مسلح از «پیشمرگه کردستان عراق» و «کنگره ملی عراق«، که حامی ائتلاف بودند، شرکت داشتند. تهاجم نظامی دیگر، اما وحشیانه تر از قبل، به عراق در 2014 در زمان باراک اوباما رئیسجمهوری وقت امریکا رخ داد؛ زمانی که تروریست های آدمخوار دست پرورده ی سازمانهای امنیتیاطلاعاتی غرباسراییل به این کشور حمله ور شدند، عملیاتی که سپس به خاک سوریه کشیده شد و چیزی نمانده بود پایتخت این‌کشور به تصرف آن نیروهای هیولایی در بیاید. اعتراضاتکنونی به حق ولی ره گم کرده ی مردم عراق در حقیقت نتیجه این همه تجاوزات امپریالیستی مستقیم‌‌ یا نیابتی است که از اوت 1990 آغاز شده و همچنان ادامه دارد

اما در مورد تقش «مخرب» ایران در قضایای عراق، حتی یک نمونه وجود ندارد که ایران عامل فروپاشی اقتصاد عراق بوده است. اخیراً مطلبی به قلم نورالدین کیانوری در خصوص شکنجه ها و اعدام های زندانیان از جمله توده ای ها در زندان ج ا خواندم که در یکجا گفته بود، اخلاق سوسیالیستی ما را ملزم می‌کند که حتی در باره بدترین دشمن خود متوسل به دروغ و ناراستی نشویم. مشابه همین سخن زرین را زمانی بشردوست بزرگی چون مارک تواین به زبان آورد. لذا اپوزوسیون ایرانی به صرف مخالفت با ج ا نباید به دروغ متوسل شوند؛ ولی به شکلی حیرت انگیز حتی نشریه «نامه مردم» که فقط در ظاهر پر سابقه ترین حزب چپ ایران یعنی حزب توده ایران را نمایندگی می‌کند، مشکلات عراق را به گردن سرلشگر قاسم سلیمانی انداخته است، همان کاری که بنگاه های خبری دروغین غرب کرده اند. داعش در عراق که پایگاه اولیه اش بود، در 40 کیلومتری مرز ایران قرار داشت؛  چگونه می توان انتظار داشت که نیروهای مسلح ایران از تمامیت ارضی خود در برابر قسی القلب ترین تروریست های تاریخ بی تفاوت بنشینند؟ علاوه بر این، تنها «جرم» نیروهای تحت امر قاسم سلیمانی این بود که گروه های شبه نظامی از داوطلبان عراقی را علیه داعش بسیج و سازماندهی کردند، کاری که عیناً در سوریه نیز انجام گرفت. اگر نقش ایران در عراق، و ایران و روسیه در سوریه نبود، این دو کشور اکنون زیر چکمه های آدمخواران داعشی دست ساخت سیاموساد قرار داشتند، امری که برای چند دهه جزیی از برنامه تشکیل اسراییل بزرگ است. کشاندن رهبران کرد سوریه‌ و عراق به زیر بیرق آمریکا و اسرائیل نیز دقیقا در راستای همین برنامه است.

