سرمقاله, سرتیتر

بیست سال پیش: جنگ ناتو علیه یوگسلاوی: جنایتکار جنگی کیست؟ – پروفسور مایکل چوسدوفسکی – ندا رضائی

cliento_jougo


بیست سال پیش: جنگ ناتو علیه یوگسلاوی: جنایتکار جنگی کیست؟

نویسنده: پروفسور مایکل چوسدوفسکی

مترجم: ندا رضائی


مقدمه

بیست سال پیش در ساعات اولیه 24 مارس 1999 ناتو بمباران جمهوری فدرال یوگسلاوی را آغاز کرد. این عملیات به قول نبوسا مالیچ سرد، بی روح و کاملا توصیفی نام­گذاری شد: عملیات «نیروهای ائتلاف»

این مقاله برای اولین بار در اوایل ماه می 1999 در اوج بمباران یوگسلاوی نوشته شده است.

علل و عواقب این جنگ، سالها دست اویز کمپین گسترده گمراه سازی رسانه ای قرار گرفته است که در پی استتار جنایات جنگی ناتو و ایالات متحده بود.

لازم به ذکر است که بخش بزرگی از «چپ پروگرسیو» در اروپای غربی و آمریکای شمالی نیز بخشی از این کارزار گمراه سازی بودند که مداخله نظامی ناتو را عملیاتی بشردوستانه برای حفاظت از حقوق قومی آلبانیایی تبارهای کوزوو جا زدند.

این مداخله نقض اشکار قوانین بین الملل بود. رئیس جمهور میلوشویچ در مذاکرات رامبوئیه با استقرار نیروهای ناتو در یوگسلاوی مخالفت کرد.

milosovich

اسلوبودان میلوشویچ

شیطان انگاری از اسلوبودان میلوشویچ از سوی به اصطلاح «پروگرسیوها» برای حمایت از مشروعیت بمباران ناتو سالهاست در جریان است و این مسئله همچنین به «دادگاه جنایات جنگی» که در اختیار کسانی است که خود مرتکب جنایات گسترده جنگی تحت نام عدالت اجتماعی شده اند، مشروعیت بخشیده است.

تز جنگ عادلانه نیز مورد حمایت تنی چند از روشنفکران برجسته قرار گرفت که جنگ کوزوو را «جنگی عادلانه» می دانستند.

در مقابل ارتش آزادیبخش کوزوو (KLA) را گروه هایی از «چپ گرایان» به عنوان یک جنبش آزادیبخش اصیل که ریشه در مارکسیسم دارد مورد حمایت قرار دادند.

KLA که هاشم تاچی رهبر آن اکنون رئيس جمهور کوزوو است در واقع رهبر یک دسته شبه نظامی بود که سازمان های اطلاعاتی غربی از آن پشتیبانی می کردند و تحت حمایت مالی و آموزشی ایالات متحده و ناتو قرار داشت. KLA به ارتکاب جنایات سازمان متهم بود و با القاعده نیز که تحت حمایت اطلاعاتی آمریکا قرار داشت، در ارتباط بود.

شایان ذکر است که همان «چپگرایانی» که در سال 1999 از ارتش ازادی بخش کوزوو حمایت کردند، اکنون از «انقلابیون» سوریه (وابسته به القاعده و تحت حمایت ایالات متحده و ناتو) حمایت می کنند.

مایکل چوسدوسکی، مارس 2006، به روز رسانی مارس 2019


تهاجم ناتو به یوگسلاوی: جنایتکاران جنگی چه کسانی هستند؟

15 می 1999

جنگ هسته ای با شدت کم

michel-chossudovsky

مایکل چوسدوفسکی

اکنون که حمله هوایی ناتو به ماه سوم خود وارد می شود، از مرحله جدیدی از جنگ رونمایی شده است. بمباران های بشردوستانه ناتو بر تلفات غیرنظامی و رنج انسان ها افزوده است. سی درصد از کسانی که در این بمباران ها کشته شده اند، کودکان هستند.1 علاوه بر استفاده از بمب های خوشه ای، ائتلاف در حال انجام «جنگ هسته ای با شدت کم» با استفاده از خمپاره های رادیواکتیو سمی و موشک هایی حاوی اورانیوم ضعیف شده است. مستندات زیادی نشان می دهد تشعشات رادیو اکتیو سرطان زا هستند و به طور بالقوه می تواند میلیون ها تن از نسل های آینده را تحت تاثیر قرار دهد. براساس گزارشی علمی که اخیرا منتشر شده است «اولین نشانه های تشعشعات در کودکان تبخال دهان و خارش پوستی در پشت و مچ پاست که در یوگسلاوی از زمان آغاز بمباران ها دیده شده است2

علاوه بر تشعشعات رادیواکتیو که محیط زیست و زنجیره غذایی را آلوده کرده است، نیروهای ائتلاف بزرگترین کارخانه شیمیایی و دارویی یوگسلاوی را بمباران کرده است. بمباران گالینیکا، بزرگترین کارخانه تولید دارو در یوگسلاوی، باعث آزاد شدن گازهای خطرناک و بسیار سمی شده است. هنگامی که نیروهای ناتو در اواسط آوریل مجتمع پتروشیمی پانکو را بمباران کردند، «آتش سوزی به وقوع پیوست و مقادیر زیادی از کلر، اتیلن دی کلراید و وینیل کلرید آتش گرفت. کارگران در پانکوو، از ترس حملات بعدی که به انفجارهای بیشتری منجر شود مقادیر زیادی اتیلن دی کلرید که ماده ای سرطان زاست را به دانوب ریختند3

thaci

هاشم تاچی رهبر شبه نظامیان فاشیست کوزوو ترکیبی از مافیا، فاشیسم و مزدوری ناتو

ناتو پیش به سوی «نجات آلبانیایی تبارها»

آلبانی تبارها از حملات هوایی ناتو جان سالم به در نبرده اند. گفته می شود که کشتار آلبانی تبارهای کوزوو در اجرای «عملیات بشردوستانه به نمایندگی آلبانیایی تبارها» اجتناب ناپذیر است. علاوه بر پیامدهای درگیری های زمینی بین KLA و ارتش یوگسلاوی، بمباران و تشعشعات رادیواکتیو در کوزوو ویرانگرتر از بقیه یوگسلاوی بوده است.

شواهد زیادی تایید می کند که به رغم پوشش مأموریت بشردوستانه، حملات هوایی وحشیانه ناتو به شهرها و روستاهای کوزوو، موج پناهجویان را به دنبال خواهد داشت. کسانی که از خانه های خود به اردوگاه های پناهندگان در مقدونیه و آلبانی گریخته اند، جایی برای بازگشت ندارند،کل کشور ویران شده است، صنایع غیرنظامی و زیربنای عمومی شهری منهدم شده است. پل ها، نیروگاه ها، مدارس و بیمارستان ها به عنوان «اهداف نظامی مشروع» توسط مرکز عملیات هوایی ترکیبی ناتو (CAOC) در ویچنزای ایتالیا انتخاب شده و با دقت پیش از ان که خلبان حمله خود را اغاز کند تایید شده است

«رفت و امدهای دیپلماتیک» هنوز هم در جریان است، ائتلاف درصدد است اقتصاد یوگسلاوی (از جمله کوزوو) را تا جای ممکن فلج کند قبل از ورود میانجی های «اقدام صلح» G8، که آن ها را قادر به ارسال به نیروهای زمینی کند. «فرماندهان نیروهای ائتلاف به طور پیوسته لیست اهداف اقتصادی خود را گسترش داده اند تاثیرات حملات هوایی ناتو به طور فزاینده ای مردم را از کار بی کار کرده است کمبود آب را در بلگراد، نوی ساد و دیگر شهرهای صربستان به دنبال داشته است. … تعطیلی کسب و کارها، محدودیت کار بیمارستان ها و قطعی آب از جمله پیامدهای این بمباران هاست …. »4 حدود 115 کلینیک درمانی آسیب دیده اند و چند مرکز ان کاملا تخریب شده است. بیماران بیمارستان از جمله کودکان و افراد مسن در اثر کمبود آب و قطعی برق در حال مرگ هستند 5

ژنرال وسلی کلارک، فرمانده عالی ناتو در اروپا، در اواخر ماه می تایید کرد که «حملات هوائی ناتو هنوز به اوج خود نرسیده است و ائتلاف باید خود را برای تلفات غیرنظامی بیشتر آماده کند 6 ژنرال کلارک همچنین تصریح کرد که «او می خواهد تعداد حملات هوایی در کوزوو را افزایش دهد و طیف اهداف را نیز گسترش دهد7 همچنانکه که بمباران ها به ماه سوم خود وارد می شوند، تغییرات قابل ملاحظه ای در« لفاظی ناتو »به وجود آمده است. ائتلاف به شدت گستاخ شده است، مقامات ناتو دیگر از تلفات غیرنظامیان متاسف نیستند و ادعا می کنند که این حرف ها تنها به « به ماشین تبلیغاتی میلوشویچ کمک می کند

گسترش تعارضات ورای بالکان

منافع استراتژیک گسترده و انگیزه های اقتصادی جنگ در هیاهوی تصاویر و تجزیه و تحلیل رسانه ای گم شده است. نوشته های سین جروازی فقید در سال 1995 یک جنگ قریب الوقوع را پیش بینی می کند. به گفته جروازی، اهداف استراتژیک واشنگتن فراتر از بالکان است و خواهان «برقراری یک رژیم با شمایل غربی در یوگسلاوی و کوچک کردن آن، و کاستن قدرت و نفوذ صربستان به حداقل است…» 8

در این زمینه، استقرار نیروی آمریكا در جنوب اروپا و مدیترانه نیز قدمی برای گسترش منطقه نفوذ ژئوپلیتیك واشنگتن از دریای بالكان تا منطقه دریای خزر، آسیای مركزی و غرب آسیا است.

