نظری
نوشتن دیدگاه

بسوز نولیبرالیسم، بسوز!

equador_indo


منبع: لینکه تسایتونگ

تارنگاشت عدالت


Pepe-Escobar-nova-menor

پپه اسکوبار

نولیبرالیسم به معنای واقعی کلمه در شعلههای آتش میسوزد و از اکوادور گرفته تا شیلی، باز اين آمریکای لاتین است که راه را نشان میدهد. به نظر میرسد که آمریکای لاتین در صدد است علیه دستورالعملهای ریاضتی بدخیم و یکنواخت صندوق بینالمللی پول با سلاحهای کشتار جمعی اقتصادی آن برای نابودی حاکمیت ملی و ایجاد بیعدالتی اجتماعی، سرانجام قدرت را برای شکل بخشیدن تاریخ خود به دست خویش گیرد.

سه انتخابات ریاست جمهوری در جریان است. ظاهراً با وجود عربدههای «تقلب» معارضین، روز یکشنبه گذشته در بولیوی سرنوشت مشخص شد. هفته آینده نوبت آرژانتین و اوروگوئه میرسد.

شکست و عقبگرد در زمینه آنچه که «دیوید هاروی» خیلی زیبا «انباشت به کمک سلب مالکیت» مینامید، بسیار شدید هست و خواهد بود

شکست و عقبگرد در زمینه آنچه که «دیوید هاروی» خیلی زیبا «انباشت به کمک سلب مالکیت» مینامید، بسیار شدید هست و خواهد بود. روزی هم نوبت برزیل خواهد رسید که آنطور که به نظر میرسد به وسيلۀ ارواح پینوشهتبار پاره پاره میشود.

برزیل نهایتاً پس از درد و رنج فراوان به پا خواهد خواست، زیرا محرومین و تحقیرشدگان در تمام آمریکای جنوبی دریافته اند که هنوز یک برگ برنده در دست دارند.

شیلی همه چیز را خصوصی میکند

مسألهای که در خیابانهای شیلی مطرح میشود، بسیار جدی است: «چه چیز بدتر است: فرار مالیاتی و یا مسدود کردن مترو؟» اینها همه دودوتا چهارتای مبارزۀ طبقاتی است. تولید ناخالص ملی شیلی سال گذشته تنها ۱٫۱ درصد افزایش یافت در حالیکه سود بزرگترین کنسرنهای کشور حداقل ده برابر شد. دشوار نیست، ببینیم این سودها به همت چه کسانی تأمین شده است.

شیلی در خیابان، اکنون نشان میدهد که چگونه آب، برق، گاز، بهداشت، دارو، حملونقل، آموزش و پرورش، دریاچه آب شور «آتاکاما» و حتا یخچالهای طبیعی خصوصیسازی شده اند

شیلی در خیابان، اکنون نشان میدهد که چگونه آب، برق، گاز، بهداشت، دارو، حملونقل، آموزش و پرورش، دریاچه آب شور «آتاکاما» و حتا یخچالهای طبیعی خصوصیسازی شده اند.

این، انباشت کلاسیک از طریق سلب مالکیت است. و برای اکثریت قریب به اتفاق ۱۹  میلیون شیلیايی، هزینه زندگی غیرقابل تحمل شده است، میانگین درآمد ماهانه آنها بالاتر از ۵۰۰ دلار نیست

«پل والدر» مدیر روزنامه «پولیتیکا» و تحلیلگر مرکز تحقیقات استراتژیک آمریکای لاتین (CLAE)، خاطرنشان میکند که چگونه در عرض کمتر از یک هفته پس از پایان تظاهرات در اکوادور که لاشخور نولیبرال، «لنین مورِنو» را مجبور کرد افزایش قیمت گاز را پسبگیرد، در شیلی نیز تظاهرات مشابهی آغاز گردید.

