اول, تیتر۲, سرمقاله, سرتیتر

یک لانگ‌شات: از خیابان تا شورا – هادی کلاه‌دوز

shora_tazahorat_khiyaban


یک لانگ‌شات: از خیابان تا شورا

 هادی کلاه‌دوز


انقلابهاي پرولتاريايي … هماره در حال انتقاد کردن از خويشاند، لحظه به لحظه از حرکت باز ميايستند تا به چيزي که به نظر ميرسد انجام يافته است دوباره بپردازند و تلاش را از سرگيرند، به نخستين دودليها و ناتواناييها و ناکاميها در نخستين کوششهاي خويش بيرحمانه ميخندند، رقيب را به زمين نميزنند مگر براي فرصت دادن به وي تا نيرويي تازه از خاک برگيرد و به صورتي دهشتناکتر از پيش رويارويشان قد علم کند، در برابر عظمت و بيکرانيِ نامتعين هدفهاي خويش بارها و بارها عقب مينشينند تا آن لحظهاي که کار به جايي رسيد که ديگر هر گونه عقبنشيني را ناممکن سازد و خود اوضاع و احوال به جايي رسد که ديگر هرگونه عقبنشيني را ناممکن سازد و خود اوضاع و احوال فرياد برآورند که رودس همينجا است، همين جا است که بايد جهيد! گل همينجاست، همين‌جا است که بايد رقصيد!.

حوادثي که در آذر ماه متراکم و ثقيل ۱۳۹۷ روي داد، از حيث نسبتي که با افق سياسي پيشِ روي طبقه‌ی کارگر دارند، درخور توجه ي ويژه هستند، علی‌الخصوص زمانی‌که دی ماه ۹۶ را نیز پیشِ چشم داشته باشیم. اعتصابات کارگران هفت تپه و گروه ملي فولاد اهواز در کانون توجه قرار گرفت؛ گروهها و احزاب، در داخل و خارج از کشور، به ايراد سخن پرداختند؛ دانشجويان خود را فرزند کارگران دانستند و در کنارشان ايستادند؛ و همزمان، دستگاه امنيتي در تدارک سرکوبي بود که نوع و شدت اش را ايستادگي کارگران مشخص ميکرد. ايستادگي کارگران و همبستگي ايشان در بيان حقيقتي که در سينه داشتند، بسي مايه‌ی اميد است و تلألو درخشان نوري است در افق برهوتي که در آن زندگي ميکنيم؛ اما در برابر «عظمت و بيکراني نامتعين» اهداف سياسي طبقه‌ی کارگر، بگذاريد صادق باشيم، عقب نشيني کنيم، و بگوييم کوچک است. نابسندگی و ابهام نظرگاه سياسيِ طبقه‌ی کارگري که هم‌چنان به صورت عامی در بحران آگاهيِ طبقاتي به سر ميبرد ـ‌هر چند نشانه هاي دال بر خروج از اين بحران ظهور کرده باشدـ کمونيست‌ها و رزمندگان طبقه‌ی کارگر را موظف ميکند به بيرحمانه خنده زدن بر این نابسندگی‌ها و ناتواناييها و ناکاميها در نخستين کوشش ها، موظف می‌کند به وساطت دادنِ سیاسیِ این بروزات تضاد کار مزدی و سرمایه و تظاهرات بحران سرمایه‌داریِ نئولیبرالیستیِ ایران.

در این میانه از سوی تقریباً اکثریت قریب به اتفاق جریانات چپ دموکرات و سرنگونی‌طلب، شعار………..


