تاریخی, سرتیتر

چشم در برابر چشم – احمد پوری

Ahmad_Pouri_K«یک مرد فلسطینی و یک سرباز اسرائیلی در حالی که از خشم برآشفته‌اند، به جدل با یکدیگر می‌پردازند. سبب این درگیری لفظی دستور دولت اسرائیل مبنی بر بستن یک مدرسه فلسطینی است که در نزدیکی نابلس در کرانه باختری قرار دارد. هر دو این مردان به طور نمادین معرف رهبران سیاسی خود هستند، با شعار: به‌هیچ وجه عقب‌نشینی نکنید و به هیچ سازشی هم تن ندهید. » رادیو دویچه وله فارسی ( 1 )
بعد از خواندن این «خبر» بی اختیار به نوشتن یادداشت زیر پرداختم…
رسانه های رسمی حاکم بر جهان با روشهای زیبا و هوشمندانه اینگونه از توده ها مغزشویی می کنند!… ظاهرا بگونه ای کاملا بی طرفانه در باره هر دو طرف یک واقعیت گزارش می دهند!… ولی واقعیتی که بسیار هنرمندانه در آن زیر پنهان می شود این استکه این دو طرف معادله مطلقا در یک موقعیت سیاسی و اقتصادی و نظامی مساوی قرار ندارند و هر دو برخلاف نظر نویسنده نه معرف نمادین رهبران سیاسی خود هستند و نه به یک میزان از دستور رهبران خود اطاعت می کنند!

برای درک ابعاد و عمق نابرابری موجود در این عکس با یک مثال مسئله را روشن می کنم.
فرض کنید که در این عکس بجای سرباز اسرائیلی یکی از نیروهای سرکوب جهوری اسلامی است و در مقابل او بحای یک فلسطینی یکی از کارگران بجان آمده از فقر و تهیدستی و سرکوب و … مثلا اسماعیل بخشی قرار دارد و عکاسی به موقع این لحظه تاریخی را ثبت کرده است!…
آنچه که بعد از ثبت این عکس اتفاق می افتد این استکه امثال اسماعیل بخشی ها را به زندان می برند و بدست شکنجه گران آدم خوار می دهند تا زیر شکنجه های وحشیانه قرون وسطائی او را ویران کنند تا دگر بار در مقابل سربازان ولایت فقیه نه ایستد و برای سایر تهیدستان ستمدیده ایران نمونه از انسان متعهد و انقلابی نباشد!
ارزش هر مبارزه و مبارزی را علیرغم همه افت و خیزها باید در بعد تاریخی و استراتژیک آن دوره بررسی کرد… جنایتکاران حاکم حتی اگر به ویران کردن اسماعیل بخشی ها در زیرشکنجه های هایی که قابل توصیف نیست، موفق شوند، آنها در همان دورانی که جرئت کردند قدم در راه های ناهموار بگذارند و تداوم مبارزه و مقاومت توده ها را به اوجهای ناشناخته ارتقاء دهند، برای همیشه بعنوان یکی از نمادهای مقاومت و قهرمانی توده های ستمدیده باقی خواهند ماند!…
ویران شدن جسم و روح زندانی انقلابی معتبر ترین سند اثبات دو حقیقت مهم است:
یک: ابعاد ویرانی جسمی و روحی زندانی بیانگر ابعاد مقاومت زندانی است، وگرنه کار به این جا نمی کشید!…
دو: اثبات تروریسم بی کران و بی مرز طبقه حاکم در مقابل دگراندیشان است. نظامهای توتالیتر بجای اصلاح نظام با ترور روحی و جسمی مخالفان و درگراندیشان در توهم تحکیم پایه های لرزان حکومتی هستند که بر دریایی از بی عدالتی و جنایت استوار است!…
در چنین نظامی چشم در چشم دشمن دوختن، و از منافع توده های تهیدست دفاع کردن، بنیاد کاخ ستم را به لرزه می افکند. بی جهت نیست که پرونده چنین انسانهایی به سرعت به پرونده امنیتی نظام تبدیل می شود!…

