سياسی, سرتیتر

بهانه های آمریکا برای ماندن یا نماندن در سوریه

SYRIA-CONFLICT

US forces, accompanied by Kurdish People’s Protection Units (YPG) fighters, drive their armoured vehicles near the northern Syrian village of Darbasiyah, on the border with Turkey on April 28, 2017. / AFP PHOTO / DELIL SOULEIMAN

آنتی وار

پایگاه اینترنتی آنتی وار: جنگ به هنجار جدید و واقعیت معمول زندگی امروزی آمریکایی ها تبدیل شده است.

پایگاه اینترنتی آنتی وار در مقاله ای به قلم یک نظامی آمریکایی به نام دنی سجورسن با عنوان «مغالطه در خصوص هزینه های مداخله در سوریه: دلیلی برای ماندن در این کشور نیست» می نویسد: من به اندازه ای سن دارم که زمان پیش از واقعه 11 سپتامبر را به یاد آورم که مرگ یک نظامی آمریکایی در نبرد امری بسیار نادر بود. سخت است که به آن روزهای صلح نسبی با علاقه نگاه نکنیم. از آن تاریخ تا کنون بیش از هفت هزار آمریکایی و شاید نیم میلیون غیرنظامی محلی در جریان جنگ های مربوط به خاورمیانه (غرب آسیا) کشته شده اند. اکثر سربازان کشته شده و تمام قربانیان بومی اصولاً افرادی بی نام و نشان و فراموش شده هستند. نظامیان آمریکایی کشته شده تنها در جریان پخش اخبار شبانه به صورت گذرا مورد اشاره قرار می گیرند. جنگ به هر ترتیب به هنجار جدید و واقعیت معمول زندگی امروزی آمریکایی ها تبدیل شده است.

سوژه جذاب براي کنگره
به همین جهت است که توجه رسانه ها به بمبگذاری اخیر در سوریه که بر اثر آن چهار آمریکایی کشته شدند، امری قابل ملاحظه و عجیب است. چرا بعد از 17 سال جنگ بی هدف، ناگهان مرگ این سربازان مورد توجه رسانه ها قرار گرفت. دلیل این امر نیز همانگونه که این روزها معمولاً چنین است، یک چیز است که آن هم عبارتست از دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا.

حمله مرگبار هفته قبل و یک بمبگذاری دیگر در روز دوشنبه که ناکام ماند در حالی به وقوع می پیوندد که دونالد ترامپ خروج جنجالی نظامی این کشور را از سوریه اعلام کرده است. اشتباه نکنید: این تنها دلیلی است که این مرگ های مصیبت بار ظاهرا برای رسانه های اصلی آمریکا و برخی از نمایندگان کنگره جذاب شده است.
برخی ها با استفاده از مرگ این نظامیان سعی دارند بی شرمانه به رئیس جمهور حمله کنند. استدلال آنها این است که هدف از حمله داعش این بود که ما مجبور شویم در سوریه باقی بمانیم. قانونگذاران تندرو نیز چه دموکرات و چه جمهوری خواه ادعا کردند که می دانند این حملات اخیر دلالت بر چه چیزی دارد. نتیجه گیری آنها که بسیار ساده است این است: جنگ بیشتر و مداخله نظامی دائمی. به نظر می رسد همه رسانه ها، ژنرال های بازنشسته و نمایندگان تندرو کنگره سریعا به این نتیجه گیری رسیدند که داعش شکست نخورده است و تنها اشغال نظامی طولانی تر آمریکا می تواند این امر را به نتیجه برساند.