برای دریافت مقاله اینجا کلیک کنید

۱ دیدگاه

  1. کنشگر says

    1 – با عرض معذرت دست مایه کردن تحریف ایرنا که صد در صد قبیح بود، فرار از واقعیت است. چرا که دقت کافی نشان می دهد که در اصل موضوع تفاوتی ایجاد نشده است. در مورد آن جمله ایرنا کاملاً به نظر بحری وفادار بوده است ، ولیکن آن را پر رنگ تر نموده است. توجه نمائید که چیزی به متن اضافه نشده ، بل که فقط جملۀ ما قبل آخر متن بحری را به انتهای جملۀ بعدی و به جای یک جملۀ دیگر آورده و کلمۀ مقابله را به مقاومت مبدل کرده است. عبارت {در هم شکستن مقابلۀ دولت های قدرتمند منطقه (به ویژه ایران) } بعد از جا به جائی تبدیل شده است به عبارت { مقاومت کشورهای قدرتمندی چون ایران را بشکند }. این دو جمله چه فرقی با هم دارند ؟
    2 – در توئیت ادعا نموده اید که { در مقاله شماره جدید پایدیا به تفصیل، مسئله تهاجم امپریالیستی آمریکا و تحلیلمون نسبت به اون رو بیان کردیم.} با توجه به این که پایدیا را در توئیتر منتشر کرده اید، اجازه دارم جمله ای از مقالۀ بحری بیاورم :
    { جریانی وابسته به بخشی از سرمایه های کلان داخلی که خواهان نابودی کامل بنیاد و گفتمان مقاومت دولت ایران در برابر تهاجم امپریالیستی و استحالۀ جمهوری اسلامی به نظامی متعارف در سطح بین الملل است }
    این دیگر تحریف نشده است. سمپاتی نشریه به افکار مقاومتی در جملات زیادی مشابه به این واضح است. پایدیا به جای آن که شامل تحلیل هائی متفاوت از چپ محور مقاومت باشد، نشان می دهد که علی رغم انکارها متمایل به … از نوع گرایلو هستید . در ثانی آقای شاهو می فرماید اختلاف ما و شما ورای موضوع امپریالیسم در { بحث سرمایه داری متعارف و نامتعارف} نیز بود که به زعم تان ما آن را نا متعارف می دانیم و شما نمی دانید. متوجه نشدم که متعارف و نا متعارف از کجا و به چه منظور جزو اختلافات اصلی به حساب آورده شد، اما وقتی بحری حرف از استحالۀ جمهوری اسلامی به نظامی متعارف می زند ، مگر منظورش نا متعارف بودن فعلی آن نیست ؟؟؟ این هم یک معما
    3 – در جدل قبلی، سعید و بیننده گفتند که از نظر گرایلو قدرت در ایران دو وجه مقاومتی و سرمایه داری دارد و { هر آنچه را که به این محور موهومی آسیب برساند، ارتجاعی، ضد پرولتری و ضد سوسیالیستی می داند}، در حالی که شما عقیده دارید که این نظر غلط است زیرا شما قدرت را یک وجهی سرمایه داری می دانید و مقاومت را امری موهوم. پس توجه اتان را به جملات شروع مقالۀ امید کرباسی در پایدیا جلب می نمایم:
    { مقابلۀ ایران با تهاجمات امپریالیستی در منطقه به آن جای گاه ویژه ای در جهان بخشیده است . اما این مسئله هم زمان با شکلی از سیاست گذاری های اقتصادی پیش می رود که از یک جهت ایران را در کنار دولت های سرکردۀ جهانی قرار می دهد. سیاست های نئولیبیرالی از یک سو به تضعیف هر چه بیشتر زحمتکشان، نیروی معنوی و پایه های مادی این مقابله انجامیده }