«والدر» به درستی رییسجمهور شیلی «سباستیان پینهرا» را به بوقلمون بریان در سفرۀ درازی توصيف میکند، که تمام طبقه سیاسی شیلی دور آن حلقه زده است. جای تعجب نیست که توده خشمگین مردم شیلی تفاوتی میان دولت و احزاب سیاسی و پلیس قایل نیست. «پینهرا»، همانطور که انتظار میرفت، همۀ جنبشهای اجتماعی را بزهکارانه معرفی کرده و ارتش را به خیابانها گسیل داشت تا آنها را سرکوب کند. او وضعیت اضطراری اعلام کرده است.

chile2019

«پینهرا» جزو ۷ میلیاردر بزرگ شیلی است. ثروت او بیش از ۲٫۷ میلیارد دلار تخمين زده میشود، که در خطوط هوایی، سوپرمارکت، تلویزیون، کارتهای اعتباری و فوتبال در گردش است

«پینهرا» جزو ۷ میلیاردر بزرگ شیلی است. ثروت او بیش از ۲٫۷ میلیارد دلار تخمين زده میشود، که در خطوط هوایی، سوپرمارکت، تلویزیون، کارتهای اعتباری و فوتبال در گردش است. او نوعی «مورِنو» دوآتشه و یا یک پینوشهایست نولیبرال است. برادر «پینهآر» خوزه، واقعاً وزیر پینوشه و در واقع همان کسی بود که سیستم پزشکی شیلی را خصوصیسازی کرده و در واقع منبع اصلی زوال اجتماعی و یأس و سرخوردگی بود. و همه چیز با هم در ارتباط است: وزیر دارایی کنونی برزیل، «پائولو گوئجس» (Paulo Guedes) یکی از هواداران مکتب شیکاگو است که در آن زمان در شیلی زندگی و کار میکرد و اکنون میخواهد این آزمون مطلقاً فاجعهبار را مجدداً در برزیل تکرار  کند.

در پايان، این «مدل» اقتصادی که «گوئجس» قصد دارد در برزیل پیاده کند، شیلی را به طور کل نابود کرده است.

بزرگترین ماده خام شیلی مس است. معادن مس از نظر تاریخی به ایالات متحده آمریکا تعلق داشت ولی در سال ۱۹۷۱ از طرف ریسجمهور سالوادور آلنده ملی اعلام شد و از اینرو طرح هنری کیسینجر، این جنایتکار جنگی، برای از بین بردن آلنده به اجرا درآمد و در ۱۱ سپتامبر اصلی در سال ۱۹۷۳ به اوج خود رسید

بزرگترین ماده خام شیلی مس است. معادن مس از نظر تاریخی به ایالات متحده آمریکا تعلق داشت ولی در سال ۱۹۷۱ از طرف ریسجمهور سالوادور آلنده ملی اعلام شد و از اینرو طرح هنری کیسینجر، این جنایتکار جنگی، برای از بین بردن آلنده به اجرا درآمد و در ۱۱ سپتامبر اصلی در سال ۱۹۷۳ به اوج خود رسید.

دیکتاتوری به رهبری پینوشه بعدها این معادن را مجدداً خصوصیسازی کرد. بزرگترین آنها «اسکوندیداد» در صحرای «آتاکاما» است، که ۹ درصد مس جهان را تأمین میکند و در اختیار کنسرن عظیم آنگلواسترالیایی BHP Billiton قرار دارد. بزرگترین مشتری مس جهان چین است. حداقل دوسوم درآمد حاصله از فروش مس نه به جیب خلق شیلی، بلکه به جیب کنسرنهای فراملیتی خارجی میرود.

وضعیت اسفناک آرژانتین

قبل از شیلی، اکوادور تقریباً فلج شده بود. نه مدارس و نه حملونقل محلی عمل میکرد. مواد غذایی یافت نمیشد و سوداگری گسترش مییافت. صدور نفت مختل شده بود. به دنبال بسیج ۲۵۰۰۰ بومی در خیابانها رییسجمهور مورِنو زیر فشار قرار گرفت و جبونانه با انتقال مقر حکومتی به گواياکیل خلاء قدرتی در کیتو به جای گذارد. در بسیاری از شهرها و دهات مهم، مردم بومی امور دولتی را به دست گرفتند. مجلس شورای ملی برای مدت تقریباً ۲ هفته غایب بود، بدون این که عزم و ارادهای برای پیدا کردن رهیافت از این بحران از خود نشان دهد.

