بین المللی, تیتر۱, سرتیتر

آیا فدراسیون روسیه امپریالیست است؟

iran_russia_china_col


منبع: شبکه همبستگی

تارنگاشت عدالت

سخنان نماینده حزب کمونیست آلمان در ۲۰-مین اجلاس جهانی احزاب کمونیست و کارگری


رفقای گرامی، 

ابتدا مایلم سپاس‌های خود را از سازمان‌دهندگان ۲۰-مین اجلاس جهانی احزاب کمونیست و کارگری- حزب کمونیست یونان- برای دعوت صميمانه آن‌ها ابراز نمایم. حزبی که طی بیش از صد سال حیات خود نشان داده است قادر است تشکیلات خود را زنده و نیرومند نگه دارد. تبریکات ما به حزب کمونیست یونان، چشم به راه صد سال دیگر هستیم!

رفقا،

مبارزه برای صلح مبرم است، اما آن را نمی‌توان از مبارزه برای سوسیالیسم جدا کرد. ما معتقدیم که سیاست آشکارا تجاوزگرانه ناتو (مانورهای نظامی، سیاسی، و تبلیغاتی) هدف محاصره فدراسیون روسیه را دنبال می‌کند. و نتیجتاً، این سیاست یک واکنش به عمل قاطعانه روسیه علیه جنگی است که کشورهای ناتو، عربستان سعودی، و اسرائیل علیه سوریه هدایت می‌کنند. همکاری نظامی دولت سوریه با فدراسیون روسیه جلوی تلاش برای سرنگون کردن دولت مشروع آن کشور را گرفته است. روسیه، البته منافعی را دنبال می‌کند، اما بزرگ‌ترین- و مشروع‌ترین آن‌ها دفاع، امنیت، و یکپارچگی خود آن است.

ما همه می‌دانیم که یکپارچگی دولت‌ها و حاکمیت ملت‌ها حقوق لاینفکی است که منشور سازمان ملل متحد آن‌ها را ارج می‌نهد. در این مرحله از جنگ جهانی امپریالیستی قریب‌الوقوع، یکی از وظایف مشترک ما دفاع از منشور سازمان ملل متحد و محتوای آن است.

به مثابه یک بخش از این سیاست، حزب کمونیست آلمان در اوايل این ماه در شهر کیل، که انقلاب نوامبر سال ۱۹۱۸ از آنجا آغار شد، کنفرانسی برگزار کرد. در این کنفرانس، به نام «دریای بالتیک- دریای صلح» احزاب کمونیست از کشورهای همجوار دریای بالتیک مهمان ما بودند. آلمان قصد دارد طی چند سال آینده بودجه نظامی خود را تقریباً دو برابر کرده به ۷۰‌میلیارد یورو در سال افزایش دهد. جنبش صلح تلاش می‌کند با کارزار «خلع‌سلاج به جای تسلیح دوباره» در برابر این نقشه مقاومت ایجاد نماید. فدراسیون روسیه بسیار بزرگ‌تر در حال حاضر سالانه ۶۹ میلیارد یورو هزینه دفاعی دارد؛ این بدین معنی است که دولت‌های ناتو هفده برابر روسیه در نیروهای نظامی سرمایه‌گذاری می‌کنند. به علاوه، این نابرابری با لغو «معاهده نیروهای اتمی میان‌برد» در تلاش برای به راه انداختن یک مسابقه تسلیحاتی جدید برجسته شده است.

usa_russia1

آن‌هایی که جنگ را تدارک می‌بینند باید نخست دشمن داخلی را نابود کنند؛ بنابراین، تلاش برای غیرقانونی کردن احزاب کمونیست در کشورهای بالتیک، لهستان، و اوکرائین دلیل دیگری است بر اثبات این تدارکات برای تجاوزگری.

هنگامی که ما در اینجا این همه از روسیه صحبت می‌کنیم، مطمئناً باید تأکید نماییم که همه ما می‌دانیم روسیه اکنون یک کشور سرمایه‌داری است. روسیه یک جامعه طبقاتی است با تفاوت‌های عظیم بین ثروتمندان و فقرا، اما براساس تحلیل ما، روسیه یک کشور امپریالیستی نیست. در مورد سوریه و اوکرائین/دون‌باس، سیاست خارجی روسیه به طور عینی ضدامپریالیستی است.

براساس معیار لنین درباره دولت امپریالیستی، ما نمی‌توانیم این فاکت را  کنار بگذاریم که در فدراسیون روسیه صدور سرمایه مهم‌تر از صدور کالا نیست. به گفته لنین، غالب بودن صدور سرمایه یک مشخصه دولت امپریالیستی است. همراه با این ارزیابی وضعیت ویژه و بی‌سابقه کشوری است که هم‌چنان یک قدرت سوسیالیستی سابق است که ارتباطات دفاعی و بین‌المللی خود را دست نخورده نگه داشته یا تجدید کرده است. پس از آن‌که دولت زیاده‌روی‌های اولیگارش‌ها را آهسته کرد و به یک سیاست ملی پیرامون منابع طبیعی بازگشت، اکنون به افزایش اهمیت سیاست خارجی پی برده است- در مورد سوریه، روسیه با جمهوری خلق چین نیز توافق سیاسی دارد. هم‌چنین روابط سیاسی و تجاری احیا شده با کوبا و ویتنام وجود دارد، و تا آنجا که به «بریکس» و «سازمان همکاری شانگهای» مربوط می‌شود به چندجانبه‌گرایی اولویت داده می‌شود.