    شما با فول سمپاتی به فیگور مقاومت، زحمتکشان و کارگران را به مثابۀ پایۀ مقابلۀ ایران با تهاجم امپریالیستی می بینید ! و {سیاست های نئولیبرالی} را تضعیف کنندۀ آن پایه. این دقیقاً همان دو وجهی بودن نیست ؟ آیا در نظر شما مقابله ای که پایه در زحمت کشان دارد می تواند موهوم باشد؟ و اگر پایه اش در زحمت کشان است، چه فرقی است بین شما و کسی که آسیب زدن به آن را ضد پرولتری می داند ؟ آیا با بذل و بخشش خجالت آور چنین پایه ای به محور مقاومت آن را تطهیر نمی کنید ؟
    4 – سعید و بیننده گفته بودند که شما خلاف نظر گرایلو که در حال حاضر هر نوع سوسیالیسمی را امپریالیستی می داند، در حال حاضر به امکان سوسیالیسم اعتقاد دارید . به مقالۀ بحری در پایدیا ارجاع تان می دهم :
    { این بخش در حمایت رادیکال از هر گونه اعتراض معیشتی حمایت می کند حتی اگر داعیۀ گذار به سوسیالیسم را بدون تعهد به مقابله با تهاجمات امپریالیسم در منطقه مطرح کند }
    کرباسی هم نوشته :
    { امروز محال است شما در ایران دستمزد عادلانه بخواهید و مورد حمایت قدرت های امپریالیستی و رسانه های وابسته قرار نگیرید . وضعیت عجیب امروزه این است که حتی اگر از گذار از شیوۀ تولید سرمایه داری به شیوۀ تولید عادلانه تر سخن بگوئیم ، باز امپریالیسم حاضر است از ما حمایت کند. گوئی دولت کنونی ایران خواب سالم از آمریکا گرفته است }
    ما را گرفته اید ؟ این غیر از تئوری منورانۀ گرایلو است که الآن انقلاب سوسیالیستی ممکن نیست؟ مشابه این افاضات ضد کارگری به وفور در مقالات او یافت می شود. برای اثبات مشابهت نمونه ای را از مقالۀ سطح تعمیق وحدت او متذکر می شوم :
    { دگرگونی مذکور به روشنی با مهار مقاومت مترادف شده و این غایت بر سطح عقیدتی تعصب یا توافق بر جزم های مسلکی لیبرالیسم تقدم یافته است . همین تقدم با بی تفاوتی و گاه دشمنی ترامپ نسبت به لیبرالیسم یک جفت هم پرور می سازد که در نتیجۀ آن هر بدیلی برای مقاومت حتی اگر سوسیالیسم باشد، در طرح براندازی قابل تایید خواهد بود}
    قابل توجه آن که این همان مقاله ای است که در آن مجدداً ما را به همان اتهام مضحک {آمریکائی} متهم کرده است و کمی بعد از این مقاله شما هم اتهام مضحک تر {پرو امپریالیست} را شروع کردید !
    به ما حق بدهید که نمی دانیم پرو رژیم و بورژوائی و موهوم نامیدن چپ مقاومتی و ادعای نقد انحرافات کذا در گرایلو را از شما قبول کنیم یا تکرار همان حرف ها را با پس و پیش کردن کلمات . از آن جا که از لحن شما احساس قلبی اتان علیه آن خط احساس می شود، تصور می کنیم که دروغ نمی گوئید بل که دچار تناقض فکری و شک هستید. خواهش ما فقط این است که اولاً در صورت شرکت در مراسم دیگران احترام آن ها را نگه دارید و به آن ها انواع اتهامات را نسبت ندهید. و ثانیاً این تناقض ها را رفع نمائید. به جای تحویل دادن شعار و انکار ، نظرات شفاف ارائه کنید و خواهشاً در این اوضاع وانفسا شما دیگر یک چپ نیمه مقاومتی راه نیاندازید تا چپ از این بیش تر مضحکه نشود

