تاریخی, سرتیتر

ایرج اسکندری و بر افروختن شمع، «در تاریکی هزاره ها» – دکتر محمود دهقانی

khat Elami


ایرج اسکندری و بر افروختن شمع، «در تاریکی هزاره ها«

دکتر محمود دهقانی

متن پ د اف


dehghani_1ایرج اسکندری زاده ۲۱ شهریور ۱۲۸۷ تهران، فرزند یحیا میرزا اسکندری از شاهزادگان مشروطه خواه قاجاری، دانش آموخته مدرسه دارالفنون تهران و رشته اقتصاد از دانشگاه سوربن پاریس بود. اسکندری دوست نزدیک رضا راد منش بود که هر دو نه تنها در مدرسه دارالفنون و پس از آن دانشگاه سوربنپاریس یکی در رشته فیزیک و دیگری اقتصاد درس خواند، بلکه در زندان نیز با یکدیگر، هم بند بودند. او که با تقی ارانی و گروه ۵۳ نفر بذر پاش اندیشه چپ در مرغزار ایران شدند، از بهمن ۱۳۱۲ تا ۱۳۱٤ در آغاز چاپخش مجله دنیا ،همراه با تقی ارانی و بزرگ علوی گرداننده و از نویسندگان آن مجله بود. ۱

به گونه برخی از چپ گرایان نخستین در ایران، اسکندری نیز نه تنها به اندیشه خود تا واپسین دم عمر وفادار ماند، بلکه این دانش آموخته سوربن پاریس، به دمکراسی با ژرف اندیشی باور داشت. اما مشی او در باور ریشه دار به دمکراسی را برخی از دوستان او بر نمی تافتند. این اندیشمند سیاسی گروه چپ، زبان فرانسه را نیز به گونه زبان فارسی صحبت می کرد و به هر دو زبان به شیوایی می خواند و می نوشت. برگردان کتاب «کاپیتال» (سرمایه) کارل مارکس از فرانسه به فارسی یکی از برگردان های شگفت و پرآوازه او بود.

ایرج اسکندری چهار سال زندگی خود را در زندان رضا شاه گذراند. با کنار گذاشته شدن رضا شاه ، ایرج اسکندری نیز از زندان آزاد و دوباره به تلاش سیاسی ادامه داد و پس از آن در روزگار فرمانروایی محمدرضا شاه، نماینده دوره چهاردهم مجلس شورای ملی از شهرستان ساری شد. این سیاستمدار، روزگاری رهبر حزب توده ایران بود و در این حزب نقشی بسیار ژرف و فروزنده داشت. در روزگار رهبری او بر حزب توده، این حزب اردوگاه روشنفکران و اندیشمندان چپ ایران شد. او با داشتن طرفداران بسیار و پشتیبانی مردمی در استان های کشور، در روزگار نخست وزیری قوام السلطنه وزیر بازرگانی و پیشه و هنر شد.۲ در همان روزگار نیز دکتر فریدون کشاورز وزیر فرهنگ و دکتر مرتضا یزدی وزیر بهداری احمد قوام شدند. ۳

دکترین و روش سیاسی ایرج اسکندری که در خانواده توانگر قاجاری پا گرفت، با پشت پا زدن به اشرافیت و با دوری گزینی بر عوام فریبی و هوچیگری انقلابی نمایی، استوار شد. از این رو حزب توده در روزگار رهبری او دانشگاهی برای هنرمندان، نویسندگان، شعرا، پژوهش گران و همه دست اندرکاران دگرگونی در زندگی تهی دستان شد. اسکندری فانوس عمر را برای بهبود زندگی زحمتکشان کشورش بر فراز دیرک کشتی دریای طوفان زای روزگار آویخت. بزرگترین «مانیفست» او در پایان راه و پیش از فرو خفتن و خاموشی شمع عمر، کتاب پژوهشی ارزشمند و ژرف «در تاریکی هزاره ها» بود.

به باور پژوهشگران گستره تاریخ سیاسی، اسکندری که در بیله ی چپ روزگار خود از دانش آموختگان رده بالای دانشگاهی بود زندگی سیاسی را به دور از هیاهوی پوچ و خود خواهی، اندیشمندانه و عاشقانه آغاز کرد. او برای خودنمایی و نان به نرخ روز خوردن و کاسه لیسی در دستگاه های جور و ستم، تلاش سیاسی نکرد. تنها برای اندیشه ای تلاش کرد که به دید خود، به ژرفای آن باور داشت و از این رو تا واپسین دم عمر پا پس نکشید.

پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ در ایران و در سن نزدیک به ۷۵ سالگی، در هنگام پیاده روی در یک روز خوش آفتابی در پاریس به پست یکی از دوستان ایرانی روزگار مدرسه می خورد. پس از نوشیدن قهوه ای با دوست دیرینه خود به پیاده روی ادامه می دهند. درست روبروی دانشگاه یادش به خاطرات روزگار مدرسه و عشق هر دو به ورود به دانشگاه می افتد و می گوید: راستی تا اینجا هستیم برویم کارنامه من را از دانشگاه بگیریم. دوستش می گوید مگر دوباره به تحصیل ادامه داده ای؟ اسکندری می گوید: نه، همان کارنامه روزگار جوانی دکترا را وقت نداشته ام بگیرم.

با هم به دفتر دانشگاه می روند. دختر زیبا و جوانی در پشت میز پذیرش، نام و نام خانوادگی می پرسد و می گوید: ببخشید چه سالی فارغ التحصیل شده اید؟ اسکندری به گوشه ای خیره می شود و می گوید: نزدیک به ۵۰ سال پیش!. دختر جوان می رود و با خانمی مسن بر می گردد. خانم سن و سال دار، رو به اسکندری می گوید: استاد از آن کارنامه ها دیگر در بایگانی دانشگاه نگهداری نمی کنند، در موزه ای ویژه، از آن ها نگهداری می شود. هنگامی که زن سن و سال دار نشانی موزه را برای اسکندری بر روی تکه ای کاغذ می نوشت، دختر جوان بر پیشانی شخم و شیار خورده اسکندری زل می زند و می گوید: برایم چه روز زیبای آموختنی خوبی است امروز!

کتاب پژوهشی در «تاریکی هزاره ها» به کوشش دکتر علی دهباشی پژوهشگر و سردبیر مجله پرآوازه «بخارا» که در تهران به چاپ می رسد، در چهار بخش چاپخش شده است. اسکندری با پژوهشی بی مانند و علمی، پیدایش دولت ایلام و روند فروپاشی جامعه بدوی در سرزمین ایران را بررسی می کند. این پژوهش تلاشی پی گیر برای چگونگی کهن ترین برجا مانده های جامعه نخستین صحرا نشینی کوچ رو، و پس از آن فروپاشی ها و سر برون آوردن نخستین دولت در سرزمین ایران است.

این کتاب مملو از واژه های پژوهشی علمی بوده که برای خواننده خالی از پیچیدگی نیست. اما در کنار واژه های کهن نیز با نوشتن به لاتین در کنار آن، کار خوانندگان را کمی آسان کرده است. همه نگاشته ها با دارا بودن نشانه ها و سرچشمه های باستان شناسی در سراسر کتاب، با وسواسی پژوهش گرانه به پیش می رود. ٤

نشان داده می شود که دست کم از نیمه نخست هزاره سوم تا نیمه دوم هزاره نخست پیش از زاد روز مسیح ، چندین شهر فرمانروایی های بومی داشته و سپس یک فرمانروایی سراسری در بخش غربی ایران پدید آمده است. برجسته ترین آن فرمانروایی ها نخست ایلام، ماد و سپس فرمانروایی هخامنشی است.

زیبایی کار این پژوهش بسیار بوده و برای کسانی که پیشینه روند شکل گیری دولت در روزگار کهن را پی می گیرند ارزشمند است. اسکندری بر این باور است که: چون دولت به مثابه ی یک پدیده ی اجتماعی، از درون جامعه سرچشمه می گیرد ناگزیر تکوین، پیدایش و سازمان یابی آن در گاهه ی نخست، معلول روند تحولی، و شرایط تاریخی جامعه ای است که از درون آن بر می خیزد. ۵

او به بررسی دامنه داری پرداخته و با همانند نمودن مالکیت در یونان، و روم روزگار کهن پرداخته و می نویسد: «بسیاری از مسائل مربوط به این بررسی ها از لحاظ جامعه شناسی عمومی و شناخت دقیق تر تحول ساختارهای اقتصادی – اجتماعی جامعه بشری، در مجموع خود و ارتقای قانونمند هر کدام از آن ها به مدارج عالی تر نیز شایان توجه است. مثلا شایسته دقت است که چرا همبودهای دهکده ای ایران در سیر تحولی خود به آن شکل از مالکیتی که در یونان و روم کلاسیک به وجود آمده و زمینه را برای تعمیم و تفوق نظام برده داری در تولید آماده نموده است، نرسیده اند. «٦

او همچنین می پرسد: «چه عواملی باعث شده اند که جامعه ی طبقاتی ایران ( که تشکیل دولت نمودار بارز آن است) حتا در دوران قوام دولت های سرتاسری بزرگی چون دولت های هخامنشی، اشکانی و ساسانی، بر پایه ی شیوه تولیدی، نظیر سیستم جامعه ی برده داری یونان و روم باستان استوار نگشته است؟. » ۷

