گوناگون, سرتیتر

اعتصاب فوریه برگی درخشان از تاریخ مقاومت هلند – احمد پوری

pury_artikel

اعتصاب فوریه برگی درخشان از تاریخ مقاومت هلند در مقاومت علیه برگرداندن یهودیانی که از آلمان گریخته بودند.

Ahmad_Pouri_Kاکنون در تمام کشورهای اروپایی در برگرداندن پناهجویان وتصویب قوانین سختگیرانه تر با هم رقابت می کنند!

هر سال روز 25 فوریه در هلند تظاهراتی علیه راسیسم و فاشیسم در دفاع از پناهندگان و مهاجران سازماندهی می شود… دولت هلند آنزمان هم مانند این روزها تحت تاثیر نیروهای راست افراطی و رهبران پوپولیست پناهندگان زیادی را به کشورهایشان بر می گرداند.

دیپورت و اخراج اجباری پناهجویان یهودی به آلمان یکی از شرم آورترین تجارب تاریخ هلند است!
از 140.000 نفر یهودی که در سال 1940 در هلند سرشماری شده بودند، 101.800 نفر در کمپهای آلمان یا کوره های آدم سوزی لهستان جان باختند شدند!… هلندی که امروز یکی از مهمترین کشورهای مدافع یهودیان است در آن روزهای سخت یکی از بزرگترین خائنان به یهودیها و پناهندگان بود!… هلند بیش از 75% یهودیهای خود را دیپورت کرد در حالیکه بلژیک 40% ، فرانسه 25% ، دانمارک 2% دیپورت کرد… علیرغم اینکه در فرانسه فاشیسم خیلی بیشتر از هلند بود ولی آنجا کمتر از هلند یهودی ها را به قتل گاه شان دیپورت کردند…
کمپ وستربورگ در هلند مخصوص جمع آوری یهودیان و فرستادن با برنامه و سیستماتیک آنها به آلمان و لهستان بود. کمپ آمرسفورت مخصوص نیروهای کمونیست و نهضت مقاومت بود. در این کمپ علاوه بر کمونیستها زندانیان معمولی، مجرمین جنایی، اقتصادی، دیوانه ها را نیز نگهداری می کردند…

چرا اینهمه یهودی از هلند به آلمان دیپورت کردند؟
چند دلیل مهم دارد: یک: مردم هلند به میزان بالایی به دولت شان اعتماد دارند، حتی دولتی که طرفدار فاشیسم بود! دو: بطور سنتی همه اطلاعات لازم را در شهرداریها و ادارات مختلف ثبت می کنند… سه: امکان مخفی شدن یهودیها در هلند بسیار کمتر از کشورهای دیگر بود… چهار: اکثر مردم به وقایع جاری در اطراف شان بی تفاوت بودند! امروز این فاکتور به میمنت رسانه های گوش بفرمان و تکنولوژی مدرن کنترل و جاسوسی در ابعادی بسیار بزرگتر بر اروپا حاکم است. بی تفاوتی و بی چشم اندازی در مقابل شکاف رشدیابنده فقیر و غنی و رشد نیروها و سیاستمداران پوپولیست و راسیست و نئوفاشیست باورکردنی نیست!… اطلاعات مربوط به تک تک افراد بطور کامل در اختیار دولتها و سازمانهای امنیت و اطلاعات و جاسوسی قرار دارد…