    دوست داشتن

  2. بهمن ت says

    به شاهو
    تفاوتی وجود ندارد. جریانی که تو از آن حرف می زنی با یک خورده احتیاط همان نظرات شرم آور گرایلو را جلو می برد. پرسپکتیو متفاوتی ندارید آقای محترم. کامنت مشروحی گذاشتم که روی سایت نیامد. با تعدادی مثال نشان داده بودم که شما نه تنها نظرات بلکه جمله ها و مفاهیم و اصطلاحات و مثال های مباحث خود را عینا از مقالات گرایلو کپی می کنید. از مقاله هایی که در کامنت داری به آنها رفرنس می دهی شاهد آوردم. از همان اول معلوم بود که در برابر خط چپ مقاومتی مرحله به مرحله به عقب خواهید نششست. چند دفعه گفتم؟ الان هم مثل مرد وایستید و مسئولیت نظراتی را که عملا تبلیغ می کنید و در حرف زیرش می زنید به عهده بگیرید. چرا اعتراف نمی کنید که تماما تابع چپ مقاومتی شدهاید؟ از ترس آبروریزی اینکه کسی نگوید شما هم چرخیدید به سمت چپ مقاومتی، در حرف چند متلک به گرایلو می اندازید تا بعد همان نظرات را پیاده می کنید و فکر می کنید مردم نمی فهمند؟ مقالاتی که از آنها حرف می زنی کلمه به کلمه اش از روی موهومات گرایلو کپی کردید. کپی می کنید و می گویید پرسپکتیو متفاوت؟ کپی کردن پرسپکتیو ندارد. داشته باشد پرسپکتیو اصلش است. پرسپکتیو شرم آور مقاومتی است. پس دم از تفاوت و استقلال نزنید. کنشگر به شما آوانس بیجهت می دهد. شما یک زیر شاخه گریم شده چپ مقاومتی هستید. قبلا نبودید، الان شده اید و با بعضی های دیگر مواضع مشعشع آن را مو به مو با شرمندگی تکرار می کنید و خود را به آن راه می زنید. یکی می گوید از سه مبانی متفاوت از گرایلو شروع کرده و یکی می گوید پرسپکتیوش متفاوت است. دروغ است. نه مبنا و نه پرسپکتیو متفاوت نیست. کپی سیاست معلوم الحال مقاومت است؛ تا کی می خواهید انکار کنید؟ این همان مواضعی است که دو سال پیش آنها را مسخره می کردبد. مردمی که انقلاب می کنند کسی را که سیاست یک جریان باطل را جلو می برد اما با لایی کشیدن از زیر مسئولیت آن در می رود بدتر از مسئول اصلی آن سیاست به حسابش می رسند.
    مجله محترم هفته لطفا نظرات را سانسور نکنید.

    دوست داشتن

    • بهمن ت محترم
      شما در نظر اول به فحاشی، توهین و تهمت زدن پرداخته اید، در گذشته هم چنین نظراتی را وارد کرده اید که حذف شدند، در آینده هم حذف خواهند شد، اسم اینکار که شما میکنید توهین، فحاشی و تهمت است و نه نظر دادن، اسم کار ما هم سانسور نیست، سالم سازی محیط نظرات است.

      دوست داشتن

  3. شاهو says

    به کنشگر
    در مورد بند 1، جوابی ندارم. اینقدر به نظرم فرومایه و آلوده به پلشتی و دنایت یک روح سفلی است که شانیت پاسخ دهی نداشته باشد.
    در مورد بند 2 شما را به خواندن این نوشته دعوت میکنم: نقد قاطع آن به اصطلاح فعالیت شما در سوشال مدیا.
    https://mejalehhafteh.com/2018/11/06/%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af%d9%86%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%ae/

    دوست داشتن

    • با عرض سلام و تشکر از توضیح شما ما قبلا چک کرده ایم و مصاحبه با ایرنا با نام و مسئول و نشریه در سایت اینترنتی ایرنا موجود است و انتشار علنی یافته است
      رفقا لطفا از نام بردن افراد بشدت پرهیز شود بویژه که این افراد انتشار اینترنتی نداشته باشند
      با تشکر
      مجله هفته

      دوست داشتن

      • خوانندگان محترم، نظر به اینکه متن منتشر شده در سایت ایرنا دستکاری و به کلی تحریف شده است و با توجه به اطلاعی که به ما رسیده است، ما در اینجا متن اصلی را که در حساب توییتری نویسنده ی محترم منتشر شده است قرار می دهیم.

