گوناگون

اکتبر۱۹۱۷انقلاب جاودانه در تاریخ مبارزه طبقاتی – حسین بهادری

oktober_udssr_sw

اکتبر۱۹۱۷انقلاب جاودانه در تاریخ مبارزه طبقاتی
حسین بهادری

انگلس  در سال ۱۸۸۳ در پیشگفتار نسخه آلمانی کتاب مانیفست حزب کمونیست می نویسد: سراسر تاریخ عبارت بوده است از تاریخ مبارزات طبقاتی، مبارزه بین استثمارکنندگان و استثمار شوندگان، بین طبقات حاکم و محکوم در مدارج گوناگون تکامل اجتماعی و نیز این‌که اکنون این مبارزه به جائی رسیده است که طبقه استثمار شونده و ستمکش (پرولتاریا) دیگر نمی‌تواند از یوغ طبقه استثمار کننده (بورژوازی) رهائی یابد، مگر  آن‌که در عین حال تمام جامعه را برای همیشه از قید استثمار و ستم و مبارزه طبقاتی خلاص کند. اين فکر اساسی کاملاً و منحصراً متعلق به مارکس است. پرولتاریا روسیه به رهبری لنین این نظر مارکس را در انقلاب اکتبر با به زیر کشیدن بورژوازی از اریکه قدرت سیاسی عملي كرده وطبقه کارگر و مردم روسیه را از قید استثمار سرمایه داری رها ساخت. از این منظر انقلاب اکتبر نقطه عطفی ست در تمام مناسبات اجتماعی وسیاسی روسیه و جهان كه در عمل با تاثیرات خود دنیا را تکان داد. با تغییراتی که از گنگره ۱۷ و۱۸ در حزب بلشویک شروع شد تا فرو ریختن دیوار برلین درسال ۱۹۸۹وبدنبال آن فروپاشی شوروی در۱۹۹۱ کره زمین لرزید و کاملا وارونه شد .در این دنیای وارونه برای درس آموزی از گذشته ضرورت دارد نگاهی دوباره داشته باشیم به اوضاع جهان در آستانه انقلاب اکتبر، پروسه شکل گیری انقلاب، تاثیرات آن بخصوص برحقوق زنان و جامعه ایران، قیام های برآمد از تاثیرات انقلاب اکتبر در ایران، مخالفت ها با انقلاب اکتبر.
اشاره به اوضاع جهانی در استانه انقلاب اکتبر از این منظر حائز اهمیت است که شرایط امروزی جهان شباهت های زیادی با آن دوران دارد. امروز سرمایه داری می خواهد بحران اقتصادی، سیاسی و ساختاری خود را با ادامه دادن به جنگ های منطقه ای موجود و گسترش آنها حل کند. نگاهی به خاورمیانه نشان می دهد در جنگ های نیابتی قدرت های امپریالیستی و مرتجعین منطقه ائی برای نفوذ هر چه بیشتر در منطقه، کشورهای عراق سوریه، یمن را به ویرانه تبدیل کرده اند. همین طور در آستانه ی انقلاب اکتبر، کشورهای سرمایه داری در سال ۱۹۱۴ تحت نام دفاع از میهن جنگ جهانی اول را شروع کردند. اما در واقعیت این جنگ برای تقسیم  مجدد جهان بود. رهبران انترناسیونال دوم  و دیگر شرکا با تزهای من در آوردی و تبلیغات، آتش بیار معرکه شدند. کشورهای سرمایه داری برای به دست آوردن مناطق تحت نفوذ و مستعمرات از مردم جهان به ویژه کارگران و زحمتکشان به مثابه گوشت دم توپ استفاده کردند. این جنگ امپریالیستی –  نه میلیون و نهصد و یازده هزار (۹۹۱۱۰۰۰) کشته، بیست و یک میلیون و دویست ونوزده هزار و پانصد(۲۱۲۱۹۵۰۰) زخمی  و هفت میلیون هفتصد و پنجاه هزار – مفقود اثر به جا گذاشت.