در این رابطه، دخالت نظامی ناتو در یوگسلاوی ( نقض قوانین بین المللی) نیز عواقب خطرناکی را به دنبال دارد. به مداخلات نظامی آینده «مشروعیت» می بخشد تا برای تحقق اهداف استراتژیک خود، اقتصادهای ملی را بی ثبات کند و بر اختلافات منطقه ای از طریق تأمین مالی مخفیانه شورش های مسلحانه دامن زند به عبارت دیگر، درگیری یوگسلاوی شرایطی را ایجاد می کند که زمینه مشروعیت بخشی به مداخلات آینده ائتلاف در «امور داخلی کشورهای مستقل را فراهم می کند. »

تنها مشخصه تحکیم منافع استراتژیک آمریکا در اروپای شرقی، بالکان (و فراتر از آن) گسترش ناتو (با ورود مجارستان، لهستان و جمهوری چک به عنوان اعضای ناتو) نیست، کمتر از دو هفته قبل از آغاز بمباران ها جنگ در یوگسلاوی با انشقاقی خطرناک در صف بندی های ژئوپلیتیک در کشورهای مشترک المنافع همراه شد.

در اواخر ماه آوریل، گرجستان، اوکراین، ازبکستان، آذربایجان و مولداوی توافقنامه ای با واشنگتن امضا کردند و GUUAM را شکل دادند، ائتلافی منطقه ای که به لحاظ استراتژیک در محدوده ثروت نفت و گاز خزر قرار دارد «با پیشنهاد صادرات سوخت به غرب از راه احداث خط لوله ازطریق مولداوی و اوکراین»9 این تقسیم ژئوپلیتیک با بحران یوگسلاوی ارتباطی مستقیم دارد. منطقه در حال حاضر بی ثبات است و تعارضات ناسیونالیستی و جنبش های جدایی طلب از جمله مختصات آن است.

اعضای این بلوک سیاسی نوپا طرفدار ناتو نه تنها به طور تاکتیکی از بمباران یوگسلاوی حمایت کرده اند، بلکه با «همکاری نظامی سطح پایین» با ناتو نیز موافقت کرده اند، در حالی که ناتو اصرار دارد که «این گروه یک اتحاد نظامی علیه کشور ثالث، روسیه، نیست10

شکل گیری GUUAM بر اساس منافع نفتی غرب، نه تنها می خواهد روسیه را از ذخایر نفت و گاز در منطقه خزر دور کند، همچنین مسکو را نیز از نظر سیاسی نیز منزوی می کند و در نتیجه صف بندی بالقوه جنگ سرد را دامن می زند.

جنگ کنترل سلاح های هسته ای را متوقف کرده است

جنگ در یوگسلاوی به شکلی فزاینده مانع از اجرای برنامه های کنترل سلاح های هسته ای شده است که منجر به لغو برنامه مبادله آن شده است «که در پایان سال 2000، مقامات ایالات متحده و روسیه را در تماس مداوم برای جلوگیری از هر گونه مشکل در سیستم های کامپیوتری در پایان قرن قرار داده بود11

علاوه بر این، ارتش روسیه نیز نگرانی خود را ابراز کرده است: «بمباران یوگسلاوی در آینده نزدیک ممکن است فقط یک مانور برای حملات مشابه به روسیه باشد12

به گفته دکتر مری وین اشفورد، رئیس مشترک جایزه صلح نوبل برای پیشگیری از جنگ هسته ای (IPPNW) تاثیر بمباران های ناتو در یوگسلاوی «در مورد سیاست های توسعه تسلیحات هسته ای بسیار جدی است روس ها احساس می کنند غرب به آن ها خیانت کرده است زیرا ناتو این اقدام را خارج از قطعنامه سازمان ملل متحد انجام داد13

الکساندر آربتوف معاون کمیتۀ دفاع دوما، جنگ یوگسلاوی را به عنوان «بدترین، حادترین و خطرناک ترین نقطه از زمان بحران امریکا و شوروی در برلین و همینطور بحران موشکی کوبا» توصیف می کند.14

START II مرده است، همکاری با ناتو متوقف شده است، همکاری در دفاع موشکی از دستور کار خارج شده است. تمایل مسکو برای همکاری در زمینه مسائل مربوط به عدم گسترش سلاح های هسته ای همیشه کم است. علاوه بر این، احساسات ضد امریکایی در روسیه واقعی، عمیق و گسترده تر از همیشه است و شعار«امروز صربستان، فردا روسیه» عمیقا در ذهن روس ها ریشه می دواند. 15 مری وین اشفورد همچنین هشدار می دهد در حالی که روسیه در حال حاضر به سمت اتحاد با اروپا حرکت می کند؛ آن ها [روس ها] اکنون:

«… تهدید اصلی خود را از جانب غرب دریافت می کنند. مقامات امور خارجه روسیه (کنترل و خلع سلاح) به ما گفتند که روسیه هیچ گزینه ای ندارد مگر تکیه بر سلاح های هسته ای برای دفاع، زیرا نیروهای متعارف آن ناکافی هستند حتی اگر بمباران ها همین امروز متوقف شوند، تغییرات در رفتار روسیه نسبت به غرب، اتکا تازه خود به هزاران سلاح هسته ای و از دست دادن اعتماد به قوانین بین الملل، ما را در مقابل فاجعه آسیب پذیرتر کرده است …. این بحران، هشدارزدایی (سیستمی در کنترل استفاده از سلاح های شیمیایی تا زمان استفاده از سلاح هسته ای را افزایش دهد چراکه صدهاهزار کلاهک هسته ای با قابلیت هشدار بالا قادرند در عرض چند ثانیه شلیک شوند.) در استفاده از سلاح های هسته ای را بیش از پیش ضروری می کند. به کسانی که می گویند تهدید روسیه فقط حرف است، من پاسخ می دهم که لفاظی همان چیزی است که جنگ را آغاز می کند16

جنگ رسانه ای: «ساکت کردن اکثریت خاموش»

این جنگ همچنین «جنگی علیه حقیقت» است. با گسترش جنبش های اعتراضی در سراسر جهان، ناتو رسانه های جمعی را بیش از پیش در چنگال خود گرفته است. ائتلاف در یک بالماسکه رسانه ای به عنوان «ناجی آلبانیایی تبارهای کوزوو» به تصویر کشیده شده است. عملیات «پنهانکاری» تمام عیار صورت گرفته تا مانع از بحث عمومی درباره خود جنگ شود. دستورالعمل پنهان این است که « اکثریت خاموش را ساکت کند». ملاحظه رسانه های غربی به خواسته های ائتلاف افکار عمومی را گمراه کرده است. از تلفات غیرنظامی که گاها در رسانه ها نمایش داده می شوند به عنوان «آسیب های جانبی» اجتناب ناپذیر یاد می شود. به گفته پنتاگون «چیزی به نام جنگ تمیز وجود ندارد17

در عین حال، مفسران ضد جنگ (از جمله سفیران سابق و مقامات سازمان امنیت و همکاری اروپا) به دقت از برنامه های جریان اصلی امور عمومی حذف شده اند، محتوای تلویزیونی دقیق مورد بررسی قرار گرفته است؛ تصاویری از مرگ و میر غیرنظامیانی که از بلگراد پخش می شوند، به ندرت و انتخابی نمایش داده می شود، روزنامه نگاران تحت نظارت شدیدی قرار دارند. در حالی که رسانه ها در انتقاد از ناتو برای انجام «اشتباهات» و «اشتباهات غم انگیز» تردید نمی کنند اما مشروعیت عملیات نظامی و «دستور کار بشر دوستانه» مورد بحث قرار نمی گیرد:

افکار عمومی با سوالاتی بمباران می شود که تنها یک پاسخ را امکان پذیر می کند. در جنگ کنونی، سؤال این است: آیا پاکسازی قومی نباید متوقف شود؟ این ساده سازی به رسانه اجازه می دهد تا یوگسلاوی را به جای ناتو به عنوان متجاوز به تصویر بکشد. ائتلاف با وارونه سازی کامل واقعیت، جنگ را اساسا دفاع از طرف آلبانیایی تبارهای کوزوو جا زده است … «در حالی که در واقع آلبانیایی تبارها، قربانیان اصلی بمباران های بشردوستانه» ناتو هستند.18

با توجه به ماشین تبلیغاتی ناتو، آلبانیایی تبارها از بمباران ناتو و جنگ زمینی بین KLA و ارتش یوگسلاوی فرار نمی کنند. به گفته دیانا جانستون این «تقریبا ان ها را در طول تاریخ منحصر به فرد کرده است زیرا در طول تاریخ غیر نظامیان از مناطق جنگی فرار کرده اند …. نه، همانگونه که ما بارها و بارها از سخنگویان ناتو و توجیه گران شنیده ایم، آلبانیهای کوزوو از یک چیز فرار می کنند: پاکسازی وحشیانه قومی توسط صرب ها19

ناتو به ما می گوید بحران پناهجویان به کوزوو محدود است. با این حال، شواهد (که توسط رسانه های غربی مورد تایید نیست) تصریح می کنند که مردم سراسر صربستان از شهرهای بزرگ در حال فراراند:

براوردهای موثق نشان می دهد، تعداد پناهجویانی که از بلگراد گریخته اند 400هزار نفر است. اکثر آنها زنان و کودکان هستند، همانند آلبانی تبارهای کوزوو. حداقل 500 هزار نفر دیگر از شهرهای دیگر صربستان آواره شده اند، به ویژه نویساد و نیش که بمباران ناتو در آن باعث آلودگی هوا شده، تامین اب را قطع کرده و اهداف کاملا غیرنظامی مانند میادین بازار را هدف قرار داده است. در مجموع، طبق نوشته روزنامه ایتالیایی ال مانیفستو بمباران ناتو حداقل یک میلیون نفر را در صربستان آواره کرده است. پردراگ سیمیچ مشاور سیاست خارجی رهبر اپوزیسیون صربستان ووک دراسکویچ، در کنفرانس پاریس در اواخر ماه می اعلام کرد بمباران های ناتو، کوزوو را به شدت ویران کرده است تا جائی که نه آلبانی تبارها و نه صرب ها قادر به بازگشت و ادامه زندگی در آنجا نخواهند بود. 20

 چه کسی مسئول جرایم جنگی است؟

tony blairselfieblair

«مخالفت» عمومی با بمباران های ناتو به عنوان «تبلیغات صرب ها» نادیده گرفته می شود. کسانی که علیه ناتو سخن می گویند، توجیه گران میلوشویچ نامیده می شوند. گرچه اکثر منتقدان ضد جنگ در کشورهای عضو ناتو مدافعان رژیم میلوشویچ نیستند، اما انتظار می رود که در استدلال ها «تعادل» رعایت شود. «قاعده نگاه به دو طرف ماجراست»: از مفسران ضد جنگ خواسته می شود تا صدای اجماع رسانه های ناتو باشند و شفاف «به دارودسته» ضد میلوشویچ بپیوندند. در چنین شرایطی، درک و تجزیه و تحلیل عینی از نقش دولت میلوشویچ از زمان جنگ داخلی در بوسنی و در شرایط بحران کنونی در کوزوو تقریبا غیرممکن است.

