نظری, تیتر, سرتیتر

مبارزه ضد امپریالیستی راه حل رهایی ست – لئون تروتسکی – ژاله سهند

من نمونه ساده و واضحی را مثال خواهم زد. در حال حاضر در برزیل یک رژیم نیمه فاشیستی ای حکومت می کند که هر انقلابی فقط با نفرت می تواند مشاهده اش نماید. بگذار فرض کنیم بهرحال که فردا، انگلستان وارد نبرد نظامی با برزیل می شود. من از شما می پرسم که در کدام سوی نبرد، طبقه کارگر خواهد بود؟ من برای خودم شخصا پاسخ خواهم داد – در این مورد من در کنار برزیل «فاشیست» در برابربریتانیای «دموکراتیک» خواهم بود. چرا؟ چون در تعارض میان آنها مسئله دموکراسی یا فاشیسم نیست. اگر انگلستان باید پیروز شود، او در Rio de Janeiro فاشیست دیگری را خواهد نشاند و زنجیرهای دوگانه ای را بر برزیل خواهد گسترد. اگر بر عکس برزیل باید پیروز شود، این امر محرک نیرومندی برای آگاهی ملی و دموکراتیک کشور خواهد شد و منجر به سرنگونی دیکتاتوری وارگاس خواهد گردید. شکست انگلستان همزمان ضربه ای به امپریالیسم بریتانیا خواهد زد و انگیزه ای به حرکت انقلابی پرولتاریای بریتانیا خواهد داد. حقیقتا یک نفر باید سری خالی داشته باشد که خصومت های جهانی و درگیری های نظامی را به مبارزه مابین فاشیسم و دموکراسی تقلیل دهد. تحت همه ماسک ها انسان باید بداند که چگونه استثمارگران، برده داران، و سارقین را تشخیص بدهد!

trotzki-portrait-BM-Lifestyle-Frankfurt-Main-jpg


لئون تروتسکی
مبارزه ضد امپریالیستی راه حل رهایی ست
مصاحبه با Mateo Foss
سپتامبر 1938
ترجمه: ژاله سهند


نوشته شده: 23 سپتامبر 1938
اولین بار در: Socialist Appeal جلد دوم، شماره 48، 5 نوامبر 1938، ص. 3، انتشار یافت
ترجمه: توسط Socialist Appeal
رونویسی / نشانه گذاری HTML: دیوید والترز.

Copyleft: آرشیو اینترنتی لئون تروتسکی (www.marxists.org) 2003. اجازه کپی و / یا توزیع این سند تحت ترم the GNU Free Documentation License، مجاز است.


COYOACAN، D.F.، 26 سپتامبر. – رفیق ماتیو فوسا توسط کمیته اتحادیه کارگری آزاد برای حضور در کنفرانس اتحادیه های کارگری آمریکای لاتین که در مکزیک برگزار شد، منصوب گردید. کمیته اتحادیه های کارگری آزاد 28 سازمان را که از میان آنان 24 تای آنان اتحادیه ها کارگری مستقل هستند را در بر می گیرد.

هر کدام از این سازمانها به طور جداگانه به رفیق فوسا حق اختیار کتبی داده اند. علیرغم این، مدیران اتحادیۀ کارگری آمریکای لاتین «اتحاد» رفیق فوسا را به کنفرانس نپذیرفتند. چگونه؟ خیلی ساده – درها را بر روی او بستدند. به چه دلیلی؟ دلیل پیچیده نیست.

برای یک دوره اس کوتاه، رفیق فوسا متعلق به حزب کمونیست آرژانتین بود، اما صدای اعتراض به دادگاه های مسکو را بلند نمود. این برای کارگر محترم اتحادیه کارگری کافی بود تا برچسب دشمن مردم، یک «تروتسکیست » و غیره را بخورد.. از بوئنوس آیرس، استالینیست ها بلافاصله لومباردو تولادانو را از ورود یک نماینده خطرناک به کنگره را که به خلوص بی نظیر استالین، ویشینسکی، یاژوف و دیگر دروغگویان اعتقاد نداشت، اطلاع دادند.