در این زمان هشتاد و‌ پنج درصد جمعیت روسیه به کشاورزی تحت سلطه زمین داران و کولاک‌ها وابسته بود. کارگران صنایع تولیدی در شرایط سخت با بیش از۱۲ساعت برای کمترین دستمزد روزانه  کار می کردند. یک‌ سوم کارگران زن بودند و دستمزدشان نصف دستمزد مردان بود. هیچ قانون کاری برای زنان وجود نداشت. فقط ۱۷ درصد زنان باسواد بودند. طول عمر متوسط زنان ۳۴ سال بود. جنگ باعث کشته شدن هزاران نفر در جبهه ها، گرسنگی و بی خانمانی در روستاها و شهرها شده بود. کمبود مواد غذایی عرصه را بر کارگران و زحمتکشان روستائی و شهری تنگ کرده و جان هزاران کودک را گرفته بود. در چنین وضعی و در بحبوحه جنگ، لنین پیشاپیش حزب بلشویک «تبدیل جنگ جهانی به جنگ داخلی» را ، تنها راه رهائی از جنگ، گرسنگی، بی خانمانی  و برقراری صلح دانست.  او راهکار را در شکست بورژوازی خودی اعلام کرد و کسب قدرت سیاسی را در پروسه یک قیام  همگانی در برابر کارگران، دهقانان و مردم زحمتکش روسیه و جهان قرار داد.
پیش در آمد انقلاب اکتبر به قدرت رسیدن  الکساندر کرنسکی در فوریه ۱۹۱۷ بود.
در اواخر فوریه ۱۹۱۷با پابندی کرنسکی به ادامه جنگ امپریالیستی جرقه انقلاب زده شد.
در ۲۳ فوریه با پیوستن زنان کارگر نساجی به تظاهرات مطالباتی زنانی از قشرهای مختلف جامعه  که با شعار  «غذا برای کودکان مدافعان میهن» برای  به دست آوردن تکه نانی برای سیر کردن شکم فرزندان گرسنه خود شروع شده بود، تبدیل به شعار های « نان»،« صلح» و « مرگ برتزار» شد. ده ها نفر از زنان کارگر نساجی به مثابه بخشی از نیروی محرک انقلاب برای بسیج سایر کارگران به کارخانه ها می رفتند و از کارگران می خواستند به اعتصاب بپیوندند. حزب بلشویک فراخوان براي اعتصاب عمومی منتشر کرد. بیش از۲۰۰ هزار نفر به اعتصاب پیوستند. با بر چیده شدن بساط سلطنت مبارزه برای حق رأی زنان شدت گرفت. تظاهرات زنان برای نان و صلح در فوریه ۱۹۱۷ سرآغاز انقلابی شد که جهان را لرزاند و افق تازه ای در برابر طبقه کارگر و زحمتکشان روشن کرد. اما دولت کرنسکی به رغم گسترش اعتراضات به وعده خاتمه دادن به جنگ عمل نکرد در نتیجه تظاهرات ضد جنگ ادامه یافت. در پس سرکوب مبارزات ضد جنگ در اوت۱۹۱۷ کارگران به مقابله برخاستند و زنان در دفاع از پتروگراد (لنین گراد) در خیابان ها سنگر بندی کردند و طی حدود دو ماه اعتصاب و تظاهرات و نبرد مسلحانه در ۲۵ اکتبر خیابان ها به تصرف مردم درآمد.   تحت رهبری حزب بلشویک با تصرف ساختمان های دولتی و کاخ زمستانی انقلاب به پیروزی رسید.  با پیروزی انقلاب اکتبر در عمل ثابت شد که کار برد  تئوری سوسیالیسم علمی همراه با عمل مستقیم سیاسی، اتکاء به درک قانونمندی های تکامل جامعه، برقراری پیوند انقلابی با طبقه کارگر و توده های تحت ستم، موارد لازم برای پیروزی انقلاب در یک جامعه سرمایه داری است. روسیه سال ۱۹۱۷ از چنین موقعیتی برخوردار بود.