استانداردهای دوگانه رسانه ای چیست؟ در حالی که رئیس جمهور میلوشویچ و چهار نفر از اعضای دولت او توسط دادگاه بین المللی جنایی در لاهه (اواخر ماه مه) به سیاست «پاکسازی قومی» سازمان یافته در کوزوو محکوم شده اند، رسانه های خبری ذکر نکرده اند که چندین پرونده موازی در دادگاه دادگاه لاهه (ICTY) در محکومیت رهبران ناتو به اتهام«جنایات علیه بشریت» باز شده است. 21

همچنین لازم به ذکر است که دولت انگلیس (که نخست وزیر تونی بلر نخست وزیر ان در لیست متهمین پرونده های موازی قرار دارد.) از زمان آغاز بمباران ها، «اطلاعات در مورد وضعیت موجود در کوزوو» را به دادگاه «لاهه» داده است.22 بخشی از این اطلاعات توسط KLA به رابین کوک، وزیر امور خارجه بریتانیا که در تماس های مکرر با KLA قرار داشت و همچنین از طریق نیروهای ویژه بریتانیا که مستقیم با KLA همکاری کرد، ارائه شده بود.

اقامه دعوی علیه رهبران ناتو

در ماه می، گروهی از 15 وکیل کانادایی و استادان حقوق همراه با انجمن آمریکایی حقوقدانان (با اعضای بیش از 20 کشور) دادخواستی را علیه رهبران ناتو در دادگاه بین المللی کیفری در لاهه مطرح ساختند. 23 دادخواست به «نقض اشکار» منشور ملل متحد، پیمان ناتو، کنوانسیون ژنو و «اصول حقوق بین الملل که در دادگاه نورنبرگ برسمیت شناخته شده است» اشاره می کند. که در این آخری تصریح شده است: «برنامه ریزی، آماده سازی، آغاز یا به راه اندازی یک تجاوز یا تهاجم در نقض معاهدات موافقت نامه ها و یا تضمین های بین المللی» جرم محسوب می شود.24

فهرست جرایمی که ادعا شده رهبران ناتو مرتکب آن شده اند عبارتند از:

قتل عمد، آزار و اذیت شدید که باعث آسیب جدی به بدن و یا سلامتی افراد شده است، تخریب گسترده اموال، استفاده از سلاح های سمی [رادیو اکتیو] یا سلاح های دیگر که خسارات و صدمات غیر ضروری به بار آورده است، تخریب شهرها و روستاها یا ویرانگری که توجیه نظامی ندارد …» 25

طبق مرجع دادگاه بین المللی کیفری «فردی که برنامه ریزی، تحریک، دستور، ارتکاب یا به هر طریق دیگری در جهت برنامه ریزی، تهیه و اجرای یک جرم، به تنهایی مسئولیت جرم» را به عهده دارد و «موقعیت رسمی هر متهم، چه به عنوان رئیس دولت یا مقام دولتی یا به عنوان مسئول رسمی دولت، این شخص را از مسئولیت کیفری و مجازات مصون نمی دارد26

دادستان عالی حقوق بشر سازمان ملل مری رابینسون (و رئیس جمهور سابق ایرلند) در روز 30 آوریل در ژنو تأیید کرد که دادستان دادگاه جنایی دادگاه بین المللی کیفری نه تنها برای محاکمه نیروهای صرب مجوز دارد، بلکه ارتش آزادیبخش کوزوو (KLA) و ناتو نیز ممکن است تحت پیگرد قرار گیرند «اگر مشخص شود که نقض جدی حقوق بشر رخ داده است

طبق گفته والتر جرز راکلر، دادستان سابق دادگاه های جنایت جنگی نورنبرگ:

«بمباران جنگی همچنین بندهای اصلی منشور سازمان ملل متحد و سایر کنوانسیون ها و معاهدات را نقض و پاره پاره می کند؛ حمله به یوگسلاوی، بی شرمانه ترین تجاوز بین المللی از زمان حمله نازی ها به لهستان برای جلوگیری از «جنایات لهستان» علیه آلمانی ها است. ایالات متحده تعهدات قانونی و عادلانه بین المللی را کنار گذاشته است و دوره امپریالیسم خام را آغاز کرده است27

شواهد تکان دهنده یک «فاجعه بشر دوستانه» پیش از بمباران ها

joshka fisher

یوشکا فیشر  

رسانه های بین المللی در جریان پوشش خبری به انگیزه های واقعی ناتو در راه اندازی جنگ اشاره ای نکردند که گزارش رسمی اطلاعات وزارت امور خارجه آلمان (برای تعیین واجد شرایط بودن پناهندگان سیاسی از کوزوو) تایید کرده است که در ماه های قبل از بمباران در کوزوو هیچ شواهدی از «پاکسازی قومی» وجود نداشته است. چه کسی دروغ می گوید؟ وزیر امور خارجه آلمان، یوشکا فیشر، مداخله ناتو را با اشاره به «فاجعه انسانی» توجیه کرده است، با این حال اسناد داخلی وزارتخانه خود او دقیقا مخالف آن را می گوید:

«حتی در کوزوو آزار و شکنجه آشکار سیاسی مرتبط با آلبانیایی تبارها معتبر نیست. شرق کوزوو درگیر فعالیت های مسلحانه نیست. زندگی عمومی در شهرها مانند پریشتینا، اروسواک، گنجلان و غیره، در کل دوره درگیری، به طور عادی ادامه داشت. اقدامات نیروهای امنیتی بر علیه کوزووآلبانیایی تبارها به عنوان یک گروه تعریف شده ی قومی نیست بلکه علیه رقیب نظامی و هواداران واقعی یا متهمان آن است. با توافق نامه ای که در پایان سال 1998 با رهبری صربستان برقرار شد وضعیت امنیتی و شرایط زندگی آلبانیایی تبارها به طور چشمگیری بهبود یافته است به ویژه در شهرهای بزرگ، زندگی عمومی از آن زمان به حالت نسبتا عادی بازگشته است29

ارزیابی های فوق به طور گسترده ای با چندین ارزیابی مستقل از وضعیت بشردوستانه در کوزوو قبل از حمله مطابقت دارد. رولان کیت، مدیر سابق دفتر ماموریت راستی ازمایی سازمان امنیت و همکاری اروپا در کوزوو در روز 20 مارس گزارش داد که بیشتر خشونت ها در کوزوو را ارتش آزادیبخش کوزوو (KLA) آغاز می کند:

«پس از ورود من، جنگ به شکلی فراگیر تبدیل به یک درگیری شدید کمینگاهی شد، تجاوز به خطوط بحرانی ارتباطی و آدم ربایی [KLA] باعث افزایش قابل توجه تلفات دولت شد که به نوبه خود منجر به عملیات امنیتی بزرگ ارتش یوگسلاوی شد تا آغاز ماه مارس این عملیات ترور و ضدترور ساکنان روستاهای متعددی را به فرار واداشته که به روستاهای دیگر، شهرها و یا تپه ها آواره شدند تا پناه بگیرند کاملا واضح بود که تحریکات KLAاست که شخصا شاهد آن بودم که در کمین گشت های امنیتی که باعث تلفات مرگبار می شد، نقض آشکار موافقتنامه اکتبر گذشته [و قطعنامه 1199 شورای امنیت سازمان ملل] بود. نیروهای امنیتی واکنش نشان دادند و درنتیجه تهدیدات امنیتی و ضدحمله پس از آن منجر به تشدید تعارضات شد، اما همانطور که من در جاهای دیگر اعلام کرده ام، من نه دیدم و نه هیچ اطلاعی از حوادث به اصطلاح «پاک سازی قومی» نداشتم مطمئنا هیچ رویدادی از «سیاست نسل کشی» نبود، در حالی که من با KVM در کوزوو بودم. آنچه که از زمان خروج ناظران سازمان امنیت و همکاری اروپا از 20 مارس تغییر کرد، تا با اعلام اخرین هشدار یوگسلاوی را وادار کند اسناد رامبوئیه و متعاقب آن پاریس را بپذیرد، شروع بمباران هوایی ناتو در 24 مارس بود و بدیهی است که منجر به نقض گسترده حقوق بشر شده است و یک فاجعه بشری رخ داده است؛ زیرا 600 هزار آلبانیایی تبار کوزوو فرار کرده اند. با این حال، قبل از 20 مارس این اتفاق نیفتاده بود، بنابراین من فاجعه انسانی را طور مستقیم یا غیرمستقیم به بمباران هوایی هوایی ناتو و کارزار ضدترور نسبت می دهم30

nato_2017_sw

وقایع نگاری برنامه ریزی ناتو

آنچه به شکلی دقیق از دید عموم پنهان شده است این است که آمادگی «حملات هوایی» و «نبرد زمینی» تقریبا یک سال قبل از آغاز «بمباران های بشردوستانه» ناتو در 24 مارس 1999 آغاز شده بود.