G.P.U. تولدانو، پادوی

وقتتیکه G.P.U. فرمان می دهد، تولدانو اطاعت میکند. این هم اکنون نقش اصلی او در جنبش طبقه کارگر را تشکیل می دهد. مهم نیست که چقدر مضحک به نظر میرسد، اما وکیل بورژوا، لمباردو تولدانو، درب کنفدراسیون اتحادیه های کارگری را بر روی فوسای کارگر، یک انقلابی صادق آرژانتین، بست. هیچ چیزی برای پرولتاریای مکزیک باقی نمی ماند، بجز آنکه اعلام نماید: «زنده باد رژیم توتالیتر! زنده باد پیشوای ما، آدولف تولدانو»!
در 23 سپتامبر، رفیق فوسا با رفیق تروتسکی دیدار کرد و در یک گفتگویی طولانی سوالهای مهمی را مطرح نمود. در زیر ما این سؤالات را با پاسخ رفیق تروتسکی منتشر میکنیم:

فوسا: به نظر شما پیشروی بعدی وضعیت فعلی در اروپا چه خواهد بود؟

تروتسکی: ممکن است که دیپلماسی این بار هم موفق به یک مصالحه فاسد شود. اما آن به درازا نخواهد کشید. جنگ اجتناب ناپذیر است و همینطور در آینده ای نزدیک به وقوع خواهد پیوست. یک بحران بین المللی بحران دیگری را دنبال خواهد نمود. این تشنج ها شبیه به درد آغاز جنگ نزدیک شده است. هر تشنج جدیدی متحمل یک مشخصه جدی و خطرناک خواهد شد. در حال حاضر من هیچ نیرویی را در جهان نمی بینم که بتواند این روند را متوقف نماید، یعنی آغاز جنگ را. کشتار وحشتناک جدیدی بی رحمانه بر بشر روا خواهد گشت.

البته، اقدام انقلابی به موقع توسط پرولتاریای بین المللی می تواند عمل سبع امپریالیست ها را فلج نماید. اما ما باید سررا ست با حقیقت مواجه شویم . توده های کارگری اروپا با اکثریت قریب به اتفاق آنها تحت رهبری بین الملل دوم و سوم هستند. رهبران اتحادیه های کارگری آمستردام به طور کامل از سیاست بین الملل دوم و سوم حمایت می کنند و آنها با هم وارد به اصطلاح «جبهه مردم» می شوند.

سیاست «جبهه خلق»، همانطور که در مثال اسپانیا، فرانسه و دیگر کشورها نشان داده شده، شامل دنباله روی پرولتاریا از جناح چپ بورژوازی است. اما کل بورژوازی کشورهای سرمایه داری، راست و همانطور «چپ» کاملا در شوونیسم و امپریالیسم نفوذ کرده است. «جبهه مردم» خدمت به مبدل کردن کارگران به علوفه دم توپ بورژوازی می کند. فقط آن و نه هیچ چیزی بیشتر.

دومین، سومین، و بین الملل آمستردام در حال حاضر سازمان هایی ضد انقلابی هستند که وظیفه اشان این است که مبارزه انقلابی پرولتاریا علیه امپریالیسم «دموکراتیک» را متوقف و فلج نمایند. تا زمانی که رهبری جنایتکار این بین الملل ها نابود نگردیده اند، کارگران برای مبارزه با جنگ ناتوان خواهند بود. این حقیقتی تلخ اما اجتناب ناپذیراست. ما باید بدانیم چگونه با آن مواجه شویم و خود را با توهمات و وراجی های صلح طللبانه تسلی ندهیم. جنگ اجتناب ناپذیر است!