لنین ضمن تشریح پروسه انقلاب روسیه سه شکل عمده مبارزه پرولتاریا در راه رهایی خویش، یعنی مبارزه اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک تصریح می‌کند که طولانی‌ترین و دشوارترین این سه شکل مبارزه، مبارزه ایدئولوژیک است. لنین در کتاب «چه باید کرد؟» درباره شفافیت مبارزه ایدئولوژیک می نویسد:  «مسأله فقط بدینسان می‌تواند مطرح باشد: یا ایدئولوژی بورژوایی یا ایدئولوژی سوسیالیستی. میان این دو چیزی وجود نداردبدین جهت هرگونه کم بها دادن به ایدئولوژی سوسیالیستی و هرگونه دوری جستن از آن، معنایش تقویت ایدئولوژی بورژوایی است».
لنین متذکر می شود لازمه رشد سوسیالیسم علمی در پروسه مبارزه طبقاتی باید «اختلاف‌نظرها را لاپوشانی نکرد و به نیرنگ‌های دیپلماتیک نپرداخت…». به همان سان که «سرمایه نیروی بین‌المللی است. برای پیروزی بر آن اتحاد بین‌المللی کارگران، پیوند برادری بین‌المللی کارگران ضررویستما انترناسیونالیست هستیمانقلاب سوسیالیستی اکـتبر، بنا به خصلت و ماهیت خود، هرچند احترام و اعتماد و عشق طبقه کارگر و زحمتکشان، خلق ها و ملل استعمارزده جهان را نسبت به خود برانگیخت، در مقابل، به مقدار غیر قابل تصوری نفـرت و دشمنی سرمایه داران را به مثابه استعمارگران و غارتگران بین المللی، دشمنان صلح و آزادی، انسانیت را نصیب خود ساخت.
الکساندر برمینسکی شاعر بزرگ شوروی آموزش های لنین در باره حزب پرولتری تراز نوین را در سمفونی شماره ۲ «دیمتری شوستاکویچ» جاودانه می سازد:
« ما در طلب کار و نان راه افتادیم،
قلب‌هایمان اسیر غم بود
دودکش‌های بلند کارخانه
چون بازوانی نحیف
ـ ناتوان از گره کردن مشت‌ها ـ
سر بر آسمان داشت.
سرنوشت ما، با کلمات هول‌انگیز
سکوت،
عذاب،
ظلم،
رقم خورده بود.
تفنگ‌ها بر فراز سکوت و عذاب و فقر
به غرش درآمدند
آی لنین
تو از رنج، عزمی پولادین ساختی
از دستان پینه بسته، قدرتی آهنین
و ما دریافتیم که سرنوشت ما
با مبارزه رقم خورده است. » **
**بخشی از ترجمه سمفونی ٢ شوستاکویچ

تاثیرات  و دستاورد هاي انقلاب اکتبر:
کارگران آگاه به مبارزه طبقاتی در حزب بلشویک، با سرنگون کردن سلطه بورژوازی در روسیه تزاری آگاهانه جامعه نوینی پی ریزی کردند، که خواست و آرمان دیرنیه بشریت تا به امروزِ است.
انقلاب سوسیالیستی اکتبر در عمل ثابت کرد که طبقه کارگر قادر است تحت رهبری حزب سیاسی خود،  با تطبیق دادن مسائل عام کمونیسم علمی بر شرایط مشخص جامعه اش، برخرابه های جامعه کهن نظم نوین سوسیالیستی بنا کند.
انقلاب اکتبر در عمل گفته مارکس را ثابت کرد که تعیین کننده تغییر جهان است و نه تفسیر آن
طبقه کارگر روسیه با به سرانجام رساندن انقلاب اکتبر بر ایده ابدی بودن سرمایه داری نقطه پایانی گذاشت و درعمل ثابت کرد آلترناتیو سرمایه داری، سوسیالیسم است.
کارگران متشکل در حزب بلشویک با سازمان دادن یکشنبه های کمونیستی از یک کشور عقب مانده فئودال – امپریالیستی کشور قدرتمند سوسیالیستی ساختند که حجم تولیدات صنعتی آن در سال ۱۹۳۷ از همه کشورهای اروپایی بیشتر بود. و در آن خبری از گرسنگی، بی خانمانی و بیکاری نبود.