با اعلام وضعیت اضطراری و منع عبور و مرور، مورِنو جلوی پای ارتش فرش قرمز پهن کرد و «پینهرا» نیز در شیلی از او اقتباس نمود. ولی تفاوت آنجاست که

equador_indo

مورِنو در اکوادور روی سياست «تقسیم کن و حکومت کن» بین جنبش بومیان و بقیه شهروندان کشور حساب باز کرده، در حالیکه «پینهرآ» مستقياً به اعمال فشار تکيه میکند

مورِنو در اکوادور روی سياست «تقسیم کن و حکومت کن» بین جنبش بومیان و بقیه شهروندان کشور حساب باز کرده، در حالیکه «پینهرآ» مستقياً به اعمال فشار تکيه میکند.

اکوادور در کنار سیاست راهبردی کهنۀ افزایش قیمتها برای ادامه برخورداری از امکانات صندوق بینالمللی پول همینطور یک تقسیم کار کلاسیک در بین دولت نولیبرالی و سرمایههای بزرگ و سفیر آمریکا یعنی آقای مایکل فیتزپاتریک عرضه میدارد. فرد اخیر، معاون سابق وزیر امور خارجه در امور نیمکره غربی بود که تا سال ۲۰۱۸ مسؤول بخش سلسله جبال آند و برزیل و نیمکره جنوبی بود.

مشخصترین مورد شکست کامل سیاستهای نولیبرالی در آمریکای جنوبی، آرژانتین است

مشخصترین مورد شکست کامل سیاستهای نولیبرالی در آمریکای جنوبی، آرژانتین است. کمی کمتر از دو ماه من در بوئنوس آیرس شاهد وخیمترین پیآمدهای اجتماعی «پزو»ی در حالت سقوط آزاد، تورم ۵۴ درصدی، عملاً وجود قحطی و فقر بخشهای نسبتاً گسترده قشر متوسط بودم. دولت «مائوریسیو ماکری» واقعاً بخش بزرگی از ۵۸ میلیارد دلار اعتبار صندوق بینالمللی پول را آتش زد. هنوز ۵ میلیارد دلار دیگر در راه است. ماکری در انتخابات ریاست جمهوری با شکست روبهرو خواهد شد و شهروندان آرژانتین مجبور خواهند بود مخارجی را که او هزینه کرده است،  پرداخت کنند.

مدل اقتصادی ماکری نمیتوانست با مدل «پینهآر» و در واقع مدل پینوشه (که در آن خدمات رسمی به وسيلۀ شرکتهای خصوصی صورت میگیرد) تفاوت داشته باشد.

یک پيوند مهم بین ماکری و «پینهآر»، «بنیاد آزادی» فوق نولیبرالی است که از طرف «ماریو وارگاس یوسا» که زمانی یک نویسنده محترم و مقبول بود، تأمین مالی میشود

یک پيوند مهم بین ماکری و «پینهآر»، «بنیاد آزادی» فوق نولیبرالی است که از طرف «ماریو وارگاس یوسا» که زمانی یک نویسنده محترم و مقبول بود، تأمین مالی میشود.

ماکری یک فرد میلیونر و شاگرد Ayn Rand  است و قادر نیست در مقابل هیچکس همدردی نشان دهد و در واقع ترکيبی است که از طرف مرشد اکوادوری خود «خایمه دووران باربا» به مثابه محصول روباتیک مجموعه اطلاعاتی، شبکههای اجتماعی و گروههای تخصصی ساخته شده است. نمايی بسیار سخرهآمیز از عدم اعتماد به نفس او را میتوان در کتاب فرانکو لیندنر زیر عنوان «کله ماکری: چگونه اولین ريیسجمهور غیرسیاسی فکر میکند، زندگی میکند و دستور میدهد» یافت.

در کنار ساخت و پاختهای بیشمار، ماکری به طور غیرمستقیم با پولشوییهای افسانهای بانک HSBC در ارتباط است. مدیر HSBC در آرژانتین «گابریل مارتینو» بود. در سال ۲۰۱۵ در  HSBC سوئیس ۴۰۰۰ حساب بانکی آرژانتیتی  به حجم ۳٫۵ میلیارد دلار کشف شد. راه این فرار جنجالی سرمایه از سوی بانک نامبرده تکامل یافت، ولی مارتینو عمدتاً به کمک ماکری نجات یافت و مهمترین مشاور وی گردید.

از پروژههای لاشخورهای صندوق بینالمللی پول حذر کن

اکنون باید همۀ نگاهها به سمت بولیوی معطوف گردد. در این لحظات اوو مورالس در دور اول انتخابات ریاست جمهوری روز یکشنبه گذشته با ۱۰ درصد رأی بیشتر بر رقیب خود پیروز شد (در انتخابات این کشور نامزدی که بیش از ۵۰ درصد و یا حداقل ۱۰ درصد بیش از حریف خود آراء کسب کند، برنده انتخابات محسوب خواهد شد).