syria_usa

توجيه مداخله نظامي
این تحلیل در شرایط جنگی دائمی که آمریکا در سال 2019 در آن قرار دارد کاملا عادی به نظر می رسد ولی اگر قدمی به عقب بردارید متوجه می شوید که این نتیجه گیری یک نتیجه گیری مهم است. می توان اینگونه فکر کرد که قربانی شدن چهار نظامی دیگر آمریکایی شاید باعث شود طرح ترامپ برای خروج نظامی از سوریه، فوریت بیشتری پیدا کند و به عنوان یک سند عینی نشان دهد که این جنگ های بی پایان ارزش خون های ریخته شده و پول های هزینه شده برای آن را ندارد. در هر کشوری که شرایط عاقلانه دارد، این حملات اخیر حتی می تواند باعث ایجاد مناظره ای درباره بی فایده بودن مداخله نظامی در یک منطقه بحران زده شود. ولی در امریکا چنین شانسی وجود ندارد. در شرایط غیرعقلانی فزاینده کشور ما، هر حادثه ای در خاورمیانه فقط یک راه حل دارد و آن هم فرستادن نظامیان بیشتر برای مدت زمانی طولانی تر است.
همه اینها ریشه در نفرت شرطی از رئیس جمهور و مغالطه عمومی مربوط به هزینه هدر رفته است. (توضیح: هزینه غرق شده اصطلاحی در اقتصاد است که به هزینه هایی اشاره دارد که در گذشته وارد شده است و دیگر نمی توان آنها را جبران کرد. این اصطلاح در برابر اصطلاح هزینه های آینده قرار دارد. هزینه آینده هزینه ای است که هنوز رخ نداده است و می توان با تصمیمات کنونی، شدت و ضعف آن را تغییر داد.)

بر اساس این خط فکری بی معنی، هر نظامی آمریکایی که در سوریه کشته می شود توجیه کننده ادامه حضور نظامی در این کشور با هدف احترام به نظامیان قربانی شده است. یک تحلیل عاقلانه می تواند به خوبی نشان دهد که عکس این مسئله نیز می تواند درست باشد.

راه و بيراه
این واقعیت که داعش هنوز هم قادر به انجام حملات است نباید باعث تعجب شود و بر تصمیم گیری راهبردی ارتش آمریکا در زمینه ماندن یا بیرون آمدن از سوریه تاثیر بگذارد. زمانی که رئیس جمهور آمریکا از شکست داعش خبر می دهد،‌ وی چندان هم بیراهه نرفته است. داعش به عنوان یک موجودیت فیزیکی عمدتا شکست خورده است. اگر فراموش نکرده باشیم، این امر، هدف اعلام شده مداخله نظامی آمریکا در وهله اول بود. تغییرات بعدی در ماموریت آمریکایی ها و ارائه توجیهاتی از قبیل مهار روسیه، حفاظت از کردها و کنترل ایران، نه تنها اموری زائد بلکه اهدافی غیرممکن بود.
صِرف حضور دو هزار نظامی آمریکایی در شمال شرق سوریه نمی تواند نتیجه جنگ داخلی سوریه را تغییر دهد، یا ایران و روسیه را به ترک خاک این کشور مجبور کند و یا باعث شکلگیری یک ملیت دائمی برای کردها در منطقه شود. نظامیان آمریکایی نمی توانند معجزه کنند. آنها نمی توانند ایدئولوژی داعش را از میان ببرند؛ ایدئولوژی که تا حدی به سبب مداخلات غیرسازنده آمریکا، در منطقه ریشه دوانده است. مبارزان اسلامگرا حتی اگر سرزمینی هم در اختیار نداشته باشند باز هم قادرند دست به اقدامات تروریستی و ستیزه جویی در سطح پایین بزند؛ هم در سوریه و هم در کل منطقه. این یک واقعیت است. واقعیتی که قبول آن سخت است ولی حقیقت دارد.

