گوناگون, سرتیتر

اعتراضات در هائیتی – مائوریسیو اسکوئلا

haiti_2019_1


منبع: گاردین، نشریه حزب کمونیست استرالیا
نویسنده: مائوریسیو اسکوئلا
تارنگاشت عدالت


haiti_map

ظاهراً، هیچ‌کس نمی‌داند اکنون در هائیتی چه می‌گذرد. اما ما همه دقیقاً می‌دانیم طی بیش از ۲۰۰ سال چه گذشته است. نخستین ملتی که در آمریکای لاتین و کارائیب اسقلال خود را به دست آورد از آن پس به وسیله قدرت‌های خارجی منزوی شده است، قدرت‌هایی که کشور کارائیب را برای آن شاهکار بزرگ تاریخی- ثمر تنها قیام بردگان که منجر به تشکیل یک حکومت شد- نبخشیده اند.

در اوج انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه، استعمارگران با توجه به نتایج منطقی آزادی، برابری، برادری، و هم‌چنین ریاکاری و نژادپرستی متروپل‌هایشان، از نظر حقوق بشر درگیر سیاست یک بام و دو هوا شدند.

در سال ۲۰۰۹، هائیتی پس از قرن‌ها انزوا و آزار به وسیله قدرت‌های جهانی که می‌خواستند آن‌را مستعمره نمایند، فقیرترین ملت در نیم‌کره غربی بود؛ در آن سال رییس‌جمهور باراک اوباما یک نسخه از کتاب «رگ‌های باز آمریکای لاتین» ادواردو گالیانو را از کوماندانته هوگو چاوز دریافت کرد. کتاب، در میان دیگر رویدادها، نخستین فرمان محاصره اقتصادی صادر شده از سوی ایالات متحده را در سال ۱۸۰۶ علیه ملت کوچک هائیتی بررسی می‌کند.

شورش اخیر توده‌ها که ما در ملت همسايه دیده ایم در واقع در ژوئیه سال گذشته آغاز شد، زمانی‌که دولت هائیتی افزایش قیمت بنزین را، که موجب کمبود، گرسنگی و شرایط غیربهداشتی بیش‌تر در محلات حاشیه پایتخت، پور-تو-پرنس و باقی کشور شد، اعلام کرد. به گفته منابع دولتی، اقدام برای برداشتن بار یارانه‌های بنزین از بودجه دولت بود، که تقصیر رکود اقتصادی کشور را بر دوش توده‌های معترض هائیتی قرار می‌دهد.

اعتراضات در پی رسوایی که رسانه‌های اجتماعی را تکان داد و طی آن رییس‌جمهور دونالد ترامپ به السالوادور، هائیتی، و ملت‌های آفریقایی به مثابه «کشورهای کثافت آباد» اشاره کرد، آغاز شد. این حادثه ناسیونالیسم مردم هائیتی را برانگیخت؛ مردم هائیتی قربانی اشغال بی‌رحمانه ایالات متحده (۱۹۳۴-۱۹۱۵) بوده اند که کشور را بیش‌تر در نابرابری غرق نمود، جدایی نژادی و کار شبه‌بردگی را با قتل‌عام ۱۵۰۰ کارگر دوباره مستقر کرد- فاکتی که سنای ایالات متحده در سال ۱۹۲۲ آن‌را به رسمیت شناخت.

بدین لحاظ، در بامداد ۶ ژوئیه ۲۰۱۸، توده‌های مستأصل و خشمگین هائیتی، بدون یک هدف سیاسی روشن یا سازمان، به هر نماد قدرت حمله کردند. پلیس ملی که حقوق آن‌ها پرداخت نشده بود، برای مهار بهمن دو روزه هیچ کاری نکردند. نتیجه: هتل‌ها، رستوران‌ها، و مغازه‌ها به میزان بی‌سابقه‌ای غارت شدند.