مورالس نهایتاً وقتی آرای مناطق روستایی و آرای شهروندان خارج از کشور تا آخر شمارش گردید و اپوزیسیون رفتهرفته برای ایجاد فشار وارد خیابانها شد، پیروز شد. تعجبآور نيست که سازمان OAS، که تابع منافع ایالات متحده است، «عدم اعتماد کافی در روند انتخابات» را اعلام کند.

اوو مورالس پروژهای برای رشد پایدار و جامع و قبل از هر چیز مستقل از سرمایههای بینالمللی است

اوو مورالس پروژهای برای رشد پایدار و جامع و قبل از هر چیز مستقل از سرمایههای بینالمللی است. لذا جای تعجب نیست که تمامی دستگاه اجماعی واشنگتن از دل و جرأت وی متنفر است. وزیر اقتصاد این کشور «آرکه کاتاکورا» لب کلام را بیان کرد: «هنگامیکه اوو مورالس در سال ۲۰۰۵ برای نخستين بار در انتخابات پیروز شد، ۶۵ درصد مردم جزو کمدرآمدها بودند، در حالیکه امروز ۶۲ درصد مردم از درآمد متوسط برخوردار هستند

نیروی اپوزیسیون که بدون هر گونه دغدغۀ سیاسیاجتماعی، به استثنای خصوصیسازیهای لجامگسیخته، هیچ برنامهدیگری ندارد، تنها میتواند «تقلبرا فریاد بزند، ولی این روند میتواند در روزهای آینده با چرخش بدی روبهرو گردد. در حومۀ شیک جنوب «لا پاز»، نفرت طبقاتی علیه مورالس یک نوع ورزش بسیار محبوب محسوب میشود. آنها او را «سرخپوست» و یا «مستبد» و یا «نادان» مینامند. بومیان مناطق اولیا اغلب از طرف زمینداران سفیدپوست در مناطق سفلا به روال «نژاد خبیث» خوانده میشوند.

به گفته تحلیلگر برجسته آرژانتینی «آتیلیو بورون» (Atilio Boron) هیچیک از این چیزها تغییری در این واقعیت پدید نمیآورد که بولیوی امروز صاحب پرتحرکترین اقتصادهای آمریکای لاتین است.

evo_morales

سازوکار بدنام کردن مورالس که مطمئناً بدتر نیز خواهد شد، بخشی از جنگ روانی امپریالیسم علیه این کشور است

سازوکار بدنام کردن مورالس که مطمئناً بدتر نیز خواهد شد، بخشی از جنگ روانی امپریالیسم علیه این کشور است. بورون مینویسد: «مورالس فقر مزمن را که اکثریت مطلق مردم این کشور از قرنها پبش با آن روبهرو بودند و همینطور وضعیتی که مردم را به طور دایم از حمایت دولتی به طور مطلق محروم میکند و تاراج ثروتهای طبیعی و بیتالمال را مقدور میسازد، از بین میبرد

طبیعی است که ارواح پروژههای لاشخوری صندوق بینالمللی پول در آمریکای لاتین به یکباره ناپدید نخواهند شد. حتا با اینکه طبق گزارشات بانک جهانی باز همان محافل «نگرانی» خود را در مورد وجود فقر ابراز میدارند و اسکاندیناویها به سه دانشمند محقق به خاطر تحقیقاتشان در مورد فقر جایزه نوبل اقتصادی اعطاء میکنند و آقای توماس پیکتی کوشش میکند تا در کتاب خود «سرمایه و ایدئولوژی» توجیه هژمونیستی انباشت ثروت را زیر سؤال ببرد.

آنچه که برای محافظین و مدافعین سیستم جهانی کنونی پرهیزه مطلق به شمار میرود، تحقیق در مورد نولیبرالیسم عريان به عنوان علت اصلی تمرکز بيش از حد ثروت و نابرابرهای اجتماعی است. مرهم دیگر به تنهايی دردی را دوا نمیکند. خیابانهای آمریکای جنوبی در آتش میسوزند و ضربات متقابل در سطح گسترده آغاز گردیده است.

 

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.