الویت نخست نیروهای ائتلاف در هدفگیری وسیع اهداف استراتژیک و اقتصادی، تامین امنیت نیروهای رزمی مسلح در مقدونیه در مرز با کوزوو بود. وزیر دفاع ایالات متحده، ویلیام کوهن در اواخر دسامبر سال 1997 برای مذاکره با دولت و ارتش مقدونیه به اسکوپیه سفر کرد. این مذاکرات سطح بالا چند ماه بعد در دیدار وزیر دفاع مقدونیه کیتانوسکی از واشنگتن در جلسات در پنتاگون ادامه پیدا کرد. دستور کار: استقرار پایگاه ناتو در مقدونیه.31

هیچ زمانی از دست نرفت: در 6 مه 1998 شورای ناتو «برای بررسی تلاش های ائتلاف» در منطقه تشکیل جلسه داد؛ یک مانور نظامی مهم تحت عنوان «هماهنگی موثرترین اقدامات» در ماه سپتامبر در مقدونیه برگزار شد. با این وجود، ناتو «به جامعه بین المللی اطمینان داد» که مانور نظامی به معنای «نمایش» نیست، بلکه «مقامات نظامی ناتو را قادر می سازد تا گزینه های مختلف را بیازمایند. تصمیم گیری در مورد اجرای هر یک از این گزینه ها مسئله آینده خواهد بود32

به طور عمده نتیجه تروریسم KLAوضعیت امنیتی در کوزوو را رو به وخامت برد تا جایی که بهانه ای برای ایجاد نیروهای زمینی مقدونیه (عمدتا متشکل از نیروهای انگلیسی و فرانسوی) بدست ناتو فراهم شد. بنا به گفته ناتو، «یک مانور پیچیده تر و جاه طلبانه تر [نظامی] در مقدونیه لازم بود تا سیگنال سیاسی روشنی [به بلگراد] از مشارکت ناتو فرستاده شود33

holbrooke_kla

ریچارد هولبوروک و فاشیست های کوزوو

نقش ارتش آزادی بخش کوزوو

به موازات آغاز عملیات نظامی ناتو در آلبانی و مقدونیه، ناتو ارتباط مستقیمی با ارتش آزادیبخش کوزوو KLA برقرار کرد. وزارت دفاع ایالات متحده در این زمینه تایید می کند که «ارتباطات اولیه» بین KLA و ناتو تا اواسط 1998 برقرار شده بود:

«آزادی زمانی حاصل می شود که ما [ناتو] KLA را درگیر این روند کنیم، زیرا آن ها حداقل پتانسیل هایی نشان داده اند که هر گونه معامله ای با احزاب موجود در کوزوو را رد کرده اند. بنابراین به نوعی آنها باید وارد بازی شوند و به همین دلیل ما چند تماس اولیه را با این گروه برقرار کردیم، تا آن ها را در این روند مذاکره درگیر کنیم34

در حالی که این «تماس های اولیه» توسط مقامات رسمی ناتو در اواسط سال 1998رسما اعلام شد، KLA (براساس گزارش های مختلف) از اواسط دهه 1990 تحت «حمایت مخفی» و آموزش از سوی سازمان سیا واطلاعات آلمان BND قرار داشته است .35

همزمانی ایجاد نیروهای KLA بخشی از برنامه ریزی ناتو بود. به رغم ارتباط KLA با جنایات سازمان یافته تا اواسط سال 1998 «حمایت مخفی» به تدریج با حمایت رسمی «آشکار» ائتلاف نظامی جایگزین شد که نقض قطعنامه 31 مارس 1998 شورای امنیت سازمان ملل متحد UNSCR1160بود: «… تمام اقدامات تروریستی ارتش آزادیبخش کوزوو یا هر گروه یا فرد دیگر و تمامی حمایت های خارجی برای فعالیت های تروریستی در کوزوو از جمله مالی، تسلیحاتی و آموزشی» محکوم است.

در 24 سپتامبر 1998 یکی دیگر از قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد (UNSCR 1199) به تصویب رسید که «از مقامات بلگراد و رهبری جامعه آلبانیایی تبارهای کوزوو می خواهد فورا بدون پیش شرط وارد گفتگوی معنی دار در مورد مسائل مربوط به وضعیت سیاسی شوندهمچنین لازم دیده می شود بلگراد نیروهای خود را از کوزوو خارج کند.

به دنبال موج تازه ای از اقدامات تروریستی KLAمقامات یوگسلاوی به «سرکوب آلبانیایی تبارها» متهم شدند که برای وزرای دفاع ناتو در ویلمورا پرتغال (24 سپتامبر در همان روز تصویب قطعنامه 1199 شورای امنیت سازمان ملل متحد) «توجیه» لازم را فراهم کرد تا «هشدار فعال سازی» کمپین حملات هوایی علیه مواضع صرب ها را اعلام کند. بیانیه ویلمورا از بلگراد خواست تا دست به« اقداماتی فوری برای بهبود وضعیت انسانی بزنداقدامات سرکوبگرانه علیه مردم را متوقف کند و از طریق مذاکرات با اکثریت آلبانیایی تبار به یک راه حل سیاسی دست یابد36

اواسط اکتبر این به اصطلاح «هشدار فعال سازی» با «فرمان فعال سازی» شورای آتلانتیک شمالی به فرمانده کل ناتو اروپا، ژنرال ولسی کلارک همراه شد که اجازه داد تا «حملات هوایی محدود» و «حملات هوایی مرحله بندی شده» آغاز شود درصورتی که مقامات یوگسلاوی حاضر به رعایت قطعنامه 1199 نشوند. 37

با تهدید آغاز قریب الوقوع حملات هوایی، بلگراد (پس از تصویب قطعنامه 1199 شورای امنیت سازمان ملل متحد) اقدام به عقب نشینی کرد و تقریبا بلافاصله شرایطی برای KLA برای اشغال مواضعی که در دست نیروهای صرب بود فراهم آمد. در مقابل، تقویت KLA با فعالیت های تروریستی دیگر و در نتیجه بدتر شدن وضعیت امنیتی همراه شد. هدف پنهانی ناتو در این راستا، استفاده از شورش های KLA برای تشدید تنش های قومی و تعارضات اجتماعی در کوزوو بود.

در عین حال، ریچارد هالبروک، نماینده ایالات متحده، با رییس جمهور میلوشویچ وارد مذاکره شد. در بحبوحه تهدید حملات هوایی ناتو، مذاکرات در مورد وضعیت سیاسی کوزوو نیز در پاریسینا بین یک هیئت صربستان به رهبری میلان میلوتینیویچ و ابراهیم روگووا رئیس جمهور لیگ دموکراتیک (DLK) منتخب آلبانی تبارها آغاز شده بود. در حالی که کریستوفر هیل، فرستادۀ ایالات متحده به عنوان ناظر این جلسات دعوت شده بود، میلوتینویچ اصرار داشت که مذاکرات (بدنبال قطعنامه 1199 شورای امنیت سازمان ملل) موضوع داخلی بود.

به دنبال توافق میان ریچارد هولبروک، فرستادۀ ایالات متحده و رئیس جمهور اسلوبودان میلوشویچ، یوگوسلاوی تا 2 نوامبر سال 1998 مذاکرات را برای تکمیل «چارچوب برای توافق سیاسی» به پایان رساند. علاوه بر این، یک مأموریت راستی آزمایی برای اجرای قطعنامه های 1199 و1160 شورای امنیت، در کوزوو تحت حمایت سازمان امنیت و همکاری اروپا (OSCE) پیاده شد. ماموریت راستی آزمایی پایبندی هوایی (تکمیل کننده مأموریت راستی ازمایی سازمان امنیت و همکاری اروپا) بر اساس توافقنامه ای که در 15 اکتبر سال 1998 توسط فرمانده ارتش یوگسلاوی و ژنرال وسلی کلارک فرمانده کل ناتو در اروپا در بلگراد به امضا رسید، اجرائی شد.

شرایط راستی آزمایی توافق نامه های ناتو و OSCE پس از آن در قطعنامه 1260 شورای امنیت سازمان ملل متحد در 24 اکتبر گنجانده شد. در حالی که به بلگراد به مدت 96 ساعت ضرب الاجل پذیرش قطعنامه داده شد، ائتلاف آغاز حملات هوایی را تا بعد از مذاکرات (25 تا 26 اکتبر) بین رئیس جمهور اسلوبودان میلوشویچ و ژنرال وسلی کلارک به تعویق انداخت. طبق بیانیه ائتلاف: «ناتو آماده است تا حملات هوایی را اغاز کند، اگر لازم باشد38 در عین حال، ناتو عملیات چشم عقاب را با استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین و جنگنده های بدون سرنشین (UAVs) آغاز کرد. فعالیت های نظارتی چشم عقاب با ماموریت «راستی ازمایی زمینی» توسط تیم های ناظر سازمان امنیت و همکاری اروپا و ناظر دیپلماتیک کوزوو (KDOM) انجام گرفت.

یک مقام سابق ایران کنترا مسئول راستی آزمایی سازمان امنیت و همکاری اروپا شد

در این اثنا، یک دیپلمات حرفه ای ایالات متحده، سفیر ویلیام واکر به هدایت ماموریت راستی آزمایی سازمان امنیت و همکاری اروپا در کوزوو منصوب (KVM)شد. یک ماموریت سفارشی: واکر به خاطر نقش اش در رسوایی «ایران کنترا» در زمان ریاست جمهوری ریگان چهره ای شناخته شده بود. شورش های KLA در بسیاری از موارد «کپی برابر اصل» کنتراهای نیکاراگوئه بود که از طریق پول قاچاق مواد با حمایت های مخفی سازمان سیا تامین مالی می شد.

