تیتر۲, سياسی, سرتیتر
Comments 2

سوریه و رئال‌ پلیتیک کمونیستی – بابک پناهی – فرزان عباسی

syria_realpolitik_col


سوریه و رئال‌پلیتیک کمونیستی

بابک پناهی

فرزان عباسی


فهرست

فصل 1: افتتاح سخن ……………………………………………………….. 9

فصل 2: امپریالیسم امریکا: عروج و افول هژمونی ابرقدرت …………….. 25

فصل 3: سوریه، از استقلال تا جنگ داخلی …………………………….. 99

فصل 4: موضع رئال پلیتیک کمونیستی …………………………………. 219

پیوست 1: گروه های حاضر در جنگ سوریه …………………………… 255

پیوست 2: گاه شمار جنگ داخلی سوریه …………………………….. 275

منابع ………………………………………………………………………. 289

زمستان 1397


دریافت کتاب از اینجا

۱ دیدگاه

  1. پرویز says

    خانم یا آقای رزا، کسی که در صفحه 112 سر تیتر „حافظ اسد، منادی سرکوب و ارتجاع“ را که چند صفحه به طور مبسوط به نقش حافظ اسد در سرکوب کارگران و دفاع از بورژوازی سوریه پرداخته است، ندیده است، چطور میتواند بگوید متن را خوانده است؟ در این متن، درباره نقش خاندان اسد در ایجاد بستر اعتراضات و سرکوب کارگران و کمونیستهای سوریه توضیح روشن و کافی داده شده است. این بار درست بخوان و ایراد پوچ نگیر:

    به هر ترتیب، مسئلۀ مهم در آنجاست که با شکست نیروهای چپ گرا در دهۀ 1970 در سوریه و فروپاشی شوروی، نیروهای اسلام گرا به برجسته ترین محمل اعتراض به وضعیت بدل شدند و توانستند با بهره گیری از تبعات اجرای سیاست های نئولیبرالی در سوریه در میان توده ها مقبولیت و مشروعیت سیاسی برای خود به دست آورند. از سوی دیگر، در میانۀ دهۀ 1990 نشانه های شکست سیاست های سکولاریستی دولت حافظ اسد آشکار شده بود و دولت بشار اسد ناگزیر از تعامل با عروج اسلام گرایی در سوریه بود(ص 131)

    زمینۀ آغاز اعتراضات گسترده در سوریه ناشی از معضلات اقتصادی و فساد گستردۀ سیاسی-اقتصادی در کشور بود. دولت سوریه، با حرکت ناگزیرش به سمت آزادسازی های اقتصادی، بستر این اعتراضات را فراهم کرده بود. با این همه، شکست عمیق و هژمونیک جبهۀ سوسیالیستی در جهان، که یک نمودش سرکوب نیروهای کمونیست و اتحادیه ها و تشکیلات مترقیِ کارگری در سوریه بود، طبقۀ کارگر سوریه را پیش از اینها خلع سلاح کرده بود (ص 145)

    این متن موضع حقیقی را بدون انحراف به چپ پرو غرب و پرو شرق نمایندگی میکند: نه به امپریالیسم وحشی غرب و در عین آن حفظ موضع مقابل سیاستهای اقتصادی و اجتماعی بورژوایی خاندان اسد، استقلال سیاسی از هر دو جناح بورژوازی و تحلیل شرایط برای پیدا کردن بهترین راه ارتقای مبارزه طبقاتی به نفع کارگران هم در برابر امپریالیسم و هم برای مهار بورژوازی حاکم اسد. درست است که از نظر متن خطر اصلی امپریالیسم غرب است، اما این دلیل غفلت آن از نقش سرکوبگرانه خاندان اسد و یگانه شدن با آن نشده است. امپریالیسم از همان شرایطی برای ایفای نقش استفاده کرد که دولت سوریه در طول تاریخ حاکمیت خاندان اسد و بعد از سرکوب جناح رادیکال و کارگران سوریه بوجود آورده بود.