در پیش درآمد کتاب، پیشینه کشورها و بیشتر قدرت های کهن جهان بررسی می شود. اسکندری بر این باور است که دگرگونی پیشینه روزگار انسان با صورت بندی های اجتماعی آن، نظر به شرایط هر کشور همانند نبوده و گوناگون است. با پرداختن به پیشینه اجتماعات در سراسر جهان کهن او بر این باور است که جامعه نخستین بر پایه مالکیت میان همبودها بر وسایل و محصولات تولید آغاز و پس از گذشت روزگاری دراز به تشکیل دولت ها انجامیده و سرانجام مورد نیاز طبقات گوناگون شده است. از آن رو نتیجه می گیرد که جامعه ی طبقاتی نیز که بر پایه بهره کشی انسان از کار و کوشش انسان دیگر بالا رفته به نوبه ی خود پس از پشت سر گذاردن پله های گوناگون که نمونه کلاسیک شناخته آن، رژیم های برده داری و فئودالیسم است، به رژیم سرمایه داری که واپسین شکل جامعه ی طبقاتی بر شمرده می شود دگرگون شده است.

او می گوید: «هم اکنون ما در عصری زندگی می کنیم که گذار از رژیم سرمایه داری به ساختار اقتصادی و اقتصادی اجتماعی متعاقب آن یعنی جامعه ی کمونیستی ( که مرحله ی نخستین آن سوسیالیسم نام دارد) در شرف تحقق است. «۸

اسکندری درباره روزگار نوشتن سنگ نگاره های ایلامی در هزاره ی دوم پیش از زاد روز مسیح و نخستین پدیده آن سنگ نبشته ها، می نویسد: » در دوران فرمانروایی «سوکالماها» می باشد که در آن روزگار جامعه ی شهر شوش منقسم به واحدهای اقتصادی – اجتماعی جدا جدایی بوده است که بر پایه ی خویشاوندی از تبار پدری در خاندان های گوناگون، سازمان یافته بودند. مالکیت مشترک خاندان بر زمین و ابزار تولید، زراعت مشترک و کار جمعی افراد در زمین مورد تصرف خاندان، ویژگی اساسی این واحدهای تولیدی بشمار می رفتند. » ٩

همان گونه که پیش از این گفته شد با شناخت بسیار ژرف ایرج اسکندری از زبان فرانسوی و همچنین با آشنایی بسیار ژرف از پیشینه سرزمین ایران، او در کتاب خود «در تاریکی هزاره ها«، پژوهش های کاوش گران باستان شناس فرانسوی که سال ها در ایران کار کرده و با یافته های خود، پیشینه ایران پیش از اسلام را بیشتر از پیش آشکار می کردند، بررسی کرده است.

پژوهش گران گستره باستان شناسی که اسکندری بر آثار آن ها اشاره دارد، گروه باستان شناس فرانسوی به سر گروهی «هرتسفلد«، زن و شوهر معمار و باستان شناس خانم «ژاین دیو لا فوا» و همسرش «مارسل دیو لافوا«، » لوئی واندن برگ«، باستان شناس فرانسوی اوکراینی تبار «رومن گیرشمن» و همسرش خانم «تانیا گیرشمن» ، «مرگان» ، به همراه دیگر باستان شناسان اروپایی که آثارشان به فرانسه برگردانده شده و به ایران نیز سفر کرده و در آنجا سال ها به پژوهش پرداخته اند را موشکافانه بررسی نموده است. با ژرف نگری بر نوشتار در باره چغازنبیل ویرانه های شهر ایلامی سده سیزده پیش از زاد روز مسیح که «اونتاش هوبان«، یا «اونتاش گال» پادشاه ایلام بنیاد گذاشته است ، پژوهش خود را به پیش می برد.

با بر شمردن افسون گری تندیس گرازی که در تپه سراب پیدا شده، دالانی میان تمدن ها و به باور کهن ترین مردم استرالیا «ابوریجینال» ها، می زند و با اشاره به تندیس «کهن مادر طایفه» خصلت «توتمی» که اصطلاحی بر گرفته از زبان بومیان سرخ پوست امریکای شمالی بوده را بازگو می کند. «توتم ایسم» در میان برخی از بومی های استرالیایی وجود دارد. هر طایفه ای به نام حیوان، درخت یا حتا سنگ ویژه و پا بر جایی نامیده می شوند. ۱۰

او با شناخت ژرف از آثار اجتماعی سیاسی » فریدریش انگلس» و با پیشینه زندگی انسان بر روی کره زمین به دانش خواننده کتاب خود پر و بال می دهد. نه تنها از «انگلس» بلکه از «هرودوت» پیشینه نگار یونانی سده چهارم پیش از زاد روز مسیح نیز در باره ایل و تبار پارسیان و صحرا نشینان ایران باستان سخن می گوید. از نوشته دانشمند روسی «گرونتوفسکی، «کهن ترین تاریخ قبایل ایرانی آسیای مقدم» و همچنین «تاریخ ماد» یادگار «پطروسفسکی» و نوشته پر ارزش «دیاکونوف» نیز غافل نمانده است.