براساس مستندات دادگاه ویلیام واکربا همکاری الیور نورثنقش مهمی را در هدایت کمک های مخفی به کنتراهای نیکاراگوئه ایفا می کرد، در حالی که به عنوان معاون وزیر امور خارجه امور آمریکا در دولت ریگان فعالیت می کرد. در این دوره، او دستیار ویژه معاون وزیر امور خارجه الیوت آبرامز شد «شخصی که نامش کمی بعد در روزنامه ها در ارتباط با امور ایرانکنترا سرخط خبرها شد39

ویلیام واکر در به اصطلاح اداره امور بشردوستانه نیکاراگوئه (NHAO) در وزارت امور خارجه مشغول فعالیت بود که صندوقی پنهانی بود که کمک های پنهانی نظامی به کنتراها ارسال می کرد. هدف دورزدن «اصلاحیه بولند» بود، اصلاحیه ای مصوب وزارت دفاع که دولت ایالات متحده را از صرف هزینه برای سرنگونی دولت نیکاراگوئه منع می کرد.40 پرونده های دادگاه تجدید نظر ایالات متحده (ناحیه کلمبیا) تصریح می کند «واکر در چند ملاقات «گروه ماموریت محدود برای آمریکای مرکزی» که یکی از اعضای آن الیور نورث بوده شرکت داشته است41

واکر هرگز برای اتهامات در رسوایی ایرانکنترا محکوم نشد. پس از تکمیل کار خود با الیورنورث، به سِمت سفیر ایالات متحده در السالوادور منصوب شد. دوره او در السالوادور همزمان بود با ظهور جوخه های مرگ و دوره ای که طی آن کشور عملا در چنگ تروریسم دولتی تحت حمایت ایالات متحده گرفتار آمده بود.42

ویلیام واکر در کوزوو از مهارت های خود در عملیات های مخفی آمریكای مرکزی استفاده كرد. واکر به عنوان مسئول ماموریت راستی ازمایی کوزوو (KVM) ارتباط نزدیک با فرماندهی نظامی KLA در منطقه داشت.43 از همان آغاز ماموریت اش در کوزوو از موقعیت خود برای پیگیری منافع ائتلاف استفاده کرد.

قتل عام «راتشاک»

به اصطلاح «قتل عام راتشاک» به مدت کوتاهی قبل از آغاز «طرح صلح» رامبوئیه اتفاق افتاد. باوجودی که غیر واقعی از آب در امد، اما نقش کلیدی در «صحنه پردازی» حملات هوایی ناتو ایفا کرد. ویلیام واکر (به عنوان رئیس (KVM) اعلام کرد که پلیس یوگسلاوی در روز 15 ژانویه دست به قتل عام غیرنظامیان در راتشاک زده است. مقامات یوگسلاوی اظهار داشتند که پلیس محلی در واقع در این روستا عملیات نظامی علیه ارتش آزادیبخش کوزوو انجام داده و تعدادی از سربازان KLA در تیراندازی کشته شده اند. همانطور که بعدها توسط چندین روزنامه فرانسوی (لوموند، فیگارو و لیبراسیون) تأیید شد که «کشتار راتشاک» در واقع ساخته شد تا بلگراد را بی اعتبار کند:

«در نهایت، حتی لس آنجلس تایمز نیز با مطلبی تحت عنوان «پرسش های قتل عام راتشاک: ایا خشونت ها ساختگی بود؟» وارد شد. تئوری پشت همه این افشاگری ها این بود که KLA کشته های خود را جمع کرد، لباس نظامی آن ها را عوض کرد و لباس غیرنظامی پوشاند، و سپس ناظران فراخوانده شدند44

فرایند رامبوئیه

در 22 ژانویه، مقامات ارشد «گروه تماس» از شش کشور (از جمله ایالات متحده، روسیه، بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایتالیا) در لندن دیدار کردند، آن ها خواستار کنفرانس صلحی شدند تا دولت یوگسلاوی و « نمایندگان آلبانیایی تبارها» را گرد هم اورد. اما ناتو هشدار داد که اگر برنامه صلح «گروه تماس» پذیرفته نشود، آماده حمله است. کوفی عنان، دبیر کل سازمان ملل متحد در دیدار با ستاد ناتو در بروکسل، اظهار داشت که تهدید به زور ضروری است تا هر دو طرف را به یک توافق برسند.45

در عین حال، در حالی که ائتلاف از درگیری های KLA روی زمین حمایت می کرد، همچنین رهبر ان، هاشم تاچی(جنگجوی آزادیخواه 29 ساله) را در به رهبری رسیدن هیئت نمایندگی کوزوو در رامبوئیه، از طرف اکثریت آلبانیایی تبارها یاری کرد. لیگ دموکراتیک تحت رهبری ابراهیم روگووا عمدا کنار گذاشته شد. ائتلاف با تکیه بر دست نشانده خود KLA (مرتبط با جرایم سازمان یافته) به دنبال امضای توافقی بود که بتواند کوزوو را به عنوان قلمرو تخت اشغال حکومت نظامی ناتو در آورد.

در حالی که مذاکرات در رامبوئیه ادامه داشت، ناتو تصمیم به افزایش آمادگی نیروهای خود گرفت «تا بتوانند ظرف 48 ساعت این عملیات را عملی کند46 به عبارت دیگر، «مذاکرات صلح» در رامبوئیه (برخلاف کنوانسیون وین) زیر تهدید حملات هوایی قریب الوقوع آغاز شد. ناتو سه هفته به طرفین در رامبوئیه وقت داد تا مذاکرات را به نتیجه برسانند.

در روز 19 فوریه، یک روز قبل از ضرب الاجل، خاویر سولانا، دبیر کل ناتو، مجددا تأیید کرد که «اگر در آخرین مهلت تعیین شده گروه تماس توافقی حاصل نشود ناتو آماده است تا اقدامات لازم را برای جلوگیری از فاجعه انسانی اتخاذ کند47 در 22 مارس 1999شورای آتلانتیک شمالی ناتو به دبیر کل این اختیار را داد که در صورت لزوم با مشاوره های بیشتر در مورد طیف گسترده تر عملیات هوایی تصمیم گیری کند48

و در 23 مارس 1999، دبیر کل ناتو، آغاز عملیات هوایی در جمهوری فدرال یوگسلاوی را به فرماندهی نیروهای ائتلاف در اروپا ولسی کلارک سپرد. عملیات هوایی در تاریخ 24 مارس 1999 تحت نام مستعار «عملیات نیروهای ائتلاف» آغاز شد. 49

اعزام نیروی زمینی زیر نظر « برنامه صلح» G8

از زمان آغاز حملات هوایی بی رحمانه در 24 مارس، ائتلاف با هدف تهاجم نظامی قریب الوقوع به استقرار نیروهای رزمی زمینی خود را در مرز مقدونیه ادامه داده است. در ابتدا ناتو 50 هزار سرباز برای اشغال کوزوو براورد کرده بود که بتوان آن را به 60 هزار نفر افزایش داد و سهم بیشتر متعلق به ایالات متحده بود با 4 هزار نیرو که در ابتدای طرح رامبوئیه پیش بینی شده بود.

به عبارت دیگر، نیروی تهاجمی پیشنهادی باید بیش از دو برابر پیش بینی رامبوئیه (28000 سرباز) باشد و همچنین تمام بندهای اصلی توافق اولیه رامبوئیه بر «حرکت آزاد» واحدهای رزمی ناتو در سراسر یوگسلاوی تاکید می کند.

در عین حال، استقرار نیروهای نظامی ناتو دیپلماسی بین المللی را تحمیل کرد. ائتلاف در ماه می اشاره کرد که پیش از رسیدن به «توافق صلح» که G8 با آن توافق داشت و به تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد رسیده است، می توان حمله زمینی را آغاز کرد.

علاوه بر 16هزار نیروی زمینی که پیش از آغاز بمباران ها در مقدونیه مستقر بودند (که تقریبا نیمی از آن ها انگلیسی بودند) حدود70 هزار سرباز ناتو و «نیروهای ویژه» نیز در آلبانی حضور داشتند، به جز نیروهای ناتو مستقر در بوسنی هرزگوین تحت عملیات مشترک:

رابین کوک، وزیر خارجه انگلیس، گفت: «ما قبلا در مقدونیه نیروهای زیادی را به عنوان هسته این عملیات مستقر کرده ایم. بیش از 12 هزار نیرو آنجا حضور دارد و آخر هفته گذشته [14-15 می] متعهد شدیم دو هزار پانصد نیروی دیگر به انجا بفرستیم. ما باید بسازیم در حقیقت ما باید اکنون بسازیم…»50

در اواخر ماه می تعداد سربازان از60 هزار سرباز به 150هزار نفر رسید. مقامات ائتلاف برآورد کردند که «اگر ائتلاف بعدا تصمیم به بسیج نیرو برای درگیری زمینی بگیردنیروی مهاجم می تواند بیش از 150هزار سرباز داشته باشد51 تونی بلر نخست وزیر بریتانیا در بیانیه ای جداگانه (بدون بحث در پارلمان) حضور 50هزار نیروی بریتانیایی را به عنوان بخشی از 150هزار نیروی مهاجم تایید کرد.

در اوایل ماه ژوئن، حمله ناتو در قالب طرح صلح جعلی G8-UNپیش کشیده شد. در حالی که به انحراف افکار عمومی کمک کرد و به ائتلاف تحت منشور سازمان ملل متحد مشروعیت داد. این امر همچنین برای غلبه بر تردید سیاستمدارانی چون صدراعظم آلمان، گرهارد شرودر و نخست وزیر ایتالیا، ماسیمو دلیما موثر افتاد. دولت ایالات متحده همچنین نیاز به «مهر و موم» شورای امنیت داشت تا موافقت کنگره با اکثریت جمهوریخواهان را جلب کند:

«مجلس و سنا بر این باورند که در حال حاضر برای حمایت از نیروهای زمینی پشتیبانی کمی وجود دارد حتی اگر کلینتون و دیگر رهبران ناتو بتوانند به تغییرات چشمگیر تاکتیکی دست یابند. در حال حاضر، کلینتون گفته است که او مخالف استفاده از نیروهای زمینی است52

مجلس نمایندگان (در آنچه که به نظر می رسید رای «ضد کلینتون» دو حزب است) حتی از حمایت از حمله هوایی سرباز زد که نشان از امتناع از تصویب «جنگ زمینی» بدون تصویب کنگره داشت. در اوایل ماه آوریل، جمهوری خواهان و دموکرات ها دست در دست هم اعلامیه «جنگ علیه یوگسلاوی» را با اکثریت چشمگیر ارا 427-2 تصویب کرد.