قبل از انقلاب بیسوادی در کل کشور بیداد میکرد. فقط ۲۸,۴ دهم درصد اهالی روسیه سواد داشتند. در سال ۱۹۲۶ یعنی ۹ سال پس از انقلاب باوجود شرایط سخت سیاسی و اقتصادی، جنگ داخلی و تعداد افراد باسواد به ۵۶,۶دهم درصد رسید. این نسبت در میان زنان روستایی ۴۲,۷دهم درصد شد.
برقراری نظام سوسیالیستی در شوروی به روشنی در عمل به مردم جهان نشان داد که رهایی همه‌ جانبۀ زنان فقط از راه سوسیالیستی ممکن است. و «پرولتاریا نمی‌تواند بدون آزادی كامل زنان به آزادی كامل دست یابد
با لغو قوانین ارتجاعی و تصویب قوانین برابری انسان ها، زنان در اتحاد شوروی با رها شدن از  ستم مضاعف به آزادی کامل نزدیک تر شدند.
در ۱۱‌نوامبر، ۸ ساعت کار در روز به تصویب رسید. و کار شبانه را برای زنان باردار و زنانی که تازه بچه دار شده بودند، ممنوع شد.
قوانین تأمین اجتماعی مورخ ۱۴ نوامبر مزایای زایمان را برای همه زنان کارگر برای حداقل ۱۶ هفته تضمین نمود.
برای نخستین بار در جهان، حق انتخاب مرخصی زمان پریود به زنان داده شد.
در سال ۱۹۱۸، مزایای زایمان گسترش یافت و شامل هر سه ساعت تنفس برای مادران شیرده شد.
اتحاد شوروی نخستین کشور در جهان بود که چهارچوب قانونی را در ارتباط با زمین و کار برای زنان به وجود آورد.
دستمزدهای برابر برای زنان با مردان را وضع کرد. چندین دهه طول کشید تا دولت‌های سرمایه‌داری زیر فشار مبارزات طبقاتی مردم خود مجبور به گذراندن چنین قوانینی شدند. (هنوز كامل نشدند)
در دسامبر ۱۹۱۹ حزب بلشویک و دولت کارگری تحقق شعار «هر کس به یکی بیاموزد» را در دستور کار خود قرار داد. بیست سال بعد، یعنی در سال ۱۹۳۹، بیسوادی زنان در روسیه تقریباً ریشه‌ کن شد.
دولت کارگری  با هدف رهایی زنان از قید کار خانگی و بچه داری با ایجاد کردن کمون ها، سالن های غذاخوریی عمومی، رختشوی خانه های عمومی و مهدکودك ها و باعث شرکت فعال تر زنان در مسائل اجتماعی شد.
به بطور خلاصه می توان گفت: نظام سوسیالیستی همه قوانین کهنه‌ای را که علیه زنان تبعیض قائل می‌شد، از بین برد و به جای آن‌ها قوانینی مقرر ساخت که به زنان در ازدواج و طلاق، حقوق برابر با مردان می‌داد.
حمایت از کودک، نفقه و حقوق برابر در دارایی خانواده را تضمین می‌کرد. این قوانین تفاوت بین کودکان به اصطلاح مشروع و نامشروع را از میان برداشت.
قانون به زنان حق سقط‌ جنین داد.
برای نخستین بار در تاریخ جوامع بشری دولت قوانین جزایی علیه همجنس‌گرایی و دیگر روابط جنسی مورد رضایت طرفین را لغو کرد. دولت سوسیالیستی در سال ۱۹۲۳ رسمأ اعلام کرد: «قانون شوروی عدم مداخله مطلق دولت و جامعه را در روابط جنسی انسان ها، مادام‌که هیچ‌کس آسیب ندیده و منافع هیچ‌کس زیر پا گذاشته نشده، اعلام می‌کنداما در پروسه تجربه رهایی از قوانین طلاق و لغو اولیه ثبت ازدواج، معلوم شد که تعداد زیادی ازمردان و به نسبت خیلی کمتر از مردان، زنان نیز از لغو قوانین ارتجاعی سوء استفاده می‌کنند. و در عمل مشخص شد به رغم  مقر کردن قوانین مترقی به علل مختلف از جمله عقاید مذهبی و افکار مرد سالاری استثمار جنسی زنان در روابط کوتاه‌ مدت و سپس رها کردن آن‌ها، اغلب با نوزادان ، بسیار رایج است. این بدکرداری و خشونت مردان روند جان‌سختی مفهوم های پدرسالارانه را نشان می داد.  و این توهم که تغییر در شرایط مادی به طور خودکار به شکست ایدئولوژی‌های برتری مردان منجر خواهد شد، را از بین برد. قوانین اصلاح شدند، ثبت ازدواج اجباری شد، پرداخت نفقه تضمین شد، قوانین طلاق که مردها از آن سوءاستفاده می کردند برای آن‌ها سخت‌تر شد.