سياست مطلوب جنگ طلبان آمريکايي
برای داعش، آستانه پیروزی بسیار پایین تر از آمریکا است. داعش برای برنده شدن تنها به این نیاز دارد که به عنوان یک ایدئولوژی زنده بماند و به نقطه ای برای تجمع و گردآمدن داعشيها تبدیل شود. ولی از سوی دیگر، آستانه پیروزی برای واشنگتن که عبارتست از محو کامل جنبش داعش و از میان بردن نفوذ ایران و روسیه، اساسا غیرممکن است. به این ترتیب تا زمانی که این دو آستانه این قدر با هم اختلاف داشته باشد، سیاستمداران جنگ طلب واشنگتن دی سی همواره توجیهی برای سیاست مطلوب خود در زمینه تداوم جنگ خواهند داشت.
البته می توان اینگونه اندیشید که هدف داعش از این حملات نیز اندکی پیچیده تر است. آیا می توان تصور کرد که داعش می خواهد ارتش آمریکا در سوریه باقی بماند و امیدوار است این قبیل حملات که به لحاظ زمانی، به دقت برنامه ریزی شده است رئیس جمهور آمریکا را به تغییر مسیر وادار کند. جنگجویان باقیمانده داعش، در برابر حملات آینده از طرف نیروهای دولتی سوریه، هم پیمانان دمشق و حتی ترکیه مطمئنا عملکرد بهتری نخواهند داشت؛ زیرا هم اسد و هم هم پیمانان وی و نیز ترکیه به اندازه آمریکا از داعش تنفر دارند.
داعش از زمان شکل گیری در اعراق در خیلی سال ها قبل، یک فرمول ثابت برای بقای حیات و عضو گیری برای خود داشته است. این فرمول به این شکل است: اینکه ارتش آمریکا را برای مدتی طولانی درگیر یک شرایط باتلاقی کند و سپس تندروهای اسلامگرا و ملی گرایان سرخورده را برای مقابله با نیروهای اشغالگر به عضویت خود در آورد. این فرمول بارها و بارها جواب داده است در افغانستان، در عراق و الان در سوریه.

ماندن يا نماندن
البته قرار نیست این بار هم شرایط اینگونه باشد. هیچ چیز غیرقابل اجتناب نیست. رئیس جمهور آمریکا می تواند مقاومت کند و با خارج کردن نظامیان آمریکایی از یک جنگ داخلی خطرناک و بی هدف، در راستای طرح های دشمن حرکت نکند. اگر وی این کار را انجام دهد باید انتظار داشت که سیاستمداران طرفدار مداخله از هر دو حزب سیاسی به صورت مستمر به وی حمله کنند.
هر زمان که یک سیاست باعث ناراحتی و برافروخته شدن دموکرات ها و جمهوری خواهان تندرو می شود، شاید بتوان گفت که این سیاست، در مسیر درست قرار دارد.
دنی سجورسن افسر بازنشسته ارتش آمریکاست که با یگان های شناسایی ارتش آمریکا در عراق و افغانستان خدمت کرده است. وی کتابی در انتقاد از جنگ عراق نوشته است.

خطر تقسیم سوریه و گسترش نفوذ اشغالگران غربی در این کشور جدی است

روزنامه «نیزاویسیمایا گازیتا»، چاپ مسکو، امروز در تحلیلی نوشته است: واشنگتن برای چندمین بار طرح‌های خود درباره سوریه را تغییر می‌دهد. اکنون مشخص شده که پنتاگون پس از خارج کردن بخش قابل توجهی از نیروهای نظامی از سوریه، بخش کوچکی از آنها را همچنان در این کشور حفظ خواهد کرد. «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا نیز روز جمعه این مسئله را تایید کرد.

واقعیت این است که هنوز مشخص نیست چه تعداد از نیروهای نظامی آمریکایی در سوریه باقی خواهند ماند، ولی از اکنون واضح است که آمریکا قصد دارد با کمک متحدین خود در ائتلاف بین المللی، در مناطقی از خاک سوریه که به اشغال خود درآورده‌اند، نیروهای کرد-عرب و همچنین تشکیلات شبه‌دولتی به وجود آورند و این به معنای خط مشی آنها در ایجاد شکاف کامل در سوریه است.