    دوست داشتن

  2. در طی خواندن این کتاب پرسش هایی برای من به عنوان یک خواننده ی کمونیست مطرح شد که لازم دانستم آنها را در اینجا بنویسم.
    وقتی از آنالیز لنین درباره ی تاکتیک مبارزه سخن به میان آورده میشود نباید فراموش کرد که تمام همت و سعی لنین برای برقراری انقلاب مبارزه با تزاریسم بود و پوزیسیونی که در برابر کشور های همجوار داشت به هیچ رو تهاجمی نبود و در مرحله ی بعد وضعیتِ دفاعی در برابرِ حمله ی کشورهای امپریالیسم که بیشتر جنبه ی تدافعی داشت تا اینکه به فکر ِ کشورگشایی و حمله به کشورهای همجوار باشد. با این مقدمه چگونه می توانیم حضورِ امپریالسم ِ روس، ایران، عربستانِ سعودی را تنها به واسطه ی مقابله با امپریالسمِ آمریکا در سوریه توجیح کنیم؟
    این متن به هیچ رو هر چند هم که سعی بر آن دارد، رویکردی انقلابی به مسله ی سوریه ندارد. وگرنه از خود این سوال را می پرسد که پوزیسیونِ کمونیسم در برابرِ اعتراضاتِ مردمی مخالف اسد در بطن این فاجعه چیست؟
    آیا تمام ارتش های حاضر در سوریه در دسته بندیِ نظام های سرمایه داری قرار نمی گیرند؟
    این پوزیسیونِ خام دستانه که سعی در ایجاد یک نگاهِ اقلیتی دارد آیا منجر به بی اعتباری کمونیسم در بینِ مردم و جوانان نمی شود؟
    آیا این متن را اگر برای خلق سوریه ترجمه کنیم روی آن تُف نمی اندازند؟
    آیا کمونیسم می تواند تا به ااین حد ارتجاعی باشد که به واسطه ی مبارزه با امپریالسم به دفاع از حضور طالبان در اففانستان بپردازد؟
    آیا کومونیسم در وحله ی اول برخورد با فاجعه ای چنینی پرنسیپ های اولیه ی خود را لحاظ کند؟
    این پوزیسون شما به نظرِ من یک پوزیسیونِ اشتباه و فاجعه بار است. پوزیسیونی که هیچ توجیحی ندارد. صرف سوار شدن و لم دادن روی جملاتِ لنین و لوکاچ نم یتواند یک محتوایِ انقلابی تولید کند.
    به نظر می رسد که نگارندگان این متن ابله نباشند از آنجا به خوبی به ارتجاعی بودنِ اعتراضات 88 در ایران اشاره می کنند ولی حاضر نیستند به ارتجاعی بودنِ پوزیسیونی خود در جنگی که اتفاقا فجایعِ فاشیستی و طبقاتی زیادی از جمله اعزام سپاهی متشکل از افعان های بدونِ روادید در سوریه است اعتراف کند. گرچه ممکن است که این آخری را از جمله ابزارهای کوبنده ی امپریالستِ آمریکا در برابرِ جمهوری اسلامی قلمداد کنید. ولی در هیچ نقطه ای از تاریخ نباید فراموش کرد که این دفاع از حضورِ نظامی ایران در سوریه یک اشتباهِ تاکتیکی ست که امید می رود آنرا از جانب خود و سایتِ خود مطرح کنید چرا که شما نماینده ی جامعه ی کمونیست های انقلابی در ایران نیستید. این متن را ترجمه کنید تا واکنش کمونیست های سایر ِ کشورها را ببینید. این آنالیز فقیر و بی مایه ی انقلابی ست. در آن خلقِ سوریه هیچ نقش و قدرتی ندارند و تنها نظامیان و قدرتِ سلاح و پول است که مورد توجه قرار دارد.

    دوست داشتن

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.