سرمقاله, سرتیتر

ترامپ با بمباران ایران میخواهد در انتخابات پیروز شود؟

trumpexplsion


ترامپ با بمباران ایران

میخواهد در انتخابات پیروز شود؟

ماهنامه «رد فاکس» شماره ۲۵۰- ترجمه رضا نافعی

آینده ما


بی تردید منطقه پیرامون ایران یکی از مهمترین کانون های کشمکش در قرن بیست ویکم است. دلیل جنگ سردی که ایالات متحده امریکا با ایران در پیش گرفته در درجه اول ناشی از اهمیت ژئواستراتژیک ایران است. آنچه در این منطقه از اهمیت ویژه برخوردار است مواد خامی چون نفت و گاز است. افزون بر این ایران دروازه ورود به آسیای مرکزی، قفقاز، خاورمیانه و روسیه  است. ایالات متحده امریکا، بویژه پس از دوران اتحاد شوروی با علاقه خاصی رویدادهای جاری در عرصه موادخام پیشگفته را در کشورهای پیرامون ایران، در قفقاز و همچنین آسیای مرکزی دنبال می کند.

استوارت آیزن استات، معاون وزارتخارجه امریکا در سال 1997 در برابر کنگره امریکا تاکید کرد که » دریای مازندران بالقوه یکی از مهمترین مناطق تولید کنندۀ نوین انرژی در جهان است».

زبیگنیو بریژینسکی طراح نقشه راهبردی امریکا با وضوح تمام علاقه ویژه امریکا را به این منطقه تصریح کرد و گفت: ما می خواهیم به این منطقه که تا کنون راه ورود به آن بروی غرب بسته بود، امکان ورود بلامانع داشته باشیم ! او این منطقه را صفحه شطرنجی نامید که در آینده نیز نبرد بر سر تسلط بر جهان در آنجا روی خواهد داد. بریژینسکی با صراحت به قول و نظر هیتلر استناد می کند که اویراسیا مرکز جهان است و هر کس بر اویراسیا مسلط باشد بر جهان مسلط است. طبق تحلیل بریژینسکی حتی امروز هم  شرط مقدماتی برای تسلطِ ایالات متحده بر جهان،  تسلط بر کل منطقه اویراسیا ست. بریژینسکی در نهایت به این حکم می رسد که نخستین هدف سیاست خارجی امریکا باید این باشد که نگذارد هیچ کشور و یا هیچ گروهی از کشورها  به این توانائی دست یابد که بتواند ایالات متحده را از اویراسیا بیرون براند و یا نقش آن را بعنوان قاضی بطور جدی  مخدوش سازد».  برای به کرسی نشاندن این دعوی، مادلن البرایت، وزیرخاجه امریکا، در سال 1997تمام منطقه آسیای مرکزی و پیرامون آن جنوب قفقاز را منطقه ژئواستراتژیکِ مورد علاقه امریکا اعلام کرد. ایران همیشه بخشی از این استراتژی بوده است، که در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون، از حزب دموکرات، تدوین شد و در زمان «دیک چِی نی» از نئوکان ها و بوش (پسر) به اجرا گذاشته شد.

حملات 11 سپتامبر 2001 انگیزه جنگ علیه افغانستان خوانده شد، در حالی که نقشه آن 18 ماه قبل از حملات 11 سپتامبر، در زمان بیل کلینتون، ریخته شده بود. کلینتون، خود، در پایان سپتامبر 2006، رسما این واقعیت را اعتراف کرد. بنا به تایید Naiz Naik   وزیر خارجه پاکستان در آن زمان،  دستگاه حکومتی جورج بوش، تازه در ماه ژوئن 2001  همپیمان محلی خود پاکستان را از وجود چنین نقشه هائی مطلع ساخته بود.

جنگ علیه افغانستان، سرآغاز خط مشی تازه امریکا، یعنی دوران فتوحات جنگی در ابعاد تازه بود. هم این جنگ و هم جنگ  علیه عراق بخشی از «طرح خاور میانه بزرگ»( Greater Middele East Initiative نئوکانهای ایالات متحده امریکا بود. اگر امریکائی ها در عراق حتی به بخشی از موفقیت هائی دست می یافتند  که در آغاز در افغانستان بدست آورده بودند، مدت ها پیش حمله خود را  به ایران، سوریه، یمن و دیگرکشورهای منطقه آغاز کرده بودند.

حتی در زمان   کلینتون ، رئیس جمهور اسبق امریکا، » کره شمالی، ایران و عراق » «کشورهای شرور» خوانده شدند. جانشین کلینتون، جورج بوش (پسر) در سال 2002 آنها را «محور شرارت» نامید که » صلح جهانی را تهدید می کنند».

اینک پرزیدنت ترامپ با تایید نتانیاهو و بن سلمان ولیعهد عربستان، با انتخاب دو تن دیگر از خواستاران تند رو تغییر رژیم  در ایران یعنی جان بولتون، بعنوان  مشاور برای امور امنیت ملی و مایک پمپئو وزیر امور خارجه کسانی  را به کاخ سفید برده است که قدرت تصمیم گیری دارند. این تصور دستگاه حکومتی ترامپ که  اِعمال  تحریم های اقتصادی موجب افزایش فشار  بر مردم ایران و تغییر رژیم از درون خواهد شد،  تصوری است  ساده لوحانه  و در عین حال خطرناک. جنگی که صدام حسین در سالهای 1980 با حمایت امریکا علیه ایران آغاز کرد، رژیم مذهبی  ایران را تثبیت کرد. حمله از خارج به ایران سبب خواهد شد که مردم ایران تنگتر به هم بپوندند. افزون بر این ایرانی ها دقیقا می دانند حاصل  جنگ های ایالات متحده علیه افغانستان، عراق، لیبی و سوریه چیزی نبوده است جز ویرانی این کشورها. علاوه بر این جنگ علیه ایران نه تنها مجموعه منطقه را بی ثبات خواهد کرد،  بلکه کل منطقه را به آتش خواهد کشید.

متلاشی شدن گروههای گوناگون اسلامگرا در سوریه که تحت حمایت ایالات متحده امریکا، عربستان سعودی و دیگر شیخ نشینهای عرب در منطقه بودند بزرگترین شکست امپریالیسم امریکا پس از جنگ ویتنام است. از آنجا که ایران در کنار روسیه، بازیگر اصلی در این نبرد، نقش مهمی در متلاشی ساختن دشمنان اسلامگرای دولت سوریه ایفا کرد دستگاه حکومتی ترامپ نتوانست نقشی را که ایران  در تحمیل این شکست ایفا کرد نادیده بگیرد.

بنظر ژزف  بارمل، کارشناس امور امریکا در» جامعه آلمانی برای سیاست خارجی», .   DGAP)) از آنجا که عقل سلیم نقشی در کاخ سفید ایفا نمی کند، بعید نیست که پرزیدنت ترامپ برای پیروزی در  انتخابات کنگره که در پیش است  ایران را بمباران کند.

حل مشکل ممکن است، ولی آیا مطلوب هم هست؟

 دولت و رهبر ایران ایت الله خامنه ای بارها اعلام کرده اند  که حاضرند برای رفع اختلاف  با امریکا گفتگو  کنند اما امریکا و اسرائیل هر دو با قاطعیت این پیشنهاد ها را  رد کرده اند. جامعه بین المللی باید جنگ افروزان را مجبور سازد پیشنهاد های صلح ایران را بپذیرند و برای حل چالش بر سر میز مذاکره بنشینند.