بین المللی, سرتیتر

پاسخ به چپ‌های شرمنده از مبارزه ضدامپریالیستی!

erdogan_tukieh


کمال اوکویان: ما چگونه می‌توانیم خرید اس-۴۰۰ را از روسیه به وسیله ترکیه ارزیابی نماییم؟ بدون کنار نهادن نبرد علیه دولت عدالت و توسعه، بدون نادیده گرفتن نیاز به افشای منطق روابط آن با روسیه، و بدون داشتن توهم در باره ماهیت طبقاتی و ایدئولوژیک قدرت پوتین در روسیه، باید گفته شود که: خرید اس-۴۰۰ از سوی ترکیه می‌تواند منطبق با منافع مردم تعبیر شود، زیرا این تضادهای درونی قدرتمندترین سازمان تروریستی جهان -ناتو- را ژرف می‌نماید، زیرا ظرفیت مداخله ناتو را کاهش می‌دهد، و زیرا نفوذ امپریالیسم آمریکا را در ترکیه تکان می‌دهد


منبع: «چپ»، پرتال خبری حزب کمونیست ترکیه
تارنگاشت عدالت

چه کسی هدف موشک‌های اس-۴۰۰ خواهد بود؟

کمال اوکویان دبیرکل حزب کمونیست ترکیه، پیرامون بحران خرید اس-۴۰۰ و این‌که کمونیست‌ها چگونه باید در باره این بحران سیاسی بیندیشند، می‌نویسد.


kemal_okoyanآیا یک دولت می‌تواند سیاست داخلی در جهت کاملاً مخالف با سیاست خارجی خود داشته باشد؟ آیا یک قدرت سیاسی که نسبت به مردم خود متخاصم است می‌تواند از منافع ستم‌دیدگان و فقرا در عرصه بین‌المللی دفاع کند و علیه نابرابری‌ها در جهان موضع بگیرد؟

گرچه انتخاب یک راه کوتاه ممکن است به یک پاسخ نادرست بیانجامد، ما می‌توانیم برخی گزاره‌ها را که تقریباً برای هر مورد کاربست دارند، یادآور شویم.

یک دولت نمی‌تواند در شب گرگ و در صبح انسان باشد. زمین طبقاتی که بر روی آن پا می‌گذارد در داخل و خارج یکی است. بنابراین، نسبت دادن فضیلت به سیاست خارجی دولتی که سیاست داخلی آن با نگاه از داخل نفی شده است فقط با یک آلودگی ناسیونالیستی می‌تواند قابل تفسیر باشد.

ما مصرّانه بر تفاوت بین ناسيونالیسم و میهن‌دوستی تأکید می‌کنیم: در حالی‌که ناسیونالیسم می‌گوید «استثمارکننده من، دزد من، ظالم من خوب است»، میهن‌دوستی به خاطر عشق به کشور عزم را برای زدودن استثمارگران، دزدان، و ظالمان جزم می‌کند

قاعدتاً، هیچ دولتی نمی‌تواند یک سیاست خارجی دقیقاً متضاد با سیاست داخلی خود تدوین نماید، و هیچ تفکیک جدی بین سیاست داخلی و سیاست خارجی نمی‌تواند وجود داشته باشد. سیاست خارجی ادامه سیاست داخلی است.

اما …

در سیاست داخلی، فقط یک اتوریته، یک مرکز قدرت وجود دارد، گرچه گاهی آن روی کاغذ است. در سوی دیگر، سیاست خارجی در محیطی پیش برده می‌شود که در آنجا اراده بازیگران بسیاری با هم مواجه می‌شود و هر یک از این اراده‌ها منبع مشروعیت خود را تا حدی از حقوق بین‌الملل به دست می‌آورد. بنابراین، یک دولت نمی‌تواند سیاست داخلی خود را آن‌طور که هست به سیاست خارجی انتقال دهد.