قرار بود فاشیسم هرگز و در هیچ کشوری تکرار نشود!
اکنون دوباره راسیستها و نئوفاشیستها همه جا مثل قارچ رشد می کنند و سیاستهای بیگانه ستیز را در اروپا به پیش می برند. سه هفته دیگر انتخابات هلند است و به نظر اغلب موسسات نظرسنجی حزب آزادی به رهبری خیرت ویلدرس بزرگترین حزب خواهد شد… در فرانسه هم تهدید خانم مارین لوپن هست… در همه کشورهای اروپایی اوضاع نکران کننده است. رساترین صدا که هر روز قویتر می شود صدای ناسیونالیستهای افسارگسیخته است. مهمترین شعار در جهان امروز چنین است: آمریکا اول، انگلیس اول، هلند اول، فرانسه اول، آلمان اول،… فاجعه آنجاست که خیلی از سیاستمداران و جامعه شناسان مهم برای آینده بشریت امیدشان به اروپاست! اروپا هم در تمام ابعاد هنوز گرفتار بحران اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، و رشد ناسیونالیسم و راسیسم و نئوفاشیسم است!… در صورتیکه فرانسه و هلند هم از اتحادیه اروپا خارخ شوند آینده بشریت بغایت تیره و تار و غیرقابل پیش بینی خواهد شد. در مقابل هشدارهای نیروهای مترقی سیاسی که سهل است حتی در مقابل هشدارهای دانشمندانی مانند استیفان هاوکینگ و رئیس سازمان ملل و دانشمندان اتمی و … کسی تکان نمی خورد! به نظر می رسد تاریخ بنوعی دارد تکرار می شود!… ولی از مقاومت درخشانی مانند اعتصاب فوریه در برابر این نیروی های ارتجاعی خبری نیست!… این جهان به کجا می رود؟…

اعتصاب فوریه برگی درخشان از تاریخ هلند
76 سال پیش در چنین روزی (25 فوریه 1941 ) یکی از غرورانگیزترین روزهای تاریخ هلند رقم خورد! اعتصاب دورزه ای که توسط حزب کمونیست هلند در دفاع از پناهندگان یهودی که از دست هیتلر گریخته بودند، از کارگران فلزکار آمستردام شروع شد و به چندین شهر مهم هلند گسترش یافت! بعدها روشن شد که این تظاهرات تنها تظاهرات بزرگ، موفق و مردمی در اروپا علیه فاشیسم هیتلری بود! مهترین نکته این است این تظاهرات را غیر یهودیها در دفاع از یهودیها براه اندخته بودند! یکی از سازماندهان فعال این تظاهرات یکی از شخصیتهای انقلابی بزرگ هلند بنام هنک اسنی فلیت بود… تعداد قابل توجهی از فعالین چپ و کمونیست، از جمله اسنی فیلیت بخاطر این همبستگی انسانی و مقاومت در برابر فاشیسم جان باختند…
در نهایت تاسف در سالهای اخیر در هلند فرهنگی حاکم می شود که بنوعی بسیار ظریف کم کم تاریخ هلند را تحریف و جعل می کنند و نقش مثبت کمونیستها را از این تاریخ به آرامی و به شیوه ای طبیعی محو میکنند. سال گذشته در اخبار رسمی دولت در رسانه ها اعتصاب معروف و غرور انگیز فوریه را به قیام خودجوش مردم هلند نسبت دادند! و بطور کامل منکر نقش سازماندهی کمونیستها در این قیام شدند!…

سعی می کنم در اولین فرصت یادداشت مفصلی در باره انقلابیون بزرگ هلند و تحریف و جعل تاریخ هلند توسط رسانه ها و دولت بنویسم…