در اواخر ماه می، هفده تن از اعضای کنگره دادخواستی را علیه پرزیدنت کلینتون ارائه دادند که به نقض آشکار قانون اساسی ایالات متحده اشاره داشت:

«این که متهم، رئیس جمهور ایالات متحده، به طور غیر قانونی به عملیات نظامی تهاجمی نیروهای مسلح ایالات متحده علیه جمهوری فدرال یوگسلاوی بدون وجود اعلامیه جنگ و یا دیگر مجوزهای قانونی صریح از سوی کنگره ادامه داده است که طبق ماده ی 1، بند 8 ماده 11 قانون اساسی به مجوز نیاز است و بدون (تصویب کنگره) چنین اقداماتی (حمله) قانونی نیست53

دادگاه قانون اساسی در دادگاه منطقه ای (ناحیه کلمبیا) همچنین به نقض قطعنامه جنگ سال 1973، قانون جنگی ویتنام اشاره کرد که «تصویب کنگره» برای ورود به مناقشه برای بیش از 60 روز را الزام آور می داند.

شاکیان همچنین خواستار صدور اعلامیه ای هستند که به موجب بند1543(a)(1) قطعنامه جنگ قدرت ها، گزارشی باید در تاریخ 26 مارس 1999، ظرف 48 ساعت پس از ورود به مناقشه در جمهوری فدرال یوگسلاوی نیروهای مسلح ایالات متحده ارائه شود. علاوه بر این، شاکیان اعلام می کنند که طبق بخش 1544(b) قطعنامه، رئیس جمهور باید استفاده از نیروهای مسلح درگیر در جنگ علیه جمهوری فدرال یوگسلاوی را نهایتا شصت روز پس از 26 مارس 1999 پایان دهد. رئیس جمهور باید به این اقدام مبادرت ورزد مگر اینکه کنگره اعلان جنگ کند یا مجوز صریح دیگری را تصویب کند یا دوره شصت روزه را تمدید کند یا رئیس جمهور تعیین کند که 30 روز دیگر لازم است که نیروهای مسلح ایالات متحده را از جنگ بیرون بکشد.54

ناتو به عنوان «صلحبانان»

در حال حاضر حملات تبلیغاتی ناتو، فریب رسانه ای است که ماهرانه نیروی زمینی ائتلاف را به عنوان «صلحبانان» با حسن نیت معرفی می کند. افکار عمومی نباید فریب راه حل دیپلماتیک دلالان G8-UN را بخورد.

«حضور بین المللی» که عمدتا منظور نیروهای ناتو تحت نظرG8 است (که پارلمان صربستان در اوایل ماه ژوئن تصویب کرده است) می تواند مشارکت صوری «نیروهای غیر ناتو» از جمله روسیه و اوکراین را نیز در بر بگیرد. در حالی که مسکو در اوایل ماه ژوئن موافقت کرد که تمام نیروهای یوگسلاوی در کنار خلع سلاح KLA از کوزوو خارج شوند، نماینده روسیه ویکتور چرنومیردین، اصرار داشت که ساختار فرماندهی نیروی بین المللی پیشنهاد شده تحت کنترل و صلاحدید سازمان ملل متحد باشد.

بوریس یلتسین، رئیس جمهور روسیه (با وجود محکومیت ناقص خود در مورد بمباران ناتو) دست نشانده غرب است. نوشته چرنومیردین در واشنگتن پست پیشتر هشدار داده بود که ادامه حملات هوایی می تواند به روابط ایالات متحده و روسیه صدمه بزند: «جهان هرگز در این دهه تا این حد در در آستانه جنگ هسته ای نبوده است …» و می افزاید « اگر بمباران ناتو که از 24 مارس آغاز شده به زودی متوقف نشود روسیه از مذاکرات خارج خواهد شد55

در عین حال، ائتلاف هنوز بر حفظ ساختار فرماندهی مشترک ناتو (که برای مسکو و بلگراد غیرقابل قبول بود) اصرار دارد. ناتو همچنین بمباران را به عنوان وسیله ای برای تحت فشار قرار دادن بلگراد برای پذیرش (بدون مذاکره پیشین) «پنج شرایط» ناتو افزایش داده است.

اگر پیشنهاد G8 تصویب شود ناتو نخست نیروی دریایی ایالات متحده را با 26 واحد دریایی به دریای آدریاتیک ارسال می کند. تفنگداران دریایی که قبل از حرکت نیروی 50،000 نیروی دریایی بودند، بخشی از «نیروی تدارکات» خواهند بود.

«پیشنهاد صلح G8» (که به معنای اشغال نظامی کوزوو است) رسما در اواسط ماه ژوئن در اجلاس سران G7-G8 تایید شد. تمام سران G7 و رؤسای دولت همراه با رئیس جمهور بوریس یلتسین در کلن حضور خواهند داشت و امیدوارند که نمایش بزرگی از اتحاد در حمایت از تهاجم ناتو را نشان دهند. با این وجود ناتو در اوایل ماه ژوئن هشدار داد که اگر اقدامات دیپلماتیک عملی نشود، ائتلاف حمله زمینی را با 150 هزار سرباز آغاز خواهد کرد.

ارسال «نیروهای ویژه»

در همین حال، نبرد زمینی اعلام نشده پیشاپیش آغاز شده است: نیروهای ویژه انگلیسی، فرانسوی و آمریکایی گزارش داده اند که به KLA در انجام عملیات رزمی علیه واحدهای منظم ارتش یوگسلاوی مشاوره می دهند. برای حمایت از این اقدامات، جمهوریخواهان در کنگره لایحه ای را برای تامین کمک مستقیم نظامی به KLA به جریان انداخته است.

«نیروهای ویژه» به شورشیان که در قلعه های خود در شمال آلبانی، جائیکه KLA عملیات استخدام و تعلیم و تربیت نیرو را آغاز کرده است، مشاوره می دهد. به گفته مقامات ارشد KLA، نیروهای ویژه بریتانیا از دو اردوگاه در نزدیکی تیرانا، پایتخت آلبانی و دیگری در مرز كوزوو استفاده می کنند تا افسران KLA را در انجام عملیات اطلاعاتی از مواضع صربستان آموزش دهد.56 به گزارش روزنامه یوگسلاو «نوستی» در ماه می، سه تن از فرماندهان ویژه نیروهای فرانسوی با لباس نظامیان فرانسوی در مرز آلبانییوگسلاوی کشته شدند. طبق گفته روزنامه لیبراسیون، سه مرد ادعا شده «مربیانِ مسئول هماهنگی اقدامات زمینی KLA بودند57

اتحاد مصلحتی نامقدس

علاوه بر اعزام نیروهای ویژه غربی، مزدوران مجاهدین و دیگر گروه های بنیادگرای اسلامی (از جمله آنها که توسط ایران و سرمایه دار سعودی اسامه بن لادن تأمین مالی شده اند) در نبردهای زمینی با KLA همکاری داشته اند.

در اوایل ماه دسامبر سال 1997 اطلاعات ایران نخستین محموله نارنجک های دستی، اسلحه، تفنگ، وسایل نقلیه و ابزار ارتباطات را تحویل داد علاوه بر این، ایرانی ها فرماندهان وفادار آلبانیایی و KLA را برای آموزش نظامی پیشرفته به قرارگاه نیروهای ویژه قدس سپاه در ایران فرستادند58

گفته می شود که القاعده بن لادن مسئول بمب گذاری های سفارت آفریقای در سال گذشته «یکی از چندین گروه بنیادگرایی بود که واحدهای را برای جنگ در کوزوو فرستاده است اعتقاد بر این است که بن لادن مسئول عملیاتی در آلبانی در سال 1994 استمنابع آلبانیایی گفتندسالی بریشا که بعدها به ریاست جمهوری رسید با برخی گروه ها ارتباط داشت که بعدا ثابت شد از بنیادگرایان افراطی هستند».59

ناتو در ارتباط نزدیک با عملیات زمینی KLA

بر اساس گزارش هفته نامه Jane Defense( 10 می 1999 ) فرمانده جدید ستاد KLA، سرباز سابق کروات، سرتیپ آدم چوکو (آلبانیایی تبار) است که در حال حاضر پرونده او در دادگاه جنایات جنگی در لاهه به خاطر نقش او در «اعدام های بدون محاکمه، بمباران غیرنظامیان و پاکسازی قومی» در طول جنگ بوسنی باز است.60

پاسخ جیمی شیا، سخنگوی ناتو در انتصاب یک جنایتکار جنگی به عنوان رئیس ستاد KLA در نشستی مطبوعاتی چنین گزارش شد:

«من همیشه این را روشن کرده ام و شما نیز از من شنیده اید که ناتو ارتباطات مستقیم با KLA ندارد. چه کسی را آن ها به عنوان رهبران خود تعیین می کند، اینها کاملا امور داخلی خودشان است. من هیچ نظری درباره آن ندارم61

بیانیه شیا که ناتو «هیچ ارتباط مستقیم با KLA ندارد» دروغ است. این ادعا در تضاد آشکار با سایر اظهارات ائتلاف است: رابین کوک، وزیر خارجه انگلیس اذعان می کند: «من به طور منظم به هاشم تاچی، رهبر ارتش آزادیبخش کوزوو که در کوزوو است، صحبت می کنم. آخر هفته گذشته با او صحبت کردم62

عملیات زمینی (به رهبری KLA و نیروهای ویژه ناتو) در حال حاضر با حملات هوایی هماهنگ است. علاوه بر این، حدود 50 نیروی نظامی کانادایی «با KLA در کوزوو کار می کنند» تا «جایی که بمب ها سقوط می کنند» را بهتر تشخیص دهند، تا بتوانند «بمب های بعدی را بهتر هدایت کنند63

مزدوران تحت الحمایه پنتاگون در کوزوو

KLA همچنین با آموزش درازمدت از سوی Military and Professional Resources International یک شرکت دلال که افسران سابق ارتش آمریکا آن را اداره می کنند و با توافق نیمه رسمی پنتاگون کار می کند، نقش مهمی را در شکلگیری نیروی مسلح کروواسی (در جریان جنگ بوسنی) بازی کرد.64 به رغم نقش ژنرال اگیم سکو در «پاکسازی قومی» از طرف KLA در حال حاضر با همکاری MPRIبا دلالان پنتاگون همکاری می کند.

KLA «دولت پسا مناقشه» را تشکیل داد

دولت خودخوانده موقت KLAدر کوزوو اعلام موجودیت کرده است. رهبر آن هاشم تاچی به مقام نخست وزیری رسیده است KLA از مدت ها پیش به تشکیل «دولت پسامناقشه» متعهد شده بود.