اکنون یکبار دیگر به آن تصویر چشم در برابر چشم نگاه کنید.
در این عکس فقط چشم در برابر چشم نیست! … یک قربانی نظام از شدت سرکوب و ستم با دستهایی خالی از سلاح در مقابل نماد ارتش مسلح و نیروهای سرکوب دشمن قیام کرده و می داند که به کسی جز خود و معدودی همسرنوشتان تهیدستش نمی تواند تکیه کند… با این همه در این نبرد نابرابر در راه خلقش و آرمانش جانش را کف دستش گرفته به میدان آمده است!…

«نظر به اینکه دیگر
نمیخواهیم بنده باشیم
قانون شما در آینده باطل است …
تهدید میکنید ما را
تصمیم ما بر این ست
کز زندگانی بد
بیشتر از مرگ بترسیم!» … برتولت برشت

ملاحظه می فرمائید که در پشت بظاهر برابر این عکس چه دریایی از نابرابری موج می زند! قدرت و شهامت یکی از تمام دستگاه سرکوب دولت تا دندان مسلح و جنایتکار بر می خیزد و قدرت و شهامت دیگری از شدت فقر و ستم و بی پناهی که بر او خانواده اش و سایر همسرنوشتانش از طرف نظام حاکم تحمیل شده! یکی همچون آرش کمانگیر جانش را فدای آرمان و خلقش می کند تا تیرش را از قله دماوند به جیحون زندگی بیندازد و دامنه زندگی انسانی ما را گسترش دهد!
دیگری جزئی از نیروهای سرکوب است که بدستور رهبرش و با تکیه بر تمام نیروهای سرکوب دولتی در مقابل عدالتخواهی یک قربانی نظام ایستاده است!…
یکطرف با فلاخن، یعنی تکنولوژی عصر حجر به میدان آمده، طرف دیگر با مدرنترین موشکها و بمب افکنهای تاریخ بشریت! کاربرد واژه جنگ برای توصیف این میدان نوعی جنایت جنگی است! اینجا جنگی در کار نیست! قصابی یکطرفه بر میدان حاکم است! چگونه می توان مدعی شد که هر دو طرف جنگ به همدیگر ضربه می زنند؟!… چگونه می توان کودک دو ساله ای را به رینگ بکس قهرمان جهان فرستاد و دم از مسابقه دو هماورد و بوکسور جدی زد؟…
اکنون می توان فهمید که جمله، » هر دو این مردان به طور نمادین معرف رهبران سیاسی خود هستند، با شعار: به‌هیچ وجه عقب‌نشینی نکنید و به هیچ سازشی هم تن ندهید. » چقدر بی شرمانه واقعیت را نفی و از توده ها مغز شویی می کند!
آنها بطور داوطلبانه و از روی میل و اختیار به لجبازی با همدیگر در شرایط مساوی نپرداخته اند! یکی را ضرورت دفاع از منافع طبقه حاکم به میدان فرستاده و دولت با تمام امکاناتش در پشت او ایستاده.
دیگری را ضرورت دفاع از حق زندگی و نمردن کودکانش از فقر و بی عدالتی و سرکوب وادار به قیام کرده است!
زمانیکه از این منظر به این صحنه نگاه کنید ابعاد شهامت آن انسان سرکوب شده در مقابل تمامی قدرت سرکوب طبقه حاکم را ملاحظه خواهید فرمود!… پرواضح است که انسانهای عدالت خواه، شهامت امثال اسماعیل بخشی ها و یا این فلسطینی را در رویارویی با دستگاه سرکوب طبقه حاکم به مثابه الگویی مثبت و نمادین گرامی خواهند داشت!…