آری، بی تردید مردم عراق علیه بی عدالتی و فساد دولتی در کشور خود قیام کرده اند همان گونه که مردم آگاه و ستودنی شیلی. اما کسانی با سوار شدن بر این امواج کور و با به زبان آوردن شعارهای ضد ایرانی، سعی دارند آن مثلث شوم را از زیر ضرب خارج کنند. از آنجا که نمی توانند با اقدامات نظامی (مثلا راه اندازی جنگ بین عراق و ایران) به اهداف جنایتکارانه خود برسند، این گزینه را انتخاب کردند؛ گزینه ای که بدترین رنج مادی و معنوی را به مردم عراق تحمیل کرده و در عوض هیچ رنج و زحمتی برای آن مثلث شوم به وجود نیاورده است. وانگهی اکنون که ایران بدون داشتن همسایگان شرور و متخاصم در امنیت نسبی از حیث تجاوز نظامی احتمالی قرار دارد، باید آنها را به جان هم انداخت تا امنیت ایران نیز همانند عراق تحت اشغال ناتو به مخاطره بیفتد. هدف «اصلی» این موج سواری همین است و بس. همزمان در پاکستان نیز یک جریان ااسلامگرای مشکوک و احتمالاً متمایل به طالبان مردم را علیه دولتمردی سکولار و پاکدست به نام عمران خان، سیاستمداری که مشابه اش به ندرت در تاریخ پاکستان دیده شده، بسیج کرده تا بتواند دولت او را براندازد. عمران خان سابقاً  کریکت باز معروف پاکستانیانگلیسی بوده که میلیون ها پوند جایزه در ورزش برده است. لذا نمی توان به جز پاکدستی و بی نیازی مالی انتظاری دیگر از او داشت. آیا قصد براندازی او به جز این است که وی نقش میانجیگرانه در تنش بین ایران و عربستان دارد؟! آیا تمام غوغا سازی ها در عراق و لبنان و پاکستان برای نا امن کردن ایران از جانب همسایگان و متحدانش برای از پا در اوردن سهل تر آن نیست؟!

لذا گلو دریدن رسانه های امپریالیستی در حمایت از اعتراضات در عراق اشک تمساح بیش نیست. شعارهایی چون «نه سوریه، نه ایران، جانم فدای عراق» همان قدر ارتجاعی، ضد بشری و شونیستی است که شعار «نه غزه، نه لبنان، نه یمن، جانم فدای ایران«. چنین شعاری کاملا بر ضد اصل انسان دوستانه ی «همبستگی بین ملت ها» است. در خصوص لبنان اما، جالب است که خود حزب الله قاطعانه از اعتراضات مردمی حمایت کرده، اعتراضاتی که نه ناشی از مداخله ایران، بلکه ناشی از تبعات اقتصاد نئولیبرالی است که غرب یک به یک بر ملت ها از جمله به ایران تحمیل کرده است.

مرقوم شده در ایران، مازندران، شهرستان ساری 

۱ دیدگاه

  1. خسرو says

    دوست گرامی در گاهنامه هنر و‌ مبارزه!
    ای کاش این دسته از اپوزوسیون به کلام‌ مسوولانه و انسانی تان گوش کنتد.‌
    دست مریزاد

    دوست داشتن

  2. گاهنامه هنر و مبارزه says

    دربارۀ این قطعه از متن «لذا اپوزوسیون ایرانی به صرف مخالفت با ج ا نباید به دروغ متوسل شوند» ضروری می دانم که اندکی بقول معروف پامنبری کنم. در واقع رسانه های اپوزیسیون های پنتاگونی مزدور خائن دقیقاً در ادامۀ دروغ رسانه های آتلانتیست و «معتبر بزرگ» واقع شده تا آنچه را که خود صاحب کار از بیان آن شرمسار است، این بخش از گله سگهای نگهبان به رشتۀ تحریر درآورند. با وجود این، پس از آگاهی به دروغ و یا تحریف واقعیت در عرصۀ رسانه ها (که نوآم چامسکی بیش از همه در این زمینه کار کرده و بررسی هایش در زمینۀ تحریف کارهای رسانه ها حجم وسیعی را بخوداختصاص داده) می توانیم بپرسیم که اساساً چرا اپوزیسیون های ایرانی پنتاگونی به این همه دروغ پردازی و یا تحریف واقعیت نیازمند است؟ و روشهای آنان برای تحریف واقعیت کدام است؟ فقط در پاسخ به پرسش آخری یادآوری می کنم که یکی از روشهای تحریف نزد اپوزیسیون های پنتاکونی واپس زدن تضادهای اصلی و پیش کشیدن مسائل فرعی و خصوصی ست.

    دوست داشتن

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.