ناتو در حالی که آشکارا «جنبش آزادیخواهی» را با ارتباطاطی با تجارت مواد مخدر تقویت می کند درصدد است لیگ دموکراتیک غیرنظامی کوزوو و ابراهیم روگووا، رهبر آن را که خواستار پایان دادن به بمباران ها بودند، را دور بزند.KLA به روگوا برچسب خائن زده است. طبق گزارش تلویزیونی دولتی آلبانی،KLA روگوا را به جرم این که «عامل رژیم بلگراد» است به مرگ محکوم کرده است.65

در ماه آوریل، فهمی آگانی، یکی از نزدیکترین همکاران روگوا در لیگ دموکراتیک کشته شد. جیمی شیا، سخنگوی ناتو، صرب ها را برای قتل آگانی سرزنش کرد. بر اساس گزارش اسکوپی، مکدونیا داناس با نقل قولی از منابع قابل اطمینان در آلبانی اشاره می کند که: «آگانی کشته شد به دستور تیرانا جائیکه تاچی با اعضای دولت غیرقانونی اش در آن مستقر است66

براساس گزارشی از موسسه Foreign Policy

« KLA هیچ شرمی از کشتن همکار روگوا ندارد. اخیرا، اگرچه دیدار اخیر روگوا با میلوشویچ تحت فشار انجام شده اما KLA روگوا را «خائن» نامیده است و گامی دیگر در جهت از بین بردن هرنوع رقابت سیاسی در کوزوو برداشته است. 67

رژیم نظامی KLA جای دولت موقت منتخب (البانیایی تبارها) به ریاست ابراهیم روگوا را گرفته است. در بیانیه ای که در ماه آوریل منتشر شد، KLA انتخابات پارلمانی که لیگ دموکرات ها در ماه مارس 1998 برگزار کرد را نامعتبر خواند.

دولت خود خوانده کوزوو که از KLA و جنبش اتحادیه دموکرات (LBD)تشکیل شده ائتلافی از پنج حزب مخالفِ حزب دموکراتیک روگووا (LDK) است. علاوه بر موقعیت نخست وزیر، KLA وزارتخانه های امور مالی، نظم عمومی و دفاع را کنترل می کند. به گفته جیمز فولی سخنگوی وزارت امور خارجه ایالات متحده:

«ما می خواهیم رابطه خوبی با آن ها [KLA] برقرار کنیم زیرا آن ها خود را رفته رفته به یک سازمان سیاسی تبدیل می کنند»… «ما معتقدیم که توصیه ها و کمک های زیادی داریم که می توانیم ارائه دهیم اگر آنها دقیقا از همان نوع بازیگران سیاسی باشند که ما می خواهیم ببینیم68

با تمایل به ایجاد یک «دولت مافیایی» که پیوندهایی با تجارت مواد مخدر دارد، KLA آمادگی لازم را داشت تا نقش مهمی در شکل گیری دولت «پسامناقشه» ایفا کند. موضع وزارت امور خارجه ایالات متحده این است که « KLA اجازه نخواهد داشت به عنوان یک نیروی نظامی به حیات خود ادامه دهد، اما فرصتی برای ادامه تلاش برای حکومت خودمختار خود در «زمینه های مختلف» خواهد داشت که به معنی ایحاد یک نارکودموکراسی «واقعی» (دموکراسی موادمخدر) تحت حفاظت ناتو است: «اگر بتوانیم به آنها کمک کنیم و آن ها از ما در این گذار کمک بخواهند فکر می کنم این چیزی نیست که کسی مسئله ای با آن داشته باشد69

با این حال، در تحولات اخیر، ائتلاف، از طریق میانجیگری مادلین آلبرایت، وزیر امور خارجه ایالات متحده، از طریق آشتی میان بین تاچی، روگووا و دیگر رهبران البانیایی تبار «اساسا به دنبال تقویت موضع خود (نیروی ائتلاف) در این منطقه است70

تحمیل اصلاحات «بازار آزاد»

تحلیلگران وال استریت تصریح می کنند که «جنگ برای کسب و کار مفید است» به خصوص در دوره «رکود اقتصادی». کنگره ایالات متحده تخصیص بودجه بیشتر برای تامین مالی جنگ در یوگسلاوی را تصویب کرده است که به قراردادهای میلیارد دلاری برای صنعت دفاع آمریکا منجر خواهد شد. در عوض، جنگ، صنایع نظامیصنعتی و بخش های فن آوری مرتبط آن را در ایالات متحده و اروپای غربی تقویت خواهد کرد. جنگ زمینی همراه با اشغال نظامی طولانی مدت (مانند بوسنی) هزینه های نظامی را افزایش می دهد. در عوض، حمایت مالی و حمایت مخفی از «مبارزان آزادی» (که از بالکان به آسیای مرکزی و خاورمیانه گسترش یافته اند) به تقویت قاچاق سودآور سلاح های کوچک برای گسترش بازار گروه های شورشی ملی گرا کمک خواهد کرد.

 «بازسازی اقتصادی»

دستور کار «پسا مناقشه» تحت برنامه پیشنهادی اقدام صلح G8 بر ایجاد یک منطقه اشغالی در کوزوو تحت حاکمیت غرب دلالت دارد. (به طور کلی بر اساس همان مدل قرارداد دیتون 1995 در بوسنی و هرزگوین)

«اصلاحات بازار آزاد» در کوزوو تحت نظارت موسسات برتون وودز قرار دارد. ماده 1 (فصل4a) توافقنامه رامبوئیه این را تصریح می کند: «اقتصاد کوزوو باید مطابق با اصول بازار آزاد عمل کند

دولت غیرنظامی [در کوزوو] و بازسازی را نهادهای غیرنظامی از جمله اتحادیه اروپا و سازمان امنیت و همکاری اروپا، با کمک بانک جهانی و صندوق بین المللی پول برای بازسازی زیرساخت های آسیب دیده از جنگ و اسکان پناهجویان برعهده خواهند داشت.71

موسسات برتون وودز در همکاری نزدیک با ناتو، از پیش پیامدهای مداخله نظامی که منجر به اشغال نظامی کوزوو شود را بررسی کرده اند، تقریبا یک سال پیش از آغاز جنگ، بانک جهانی «شبیه سازی» را انجام داد که «امکان یک سناریوی اضطراری ناشی از وقوع تنش در کوزوو را پیش بینی کرده بود72 «شبیه سازی» در واشنگتن انجام شد در واقع به «وام های اضطراری بازسازی» برای مقدونیه و آلبانی ترجمه شد و بیش از این ها در راه استاز زمان اعمال تحریم ها، یوگسلاوی دیگر عضو برتون وودز نیست و واجد شرایط دریافت وام از صندوق بین المللی پول نیست تا زمانیکه تحریم ها لغو شود.

«طرح مارشالِ» پیشنهادی برای بالکان یک توهم است. به یاد آوریم که هزینه های بازسازی بوسنی 50 میلیارد دلار بود. وام دهندگان غربی در ابتدا وام های بازسازی 3 میلیارد دلاری را متعهد شدند، اما در دسامبر سال 1995 تنها 518 میلیون دلار کم ارزش به آنها داده شد که بخشی از آن (تحت شرایط موافقتنامه های صلح دیتون) برای تأمین مالی هزینه های غیرنظامی محلی نیروی اجرایی (IFOR) و نیز بازپرداخت عقب افتادگی بدهی طلبکاران بین المللی پرداخت شد. 73

سرانجام «بازسازی» یوگسلاوی که در قالب اصلاحات «بازار آزاد» که از طریق بدهی های بین المللی تامین می شود، فرموله شده است، عمدتا برای ایجاد یک پناهگاه امن برای سرمایه گذاران خارجی است تا بازسازی زیرساخت های اقتصادی و اجتماعی کشور. «داروی اقتصاد» مرگبار صندوق بین المللی پول تحمیل خواهد شد، اقتصاد ملی تخریب خواهد شد، بانک های اروپایی و آمریکایی موسسات مالی را در اختیار می گیرند، شرکت های صنعتی محلی که کاملا نابود نشده اند ورشکسته می شوند. سودآورترین دارایی های دولتی تحت برنامه خصوصی سازی بانک جهانی به سرمایه داران خارجی منتقل خواهد شد. در عوض «داروی قوی اقتصادی» که طلبکاران خارجی ان را تحمیل می کنند، به افزایش بیشتر اقتصاد جنایی (که پیشتر در آلبانی و مقدونیه تجربه شده است) کمک می کند که بر فقر و هرج و مرج اقتصادی دامن می زند.

«ائتلاف با بقیه جامعه بین المللی برای کمک به بازسازی کوزوو پس از پایان بحران کار خواهند کرد: صندوق بین المللی پول و گروه هفت کشور صنعتی، از جمله کسانی هستند که آماده ارائه کمک مالی به کشورهای منطقه هستند. ما می خواهیم هماهنگی مناسب کمک ها را تضمین کنیم و به کشورها کمک کنیم تا به تاثیرات بحران پاسخ دهند. این باید با اصلاحات ساختاری لازم در کشورهای آسیب دیده همراه باشد با کمک مالی از سوی جامعه جهانی74

در عوض، به اصطلاح «بازسازی» بالکان با سرمایه خارجی به معنی قراردادهای چند میلیاردی برای شرکت های چند ملیتی است برای بازسازی جاده ها، فرودگاه ها و پل ها (هنگامی که تحریم لغو می شود) که در نهایت ضروری است تا «حرکت آزاد » سرمایه و کالاها را تسهیل کند.

طرح پیشنهادی «مارشال» که توسط بانک جهانی و بانک توسعه اروپا (EBRD) و همچنین بستانکاران خصوصی تامین می شود، به طور عمده به شرکت های نفتی، معادن و ساختمانی غربی کمک خواهد کرد و در عین حال، بدهی های خارجی منطقه را به هزاره سوم می کشاند. و کشورهای بالکان برای بازپرداخت این بدهی با پولشویی پول کثیف در سیستم بانکی داخلی خود دست می زنند که تحت نظارت موسسات مالی غرب مقررات زدایی خواهد شد. دلارهای حاصل از تجارت مواد مخدر چند میلیارد دلاری بالکان، از طریق سیستم بانکی بازیافت می شود و برای بازپرداخت بدهی خارجی و «تامین مالی» هزینه های «بازسازی» هدایت می شود.

