تاریخی, سرتیتر

ترامپ در رویای رهبری انرژی جهان

usa_oil


یونگه ولت  ترجمه رضا نافعی

آینده ما


آنطور که دونالد ترامپ می گوید امریکا برای آن نبرد می کند که بار دیگر در جهان » نمره یک» شود.

افسانه ای که ترامپ با موفقیت برای رای دهندگانش نقل می کند این است که  اقتصاد امریکا به طور سیستماتیک توسط رقبایش بویژه چین و اتحادیه اروپا مورد سوء استفاده قرار گرفته و این ها مشاغل امریکا را به یغما برده اند.

او روز سه شنبه هفته گذشته  طی سخنانی که هنگام افتتاح  سامانه ای برای تولید گاز مایع  با 7هزار محل اشتغال، در ایالت لوئیزیانا بیان کرد همین افسانه را بار دیگر تکرار کرد.

او طی سخنان خود چندین با تکرار کرد که امریکا در بخش انرژی نیز باید » رهبر» جهان باشد و چند کارگر منتخب که اجازه حضور در صحنه، پشت بلندگو وجلوی دوربین  را یافته بودند  ابراز خوشحال کردند  که بعد از یک بیکاری دراز مدت باز امکان کار یافته اند.

در همان روز سناتور های هردو حزب طرحی مشترک به کنگره عرضه کردند که  طبق آن موسساتی که در کشیدن خط لوله گاز دریای بالتیک موسوم به » نورد استریم2″  سهیم باشند مجازات خواهند شد.

دیروز ، سه شنبه، ریچارد پری، وزیر نیروی امریکا که در کیف – اوکرائین حضور داشت، طی سخنانی اعلام کرد که » در آینده ای نه چندان دور» این لایحه بتصویب خواهد رسید و بعنوان قانون به اجرا گذاشه خواهد شد.

همزمان با آن گزارش موسسه مشاورتی آرتور دِ  لیتل پخش شد که در آن تاثیرات اقتصادی خط لوله گاز مورد بررسی قرار گرفته است.

سودی که  طبق این گزارش 9،9 میلیارد یورو نصیب اتحادیه اروپا می شود ، بیش از هزار همکار قراردادی در آن سهیم هستند و رویهم رفته 57500 محل اشتغال بوجود خواهد آمد. این ابعاد نشان می دهد که اینجا با  میدان جنگی  حاشیه ای روبرو نیستیم.

ترامپ با سیاست شوینیستی خود در لفظ  و در عمل، با وعده  رفاه، و بویژه وعده  آفریدن مشاغل جدید، دل  به دریا زده است.

او با اقدامات علیه چین، آتش افروزی در خاورمیانه و نزدیک با تهدیدات علیه ونزوئلا، خطر جنگ و بحران را تشدید می کند.

با همه این ها آشفتگی های   پیش بینی ناپذیر در مناسبات بین المللی و در اقتصاد جهانی، وابسته به  او بعنوان یک فرد نیست.  ولی طرح کلی او ایجاد بی ثباتی با تمام نیرو است، با احتساب فاجعه ها.

این مسئله در مورد بازیابی بی نظم برتری اقتصادی و نظامی، واکنش کلاسیک امپریالیستی به تغییرات نیروهای مولده و ظهور تعادل جدید قدرت است: رقابت موجود و بالقوه باید بدون ملاحظه   به زانو در آوردن بیانجامد.

صحبت بر سر بازیابی استیلای بی چون و چرای اقتصادی و نظامی،

صحبت بر سر واکنش کلاسیک امپریالیستی در برابر تغییرات نیروهای مولده  و ظهور توازن جدید قدرت است: هماورد کنونی و رقیب بالقوه را باید بدون  ملاحظه به زانو در آورد.

درگیری در امپریالیسم  پایانی جز این ندارد. از این منظر تصادفی نبود که در روز سه شنبه روزنامه فرانکفورتر آلگماینه ( سخنگوی سرمایه داری بزرگ آلمان.م.)بخش اقتصادی خود را با این عنوان گشود: » آلمان میان جبهه ها گرفتار می شود» .

عنوان تفسیر این بود : «امریکا یا چین». انگیزه نوشتن تفسیر و عنوان آن  عقب نشینی محدود کنسرن اینفینیون، تولید کننده تراشه ( چیپس) از معامله با » هوآ وای»بود.   ممکن است  روزنامه فرانکفورتر در ارائه مطلب مبالغه کرده باشد، ایجاد ترس بخشی از فوت و فن کار است. مسئله این است: » یا این، یا آن» این » اصل»   هسته مرکزی سیاست واشنگتن است. تهدید ها علیه » نورداستریم 2″ نمونه کوچکی است برای » مزه مزه» کردن آن چیزی است که بعدا خواهد آمد.

 

https://www.jungewelt.de/artikel/355268.kleiner-vorgeschmack.html