این فرياد آزادی از جانب ستمدیدگانی بود که دیده اند کمک‌های نقدی بین‌المللی چگونه در «کوزۀ بدون ته» ناپدید می‌شود. این خشم ساکنان محلاتی مانند محله رنگین‌کمانی «جالوسی» بود که اکثریت مردم در آن‌ها زندگی می‌کنند، و هیچ بودجه‌ای برای بهداشت، غذا، برق یا دارو برای آن‌ها اختصاص نیافته بود، تنها چیزی که داشتند رنگ‌ برای ارايه یک تصویر «خوش‌منظر»تر به میهمانان هتل‌های مجاور بود. به گفته گزارشگران، مردم محلی به این سیاست تصویرسازی شهری به مثابه «بوتاکس» اشاره می‌کنند که سعی دارد سیمای حقیقی هائیتی را پنهان نماید.
haiti_2019
دوباره در خیابان‌ها
در آغاز فوریه ۲۰۱۹، نیروهای مخالف دولت در تلاش برای به دست گرفتن قدرت وسیعاً گرد آمدند. علاوه بر افزایش سال گذشته قیمت، ارزش ارز هائیتی- گورد- مستمراً رو به کاهش داشته است، و بخران قطع برق و کمبود غذا مردم را به نحو فزاینده‌ای به خیابان‌ها آورد تا مخالفت خود را با رییس‌جمهور جوونل مویس اعلام نمایند

گرچه تعداد دقیق کشته شدگان معلوم نیست، از آغاز اعتراضات مرگ حداقل هفت نفر گزارش شده است. بدتر از همه وضعیت فروپاشی است که کشور خود را در آن می‌بیند، به علت تعطیل شدن همه خدمات، کارشناسان وقوع یک بحران انسانی دیگر را پیش‌بینی می‌کنند. کاهش بودجه دولت، با دشواری‌های ناشی از توفان‌های دریایی و زمین لرزه‌ها همراه است، زیرا زمین قابل‌کشت غنی آن از نظر جغرافیایی در برابر فاجعه‌های طبیعی و تغییرات اقلیمی آسیب‌پذیر است.

چیزی که بر وخامت اوضاع می‌افزاید این است که نیروی حافظ صلح سازمان ملل متحد از نپال، معروف به کلاه آبی‌ها، مسؤولیت خود را به مثابه منبع اشاعه تازه‌ترین اپیدمی وبا، که هم‌چنان جان هزاران نفر، به ویژه کودکان را در هائیتی می‌گیرد، پذیرفتند. ملت با یکی از پایین‌ترین شاخص‌های توسعه انسانی، در وضعیتی نیست که به سیاست ریاضتی، «بوتاکس»، و هم‌دستی با قدرت‌های سطله‌جوی منطقه‌ای، به قیمت یک برنامه ملی برای نجات هائیتی، ادامه دهد.

اعتراضات علیه مویس که یک تحصیل‌کرده از طبقه متوسط است و وعده داد به وضعیت مالی کشور سامان بدهد، عمدتاً به وسیله جوانان، به ویژه فارغ‌التحصیلان دانشگاهی که علی‌رغم تلاش‌های آکادمیک‌شان می‌بینند که فقط مشاغل کناری در دسترس آن‌هاست، رهبری می‌شود.

مارکو بیوسژور ۲۷ ساله و فارغ‌التحصیل از دانشگاه گفت: «مویس برنامه نظافت‌کاری را که به گفته او ۵۰ هزار شغل ایجاد خواهد کرد به اجرا گذاشت. در نتیجه، او برای جوانانی که از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شوند فقط جارو دارد.» این کشوری است که اکثریت جمعیت آن تحصیل دوره دبیرستان را تمام نمی‌کنند. احساس کلی بخش تحصیل‌کرده این است که دولت به آن‌ها احترام نمی‌گذارد.