چند کلمه در باره شخصیتی مبارز و استثنائی بنام هنک اسنی فلیت
شخصیتی مانند اسنی فلیت را در هلند یا اروپای امروز حتی با میکروسکوپ بگردید پیدا نخواهید کرد! اغلب رهبران سیاسی امروز اروپا رهبر به معنی واقعی کلمه نیستند، کارمندان شرکتهای چندملیتی هستند و براحتی می توانند به حزب دیگری کار کنند اگر حقوق بیشتر دریافت کنند! آنها ایده آلهای انسانی ندارند در بهترین حالت مدیران فنی خوبی هستند!… دیدگاه حاکم بر آنها اساسا نئولیبرالی و پست مدرنیستی است…
اسنی فلیت یکی از بزرگترین انقلابیون تاریخ هلند است که تقریبا هیچکس او را در هلند نمی شناسد. او در سازماندهی و بنیان گذاری نیروهای مقاومت و رزمنده سوسیالیست در هلند نقش برجسته ای داشت… از جمله یکی از بنیانگذاران حزب کمونیست اندونزی بود… در دومین کنگره کمینترن از طرف حزب کمونیست اندونزی شرکت کرد. به عضویت «کمیته اجرایی انترناسیونال کمونیستی» پذیرفته شد. لنین استعداد او را کشف کرد و او را برای بنیان گذاری حزب کمونیست چین به چین فرستاد!
او توسط سفارتخانه ها و جاسوسان کشورهای امپریالیستی شناسایی شده بود… همه جا بدنبالش بودند… رابطه اش با مسکو قطع شده بود، پول نداشت… با دختری که از روسیه همراه او بود عاشق همدیگر می شوند و صادقانه به زنش نامه می نویسد که من عاشق رفیقی هستم که با او کار می کنم تو هم بهتر است منتظر من نباشی و برای زندگی خودت برنامه ریزی کنی… سرانجام می رود مشاور تبلیغاتی سون یات سن می شود… و ارتباطات خود را با مسکو برقرار می کند… او در بنیان گذاری دو حزب کمونیست بزرگ جهان نقش بسزایی داشت…
چه درجه ای از آرمانگرایی و امید انقلابی باید حاکم باشد که یک جوان بدون اینکه یک کلمه چینی بداند… می رود به کشوری تا به تشکیل بزرگترین حزب کمونیست جهان کمک کند؟! او با هزاران مشکل غیرقابل تصور روبرو می شود… سرانجام در سال 1921 در بنیانگذاری حزب کمونیست چین در شهر شانگهای 13 نفر چینی و دو نفر از کمینترن شرکت داشتند که یکی از آن دو نفر اسنی فلیت بود! تا سال 1923 در کنگره های حزب کمونیست چین شرکت کرد… در چین او را بنام مستعارش رفیق مارینگ می شناسند… *
روحیه مبارزان آن دوران تاریخی را با روحیه جوانان دوران امروز مقایسه کنید که همه به تماشاگران مفلوک و بی اراده تاریخ خود تبدیل شده اند!…

بلند همتی و توان او در مبارزه با مشکلات بی پایان خارق العاده است…!
بعد از مرگ لنین باتوجه به دعواهای درونی حزب به مسکو برمیگردد… تمایلات تروتسکیستی او قویتر از تمایلاتش به استالین بود… به همین دلیل قبل از آنکه مورد تصفیه های درونی قرار گیرد به هلند می آید و یکی از رهبران حزب کمونیست هلند می شود… در سال 1927 بعلت مشکلات با خط ومشی استالینی رابطه خود را با حزب کمونیست قطع می کند و حزب انقلابیون سوسیالیست را بنیانگذاری می کند. در سازماندهی کارگران رادیکال و مبارزه علیه فاشیسم موفقیتهای چشم گیری بدست می آورد… او همواره روابط خود را با حزب کمونیست و مبارزات انقلابیون اندونزی حفظ کرد. در سال 1933 بخاطر حمایت از ملوانان و انقلابیون اندونزی مورد خشم استعمارگران هلندی واقع شد و سرانجام به مدت 5 ماه روانه زندان شد. در زمانیکه در زندان بود در انتخابات پارلمان هلند رای لازم را بدست آورد و تا سال 1937 نماینده پارلمان بود…
از سال 1933 در بنیانگذاری «اتحادیه بین المللی کمونیستها» با حزب کارگران سوسیالیست آلمان و تروتسکی همکاری کرد… سرانجام انترناسیونال چهارم شکل گرفت…
در سال جنگ داخلی اسپانیا به اسپانیا رفت…
از سال 1938 روابط خود را با تروتسکی و انترناسیونال چهارم قطع می کند…
بعد از شروع جنگ دوم جهانی و روی کار آمدن دولت طرفدار فاشیستهای آلمانی در هلند، او نهضت مقاومتی بنام مارکس، لنین، لوکزامبورگ ( ام – ال – ال ) بنیانگذاری کرد.