        در سایت خبرنامه دانشحویان هم مقاله اصلی منتشر شده است

        http://iusnews.ir/fa/news-details/297206/

        بدین وسیله اطلاع رسانی می‌شود که مراجعه به متن ارائه شده در ایرتا با توجه به دستکاری و تحریفات در آن معتبر نمی باشد برای اطلاعات بیشتر درباره نظرات نویسنده لطفا به متن اصلی مراجعه شود.
        باتشکر از اطلاع رسانی
        مجله هفته

        دوست داشتن

  4. کنشگر says

    در جواب به شاهو
    1 – تعداد شرکت کننده ها مطرح نیست. هر کسی می تواند فامیل ها و بچه محل های اش را از بیرون وارد هر مراسمی بکند و با هیاهو راه انداختن وانمود کند که جناح غالب بوده. با این حال دوباره در توصیف اغراق نمودید.
    2 – آیا تایید می کنید که مجوز گرفتن از کمیتۀ نشریات برای دایر کردن نشریه ای که سالی دو بار در می آید و غالباً خوانده نمی شود، مثل آب خوردن است؟ عصر عصر سوشال میدیا است و مخاطب های ده ها و صد ها هزار نفری. نشریه ای که تیراژ آن دور و بر صد و دویست است و اکثراً در دانشگاه روی دست توزیع کنندگان اش باد می کند، داشتن اش کار سختی نیست و نداشتن اش خسران نیست. به زحمت اش نمی ارزد وقتی به اذعان خود تان محصول کار ما در ابعادی منعکس می شود که انجام اش از عهدۀ نشریه های دانشجویی بر نمی آید. پس پز نشریه ندهید زیرا اشل کارها فرق دارد.
    3 – حتماً می دانید که همیشه نشریه هایی در دانشگاه منتشر می شود که شاید من و شما اصلاً لای آن ها را هم باز نکرده ایم، چه رسد به دانشجویان معمولی. من وجود نشریۀ شما را انکار نکردم. ولیکن خلاف نظر شما برای اثبات یک جریان دانشجویی وجود یک نشریه را کافی نمی دانم. معمای ذهن من در جدل قبلی که بی جواب ماند این بود که آن نشریه تا زمانی که انتشار می یافت یا نشریۀ پایدیا که الآن منتشر می شود، در گذشته های نزدیک ساز دیگری می زدند. از نشریۀ تعطیل شده نقل نمودم که بر عکس ادعای امروز تان چه طور ما را به زد و بند از بالا با حکومت متهم می کردید و خود را یک جریان اولترا انقلابی می دانستید. خود را تغییر طلب رادیکال و ما را سد راه تغییر حکومت می دانستید و حال به ناگهان به ما می گویید سرنگونی طلب، و حیرتا که برای اثبات سابقۀ این اتهام ما را به همان نشریه حواله می دهید. ضد و نقیض های شما فقط به این محدود نمی باشد. برای مثال
    چرا ادعا می کنید {نمی شود این نوشته (مقالۀ فوق) را با نوشته های کسی دیگر مقایسه و یکی دانست}، و منظورتان از کسی دیگر گرایلو است، در حالی که امیر مهدی بحری سردبیر نشریۀ پایدیا که تازگی ها به تبعیت بیانیۀ شما ما را در جرگۀ دوستان امپریالیسم قرار داده، در مصاحبه با ایرنا پلاس وابسته به خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، این نظرات را اظهار می دارد:
    {بنابراین دو وظیفه در دستور کار روز جنبش دانشجویی با مطالبات صنفی قرار گرفته است؛ اول تبیین دقیق و پایداری بر مرزبندی‌های طبقاتی که جلوی انحلال نیروی جنبش در نیروی‌های سیاسی نوین طبقه حاکم را بگیرد و دوم ایستادگی قاطع مقابل تهاجم امپریالیسم که قصد دارد با تمرکز بر نارضایتی‌های داخلی، مقاومت کشورهای قدرتمندی چون ایران را بشکند}
    ما مطمئن ایم که سمپاتی واضح او به {مقاومت کشورهای قدرتمندی چون ایران} قریب به افکار مقاومتی جناب گرایلو نبوده و این ها ساخته و پرداختۀ خیالات ما می باشد. در عین حال بحری در همین جملات با حسن نیت از جنبش و مرزبندی آن با حکومت صحبت می کند، اما مقالۀ این پست مکرراً با سوء نظر همین گرایش را به اسم {جنبش گرایی} نقد می کند که البته باز هم سوء نظری گرایلوئی است. کدام نظر را تایید می کنید؟
    باور بفرمائید که مایل نیستیم رفقای مستقل را زیر شاخۀ چپ مقاومتی بگذاریم، اما نا روا نیست که تغییر اتهام ما از سازش کار به سرنگونی طلب به همان قدر غیر قابل تحلیل باشد که اصرار شما بر تفاوت با نقطۀ نظرات امثال گرایلو. لهذا با کمال تاسف باید بگویم این که ادعا می کنید {این نوشته های مربوط به طیف مورد نقد شما نظرگاههای خود را به صورت مشخص و با صراحت تام دارند بیان میکنند و رویکردهای مخالف را در سطح نظری و سیاسی مورد نقد و بررسی قرار میدهند.} خلاف واقع است. صراحت؟ شما معما بر معما اضافه نکنید، نداشتن صراحت را ما به گل روی مبارک می بخشیم. از این معما ها فقط در مباحث یک ماه اخیر شما زیاد است. به همین ها جواب بدهید، با مابقی سر تان را درد نمی آوریم.