آمریکا برای حفظ نفوذ خود در سوریه، حتی در کمترین حالت سعی دارد تا متحدان اروپایی خود را متقاعد سازد تا پس از خروج نظامیان آمریکایی، حضور نظامی خود در سوریه را ادامه دهند، هرچند در این کار موفقیت چندانی نداشته است.

به نوشته روزنامه «واشنگتن پست»، واشنگتن برای یافتن توافق با کشورهای اروپایی و در وهله نخست، انگلیس و فرانسه، باید بخشی از واحدهای نظامی خود را در سوریه حفظ کند. احتمالا صحبت بر سر حضور 20 درصد نیروهای نظامی آمریکایی نظامی و 80 درصد نظامیان کشورهای اروپایی در سوریه باشد. گفته شده که آمریکا ممکن است 200 نیروی نظامی خود را در این کشور حفظ کند. سخنگوی کاخ سفید نیز هفته گذشته این مسئله را تایید و اعلام کرد تعداد نظامیان آمریکایی در سوریه از دو هزار نیرو به 200 نفر کاهش خواهد یافت. این در حالی است که روز جمعه روزنامه واشنگتن پست به نقل از منابع خبری خود از باقی ماندن 400 نیروی نظامی آمریکایی در سوریه خبر داد.

بدین ترتیب فعلا مشخص نیست که طرح‌های آمریکا درباره سوریه چه تغییراتی خواهد کرد. مقامات واشنگتن اطمینان داده‌اند که پاریس و لندن که به همراه آمریکایی‌ها در عملیات نظامی در سوریه شرکت دارند، از ادامه مشارکت در این زمینه خودداری نخواهند کرد. ظاهرا ترکیه نیز از اقدامات آمریکا در سوریه حمایت می‌کند. البته مشخص نیست که مقامات آنکارا و واشنگتن به چه توافقاتی در این زمینه دست یافته‌اند.

این در حالی‌است که چند روز قبل منابع خبری کرد زبان نوشتند که در مناطق شمال شرقی سوریه و هم مرز با ترکیه واحدهای نظامی از کردهای سوری که در خاک عراق توسط نظامیان آمریکایی آموزش دیده‌اند و همچنین پست‌های نگهبانی با حضور نظامیان آمریکایی، انگلیسی و فرانسوی مستقر خواهند شد. البته صحت این اطلاعات هنوز مورد تایید قرار نگرفته است.

به نظر می‌رسد، اکنون و پس از آنکه نیروهای گروه تروریستی داعش در سوریه سرکوب شده‌اند، آمریکا قصد دارد نقش حافظ صلح را در این کشور بازی کند. بر اساس اظهارات رهبران سیاسی کرد، آنها کاملا از این مسئله رضایت دارند. این در حالی است که مقامات مسکو و دمشق معتقدند، آمریکایی‌ها و متحدانشان در ائتلاف بین المللی، نیروهای اشغالگر محسوب می‌شوند و باید به حضور خود در سوریه خاتمه دهند.

ضمن اینکه دلایل زیادی وجود دارد که از هم اکنون تصور کرد، مأموریت حفاظت از صلح آمریکایی در سوریه احتمالا موثر واقع شود و روسیه و البته نیروهای دولتی سوریه در این قضیه کنار گذاشته شوند. این روند اوضاع نفوذ اشغالگران غربی در سوریه را افزایش داده و در واقع منجر به شکاف واقعی در خاک سوریه خواهد شد.

«استانیسلاو ایوانف» کارشناس ارشد مرکز امنیت بین المللی در موسسه اقتصاد جهانی و روابط بین‌الملل آکادمی علوم روسیه در این باره گفته است: «برای اینکه روند اوضاع تغییر کرده و به این سمت سوق پیدا نکند، لازم است تا با آمریکایی‌ها به توافق رسید و تغییراتی در ترکیب «مذاکرات آستانه» به وجود آورد تا تاثیر بیشتری بر حل و فصل مشکلات در سوریه داشته باشد.»