فوسا: تاثیر آن بر مبارزه در اسپانیا و جنبش طبقه کارگر چه خواهد بود؟

تروتسکی: برای درک ماهیت رویدادهای آینده، ابتدا ما باید این نظریه کاذب و کاملا نادرست را که جنگ بعدی جنگ بین فاشیسم و «دموکراسی» است، را رد نماییم. هیچ چیزی غلط تر و احمقانه تر از این ایده نیست. «دموکراسی» امپریالیستی، با تضاد منافع اشان در تمام نقاط جهان متقسم می شوند.ایتالیای فاشیت به راحتی می تواند خودش را در یک اردوگاه، با بریتانیا و فرانسه پیدا نماید، اگر ایمانش را به پیروزی هیتلر از دست بدهد. لهستان نیمه فاشیستی ممکن است بسته به مزایای ارائه شده، به یک یا چند اردوگاه بپیوندد. در جریان جنگ، بورژوازی فرانسه ممکن است فاشیسم را با «دموکراسی» خود جایگزین کند تا کارگران خود را در تسلیم نگه دارد و آنها را » تا به آخر» مجبور به مبارزه کند «. فاشیست فرانسه مانند» دموکراتیک «فرانسه به همان اندازه از مستعمرات خود با سلاح در دست دفاع خواهد کرد. جنگ جدید، شخصیت امپریالیستی بسیار آشکاری نسبت به جنگ 18-1914 دارد. امپریالیست ها نه برای اصول سیاسی ، بلکه برای بازارها، مستعمرات، مواد اولیه، برای هژمونی بر جهان و ثروت اش مبارزه می نمایند.

پیروزی هر کدام از اردوگاههای امپریالیستها به معنای تحقق قطعی اسارت همه بشریت، محکم بستن زنجیرهای دوگانه در مستعمرات امروز ، وهمه مردمهای ضعیف و عقب مانده، از جمله ملت های آمریکای لاتین است. پیروزی هر یک از اردوگاه های امپریالیستی، بردگی، بیچارگی، بدبختی، انقراض فرهنگ انسانی را به بار خواهد آورد.

راه خروج چیست؟ شخصا، من برای لحظه ای تردید ندارم که یک جنگ جدید، انقلاب بین المللی را بر علیه حاکمیت درنده خوی گروههای سرمایه داری بر بشریت را تحریک خواهد نمود. در زمان جنگ تمام تفاوت های مابین «دموکراسی» امپریالیستی و فاشیسم ناپدید خواهند شد. در همه کشورها دیکتاتوری نظامی بی رحمی، فرمانروی خواهد نمود. کارگران و دهقانان آلمانی همانند فرانسوی و انگلیسی نابود خواهند شد. ابزارهای تخریب مدرن آنقدر هیولا گونه اند که احتمالا بشریت قادر به تحمل جنگ حتی برای چند ماه نخواهد بود. ناامیدی، خشم و نفرت، توده های تمام کشورهای متخاصم را سلاح در دست مجبور به قیام خواهد کرد. پیروزی پرولتاریای جهانی به جنگ پایان خواهد داد و همچنین مساله اسپانیا و همینطور تمام مشکلات فعلی اروپا و دیگر نقاط جهان را حل خواهد نمود.

آن «رهبران» طبقه کارگر که می خواهند پرولتاریا را به ارابه جنگی امپریالیسم زنجیر بزنند، تحت پوشش ماسک «دموکراسی» هم اکنون بدترین دشمنان و خائنان مستقیم ستم کشیدگان اند.ما باید به کارگران آموزش دهیم تا به عاملان امپریالیسم دشمنی و نفرت بورزند، زیرا آنها فهم و آگاهی کارگران را مسموم می کنند؛ ما باید به کارگران توضیح دهیم که فاشیسم تنها یکی از اشکال امپریالیسم است؛ که ما نه تنها باید علیه علائم خارجی بیماری، بلکه باید علیه علل ذاتی آن، یعنی برعلیه سرمایه داری مبارزه نماییم.

فوسا: چشم انداز انقلاب مکزیک چیست؟ شما چگونه کاهش ارزش پول در رابطه با سلب مالکیت ثروت در زمین و نفت را مشاهده می کنید؟

تروتسکی: من نمی توانم در مورد این پرسش ها به جزئیات کافی بپردازم. سلب مالکیت زمین و ثروت طبیعی برای مکزیک یک معیار کاملا ضروری برای دفاع از خود ملی است. بدون بر آورد کردن نیازهای روزانه دهقانان، هیچکدام از کشورهای آمریکای لاتین استقلال خود را حفظ نخواهند کرد. کاهش قدرت خرید پول تنها یکی از نتایج محاصره امپریالیستی علیه مکزیک است که آغاز شده است. محرومیت مادی در مبارزه اجتناب ناپذیر است. رهایی بدون فداکاری غیر ممکن است. تسلیم شدن در برابر امپریالیست ها، به معنای برسمیت شناختن غارت و چپاول ثروت طبیعی این کشور است، سقوط و انقراض -مردم. البته، سازمان های طبقه کارگر باید به این نکته پی ببرند که افزایش هزینه های زندگی نباید با تمام وزنش بر سر زحمت کشان سقوط نماید.

