سياسی, سرتیتر

می‌خواهيم کره زمین را نجات دهیم یا امپریالیسم را؟!

umeltkatastrophe1


برای یک اکولوژی ضدامپریالیستی

منبع: صدای سوسیالیستی
نویسنده: گراهام هارینگتن
تارنگاشت عدالت


تخمین زده می‌شود که یک‌پنجم کل تخریب محیط زیست به تنهایی به علت فعالیت‌های نظامی بوده است.

آنتروپوسِن (Anthropocene) اصطلاحی است که برای توصیف دوره زمین‌شناسی به کار می‌رود که در آن فعالیت انسان عامل تعیین‌کننده اصلی در نظام زمین بوده است. این نفوذ  شدیداً منفی بوده و زمین را به ششمین رویداد انقراضی بزرگ آن سوق داه است.

در حالی که سرمایه‌داری این را به مثابه تقصیر کل بشر ترسیم می‌نماید، واقعیت این است که سرمایه‌داری- به ویژه سرمایه‌داری در آخرین مرحله آن، امپریالیسم- مقصر است. سرمایه‌داری انحصاری دولتی با هر افزایش در تولید ناخالص داخلی، چه در تصمیم طبقه حاکم بریتانیا در ۱۹۱۲ برای جایگزین کردن ذغال سنگ با نفت در کشتی‌های جنگی آن (که بخشاً در پاسخ به معدنکاران رزمنده بود)، چه در افزایش مصرف کالاهای تجملی در ایالات متحده پس از رسیدن آن به برتری جهانی، تنزل استانداردهای محیط زیستی را تضمین کرده است.

از ۱۹۵۰ به این‌سو آسیب فاجعه‌باری به محیط‌ زیست وارد آمده، و تصادفی نیست که این دوره هم‌چنین عصر طلایی سرمایه‌داری بوده است.

علی‌رغم این‌که ایالات متحده الگوی «موفقیت» بازار آزاد بوده است، واقعیت این است که اقتصاد آن هنوز از سقوط ۱۹۲۹ بیرون نیامده است، و فقط به دلیل کینزگرایی نظامی- که صرفاً سرنوشت محتوم آن‌را به تأخیر انداخته، زنده مانده است. آرت پریس (Art Preis) مورخ مارکسیست، نوشت: که «

پس از ۱۹۲۹، سرمایه‌داری آمریکایی بدون هزینه نظامی و بدهی عظیم، هیچ‌گاه ظاهر ثبات اقتصادی و رشد را به خود ندیده است.» این هزینه نظامی در نتیجه جنگ سرد و خطر جهان سوسیالیستی فقط تشدید شد.

نیروهای مسلح ایالات متحده اکنون بزرگ‌ترین آلوده کنندۀ جهان است، مصرف‌کننده رتبه اول نفت در جهان و بزرگ‌ترین تولیدکننده گازهای گلخانه‌ای است، بیش از مجموع پنج شرکت شیمایی آمریکایی ضایعات خطرناک تولید می‌کند. آزمایش اتمی و استفاده از اورانیوم رقیق‌شده، عامل نارنجی و غیره، در حالی‌که آسیب‌های بی‌شماری به بشر وارده آورده اند، تأثیر عظیمی نیز بر کره‌ای که بشر در آن زندگی و کار می‌کند، باقی گذاشته اند. در واقع،

تخمین زده می‌شود که یک‌پنجم کل تخریب محیط زیست به تنهایی به علت فعالیت‌های نظامی بوده است.

پی‌آمدهای تغییرات اقلیمی گرچه به علت شمار کمی از کشور‌ها است، اما عمدتاً بر فقرا و ستمدیدگان تحمیل می‌شود؛ ۹۹ درصد قربانیان بلاهای آب و هوایی در کشورهای در حال توسعه به سر می‌برند، و ۷۵ درصد آن‌ها را زنان تشکيل می‌دهند.

ثروتمندان می‌توانند ایمنی و مصونیت از بلایی را که خود به وجود آورده اند، بخرند. این فقط درگیری و مهاجرت بیش‌تر از آن کشورها به مناطقی را که مقصد ثروت غارت شده آن‌هاست، موجب می‌شود.