    دوست داشتن

  5. شاهو says

    به کنشگر
    1- ما هم تو همین فضای ایران نفس میکشیم، آقای کنشگر که کشتگر دروغ شده اید. تا آنجا که من شنیده ام تعداد افراد حاضر در تجمع از سوی دو طیف تقریبا برابر بوده و وزنه کمی به سمت نیروهای مورد انتقاد شما سنگینی میکرده. شما که حتا یک نشریه در دانشگاه تهران ندارید چگونه مدعی هستید که این افراد حاشیه اند، درحالیکه این افراد بر حسب گفته های خودتان از چندین سال پیش نشریاتی داشته اند.
    پس به وقاحت این بازی … حاشیه ای بودن پایان دهید.
    2- نوشته اید : „اختلافی که به خیال شما عمیق و موضوع آن امپریالیسم بود، فقط در خیال شما عمیق است.“
    همین جمله شما نشان می دهد که شما موضوع امپریالیسم را خیالی میدانید. همین مقاله و مقاله پوریا سعادتی که در همین سایت منتشر شده با ذکر منابع و نوشته جات اپوزیسیون چپ گرا و مقالات امثال دارالشفا و لیلا و شهرابی و … نشان میدهد که آنها تا چه درجه از انحطاط سقوط کرده اند. در ضمن اختلاف ها فقط بر سر موضوع امپریالیسم نیست: بحث سرمایه داری متعارف و نامتعارف،بحث دولت در ایران، بحث اقتصاد سیاسی ایران، رابطه دولت و بورژوازی در ایران و … موارد مورد اختلاف هستند.
    3- نمی شود این نوشته را با نوشته های کسی دیگر مقایسه و یکی دانست. یا این نوشته ها را درست نخوانده اید و یا آن نوشته های دیگر را و یا یک … که مضامین و مفاهیم و طرق مفصل بندی و روش و پرسپکتیو مطرح شده ی انها را اصلا متوجه نیستید.
    4- کل احزاب و سازمانها و سایت های اپوزیسیون چپ گرا را حزب بزرگ سرنگونی طلبانِ پروامپریالیست باید دانست و این سانسور را تصدیق دیگری برای چه بودشان باید به شمار اورد. آنها پس از عمری سیاسی بازی و کار تشکیلاتی و … این قدر نابینا نیستند که فاصله و معنای سیاسی شعارها و دلالت هایشان را نفهمند. موضوع این است که خود را به نشنیدن میزنند. چون از کرباس دیگری هستند. اتفاقا آنها اکسیونی که محل نزاع دو طیف بود را مصادره به مطلوب کردند. فساد سیاسی فساد اخلاقی و انحطاط نفسانی را هم با خود میاورد.
    5- این نوشته های مربوط به طیف مورد نقد شما نظرگاههای خود را به صورت مشخص و با صراحت تام دارند بیان میکنند و رویکردهای مخالف را در سطح نظری و سیاسی مورد نقد و بررسی قرار میدهند. این پرنسیپ برخورد سیاسی صحیح است. پس توصیه میکنم که شما نیز همین کار را بکیند و نوشته های نظری و سیاسی خود را در همین سایت و یا مثلا نقد و نقد اقتصاد سیاسی و اخبار روز و پروبلماتیکا و منجنیق و میدان منتشر کنید تا ما هم بخوانیم. پس به کامنت بازی صرف پایان دهید.