یک معترض جوان به نام پروفت هیلری به همان خبرگزاری گفت: «دولتی که قادر نیست غذا و آب برای مردم خود تهیه کند باید کنار برود، اما این نیز ضروری است که بورژوازی از احتکار کل ثروت دست بردارد. ما، محلات مردمی، اکثریت هستیم.» علی‌رغم فراخوان مویس به گفت‌وگو و به رسمیت شناختن بحران در کشور، اپوزیسیون سازمان‌یافته روند مذاکره را رد نموده و فقط استعفای دولت را می‌پذیرد

علاوه بر کاهش ارزش پول و تورم (که به کمبودها منجر شده)، تظاهر‌کنندگان می‌گویند موارد فساد در بالاترین سطوح دولت وجود دارد. خبرگزاری بین‌المللی اسپانیا گزارش داد که طبق بازرسی که به وسيلۀ «دیوان عالی بازرسی» صورت پذیرفت، حداقل ۱۵ مقام رسمی در تخلفات تجارت نفت درگیر بوده اند. این بازرسی هم‌چنین به شرکت‌های خصوصی متعلق به خود رییس‌جمهور اشاره کرد.

ائتلاف اپوزیسیون، «بخش دمکراتیک و مردمی»، با فقط خواست استعفای مویس، در خیابان‌ها فشار را حفظ کرده است. تاکنون، در این سرزمین فراموش شده، این گروه نیروی متشکل ابراز خشم توده‌ها بوده است. اما، پیشنهادات دولتی مشخص آن‌‌ها هنوز باید تحلیل شود، زیرا کشور بیش‌تر از یک طغیان، به یک برنامه منصفانه و منطقی نیاز دارد.

هائیتی اولویت نیست
برای قدرت‌های نیم‌کره، که از اشاره به بحران در کشور کارائیب احتراز می‌نمایند، هائیتی یک اولویت نیست. در تظاهرات اخیر در مقابل کاخ سفید علیه حمله نظامی ایالات متحده به ونزوئلا، یک پلاکارد کاملاً مشهود می‌گفت «هائتی، ما هرگز تو را فراموش نخواهیم کرد.»

در عین‌حال، هم ایالات متحده و هم کانادا کارکنان را از سفارت‌خانه‌های خود در پور- تو-پرنس خارج نموده و فقط کارکنان اضطراری را نگه داشته اند. هيأت نمایندگی اسپانیا در کشور نیز رویاروی با خشونت و ناامنی فزاینده دست به اقداماتی زده است. اما،

غرب در ارتباط با هائیتی موضع سکوت اختیار کرده است، یک نوع برخورد «همین است که هست» ممزوج با نژادپرستی همیشگی.

در این ملت «نامریی»، حکومت‌پذیری فقط یک مشکل از مشکلات بسیاری است که طی دهه‌ها اشغال بیگانه، دولت بد و دیکتاتوری ددمنشانه (دوره دوالیه) انباشته شده است. از هر دو نفر شهروند هائیتی یکی بی‌سواد است، ۲۰۰ هزار کودک مدرسه نمی‌روند و احتمالاً سرانجام به توده‌های خشمگین خواهند پیوست.

در کلبه‌هایی که شیب کوهستان را پوشانده اند، و در معرض فجایع طبیعی، سیاسی و اقتصادی آتی قرار دارند، آیین وودو شکوفا شده، به بحران ملی یک پاسخ مذهبی و فرهنگی ارايه می‌نماید. در اساطیر آمده است که رب‌النوع «اوگو» از طريق مراسم وودو، به شکل روحی ظاهر شد که پیروزی شورشی را که بیش از دو قرن پیش استقلال هائیتی را به آن داد، پیش‌بینی کرد.


برگرفته از گرانما 

عدالت: نگاه کنید به:
۱- «فرازهایی از کتاب «فرزندان روزها» ادواردو گالیانو»

۲- «ادواردو گالیانو و جنگ عراق»