اسکندری در کتاب بیش از ٤۰۰ صفحه ای » در تاریکی هزاره ها » روند جامعه بدوی و تشکیل نخستین دولت و با پیش درآمدی در باره کهن ترین ساکنان ایران همراه با شکار و کشاورزی و کار و بدنبال آن مادر سالاری، دگرگونی در مناسبات سیاسی، پیدایش طبقات در جامعه بدوی و جامعه طبقاتی ایلام در نمونه شوش، به شیوایی و با زبان پژوهشی نوین بدون قلمبه گویی، گفتگو می کند.

کتاب «در تاریکی هزاره ها«، کتابی است که خواندن آن برای هر ایرانی با هر اندیشه ای که خواهان دانستن از پیشینه سرزمین خود باشد و همچنین پیش از کتاب کاپیتال مارکس، خواندن آن برای چپ های ایران نیز، مورد نیاز است. بویژه در روزگار کنونی چمبره ی الکترونیک و شاهراه های اطلاعاتی که کار چپ ها را به گونه همه گروه های اجتماعی، آسان کرده است. فراتر از آن نویسنده این کتاب زمینه پژوهشی نو با دیدی چپ گرایانه در گستره مطالعات پیشینه این سرزمین کهنسال را مطرح و معرفی کرده است.

ایرج اسکندری که در پله های نخست سر برون آوردن جنبش چپ ایران با گروه ۵۳ نفر همراه با تقی ارانی تلاش های سیاسی بسیاری نمود و تا هفت سال پس از انقلاب ۵۷ به گفتار و نوشتار سیاسی، اجتماعی و پژوهشی ادامه می داد، سر انجام در شهریور ۱۳٦٤ در شرق روزگار دو پاره گی آلمان ، رخ در نقاب خاک کشید.


پانوشت:

۱– «خاطرات ایرج اسکندری«، تدوین و ویرایش عبدالله شهبازی، صص ٦۰٦۲ ، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، تهران ۱۳۷۲

۲یادآوری می شود که قوام السلطنه در روزگار احمد شاه قاجار دو بار نخست وزیر بود. پس از آن در روزگار پهلوی دوم نیز سه بار سکان دار آن سمت شد. قوام که آشنایی ژرفی از سیاست روس ها و انگلیسی ها در مورد ایران داشت، با خود می اندیشید چون امریکا از کشور ما دور است نمی تواند برای استقلال ایران خطرناک باشد. از آن رو، پای آن کشور را به ایران کشاند که امریکایی ها هم آمدند و لنگر انداختند و کنگر خوردند. گفتگو در این مورد گسترده است و در این نوشته کوتاه نمی گنجد.

۳– «خاطرات سیاسی ابوالحسن ابتهاج» ، به کوشش علیرضا عروضی، ص ۲۲۷، جلد اول و دوم، شرکت کتاب بهار ۱۳۸۹، ایالات متحده امریکا.

٤کتاب «در تاریکی هزاره ها» به کوشش دکتر علی دهباشی را، انتشارات قطره، تهران در سال ۱۳۷۷ چاپخش نمود.

۵ایرج اسکندری، «در تاریکی هزاره ها«، پیش گفتار، ص ۱

٦اسکندری، «در تاریکی هزاره ها«، ص ٤

۷اسکندری، «در تاریکی هزاره ها«، صص ٤ ۵

۸اسکندری، «در تاریکی هزاره ها«، ص۵

۹اسکندری، «در تاریکی هزاره ها«، ص ۱۵۳

۱۰بنگرید به زیرنویس، ص ۹۱. در زیرنویس این صفحه اشاره می شود که در شاهنامه فردوسی بیژن نیز برای زدودن بلا ، گرازهایی که به دستور اهریمن به گرگان حمله ور شده بودند مامور می شود و طی همین مبارزه علیه گراز است که به دام عشق منیژه دخت افراسیاب دشمن سنتی و (اسطوره ای) ایرانیان (آریایی زبان) گرفتار می شود.