در نهایت تاسف در ماه آوریل 1942 توسط دولت موسرت که با فاشیستها همکاری می کرد با هفت نفر از دوستانش که رهبران تهضت مقاومت و هیئت تحریریه نشریه زیر زمینی ( ام – ال – ال ) بودند دستگیر شدند. یکی از آنها همان شب توانست خودکشی کند. هفت نفر دیگر را به کمپ آمرسفورت منتقل کردند.
در 12 آوریل 1942 هفت نفر از هیئت تحریریه و رهبران نهضت مقاومت ( ام – ال – ال ) را به میدان تیر بردند. از یادداشتهای بجای مانده از جنایتکاران نازی پیداست آنها همه با روحیه ای بی نظیر سرودخوانان به میدان تیر رفتند. در آخرین لحظات در حال خواندن سرود انترناسیونال تیرباران شدند!…
هنک اسنی فلیت در بنیانگذاری و کمک به رشد حزب کمونیست اندونزی، چین و هلند نقش بسزایی داشت… در حالیکه در چین عکس او را روی پول چینی چاپ می کنند!… چنین شخصیتی را در هلند تقریبا هیچ کس نمی شناسد!…

هر سال در این روز یادمان اعتصاب 25 فوریه، در هلند برقرار می شود… در شهرهای مختلف هلند مجسمه های یادمان مقاومت در برابر فاشیسم برپا میشود. ولی احزاب و نیروهای ناسیونالیست و راسیست بطور مستمر رشد می کنند! زیرا در مقابل راسیسم رشد یابنده، به توده ها آگاهی لازم از طریق رسانها منتقل نمی شود… ریشه راسیسم در نظام سرمایه داری است که در بحران اقتصادی گیر کرده است… به همین دلیل در تمام کشورهای سرمایه داری اغلب با تظاهرات و نشانه های فاشیسم مبارزه می شود تا با ریشه آن! بی جهت نیست که علیرغم همه تلاشهای رسمی دولتهای اروپایی راسیسم و نئوفاشیسم بطور دائم رشد می کند و جنگهای جدید و بی پایان ادامه می یابند!…

راستی رهبران سیاسی اروپا با چه رویی هم یادمان نهضت های مقاومت علیه فاشیشم را جشن می گیرند، هم هر روز قوانین پناهنده ستیز و سختگیرانه بیشتری علیه پناهجویان امروزی تصویب می کنند تا اخراج گسترده تر پناهجویان را ممکن کنند؟ آنهم در ست در زمانیکه بیگانه ستیزی و پوپولیسم راست افراطی و نئوفاشیسم بطرز خطرناکی رشد می کنند؟!…

برای کسب اطلاعات بیشتر در باره اعتصاب 25 فوریه و کمپ آمرسفورت می توانید به پیوندهای زیر مراجعه کنید.

یادداشت زیر را سال قبل در باره اعتصاب فوریه نوشته بودم.
برگی درخشان از تاریخ مقاومت هلند علیه نیروهای اشغالگر نازیهای آلمان
خلاصه ای از اعتصاب فوریه 1941 در هلند
فراخوان به تظاهرات سراسری «پناهجویان خوش آمدند، راسیسم نه! »
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1257540877598478

در باره کمپ آمرسفورت هم می توانید به یادداشت زیر مراجعه کنید.
مراسم یادمان کشتار ۶۷در کمپ آمرسفورت
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1417352918283939

پیوند همین مطلب در سایت مجله هفته
https://mejalehhafteh.com/2016/09/17/122509/

گزارش تصویری بیست و هشتمین یادمان اعدام‌های 67 ایران در کمپ آمرسفورت هلند
از آنجائیکه توضیحات مربوط به این یادمان را فیس بوک طولانی تشیخص داد و همراه عکسها منتشر نکرد، توضیحات را در یادداشت مستقل بعدی منتشر می کنم.
ادامه مطلب…
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/photos/

احمد پوری (هلند) 25 – 02 – 2017

********************
زمانیکه در چین بودم به ساختمانی که در شانگهای حزب کمونیست چین تاسیس یافته بود رفتم آنجا مجسمه آن سیزده چینی و دو نفر نماینده کمینترن را با کمی فاصله از چینی ها دور میز نشانده اند…
متاسفانه آنه عکس ها را که خودم از آن اطاق گرفته بودم پیدا نکردم…