بدون تردید، ما می‌توانیم درباره عوامل اجتماعی، سیاسی و ایدئولوژیکی که دولت‌ها را در سیاست‌های داخلی محدود می‌نمایند صخبت کنیم، اما سرشت این محدودیت‌ها در عرصه بین‌المللی تغییر می‌کنند. سیاست خارجی بر پلاتفرمی از ده‌ها یا حتا صدها واحد دنبال می‌شود، که هر یک از آن‌ها در درون محدودیت‌های تعریف شده انحصار تسلیحاتی دارد و مشروعیت آن، به استثنای شرایط و موارد معین، از نظر بین‌المللی به رسمیت شناخته می‌شود.

این پلاتفرم دارای سلسله مراتب است؛ قدرتمندترین کشورهای امپریالیستی در رأس سلسله مراتب قرار دارند، اما حتا نیرومندترین‌ها محدودیت اتوریته و قدرت دارند. و در این ساختار سلسله مراتبی، یک رقابت بی‌وقفه وجود دارد گه گاهی به درگیری علنی منجر می‌شود.

اکنون، براساس این گزاره‌ها ما می‌توانیم نمونه حزب عدالت و توسعه را ارزیابی کنیم.

اين باهم ناسازگار است که از حزب عدالت توسعه در سياست خارجی حمايت و در عرصۀ داخلی با آن مخالفت کنيم. به علاوه، بدون توجه به ساختار سلسله مراتبی در عرصه بین‌المللی و تضادهای درون این ساختار، تکرار چشم‌انداز سیاست‌های داخلی در عرصه خارجی اغلب نادرست است

به عنوان مثال، این روشن است که برای تلاش حزب عدالت و توسعه در کنار آمدن با قدرت‌های مترقی در آمریکای لاتین دلايل سیاسی و اقتصادی وجود دارد. برجسته نمودن دايم این دلايل و هشدار به جامعه بین‌المللی نسبت به منافع خودخواهانه بورژوازی ترکیه کافی نیست. این‌ها کافی نیست، زیرا منافع جنبش انقلابی در عرصه بین‌المللی می‌تواند به وسیله توازن‌های بسیار گوناگون، نه به وسیله نیاز مبارزه در یک کشور واحد، تعیین شود.

در یک کشور، جنبش انقلابی باید مؤلفه‌های زیر را هنگام ارزیابی تحولات بین‌المللی در نظر بگیرد:
● دفاع از منافع زحمتکشان در کشور؛
● دفاع از منافع زحمتکشان در دیگر کشورها؛
● مهار و عقب راندن تجاوزگری امپریالیستی، محدود نمودن توانایی کشورها و مؤسسات امپریالیستی برای مداخله؛
● درگیری‌ها در درون نظام امپریالیستی برای ایجاد فرصت‌ها جهت تضعیف نمودن نظام
● تقویت جنبش انقلابی در مقیاس‌های ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی.

ممکن است این‌ها هر بار به یک مسیر نروند، اما یک جنبش انقلابی باید این مؤلفه‌ها را تا آنجا که ممکن است ارزیابی کند و همسازی آن‌ها را مراعات نماید.

پس از گفتن همه این‌ها، ما چگونه می‌توانیم خرید اس-۴۰۰ را از روسیه به وسیله ترکیه ارزیابی نماییم؟ بدون کنار نهادن نبرد علیه دولت عدالت و توسعه، بدون نادیده گرفتن نیاز به افشای منطق روابط آن با روسیه، و بدون داشتن توهم در باره ماهیت طبقاتی و ایدئولوژیک قدرت پوتین در روسیه، باید گفته شود که:

خرید اس-۴۰۰ از سوی ترکیه می‌تواند منطبق با منافع مردم تعبیر شود، زیرا این تضادهای درونی قدرتمندترین سازمان تروریستی جهان -ناتو- را ژرف می‌نماید، زیرا ظرفیت مداخله ناتو را کاهش می‌دهد، و زیرا نفوذ امپریالیسم آمریکا را در ترکیه به لرزه درمی‌آورد .*

من نمی‌گویم که این یک رویداد برای منفعت مردم است، اما رویدادی است که می‌تواند منطبق با منافع مردم تعبیر شود.

