اخبار ویژه

پشت ظاهر زیبای واشنگتن‌پست جنگ و خونریزی خوابیده است

روزنامه واشنگتن پست نوشت:آمریکا در حالی رشد و پیشرفت نظامی خود را با توهم داشتن’قدرت برتر نظامی در جهان› متوقف کرده که قدرت نظامی این کشور شکست ناپذیر نیست.

تارنمای این روزنامه آمریکایی در نوشتاری تحلیلی به قلم ‹ رابرت جی. ساموئلسون› افزوده است: قدرت نظامی آمریکا شکست ناپذیر نیست و مهم ترین حکایتی که این روزها در واشنگتن بر سر زبان هاست؛ موضوع ‹از دست رفتن قدرت نظامی آمریکا’ست که رشته رخدادهای این روزهای واشنگتن و تصمیم های گرفته شده، آن را مطرح کرده است.
‹جیمز متیس› وزیر دفاع آمریکا در پی تصمیم دونالد ترامپ رئیس جمهوری این کشور برای بیرون بردن همه نیروهایش از سوریه و نیمی از نظامیان آمریکایی از افغانستان، از مقام خود کناره گیری می کند. اما در بیرون از مرزهای ایالات متحده هم کره شمالی اعلام می کند که بالا بروید، پایین بیاید ما در نهایت امر همه سلاح های هسته ای خود را حفظ خواهیم کرد. چینی ها هم کمافی السابق متهمند که به طور گسترده رایانه های آمریکا را هک می کنند.
به نوشته واشنگتن پست؛ بعد از پایان جنگ سرد؛ هیچکس در جهان تردید نداشت که آمریکا؛ قدرت بلامنازع نظامی دنیاست و هیچ کشوری توان برابری با بنیه نظامی و راهبری تکنولوژیک آن را ندارد.
سالیان مدید است که دستگاه نظامی آمریکا برآورد می کند که برنامه نوسازی بنیه دفاعی کشورهای روسیه و چین و همچنین پیشرفت های نظامی ایران و کره شمالی، این تهدید را در پی دارد که بالاخره روزی روی دست توانمندی های نظامی آمریکا بلند می شوند.
دستگاه نظامی آمریکا در دفاع از اهداف بین المللی این کشور دو وظیفه اصلی را دنبال می کند:
نخست؛ جلوگیری از تجاوز به خاک این کشور و در معرض خطر قرار گرفتن منافع آن است. این دشمنان بالقوه؛ ابدا خود را ضعیف نمی شمارند و معتقدند که احتمال غلبه آنان بر توان نظامی آمریکا بالاست.
دوم؛ برای حفاظت از همین منافع باید جنگید و پیروز شد.
در هر دو حالت، مسیر حرکت دستگاه نظامی آمریکا در سراشیبی رو به پایین است.
بد نیست شکاکان نیم نگاهی به فرازهایی از گزارش اخیر ‹کمیسیون راهبرد دفاع ملی› بیندازند که به تازگی در کنگره تشکیل شده است و گروهی از متخصصان شئون غیرنظامی و افسران بازنشسته ارتش آن را تهیه کرده اند:
– روسیه و چین دارای توانمندی؛ موشک های نقطه زن، دفاع هوایی یکپارچه، موشک های کروز و بالستیک، جنگ افزار سایبری پیشرفته و توانمندی ضد موشکی هستند.
– اگر آمریکا ناگزیر باشد در حوزه ‹بالتیک› (شرق اروپا) با روسیه و یا بر سر تایوان با چین بجنگد؛ آنگاه متحمل یک شکست قاطع نظامی خواهد شد.
– آمریکا در حوزه امنیت ملی به وضع بحرانی تمام عیار رسیده است.
– برتری قدرت هوایی یعنی توانمندی که آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم در اختیار داشت، دیگر تضمین شده نیست. بنا براین اگر آمریکا تسلطی بر آسمان ها نداشته باشد، کشتی ها و نظامیان آن به شدت آسیب پذیر خواهند بود.
این ضعف و فروافتادن قدرت نظامی آمریکا، دستکم سه علت دارد که ما فقط می توانیم دو مورد آن را برطرف کنیم؛
علت اول؛ این است که کشورهای دیگر هم به فکر بالا بردن توان نظامی خود افتاده اند.
علت دوم؛ ماهیت متغیر بودن میدان جنگ است. امروز میدان جنگ؛ فقط نظامی نیست، بلکه حوزه های سایبری و سایر فناوری های جدید مانند ماهواره های مخابراتی و امثالهم نیز در طول این سال ها پیشرفت شگرفی داشته است.
علت سوم؛ کاهش نابخردانه بودجه و هزینه های دفاعی آمریکاست.
این مورد سوم؛ دست خود ما (آمریکا)ست و می توانیم این مشکل را از میان برداریم.