فوسا: در مورد مبارزه رهایی بخش مردم آمریکای لاتین و مشکلات آینده چه می توانید بگویید؟ نظر شما در مورد Aprismo چیست؟

تروتسکی: من با زندگی جداگانه کشورهای آمریکای لاتین به اندازه کافی آشنایی ندارم تا بتوانم پاسخی دقیق به سؤالاتی که شما ارائه می کنید، بدهم. هرچند برای من روشن است که وظایف داخلی این کشورها بدون مبارزه انقلابی همزمان با امپریالیسم قابل حل نیست. نمایندگان ایالات متحده آمریکا، انگلستان، فرانسه ((Lewis, Jouhaux, Toledano استالینیست ها) تلاش می کنند که مبارزه علیه فاشیسم را با مبارزه علیه امپریالیسم جایگزین نمایند. ما تلاش های جنایتکارانه آنها را در کنگره اخیر ضد جنگ و فاشیسم مشاهده کرده ایم. در کشورهای آمریکای لاتین، عاملان امپریالیسم «دموکراتیک» به ویژه خطرناک هستند، زیرا آنها بیشتر قادر به فریب دادن توده ها هسند تا عوامل آشکار راهزنهای فاشیست.

من نمونه ساده و واضحی را مثال خواهم زد. در حال حاضر در برزیل یک رژیم نیمه فاشیستی ای حکومت می کند که هر انقلابی فقط با نفرت می تواند مشاهده اش نماید. بگذار فرض کنیم بهرحال که فردا، انگلستان وارد نبرد نظامی با برزیل می شود. من از شما می پرسم که در کدام سوی نبرد، طبقه کارگر خواهد بود؟ من برای خودم شخصا پاسخ خواهم داد – در این مورد من در کنار برزیل «فاشیست» در برابربریتانیای «دموکراتیک» خواهم بود. چرا؟ چون در تعارض میان آنها مسئله دموکراسی یا فاشیسم نیست. اگر انگلستان باید پیروز شود، او در Rio de Janeiro فاشیست دیگری را خواهد نشاند و زنجیرهای دوگانه ای را بر برزیل خواهد گسترد. اگر بر عکس برزیل باید پیروز شود، این امر محرک نیرومندی برای آگاهی ملی و دموکراتیک کشور خواهد شد و منجر به سرنگونی دیکتاتوری وارگاس خواهد گردید. شکست انگلستان همزمان ضربه ای به امپریالیسم بریتانیا خواهد زد و انگیزه ای به حرکت انقلابی پرولتاریای بریتانیا خواهد داد. حقیقتا یک نفر باید سری خالی داشته باشد که خصومت های جهانی و درگیری های نظامی را به مبارزه مابین فاشیسم و دموکراسی تقلیل دهد. تحت همه ماسک ها انسان باید بداند که چگونه استثمارگران، برده داران، و سارقین را تشخیص بدهد!

در تمام کشورهای آمریکای لاتین، مشکلات انقلاب کشاورزی به صورت غیرمستقیم با مبارزه ضد امپریالیستی مرتبط است. استالینیست ها هم اکنون خائنانه هر دو و ذیگری را دارند فلج می کنند. برای کرملین، کشورهای آمریکای لاتین فقط تغییراندکی را در معامله اشان با امپریالیست ها را در بر می گیرد. استالین به واشنگتن، لندن و پاریس می گوید: «من را به مثابه یک شریک برابر بشناسید و من به شما کمک خواهم کرد که جنبش انقلابی در مستعمره ها و نیمه مستعمره ها را نابود گردانید ؛ برای این منظور من صدها نفر گماشته به مانند لمباردو تولدانو را دراختیار دارم.» استالینیسم مبدل به جذام جنبش رهایی بخش گردیده است.