در دفاع از آن بخش‌هایی از نظم جهانی که در منشور سازمان ملل متحد تعریف شده اند (حق حاکمیت، حکومت بر خود، عدم مداخله، آزادی در انتخاب یک نظام اجتماعی)، لحظات تاکتیکی وجود دارد. این جست‌وجوی دیالکتیک برای یک استراتژی بر اساس این تحلیل قرار دارد که همه دولت‌های سرمایه‌داری به طور خودکار دولت‌های امپریالیستی نیستند. دومنیکو لوسوردو، فیلسوف مارکسیست تازه درگذشته، تأکید می‌کرد بهترین ضدامپریالیست آن نیست که بلندترین فهرست را از دولت‌های امپریالیستی دارد.

ما می‌دانیم که پیرامون این موضوع در میان احزاب کمونیست و کارگری نظرات متفاوت وجود دارد. بنابراین، مهم است که با احترام به یکدیگر این مورد بحث قرار گیرد، زیرا برای جنبش جهانی کمونیستی، مسأله استراتژی- و مهم‌تر از آن، مسأله یک استراتژی مشترک، وظیفه درجه اول است. در عین حال،

ما بر استقلال هر حزب و بر مسؤولیت آن برای سیاست‌ها در کشور خود، و نسبت به طبقه کارگر آن تأکید می‌کنیم. در نتیجه، ما مداخله یا ایده یک مرکز را رد می‌کنیم، و از این فاکت دفاع می‌کنیم که تردید دیالکتیی به وجود آمده به همان اندازه بخشی از فلسفه ماست که پذیرش این‌که جهان قابل شناخت و قابل تغییر است.

رفقای گرامی،

علاوه بر جنگ‌های امپریالیستی و حقوق خلق‌ها، یک موضوع دیگر این ۲۰-مین اجلاس، استثمار و حقوق کارگران، به مثابه وظابف حزب کمونیست، پیشاهنگ طبقه کارگر است. پیشاهنگ بودن فی‌النفسه وجود ندارد، آن‌را باید در مبارزات به دست آورد. رویاروی با يک مبارزه طبقاتی بسیار تهاجمی از جانب ثروتمندان، رویاروی با رسانه‌های عمومی خدمتگزار آن‌ها، رویاروی با «مهاجرین» مورد اتهام از همه طرف، و رویاروی با کمونیسم‌ستیزی که امروز ضددستگاه، تارک‌اندیش و متعصب است، ما از پیشاهنگ طبقه بودن بسیار دور هستیم.

پس اجازه بدهید درباره آنچه که در یکی از ثروتمندترین و توسعه یافته‌ترین کشورها در جهان می‌گذرد، صحبت کنیم.

آلمان اخیراً شاهد اعتصابات در بخش بهداشت، به ویژه در بیمارستان‌ها بوده است. مسؤولیت بیش از حد برای کارکنان بیمارستان‌ها- پرستاران و هم‌چنین پزشکان- دیگر قابل قبول نیست. اعتصابات طولانی بدین معنی بوده است که برای نخستین بار، در مورد تعداد کارکنان، نظر شوراهای کارکنان باید شنیده شود.

آلمان، به مثابه قدرت اقتصادی اصلی اروپا، از نظر نسبت تعداد پرستار به بیمار در رده آخر قرار دارد: به طور متوسط در آلمان هر پرستار از ۱۰٫۳ بیمار مراقبت می‌کند، به عنوان مثال، این نسبت در یونان ۹، در ایرلند ۶، و در نروژ ۳٫۸ است. حزب کمونیست آلمان، بیش از هر حزب دیگری، فعالانه در این اعتراضات شرکت کرد.

یک موضوع دیگر وضعیت مسکن است. اجاره‌ها رو به افزایش دارند، پرداختن اجاره، به ویژه در شهرهای بزرگ، به معنی خطر فقر است. نیمی از مستأجرین یک‌سوم درآمد خود را بابت هزینه‌های اجاره می‌پردازند، این برای طبقات فقیر‌تر نیمی از درآمد آن‌ها را تشکیل می‌دهد. این بر خانواده‌های تک‌سرپرست، بازنشستگان، و مهاجرین بیش‌ترین تأثیر را دارد. شمار هر چه بیش‌تری از مردم قادر به پرداختن اجاره خود نیستند و مسکن خود را از دست می‌دهند. تنها در برلین، هر روز ۸۰ تخلیه اجباری وجود دارد. در برلین ۳۰ هزار نفر بی‌خانمان، و در آلمان ۸۰۰ هزار بی‌خانمان وجود دارد. با مشارکت حزب ما مقاومت در برابر تخلیه وجود دارد. علیه این سیاست که به سود بانک‌ها و شرکت‌ها است اتحادهایی تشکیل شده، که هزاران نفر در تظاهرات آن‌ها شرکت می‌کنند. حزب کمونیست آلمان خواهان ایجاد مسکن شورایی با اجاره قابل پرداخت، محدودیت بر اجاره، و منع تخلیه‌های اجباری است.


http://www.solidnet.org/article/20-IMCWP-Written-Contribution-of-German-CP/

۱ دیدگاه

  1. طاهره سلحشور says

    مطلبی بسیار ساده و روان. به نظر منهم روسیه کشوریست سرمایه داری و نه امپریالیستی و دلایل ان، بجز ان مواردی که بدرستی در مقاله امده، روسیه کشوری را اشغال نکرده، فرهنگی را نابود نکرده، مردمی را به استثمار نکشیده و بعد از ان به حال خود رها نکرده.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.