GettyImages-1076614034-640x419

یک نمونه دیگر از بی بی سی فارسی و پرسش «هنرمندانه» خانم فرناز قاضی زاده
علی هندسی در آنالیز علل شکست بیست و چهارمین کنفرانس سازمان ملل برای نجات بشریت و تغییرات آب و هوا و آلودگی زیست محیط، از نئولیبرالیسم و سرمایه داران و قدرتهای پلید پشت پرده صحبت کرد. او گفت: » در این کنفرانس یک محور پلیدکاری بوجود آمده متشکل از امریکا و عربستان سعودی و کویت و یک سری کشورهای دیگر… اینها سیاستشون این استکه در این کنفرانستها کارشکنی کنند و چوب لای چرخ بگذارند. به خاطر اینکه اینها از یک سری منافع پشت پرده ای دفاع می کنند که به ضرر بشریت و جهان است و فقط به نفع سرمایه داران و سهامداران یک سری کلان شرکتهای انرژی و نفتی و ذغال سنگی هستند! … » ( 2 )

خانم فرناز قاضی زاده جهت خنثی کردن حرفهای او می گوید: » مثلا در فرانسه هنوز جلیقه زردها در خیابان هستند… این جنبش در اعتراض به قیمت بالارفتن سوخت شروع شد … آقای مکرون می گوید بالا رفتن قیمت سوخت لازم است برای اینکه بتوانیم سرمایه گذاری کنیم در انرژی های سالم! ولی مردم فرانسه ظاهرا اینرا نمی پذیرند! اینها عضو جماعت پولدار نیستند و بخاطر منافع پشت پرده نیست، یک سری آدم عادی هستند. آیا فکر نمی کنید که جهان هنوز آماده نیست برای چنین برخوردی؟ … در امریکا هم کارگرانی که در معادن ذغال سنگ کار می کنند مخالف این سیاستها هستند… » ( 3 )

