نظری, سرتیتر

امپریالیسم سبز یا راه‌حل سوسیالیستی برای بحران اقلیمی

umwelt_imperial_col


منبع: گاردین، نشریه حزب کمونیست استرالیا

نویسنده: بری سی

تارنگاشت عدالت


 

همه ما میتوانیم ببینیم که بحران اقلیمی نتیجه ناگزیر سرمایهداری است. نقش استرالیا در بحران اقلیمی بر روی دو نظام قرار دارد: استعمار و امپریالیسم. اولاً، استرالیا با سوءمدیریت اراضی مصادره شدهاز جمله صاف کردن زمین، مدیریت ضعیف آب، فعالیتهای غیرمسؤولانه کشاورزی، و صنعت استخراج معدندرگیر استعمار است. ثانیاً، استرالیا با مشارکت در طرحهای استخراج معدن در خارج که محیط زیست و طبقه کارگر محلی آنها را استثمار میکند درگیر امپریالیسم است.

یک «نیو دیل سبز» (Green New Deal) برای استرالیا هیچیک از این مشکلات را حل نخواهد کرد. چرا؟ به دلیل ماهیت اصلاحات اجتماعی «سبز»ی که درباره یک به اصطلاح بهشت انرژی «پاکیزه» برای مراکز شهری، یک پیمان با مردم بومی و «اصلاحات» برای محل کار تبلیغ میشود. این در ظاهر عالی به نظر میرسد، اما وافعیت در مناطق روستایی استرالیا چیست؟ آیا مردم بومی زمینهای خود را پس خواهند گرفت؟ چه کسی مالک کار ما خواهد بود و ارزش اصافی ما را به جیب خواهد زد؟ تحت سرمایهداری این اصلاحات رادیکال در شکل امپریالیسم سبز جای یک انقلاب سوسیالستی را میگیرند.

 

اینکه استرالیا تماماً از انرژی «پاکیزه» استفاده کند یعنی چه؟ خوب، اولاً، برای ایجاد آن انرژی پاکیزه شما به فلزاتی مانند آلومینیوم و لیتیوم احتیاج دارید. استرالیا بزرگترین تولید کننده لیتیوم است، و بعد از آن چندین کشور در جنوب جهانی قرار دارند. منبع اولیه آلومینیوم بوکسیت میباشد که در آفریقا، اقیانوسیه و آمریکای لاتین فراوان است. استرالیا بزرگترین تولید کننده بوکسیت است و بعد از آن چندین کشور در جنوب جهانی قرار دارند. بنابراین، پرسش من این است: اگر استرالیا بتواند به انرژی ۱۰۰ درصد سبز دست یابد چه کس و زمین چه کسی لطمه خواهد خورد؟

پاسخ، استرالیای روستاییکه سرزمین مردم بومی استو جنوب جهانی است. استخراج معدن به هزینه مردم بومی هماکنون با توجه به مورد معدن [گروه] آدانی و استثمار معادن پاپوآی غربی در صدر اخبار قرار دارد.

اراضی مردم بومی در آمریکای لاتین نیز برای استخراج لیتیوم و بوکسیت قربانی میشود. به خاطر زندگی «سبز» ایدهآل شده، هم طبقه کارگر و هم اراضی مردم بومی، استثمار خواهد شد. استرالیای «سبز» همینطور خواهد بود.

برای تولید پهنههای آفتابی، توربینهای بادی، و باطری برای ذخیره کردن انرژی، منابع طبیعی غارت خواهند شد و از کار ارزان برای پایین آوردن قیمتها استفاده خواهد شد. استثمار این منابع و کارگر برای تولید آنها وسیلههایی برای توجیه هدف سبز خواهند بود.

این در حالی رخ خواهد داد که مردم مراکز شهری استرالیا به خاطر کار خوبی که کرده اند به خود تبریک خواهند گفت. هر موضوع محیطزیستی یا اجتماعی که از انرژی سبز ناشی شود از این مراکز شهری پنهان نگه داشته خواهد شد. درست همانطور که لطمات ناشی از مدیریت آب در استرالیا، در حالیکه کارخانههای تصفیه آب پول پاور میکنند، بر دوش شهرکهای روستایی مانند دوبو در ایالت نیو ساوت ولز، و جوامع مردم بومی مانند خلق بارکینجی، سنگينی میکند.

بنابراین،راهحل بحران اقلیمی در استرالیا راهحلی سه جانبه است. رهبری و مالکیت ابزار این راهحل ضداستعماری و ضدامپریالیستی در دست کارگران است. ما باید در حالی که در سمت یک دولت سوسیالیستی به پبش حرکت میکنیم به مبارزه ضداستعماری و ضدامپریالیستی عمل نماییم.

استعمازدایی یعنی بازگرداندن زمین به صاحبان سنتی آن. یک نقطه خوب برای شروع، بازگرداندن همه «زمینهای سلطنتی» است (آری به پادشاهی انگلیس!) که ۳۴ درصد اراضی ایالت ویکتوریا را تشکیل میدهد. این همچنین میطلبد که دهقانان، دانشمندان، و کارگران دوش به دوش با صاحبان سنتی برای آموختن مدیریت درست زمین با حداقل تأثیر بر اکوسیستم کار کنند. صاف کردن زمین، نابود کردن جلگههای سیلگیر، ساختن سد، و پرورش بادام و پنبه برای اقلیم یا اقتصاد استرالیا قابل دوام نیست.

ضدامپریالیسم بدین معنی است که سندیکاها و طبقه کارگر در همبستگی با طبقه کارگر جنوب جهانی علیه تحریمها و محاصرههای اقتصادی که به مثابه ابزاری برای غارت کار و منابع به کار گرفته میشود، بایستند. این میتواند با ایستادن در همبستگی با سازمانهای صلح ضدامپریالیست و جانبداری از انقلاب در برابر رفرم صورت پذیرد!