زحمتکشان در ترکیه نمی‌توانند بخشی از رقابت در نظام امپریالیستی باشند. با این وجود، از هر فرصت برای شکستن نفوذ و مداخله‌گری کشورها و مؤسسات امپریالیستی غرب، مانند ناتو و اتحادیه اروپایی که در جهت ژرفش نظامی کنونی استثمار، بی‌عدالتی، و نابرابری کار می‌کنند، باید استفاده کرد. از این‌رو، به اس-۴۰۰ باید به مثابه یک شکاف بزرگ در نظام امپریالیستی، نه فقط  یک سامانه دفاع هوایی، نگاه کرد.

خروج ترکیه از ناتو و از وضعیت نامزدی عضویت در اتحادیه اروپایی مطالباتی است که کمونیست‌ها طی سال‌های بسیار فریاد کرده اند. این مطالبات هنوز حقیقی هستند و باید بیش‌تر فریاد شوند. نقش دولت عدالت و توسعه در بازی اس-۴۰۰ با اتکاء بر انحصارات داخلی و خارجی و زیر سؤال نبردن ناتو و اتحادیه اروپایی می‌تواند به فاجعه‌ای بیانجامد که حضور کشورهای امپریالیستی در ترکیه را بیش‌تر تقویت کند.

راه احتراز از این فاجعه تشديد مبارزه علیه امپریالیسم آمریکا و ناتو است. و این مبارزه هرگز نباید از مبارزه علیه طبقه سرمایه‌دار استثمارگر، که همه منابع کشور را غارت می‌کند، و ظالم‌های در قدرت که طی سال‌ها طبقه سرمایه‌دار را تغذیه کرده اند، جدا باشد. اس-۴۰۰ نباید بر سر طبقه ستم‌دیده ریخته شود، بلکه باید در دست‌های ستمگران منفجر شود.


* عدالت:  در ۲۶ تیرماه ۱۳۹۸ برگردانی از این مقاله در «اخبار روز» منتشر شد. متأسفانه مترجم آن در مواردی پیام اصلی مقاله را غیر از آن‌چه که هست منعکس کرده است. به عنوان مثال به جای «… باید گفته شود که: خرید اس-۴۰۰ از سوی ترکیه می‌تواند منطبق با منافع مردم تعبیر شود، زیرا این تضادهای درونی قدرتمندترین سازمان تروریستی جهان -ناتو- را ژرف می‌نماید، زیرا ظرفیت مداخله ناتو را کاهش می‌دهد، و زیرا نفوذ امپریالیسم آمریکا را در ترکیه به لرزه درمی‌آورد» چنین ترجمه شده است: «باید گفته شود: خرید اس ۴۰۰ ترکیه می‌تواند در صورتی که مطابق با منافع مردم باشد، تضاد داخلی قوی ترین سازمان تروریستی جهان، ناتو، را ژرف تر کند، توان مداخله ناتو را کاهش دهد، و نفوذ امپریالیسم آمریکا در ترکیه را متزلزل سازد.»

اینجا

از شوخی‌های روزگار این‌‌که شخصی که در سال‌های ریاست جمهوری احمدی‌نژاد منافع نه حتا یک کشور واحد، بلکه منافع اقشار مرفه شهری یک کشور واحد را تعیین کننده رفتار کشورهای مترقی آمریکای لاتین با ایران می‌دانست و علیه سفر چاوز، اورتگا، مورالس و دختران چه‌گوارا به ایران تبلیغ می‌کرد اکنون اقدام به ترجمه مخدوش مقاله‌ای کرده که داهیانه می‌گوید: «این روشن است که برای تلاش حزب عدالت و توسعه در کنار آمدن با قدرت‌های مترقی در آمریکای لاتین دلايل سیاسی و اقتصادی وجود دارد. برجسته نمودن دايم این دلايل و هشدار به جامعه بین‌المللی نسبت به منافع خودخواهانه بورژوازی ترکیه کافی نیست. این‌ها کافی نیست، زیرا منافع جنبش انقلابی در عرصه بین‌المللی می‌تواند به وسیله توازن‌های بسیار گوناگون، نه به وسیله نیاز مبارزه در یک کشور واحد، تعیین شود. در یک کشور، جنبش انقلابی باید مؤلفه‌های زیر را هنگام ارزیابی تحولات بین‌المللی در نظر بگیرد…»

برای یادآوری نگاه کنید به:
اینجا

اینجا

اینجا