در شوروی دست‌آوردهای بزرگ و عقب‌گردهایی نیز در مبارزه برای رهایی زنان وجود داشت. اما انچه در این سال‌ها در شوروی صورت گرفت بدون شک  و تردید ثابت می کند که آزادی زنان فقط در سوسیالیسم می‌تواند واقعیت یابد.

تاثیرات بین المللی انقلاب اکتبر:
در آمریکای لاتین میراث انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ یک خاطره نیست، یک واقعیت زنده است. یکی از رهبران نظامی انقلاب مکزیک در سال ۱۹۱۹ تاثیر انقلاب اکتبر را خیلی ساده و روشن چنین بیان کرد: «من نمی‌دانم سوسیالیسم چیست، اما مانند همه میهن‌پرستان مکزیکی، من یک بلشویک هستم. یانکی‌ها از بلشویک‌ها خوششان نمی‌آید، آن‌ها دشمنان ما هستند؛ بنابراین، بلشویک‌ها باید دوستان ما باشند، و ما باید دوستان آن‌ها باشیم. ما همه بلشویک هستیم
– «نخستین کنفرانس احزاب کمونیست آمریکای لاتین» در سال ۱۹۲۹ در بوئنوس آیرس، آرژانتین برگزار شد. در این نشست ۳۸ نماینده از آرژانتین، برزیل، بولیوی، السالوادور، گواتمالا، کوبا، کلمبیا، اکوادور، مکزیک، پاناما، پاراگوئه، پرو، اوروگوئه و ونزوئلا شرکت کردند. کنفرانس تصویب کرد که انقلاب در آمریکای لاتین باید مضمون ضدامپریالیستی داشته باشد.،
در این دوره احزاب کمونیست در آفریقای جنوبی، هند، هندوچین، اندونزی، سودان، عراق، ویتنام ، ایران و تأسیس شدند.
تاثیرات انقلاب اکتبر برجنبش کارگری و کمونیستی ایران :
کارگران ایرانی شاغل در صنایع قفقاز در اواخر دهه ۸۰ قرن ۱۹تحت تاثیر فعالیت سوسیال – دموکرات ها روسیه دردفاع ازمنافع طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان با شرکت در جنبش های موجود درمنطقه با ایده های سوسیالیستی آشنا شدند. انتشار روزنامه ها و پشتیبانی حزب سوسیال–  دموکرات روسیه از انقلاب مشروطیت به رشد و نفوذ نیروهای سوسیالیستی درجنبش ضد استبدادی و استعماری مردم ایران کمک کرد.
با ایجاد انجمن ها و کمیته های مخفی  در شهرهای تبریز، رشت، مشهد، تهران، انزلی، مرند، اردبیل، قزوین، زنجان مبارزات کارگران و مردم ایران وارد فاز نوینی شد.
حزب عدالت در اوج جنبش های آزادی بخش آذربایجان، گیلان و خراسان توسط کارگران شاغل در صنایع نفت باکو به رهبری اسدالله غفارزاده، سلطان زاده، جعفرپیشه وری،کریم نیک بین ، حیدرعمواوغلی و… در اردیبهشت ۱۲۹۶(مه ۱۹۱۷) ایجاد شد که از تاثیرات حزب بلشویک بود.