    دوست داشتن

  6. کنشگر says

    آقایان محترم. کسی شما را سانسور نکرد. چرا این طور نا سپاسی می کنید؟ شما در مراسم اجرا شده توسط فعالانی که به آن ها حمله می کنید، شرکت کردید. این یک جریان شناخته شده در ایران است و طبیعی است که بیانیۀ آن توسط خبر رسانی ها و گروه های سیاسی انعکاس پیدا کند. {دانشجویان مستقل} ای که شما باشید، انعکاس پیدا نمی کنید به دو دلیل واضح:
    1 – یک مرتبه از غیب پیدا شده اید و میل به {مشهور شدن} دارید. هیچ کس حتی یک ستارۀ سینما یک شبه مشهور نمی شود و برای این کار زحمت می کشد.
    2 – چنان که قبلاً گفتم اغلب شعارهای شما با شعارهای دیگران مشابه بود و اختلافی که به خیال شما عمیق و موضوع آن امپریالیسم بود، فقط در خیال شما عمیق است.
    چنان چه شما به مثابۀ یک طیف مستقل به چشم نیامدید به خاطر سانسور نبود. به این دلیل ساده بود که کسی جز خود تان این اختلاف ادعایی اتان را نمی بیند. یعنی شما واقعاً فکر می کنید سازمان های چپ و کمونیستی به قول شما {سرنگونی طلب} سانسور تان کرده اند چون شعار ضد امپریالیستی دادید؟ مگر آن ها حتی اگر به زعم شما التزام عملی هم نداشته باشند، لا اقل زباناً از این شعارها نمی دهند؟ فکر نمی کنید بیش از حد شکاک و خود بزرگ بین هستید؟ من نمی دانم چرا خیال می کنید فقط شما ضد امپریالیست هستید و دیگران آن قدر پرو امپریالیست که به خاطر شعارهای شما سانسور تان می کنند.
    رسانه ها و فعالین سیاسی چپ شما را به مثابۀ یک هویت مستقل انعکاس ندادند، زیرا کل آن مراسم را یک برنامۀ مشترک دانشجویی می دیدند که شعارها و اهداف مشابهی دارد، خصوصاً در ارتباط با مبارزات طبقۀ کارگر ایران و اتحاد دانشجویان و کارگران. بلی، اختلاف عمیقی در آن دیده نمی شد و لذا دلیل این حملات ادامه دار شما در مقالات اینترنتی و نشریۀ دانشجویی اتان نه برای ما مشخص است و نه برای دیگران مرئی. موضوعی که برای ما این قدر غیر قابل توضیح است، طبیعی است اگر برای خبر رسانی ها و گروه های سیاسی خارج کشوری غیر قابل رویت باشد. تذکرم را تکرار می کنم که اگر هدف تان گرفتن ایرادهای بنی اسرائیلی گرایلویی می باشد (و این ظن با هر مقالۀ چاپی و اینترنتی شما و از جمله همین مقاله بیشتر متقن می شود) حرفی نیست، مهجور شدن روز به روز در دانشگاه و جامعۀ ملتهب ایران دستمزد این کار است. اگر نه دست از این رفتار غیر دوستانه و خود بزرگ بینانه بردارید که بیش از این در چشم دیگران کوچک نشوید.
    در ثانی از شما می خواهم صداقت داشته باشید. در این مقاله به کنایه و تحقیر از اعلام همبستگی {سراسری} دانشجویان با کارگران یاد می کنید، اما آیا خود شما در آن مراسم همین شعار را نمی دادید؟

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.