من Aprismo را به اندازه کافی نمی شناسم تا قضاوتی قطعی بدهم. در پرو، فعالیت این حزب دارای کاراکتری غیرقانونی است و بنابراین دشوار است که مشاهده اش نمود. نمایندگان APRA در کنگره ماه سپتامبر بر علیه جنگ و فاشیسم در مکزیک، تا آنجایی که می توانم قضاوت کنم، موصع شایسته و درستی را به همراه نمایندگان پورتوریکو اتخاذ نموده اند. تنها می ماند که امیدواریم باشیم که APRA طعمه استالینیست ها نگردد، زیرا این امر مبارزه رهایی بخش در پرو را فلج خواهد نمود. من فکر می کنم که توافق با Apristas برای وظایف عملی مشخصی ، با شرط استقلال کامل سازمانی امکان پذیر و مطلوب است.

فوسا: جنگ چه عواقبی برای کشورهای آمریکای لاتین خواهد داشت؟

تروتسکی: بدون شک هر دو اردوگاه امپریالیستی تلاش خواهند نمود تا کشورهای آمریکای لاتین را به گرداب جنگ بکشانند تا بعد از آن آنان را به طور کامل برده نمایند. سرو صدای «ضد افاشیستی» تهی فقط زمینه را برای عاملان یکی از اردوگاه های امپریالیست آماده می نماید. برای آماده مواجه شدن با جنگ جهانی، احزاب انقلابی آمریکای لاتین باید هم اکنون برخورد غیرقابل سازشی را در برابر همه گروه های امپریالیستی اتخاذ نمایند. بر مبنای مبارزه برای حفظ بقای خود، مردم آمریکای لاتین باید به یکدیگر نزدیکتر گردند.

در اولین دوره جنگ، موقعیت کشورهای ضعیف می تواند بسیار دشوار باشد. اما اردوگاه های امپریالیستی با گذشت هر ماه ضعیف تر و ضعیف تر می شوند. مبارزات مرگبار آنان با همدیگر به کشورهای مستعمره و نیمه مسهعمره مجال می دهد که سرشان را بالا ببرند. البته این نیز به کشورهای آمریکای لاتین اشاره میکند؛ آنها می توانند به رهایی کامل خود دست یابند، اگر در رهبری توده ها، احزاب واتحادیه های کارگری اقعا انقلابی، ضد امپریالیستی ایستاده باشند. از شرایط تاریخی غم انگیز، کسی نمی تواند با فریب، عبارات توخالی و دروغ های کوچک فرار نماید. ما باید به توده ها حقیقت، کل حقیقت و هیچ چیزی بجز حقیقت را نگوییم.

فوسا: به نظر شما، چه وظایف و روش هایی رو در روی اتحادیه های کارگری اند؟

تروتسکی: برای اینکه اتحادیه های کارگری بتوانند به تظاهرات، آموزش، و بسیج پرولتاریا برای مبارزه رهایی بخش بپردازند، آنان باید از روش های توتالیتر استالینیسم پاکسازی شوند. اتحادیه های کارگری با شرط انضباط درعمل، باید به روی کارگران تمام گرايشات سیاسی باز باشد. هر آن کسی اتحادیه های صنفی را مبدل به سلاحی برای اهداف بیرونی (به ویژه سلاح بوروکراسی استالینیستی و امپریالیسم دموکراتیک) نماید، ناگزیر طبقه کارگر را از هم جدا ساخته، تضعیف نموده، و در را بروی ارتجاع می گشاید. دموکراسی کامل صادقانه در اتحادیه های کارگری، مهم ترین شرط دموکراسی در کشور است.

در خاتمه، من از شما می خواهم که درود های برادرانه من را به کارگران آرژانتین ارسال نمایید. من تردید ندارم که آنها برای لحظه ای باور به این اتهامات بی رحمانه ای که سازمان های استالینیست در سراسر جهان بر علیه من و دوستان من گسترده اند، نمی کنند. مبارزه ای که بین الملل چهارم بر علیه بوروکراسی استالینیستی به پیش می برد، ادامه مبارزه تاریخی بزرگ ستمدیدگان علیه ستمگران، استثمار شدگان علیه استثمارگران است. انقلاب بین المللی همه ستم دیدگان، منجمله کارگران شوروی را رها خواهد نمود .


https://www.marxists.org/archive/trotsky/1938/09/liberation.htm