برگزاری اولین کنگره حزب کمونیست ایران در اواخر سال  ۱۲۹۹شمسی جولای (۱۹۲۰) در بندرانزلی به مثابه نخستین حزب طراز نوین آگاه به سوسیالیسم علمی در خاورمیانه نه تنها سیمای سیاسی – اجتماعی ایران را تغییر داد بلکه معادلات سیاسی امپریالیست ها را هم در منطقه برهم زد.
تاثیرات عملکرد انقلاب کارگری شوروی در ایران باعث رشد و استمرار جنبش های  انقلابی جنگل، قیام خیابانی، قیام های خراسان و آذربایجان شد.
انقلاب اکتبر ایران را از یوغ روسیه تزاری آزاد کرد. کشور شوراها در نخستین بیانیه مورخه ژانویه ۱۹۱۸خود اعلام کرد : «شورای کمیسرهای ملی قرارداد ۱۹۰۷ انگلیس و روس را که علیه آزادی و استقلال مردم ایران متوجه بود،  برای همیشه فسخ شده اعلام می دارد. شورای کمیسرهای ملی همچنین کلیه موافقت نامه هائی را كه قبل از قرارداد نامبرده در فوق یا پس از آن منعقد شده اند و به نحوی از انحاء حق موجودیت آزادانه و مستقلانه مردم ایران را محدود می کنند یا تحت فشار قرار می دهند فاقد هرگونه اعتباری اعلام میدارد
دولت جماهیرشوروی در ادامه سیاست پرولتری خود با انتشار بیانیه ای اعلام می کند: «دولت شوروی روسیه نظر به اعلان نفی سیاست مستعمراتی سرمایه داری که باعث بدبختی‌ها و خون ریزی‌های بیشمار بوده و می‌باشند از کارهای اقتصادی روسیه تزاری که قصد از آن ها اسارت اقتصادی ایران بوده صرف نظر می‌نمایدبنابراین دولت شوروی روسیه تمام نقدینه و اشیاء قیمتی و کلیه مطالبات و بدهی بانک استقراضی ایران را و همچنین کلیه دارایی منقول و غیرمنقول بانک مزبور را در خاک ایران به ملکیت کامل ایران واگذار می‌نماید (منبع قراردا د۱۹۲۱ شوروی باایران)
اقدام دیگرشوروی ، لغوکاپیتولاسیون و به رسمیت شناختن حقوق برابر مردم ایران و شوروی درتمام زمینه های اقتصادی و اجتماعی بود. در مقابل عملکرد دولت کارگری جا دارد درهمین برهه تاریخی نگاهی  به آمار تکان دهنده جنایات جنگی امپریالیسم انگلستان در ایران در فاصله سالهای ۱۹۱۷تا ۱۹۱۹ داشته باشیم. آقای محمد قلی مجد براساس اسناد، مدارک و گزارش های موجود و همچنین با استناد به گزارشات نیروهای انگلیسی درکتاب » قحطی بزرگ» می نویسد: » نیروهای انگلیسی در صدد آن بودند تا با پرداخت پول و حتی گاهی به زور انبارهای خود را از غله و آذوقه جمع آوری شده توسط مردم پر کنندآن ها نه تنها تمامی آذوقهی موجود در بازار را خریداری و احتکار میکردند بلکه به گزارش کالدول نیروهای انگلیسی در احتکار غذا برای نیروهای خود در ایران قانع نبودند و گستاخانه در عین قحطی در ایران مواد غذایی را برای سربازان و مرتجعینی که علیه کشور شوراها می جنگیدند به باکو نیز ارسال می کردند. درنتیجه سیاست ضدبشری امپریالیسم انگلیس…چنان قحطی در کشور بروز کرد که بین سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹بیش از۴۰ درصد مردم ایران در مجموع ۹ میلیون را به کام مرگ برد « (برای اطلاع بیشتر به نوشته قحطی ۱۲۹۸–۱۲۹۶ ایران مراجعه کنید.)
به جرات می توان گفت از انقلاب مشروطیت تا کودتای ننگین۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در رشد و تکامل مبارزات سیاسی واجتماعی طبقه کارگر و مردم ایران هیچ ایده اجتماعی به اندازه انقلاب اکتبر تاثیر نداشته است.