هزینه های دفاعی ایالات متحده بین سال های2010 تا 2015 به میزان 26 درصد کاهش داشت و از 794 میلیارد دلار (بر اساس ارزش دلار مطابق با نرخ تورم 2018) به 588 میلیارد دلار تقلیل یافت. هزینه نظامی آمریکا به استثنای هزینه های جنگ های عراق و افغانستان در همین دوره با 12 درصد کاهش از 612 میلیارد دلار به 541 میلیارد دلار رسیده است.
دیگر آن دوره در دولت آمریکا به سر آمده است که ‹پنتاگون› همواره نیروی هدایت کننده تنظیم بودجه فدرال بود. امور دفاعی در سال 1960میلادی 52 درصد کل مخارج فدرال را به خود اختصاص می داد که معادل 9 درصد مجموعه فعالیت اقتصادی یا همان تولید ناخالص داخلی بود، اما در سال 2017 میلادی 15 درصد کل مخارج فدرال و سه درصد تولید ناخالص داخلی را نصیب خود ساخت.
در حقیقت، هزینه های نظامی فقط با هزینه های رفاهی مانند تامین اجتماعی، بیمه های درمانی؛ دارو و درمان و سبد کالاهای غذایی و امثالهم قابل مقایسه است که در مجموع به زحمت 70 درصد از کل مخارج بودجه را نصیب خود می سازد.
واشنگتن پست می افزاید: پنتاگون دارد بدجوی می بازد، زیرا بیشتر رای دهندگان آمریکایی موافقند که دولت عمدتا در امور رفاهی هزینه کند و شمار اندکی از آنان موافق بیشتر شدن بودجه دفاعی اند. رای دهندگان می گویند که آمریکا هم اکنون بزرگ ترین قدرت نظامی جهان است و دولت باید بودجه اش را عمدتا صرف امور رفاهی مردم کند.
این منطق یعنی اینکه واشنگتن باید در امور دفاعی بی حرکت و منفعل بماند. اما این استدلال، غافل از درک این حقیقت است که فلسفه تسلط و برتری نظامی آمریکا از مدت ها پیش به طرز چشمگیری کمرنگ شده و در حالی که آمریکا پیشرفت بنیه نظامی خود را متوقف کرده است، دشمنان بالقوه اش خود را مسلح می کنند.
‹کمیسیون بررسی امور اقتصادی- امنیتی آمریکا – چین› که گروه تازه تاسیس دیگری در کنگره است، گزارش می دهد که چین اخیرا جت های جدید جنگنده رادارگریز با نام ‹J-20› و موشک های بالستیک و کروز را که تولیدشان رو به رشد است، بر فهرست جنگ افزارهای جدید خود افزوده است و با این توانایی تازه موشکی می تواند پایگاه های آمریکا و شناورهای سطحی و همچنین ناوهای هوایپمابر آمریکا را هدف قرار بدهد.
روسیه هم هفته پیش مدعی شد که موشک های ماوراء صوت قابل پرتاب از روی عرشه کشتی را با حداکثر سرعت هشت برابر سرعت صوت، با موفقیت آزمایش کرده است. تصور بر این است که آمریکا توان دفاع در برابر این موشک ها را نداشته باشد.
به خوبی می توان این مقطع از تاریخ را با دوره قبل از آغاز جنگ دوم جهانی دمقایسه کرد که در آن هنگام؛ کشورهای انگلیس، فرانسه و آمریکا به ‹آدولف هیتلر› اجازه دادند با تسلیح آلمان برای یک بار دیگر، توازن قدرت را در جهان تغییر دهد. این آرامش توهم برانگیز متفقین؛ ‹جان اف کندی› را برانگیخت تا کتابی تحت عنوان ‹چرا انگلستان خوابش برد؟› بنویسد.
هدف از این سطور؛ فراخوان جنگ نیست، بلکه فراخوانی است به اینکه به خودمان ضربه نزنیم. آمریکا باید روند کاهش هزینه های نظامی اش را به خصوص در بخش پژوهش و جنگ سایبری، همین جا متوقف کند ولو آنکه این جنگ؛ میدان رزم تشخیص داده نشود و همچنین باید به تعهداتش پایبند بماند.
خروج ناگهانی از سوریه؛ بی اعتبار کردن کلام خود ماست و لازم است که ائتلاف هایمان را ترمیم کنیم.
در دنیای امروز؛ میادین جنگ تغییر کرده اند و ما هم باید همسو با آن تغییر کنیم، وگرنه ناخواسته به ورطه نبرد بزرگی خواهیم افتاد که پیروزی ر آن ناممکن خواهد بود.
یقینا ما لازم نداریم کتابی تحت عنوان ‹چرا آمریکا خوابش برد؟› نوشته شود.