ببینید در این سئوال بظاهر معصومانه و بی طرف خانم قاضی زاده می خواهد طرف دیگر قضیه یعنی حسن نیت رهبران نئولیبرال نظام سرمایه داری را در حمایت از زیست محیط تمیز و حماقت و کوته نظری توده ها را در رد زیست محیط تمیز نشان دهد!
دقیقا همین کار را دیشب در اخبار سراسری هلند را تکرار کردند. خبرنگار در باره شکست کنفرانس سازمان ملل و مشکل بودن رسیدن به اهداف تعیین شده در توافق پاریس با زیرکی خاصی از تلاشهای دولت و عدم آمادگی توده ها حرف زد!…
در چنین مواقعی این گونه خبرنگاران «خلاق» که توسط طبقه حاکم برای مدت معینی و به مبلغ معینی کرایه شده اند، بدنبال مثالهای مطلوب می گردند. به اصطلاح بطور تصادفی از مردم در خیابانها یا پمپ بنزین ها در باره امکان تعویض ماشین های بنزینی با ماشین های برقی سئوال می کنند…از بین صدها جواب یکی را که دقیقا با هدف آنها منطبق است انتخاب می کنند… خبرنگار هلندی خانمی را نشان داد که داشت ماشینش را بنزین می زد و در جواب سئوال خبرنگار گفت: » من اول به کیف پولم نگاه می کنم سپس نوع ماشین برقی یا بنزینی را انتخاب می کنم!» یعنی این توده ها هستند که بیشتر به فکر پول کیفشان هستند تا بفکر زیست محیط تمیز!…
ملاحظه می فرمائید که این گونه گزارشدهی «خلاق»، تصادفی نیست و در همه جا تکرار می شود!…
جالب اینجاست که در همین برنامه بی بی سی آقای علی هندسی می گوید: » طبق گزارش صندوق بین المللی پول یا آی – ام – اف شرکتهای سوختهای فسیلی در هر ثانیه 15 میلیون دلار از دولتهای دنیا سوبسید و یارانه می گیرند!» ( 4 )
خانم فرناز قاضی زاده پرواضح است که درجا اینگونه اسناد ومدارک و ارقام نجومی را فراموش می کند! اصلا بفکرش خطور نمی کند با پرسشهای بهتر در این زمینه سرمایه داران پلیدی را که به خاطر حفظ منافع 1%ها و غارت ثروتهای بشریت، آگاهانه برای کارشکنی به این کنفرانس آمده اند افشا کند!…
ایشان از شنیدن ارقام نجومی یارانه شرکتهای سوختهای آلاینده فسیلی در جهان، شوک نمی شوند که هیچ حتی یک محاسبه ساده را فراموش می کند!… 15 میلیون دلار در ثانیه یعنی 900 میلیون دلار در هر دقیقه یا 56 میلیارد دلار در هر ساعت و در هر شبانه روز یک تریلیارد و 296 میلیارد دلار شرکتهای مذکور سوبسید و یارانه می گیرند!
چگونه ممکن است که ایشان از طرح این سئوال بینهایت ساده که خلاقیت هم لازم ندارد عاجز باشند؟ اگر دولتها بجای اینکه به تولید کنندگان سوختهای فسیلی و آلاینده در هر دقیقه 900 میلیون دلار یارانه بدهند، آنرا قطع کنند و به تولید کنندگان و مصرف کنندگان انرژی پاک بدهند چقدر راحت مردم به سمت مصرف انرژی پاک روی آور می شوند؟!…
خانم قاضی زاده یادش می رود که بپرسد چگونه دولتهای نئولیبرال کادو های بخشش مالیاتی میلیاردی به شرکتهای چند ملیتی می دهند و هزینه آنرا با بالا بردن مالیات مردم معمولی از جیب توده های فقیر و محروم بدست می آورند!… مکرون نماینده نئولیبرالها و 1%های حاکم است نه نماینده توده های فقیری که هر روز فقیرتر می شوند!… معلوم است که این توده های فقیر علیه بالارفتن مالیاتها و قیمتها به پا می خیزند!…
در مورد مثال کارگران معادن ذغال سنگ امریکا هم ایشان نتیجه نمی گیرند که فاشیسم رشدیابنده در جامعه نتیجه سیاستهای فاشیستی دولتهاست نه برعکس! انگار ایشان بطور ضمنی می گویند که امثال ترامپ بهترین نماینده اینگونه کارگران هستند!… یادمان نرود که فرهنگ هر جامعه ای فرهنگ طبقه حاکم است!… سیاستهای فاشیستی از هرازان کانال توده ها را به سمت فاشیسم هدایت می کند، سپس رهبران فاشیست مدعی می شوند که بهتر از همه به حرفهای توده ها گوش می کنند و نماینده واقعی توده ها آنها هستند!…
مارک روته نخست وزیر هلند از حزب لیبرال در دولت قبلی 5.6 میلیارد یورو به شرکتهای چند ملیتی بخشش مالیاتی داد! در دولت فعلی هم که مارک روته دوباره نخست وزیر است 2 میلیارد یورو به شرکتهای چندملیتی هلندی کادو بخشش مالیاتی داد! علیرغم اینکه بشدت از طرف توده ها و احزاب مترقی مورد اعتراض واقع شد و در پارلمان هلند نتوانست کوچکترین دلیل منطقی بر این تصمیم ارائه کند… از سیاست بخشش پول یعنی دزدی قانونی به نفع سرمایه داران عقب نشینی نکرد!… در اخبار سراسری دیروز هلند می گفت که از سال جدید میلادی دولت سه درصد مالیاتها را برای مردم معمولی بالا می برد!… نتیجه منطقی اینگونه سیاستهای نئولیبرالی را مردم هلند از ماه دیگر در جیب های خالی و سفره خالی خود احساس خواهند کرد!
پیامد دزدی قانونی شرکتهای چندملیتی با همکاری دولت از جیب توده ها در چند ماه آینده در جنبش هایی مانند جلیقه زردهای فرانسه، در میادین عمومی خود را نشان خواهد داد!…
هفتاد سال بعد از جنگ جهانی دوم شب و روز جهت مغزشویی از توده ها تبلیغات کردند و مدعی شدند: جنگ طبقاتی و جامعه طبقاتی توهم و هزیان بیمارگونه ای بیش نیست!… بکمک آکادمسین هایی که برای نجات نظام سرمایه داری کرایه شده بودند با ترویج پست مدرنیسم مدعی شدند: » دوران فرا روایتها بسر رسیده است!»… تلاش می کردند با تولید انبوه تئوریهای پست مدرنیستی و نئولیبرالی توسط دانشمندان و آکادمسین های کرایه شده، واقعیات را مثله، یا پنهان کنند!
امروز آن «توهم» و «فراروایت» حتی در مرکز کشورهای مرفه امپریالیستی خود را در صف اول هر قیام توده ای نشان می هد!… شکاف هردم فزاینده فقر و ثروت در جهان ضرورت انکار ناپذیر مبارزه طبقاتی را حتی در مرفه ترین کشورهای سرمایه داری نشان می دهد!…
در مجارستان قیام توده ها علیه دولت نئوفاشیستی اروبان و قوانین کار برده وار شروع شده است!… توده ها فهمیده اند که فاشیستها با شعار تغییر رادیکال به میدان می آیند ولی بطور رادیکال شرایط را به نفع میلیاردرها تغییر می دهند نه قربانیان و فقرا!… این تجربه در تمام کشورهای سرمایه داری تکرار می شود!…
چرا در همه کشورهای سرمایه داری بجای بالابردن مالیات بر درآمد میلیاردرها، مسابقه در دادان انواع و اقسام کادوهای مشوق و بخشش مالیاتی است؟ چرا از میلیاردرها صرفه جویی نمی کنند؟
اهمیت رسانه ها برای سرکوب نرم و دستکاری اذهان توده ها برای طبقه حاکم کمتر از کاربرد پیشرفته ترین سلاح و بمب افکن ها نیست!… اینگونه خبرنگاران بی جهت کرایه نشده اند! در واقع سلاح نرم و سرد مکمل همدیگر برای تسلیم و کنترل توده های قربانی نظامهای سرکوبگر و ناعادلانه است…
در میدان نابرابر مبارزه طبقاتی بهتر است به همدیگر کمک کنیم تا هوشیاری واقعی انقلابی را در جامعه تقویت کنیم … و در پشت خیلی از عکس ها و واقعیات بظاهر طبیعی آنچه را که غیر طبیعی است به ببنیم! بکمک همدیگر به ارتقاء آگاهی و هشیاری توده ها و مقاومت خلاق در برابر دشمن دامن بزنیم…