دولت ایرلند، با توجه به موقعیت جغرافیایی آن از این مصون نیست. نیروگاه «مانی‌پوینت» واقع در«کیلروش» در بخش «کِلِر» یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان انرژی در کشور است که به وسیله «هيأت عرضۀ برق» اداره می‌شود. این برای ذغال سنگ خود به معدن سطحی «سرجون» واقع در «لا گوآجیرا» در کلمبیا اتکاء دارد، که در آنجا مردم بومی و رهبران اجتماعی را از اشاره کردن به پی‌أمدهای محیط زیستی و اجتماعی معدن می‌ترسانند.

تغییرات اقلیمی یک مسأله سیاسی است و فقط می‌تواند راه‌حل سیاسی داشته باشد. ما را مجبور کرده اند به مثابه فرد با این مقابله کنیم، از گفتن به ما که گوشت نخورید، کم‌تر برانید، یا برخی راه‌حل‌های فردگرایانه دیگر. در عین حال، مجرمین اصلی فرار می‌کنند. این یعنی فرار طبقه حاکم از مسؤولیت خود. تنها راه‌حل در تغییر نظام سیاسی-اقتصادی قرار دارد. همان‌طور که دیوید هاروی گفته است، همه ما اکنون نولیبرال هستیم.

گرچه اِکو-سوسیالیست‌ها به طور انتزاعی تلاش‌های نیکخواهانه‌ای برای جلب توجه به تغییرات اقلیمی به مثابه پی‌آمدهای سرمایه‌داری به خرج داده اند، اما ما باید از این جلوتر برویم. توسعۀ نامتوازن است که اجازه می‌دهد این به طور لجام‌گسخته رخ دهد. این پی‌آمد نظامی است که آن‌طور که مهندسی شده کار می‌کند. ما تنها در سطح ملی می‌توانیم فاجعه محیط زیستی را تغییر دهیم.

چین از طريق افزایش تعداد شرکت‌های انرژی در مالکیت دولت توانسته با آلودگی مقابله نماید. سال گذشته، رییس‌جمهور ژی جین‌پینگ در سخنرانی خود در کنگره ملی حزب کمونیست چین خواهان یک «تمدن اکولوژیک» شد. کوبای سوسیالیستی در زمینه پیشرفت در کشاورزی از نقطه نظر محیط زیستی پایدار، پیشگام بوده است و یک‌دهم خاک کوبا به مثابه بخشی از یک برنامه ۱۰۰ ساله برای حراست از کشور در برابر تغییرات اقلیمی تحت حفاظت قرار دارد.

این‌ها فقط چند نمونه از چیزی است که یک دولت دارای اقتدار و استقلال و سازگار با محیط زیست می‌تواند انجام دهد. اگر ما قصور نماییم، یک پی‌آمد این خواهد بود که سندیکاها به نحو فزاینده‌ای خواهند دید که کارگران در گرمای فزاینده قادر به کار نیستند، این یک شِکوه معمولی است اما از نقطه نظر سلامتی و ایمنی موضوع خطرناکی است؛ اما فشار اقتصادی بدین معنی است که همه کارگران نمی‌توانند از کار کردن امتناع نمایند.

در حالی‌که چپ، در ایرلند و در خارج، به خاطر کرۀ ما و خود ما از یک مبارزه دفاعی به مبارزه دفاعی دیگر می‌رود، لازم است ما ابتکار عمل را به دست گیریم. این یک موضوع فمینیستی، یک موضوع سندیکایی، و یک موضوع صلح است، و لازم است که در خط اول تفکر ما باشد. ما یا کره زمین را نجات می‌دهیم یا امپریالیسم را.

«به این دلیل که ما را در ارتباط با طبیعت جامعه بشری- در مقابل طبیعت به طور عام- در تاریکی نگه داشته اند- ما اکنون (همان‌طور که دانشمندان نگران مرا مجاب می‌کنند) با فناپذیری کامل این کره که به میزان ناچیزی برای زندگی در آن آماده شده رو‌به‌رو هستیم.» برتولت برشت.