مخالفت با انقلاب اکتبر:
مخالفت با انقلاب در روسیه ریشه در تاریخ دارد ابتداء رهبران انترناسیونال دوم به گفته های مارکس و انگلس که انقلاب باید در یک مجموعه از کشورهای متمدن و پیشرفته یعنی حداقل در انگلستان، امریکا، فرانسه، آلمان، هلند و… باهم صورت خواهد گرفت، آویزان شدند و با انقلاب روسیه مخالفت کردند. در مقابل مخالفت رهبران انترناسیونال دوم لنین می گفت: «ما همیشه گفته ایم که ما فقط یک حلقه تنها در زنجیر انقلاب جهانی بشمار می رویم … ما همیشه بیاد داشته ایم و هرگز فراموش نخواهیم کرد که امر ما امریست بین المللی و این که تا انقلاب در تمام سر زمین ها و از جمله غنی ترین و متمدن ترین آن ها بوقوع نپیودند، پیروزی ما یک نیمه پیروزی و شاید  کمتر نیز باشد
گذشته از مخالفت رهبران انترناسیونال دوم در مورد کمبودها و کاستی ها  به ویژه نقد دموکراسی و  قدرت سیاسی از نخستین روزهای انقلاب اکتبر رهبرانی همچون  رزا لوکزامبورگ، پانه کوک، شرودر وبه بررسی  و نقد دمکراسی در پروسه انقلاب اکتبر و در قدرت سیاسی پرداختند. اما هدف این رهبران برای یافتن راه در پیاده کردن عملی دمکراسی  پرولتری که همان اعمال دیکتاتوری طبقه کارگر علیه سرمایه داری سرنگون شده، بود. ولی منتقدین ضد کمونیست و چپ های پشیمان از عملکرد گذشته خود، امروز  هدفی جزء تخریب سوسیالیسم ندارند. در مرکز مخالفت های این طیف نفی دیکتاتوری طبقه کارگر قرار دارد.
کلام آخر
در حال حاضر، امپریالیست ها کماکان بر طبل جنگ و تحریم می کوبند و با به راه انداختن جنگهای مذهبی و ملی، به تفرقه افکنی بین صفوف کارگران و ملت ها دامن می زنند. در همین راستا آن ها با بوجود آوردن باندهای تروریستی و حمایت مالی و تسلیحاتی از جانوران داعشی و النصری و… به عبث تلاش می کنند، در خاورمیانه و شاخ آفریقا سد راه استقلال طلبی کشورها شوند.
اما باید در نظر داشت که دوران تاریخی مبارزاتی نوینی نیز پدید آمده است. اعتصابات، اعتراضات علیه بیکاری، بی خانمانی،  فقر و جنگ های اشغالگرانه و اعتراضات میلیون ها نوجوان و جوان برای حفظ محیط زیست در پهنه جهان گسترش می یابد و تلاش برای ساختن یک زندگی بهتر وانسانی هرلحظه اوج بیشتري می گیرد. عمر استعمار کهن و نو بسر آمده و به رغم گزافه گوئی امپریالیسم امریکا، «جهان یک قطبی» مطلوب جهان خواران فرو ریخته و سلطه دلار درحال افول است. دریک کلام جهان سرمایه داری هچنان در بحران ساختاری بسر می برد. در حالی که اندیشمندان و اقتصاد دانان سرمایه داری برای برون رفت از بحران،  سعی در عقب راندن سیر تاریخ دارند، طبقه کارگر و مردم آزادیخواه جهان هرچه بیشتر به سوسیالیسم گرایش پیدا می کنند.
در چنین شرایطی است، که ققنوس آتش افروز انقلاب اکتبر، بار دگر در قامت تشکل یابی طبقه کارگر می رود تا با تدارک و سازماندهی انقلابات آزادیبخش و سوسیالیستی، با تجربه اندوزی از انقلاب اکتبر، آتش بر هستی سرمایه داری افکند.
جاودانه باد خاطره پرشکوه انقلاب اکتبر۱۹۱۷