برتولت برشت در این زمینه شعر بی نظیری دارد:

«خوب بنگرید که چه می کنند:
رفتارشان به چشم هایتان عادی می نماید, ناهنجار اش بیابید;
… … …
به التماس از شما می خواهیم , در برابر حوادث هر روزه
نگویید: «طبیعی است.»
در عصری که آشفتگی فرمانروا و خون فشان است,
در عصری که امر به آشوب می کنند,
در عصری که خودکامگی قدرت قانون به خود می گیرد,
در عصری که انسانیت ترک مردمی می گوید…
هرگز نگویید :«طبیعی است»,
تا هیچ چیز, تغییر ناپذیر شمرده نشود…»

برای ساختن جهانی دیگر و انسانی تر قبل از هر چیز درک درست از آن روند تاریخی ضروریست که ما را به این نقطه بحرانی رسانده است. بدون ارتقاء آگاهی توده ها از مضرات ساختاری نظامهای سرمایه داری امکان تغییر سیستم و رفتن بسوی جهانی انسانی تر غیرممکن خواهد شد!…
هلندیها ضرب المثل جالبی دارند که می گویند: تا زمانیکه شیر آب باز است نمی توان با دستمال زمین را خشک نگهداشت!
بهتر است بفکر تغییر سیستم و بستن شیر آب حسابهای بانکی میلیاردرهای غارتگر باشیم!…

با احترام،
احمد پوری (هلند) 22 – 12 – 2018

منابع:
( 1 ) تصاویری از رخدادهای سال ۲۰۱۸ میلادی

https://www.dw.com/…/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB…/g-46825213

( 2 ) دقیقه 47 برنامه شصت‌دقیقه یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷

https://www.youtube.com/watch?v=pTnc-5U7AbQ

( 3 ) دقیقه 48 همان ویدئو: برنامه شصت‌دقیقه یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷
( 4 ) دقیقه 53 همان ویدئو: برنامه شصت‌دقیقه یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