الگوی کوزوو در این مورد مشابه با مقدونیه و آلبانی است. از اوایل دهه 1990، اصلاحات صندوق بین المللی پول، مردم آلبانی را فقر کشانده و اقتصاد ملی را به ورطه ورشکستگی کشانده است. درمان اقتصادی مرگبار صندوق بین المللی پول، کشورها را به سرزمین های باز تبدیل می کند. در آلبانی و مقدونیه رشد تجارت غیرقانونی و جرایم مالی نهادهای دولتی افزایش پیدا کرده است.

علاوه بر این، حتی قبل از موج پناهجویان، نیروهای ناتو از پیش در مقدونیه و آلبانی امکانات شهری (از جمله هتل ها، مدارس، سربازخانه ها و حتی بیمارستان ها) را بدون پرداخت خسارتِ استفاده از خدمات بومی به دولت های محلی اشغال کرده بودند.75

طنز تلخ و بی رحمانه ماجرا اینجاست، بخش قابل توجهی از این هزینه ها و همچنین هزینه های مربوط به بحران پناهندگان، اکنون نه توسط ائتلاف که توسط دولت های ملی آن ها تامین می شود:

« بحران ساختار رسمی حکومت آلبانی را فلج کرده است و خزانه کشور را تلاش های ابتدایی برای کمک به پناهندگان خالی کرده است76

چه کسی هزینه جنگ را پرداخت خواهد کرد؟

تخریب گسترده یوگسلاوی، نیازمند ائتلافی برای «بازپرداخت غرامت جنگ» بلگراد است. با این وجود، با پیروی از الگویی که در هر دو کشور ویتنام و عراق (جنگ خلیج فارس) پیاده شد، ائتلاف بدون شک بلگراد را مجبور به پرداخت هزینه های عملیات نیروی ائتلاف (از جمله موشک های کروز و خمپاره های رادیواکتیو) به عنوان شرط «عادی سازی روابط» و لغو تحریم اقتصادی خواهد کرد.

در این مورد به یاد می آوریم در حالی که ویتنام هرگز غرامت جنگ را دریافت نکرد، هانوی مجبور شد به عنوان پیش شرط «عادی سازی» روابط اقتصادی و لغو تحریم های ایالات متحده در سال 1994، «بدهی های بد» رژیم ساقط شده سایگون را به رسمیت شناسد که عمدتا برای تامین هزینه جنگ نظامی آمریکا مورد استفاده قرار گرفت. با به رسمیت شناختن مشروعیت این بدهی ها (در توافقنامه پنهان پاریس سال 1993) ویتنام قبول کرد « خسارات جنگی» را به دشمن سابق خود را بپردازد.77

به همین ترتیب، بغداد نیز «هزینه های جنگ خلیج فارس را پرداخت کرد» بدهی های انباشته شده عراق از جمله ادعاهای شاکیان خصوصی علیه عراق توسط واحد ویژه شورای امنیت سازمان ملل به دقت ثبت شده است. به رسمیت شناختن این بدهی در آینده ای نزدیک، شرایطی برای لغو تحریم ها علیه عراق خواهد بود.


1. Statement by UNICEF Representative in Belgrade, quoted in Yugoslav Daily Survey, Belgrade, 23 May 1999, No. 4351.

2. Report by Dr Siegwart-Horst Guenther, meeting of the PBS (Federal Socialists), Bonn, 17 May 1999.

3. International Action Center, “NATO Bombing Unleashes Environmental Catastrophe in Europe”, Press Release, 14 May 1999).

4. Joseph Fitchett, “Is Serb Economy the True Target? Raids Seem Aimed at Bolstering Resistance to Milosevic”, International Herald Tribune, Paris, 26 May 1999.

5. Tanjug Press Release, 25 May 1999.

6. Statement to Ambassadors of 19 NATO Countries, quoted in Daily Telegraph, London, 28 May 1999.

7. Ibid.

8. Sean Gervasi, Bosnia and Vietnam, draft text, 1995.

9. Financial Times, London, 6 May 1999, p. 2.

10. Ibid.

11. The Boston Globe, 8 April 1999.

12. According to Viktor Chechevatov, a Three-star General and Commander of ground forces in Russia’s Far East, quoted in The Boston Globe, 8 April 1999

13. Dr. Mary-Wynne Ashford, “Bombings Reignite Nuclear War Fears”, The Victoria Times-Colonist. 13 May 1999, page A15. Mary-Wynne Ashford is co-president of the Nobel Peace Prize winning IPPNW.

14. Quoted in Mary-Wynne Ashford, op. cit.

15 Quoted by Dr. Mary-Wynne Ashford, op. cit.

16. Dr. Mary-Wynne Ashford, op cit.

17. Quoted in The Washington Post, May 9, 1999, page A20.

18. World Socialist Website editorial, 24 May 1999.

19. Diana Johnstone, On Refugees, Paris, 30 May 1999.

20. Ibid.

21. See “Lawyers Charge NATO Leaders Before War Crimes Tribunal”, Toronto, 6 May 1999.

22. See Financial Times, 27 May 1999.

23. See “Lawyers Charge NATO Leaders Before War Crimes Tribunal”, Toronto, 6 May 1999; see also Jude Wanniski, “Memo to US House Majority Leader”, Polyeconomics, New York, 10 May 1999.

24. Lawyers Charge NATO, op cit.

25. Ibid.

26. Ibid.

27. Chicago Tribune, 10 May 1999. 28. Intelligence Report from the German Foreign Office, January 12, 1999 to the Administrative Court of Trier.

29. Status Report of the German Foreign Office, November 18, 1998 to the Upper Administrative Court at Mnster, February 24, 1999.

30. See, Roland Keith, “Failure of Diplomacy, Returning OSCE Human Rights Monitor Offers A View From the Ground in Kosovo”, The Democrat, May 1999.

31. US Department of Defense Press Release, 6 April 1999. The stated purpose of the mission was “to discuss a range of security issues with the recent ethnic clashes in Kosovo.” In Skopje, the agenda consisted in examining security arrangements to be implemented after the termination of United Nations UNPREDEP programme.

32. Background briefing by a Senior Defense Official at NATO Headquarters, Thursday, June 11, 1998.

33. Ibid.

34. US Department of Defense, Background Briefing, July 15, 1998.

35. For further details see Michel Chossudovsky, Kosovo `Freedom Fighters’ Financed by Organised Crime, Ottawa, 1999.

36. Quoted in The Daily Telegraph, London, 25 September 1998.

37. See Federation of American Scientists, “Operation Determined Force”, 24 March 1999, see also Financial Times, October 12, 1998.

38. Quoted in Federation of American Scientists, op. cit.

39. See Roland Keith, Appendix, op. cit.

40. United States Court of Appeals, for the District of Columbia Circuit, Filed January 23, 1996, Division No. 86-6, in Re: Oliver L. North.

41. Ibid.

42. Roland Keith, Appendix, op. cit.

43. Confirmed by several press reports as well as statements of the KLA, see also Radio 21 Dispatch, Tirana, February 28, 1999.

44. Roland Keith, Appendix, op cit.

45. Daily Telegraph, London, 29 January 1999.

46. Federation of American Scientists, op. cit.

47. Ibid.

48. Ibid.

49. Ibid.

50. “Margaret Warner talks with Cook about the latest developments in the Yugoslav conflict”, Jim Lehrer News Hour, 21 May 1999.

51. New York Times, 26 May 1999.

52. Washington Post, 23 May 1999.

53. Action launched in United States District Court for the District of Columbia, Complaint for Declaratory Relief, Preliminary Statement, District of Columbia, 27 May 1999.

54. Ibid., see also Truth in Media, Phoenix, 23 May 1999.

55. Washington Post, 27 May 1999.

56. Sunday Telegraph, London, 18 April 1999.

57. Libration, Paris, 19 May 1999.

58. Yossef Bodansky, “Italy Becomes Iran’s New Base for Terrorist Operations,” Defense and Foreign Affairs Strategic Policy, London, February 1998. Bodansky is Director of the US House Congressional Task Force on Terrorism and Unconventional Warfare

59. Chris Steven, “Bin Laden Opens European Terror Base in Albania”, Sunday Times, London, 15 November 1998.

60. “War Crimes Panel Finds Croat Troops ‘Cleansed’ the Serbs,” New York Times, 21 March 1999.

61. NATO Press Briefing, 14 May 1999.

62. Jim Lehrer News Hour, op cit.

63. According to Canadian MP David Price, April 19, 1999, UPI Press Dispatch. 64. Sunday Telegraph, London, 18 April 1999.

65. “US Is Trying to Reconcile Ethnic-Albanian Separatists”, Belgrade, Tanjug Press Dispatch, 30 May 1999.

66. Quoted in Tanjug Press Dispatch, 14 May 1999.

67. See Michael Radu, “Don’t Arm the KLA”, CNS Commentary from the Foreign Policy Research Institute, 7 April, 1999).

68. New York Times, 2 February 1999.

69. Ibid.

70. Tanjug Press Dispatch, 30 May 1999.

71. See World Bank Development News, Washington, 27 April 1999.

72. Ibid.

73. See Michel Chossudovsky, Dismantling Yugoslavia, Colonising Bosnia, Covert Action Quarterly, No. 56. Spring 1996.

74. Statement by Javier Solano, Secretary General of NATO, published in The National Post, Toronto May 1999).

75. See Jan Oberg, Press Info, no. 59, Insecuring Macedonia, Transnational Foundation TFF, March 18, 1999.

76. Jane Intelligence Review, June 1999.

77. See Michel Chossudovsky, The Globalisation of Poverty, Impacts of IMF and World Banks Reforms, Third World Network Penang and Zed Books, 1997, chapter 8.

The original source of this article is Global Research

Copyright © Prof Michel Chossudovsky, Global Research, 2019


منبع:

https://www.globalresearch.ca/nato-s-war-of-aggression-in-yugoslavia-who-are-the-war-criminals/2144?utm_campaign=magnet&utm_source=article_page&utm_medium=related_articles