سرتیتر

به مناسبت صدمین سال بنیاد گذاری حزب کمونیست یونان – گیورگوس ماریوس – هاتف رحمانی

kke_0_21018_col


به مناسبت صدمین سال بنیاد گذاری حزب کمونیست یونان

حزب کمونیست یونان ، سیاست های پارلمانی و حزب کمونیست :حوزه های انتخاباتی ، تجارب و درس هایی از یونان وحزب کمونیست یونان

گیورگوس ماریوس – برگردان : هاتف رحمانی


 مایلیم از حزب کمونیست افریقای جنوبی به خاطر دادن فرصت برای درمیان گذاشتن عناصر بنیادی تجربه حزب کمونیست یونان با رفقای خود تشکر کنیم . به نظر ما تبادل نظر در موضوع مبارزه طبقاتی و جنبش کمونیستی دانش و تجربه ما را ارتقا می دهد.

پیش در آمد

حزب کمونیست یونان به مثابه حزب طبقه کارگر یک قرن پیش ، در نوامبر 1918 ، در نتیجه ظهور جنبش کارگری با کمونیسم علمی تخت تاثیر تعیین کننده انقلاب سوسیالیستی اکتبر بنیان گذاشته شد .

حزب در دهه های 1920و1930 اولین گام های خود را بر می داشت ، در عین حال هم زمان در خط مقدم مبارزه مردم بود . حزب در سال های 1925 و 1936 با سرکوب دولت بورژوایی، با شرایط دشوار غیر فانونی شدن و زندان و تبعید رو در رو شد .

در زمان جنگ جهانی دوم در چارچوب مبارزه برای رهایی ، حزب نقش برجسته ای در پایه گذاری جبهه رهایی ملی و ارتش رهایی خلق یونان ایفا کرد که بخش بزرگی از کشور را از اشغال نیروهای نازی آزاد کرد که سلول های  قدرت خلق ، رزمنده خلق ، عدالت خلق ، دولت محلی و غیره را شکل داد.

به دنبال سرنگونی ماشین جنگ المان و رهایی کشور ، حزب به خاطر راهبرد اشتباه خود، به سمت کسب قدرت دولتی حرکت نکرد . بر عکس ، در تله تلاش برای تضمین رشد آرام دموکراسی افتاد و موافقت نامه هایی با نیروهای بورژوایی امضا کرد ، در سپتامبر 1944 با 6 وزیر در دولت بورژوایی شرکت کرد و در فوریه 1945 سلاح های خود را تسلیم کرد.

به عبارت دیگر ، حزب ما نتوانست از وضعیت انقلابی که در پایان سال 1944 ایجاد و در 1946 بعد از دوره ای نزول پایان یافت استفاده نماید .

تحت شرایط سرکوب شدید در سال 1946، حزب ما جنگ چریکی را آغاز کرد. ارتش دموکراتیک یونان را که قهرمانانه به مدت سه سال رزمید تاسیس کرد ، مبارزه ای که جنبش قهرمانی مبارزه طبقاتی در یونان را تشکیل می دهد. درجنگ داخلی طبقه بورژوا که از سوی امپریالیسم بریتانیا و امریکا حمایت می شد پیروز شد و در سال 1949 ، رزمنده های ارتش دموکراتیک یونان به کشورهای سوسیالیستی مهاجرت کردند.

هزار ها کمونیست مانده در میدان های جنگ ، با جوخه های آتش بورژوازی اعدام ، هزاران نفر زندانی و تبعید شدند. حزب کمونیست یونان از سال 1947 تا 1974 غیر قانونی اعلام شد. این دوران طولانی ترین دوران غیر قانونی بودن برای حزب ما بود .

پس از جنگ داخلی و تحت شرایط دشوار غیر قانونی بودن ، حزب سازمان های قانونی خود را حفظ کرد . هم زمان ، پس از سال 1951، حزب در داخل صفوف ائتلاف » اتحاد چپ دموکراتیک» ، ائتلافی با یک برنامه سوسیال دموکراتیک که متشکل از نیروهای کمونیست و دموکرات بود فعالیت می کرد. با وجود مبارزه برای منافع زحمتکشان، اتحاد چپ دموکراتیک ثابت کرد عرصه ای برای تغذیه مواضع اپورتونیستی و توهمات است .

در 1958 ، رهبری حزب تصمیم به انحلال سازمان های حزب و الحاق به اتحاد چپ دموکراتیک گرفت که در انتخابات شرکت و در سال 1958 جایگاه دوم را با 24 درصد آرا کسب کرد .

انحلال سازمان های حزبی اشتباه مرگ بار حزب بود که به صورت منفی روی استقلال سازمانی ، ایدئولوژیکی و سیاسی حزب تاثیر گذاشت .

توهم پارلمانی بیشترپرورش یافته بود و حزب با نیروهای سوسیال دموکرات بورژوازی «مرکز» همکاری کرد ، به همین خاطر نیروهای آن ، زمانی که دیکتاتوری نظامی در اوریل سال 1967 در یونان برقرار شد آمادگی نداشتند. با این حال کمونیست ها با فعالیت غیر قانونی نقش برجسته ای در مبارزه علیه دیکتاتوری ایفا کردند و افراد زیادی زندانی و تبعید شدند.

در دهه 1960 اپورتونیسم در داخل حزب تقویت و به تقابل ایدئولوژیک سیاسی –  شدیدی منجر شد. در سال 1968 ، پس از نبردی دشوار در دوازدهمین نشست سالانه کمیته مرکزی ، در شرایط غیر قانونی ، گروه اپورتونیست های دست راستی شکست خوردند و حزب دچار انشعاب شد .

حزب روی پاهای خود ایستاد و به مبارزه اش ادامه داد . پس از سقوط دیکتاتوری در جولای 1974 ، قانونی بودن خود را به صورت مشروط تحمیل کرد .

دهه 1980 با توسعه سازمان های حزبی که در دوران دیکتاتوری و نیز با تاسیس حزب کمونیست یونان در 1968 باز سازی و توسعه یافته بود مشخص می شود. کمونیست ها مواضع زیادی را در جنبش اتحادیه های کارگری به دست آوردند و نفش برجسته ای در مبارزه طبقاتی ایفا کردند.

در دورانی که نشانه های ضد انقلاب و سرنگونی سوسیالیسم آشکار شده بود ، حزب کمونیست یونان با نیروهای اپورتونیستی که در سال 1968 از حزب اخراج شده بودند و نیز نیروهای سوسیال دموکرات همکاری کرد . حزب ائتلاف به اصطلاح چپ و ترقی ، خلف سیریزا را بنیان گذاشت که اکنون حزب حاکم در کشور ماست .

این تحول به ظهور موج جدیدی از اپورتونیسم میدان داد. موجودیت حزب کمونیست یونان با مشخص شدن ضد انقلاب و سرنگونی سوسیالیسم در اتحاد شوروی و دیگر کشور های سوسیالیستی در خطر بود. کمونیست ها مشکل را در کنگره سیزدهم حزب در سال 1991 حل کردند. در کنگره حزب تصمیم به خارج کردن نیروهای خود از ائتلاف گرفت ، صفوف خود را پاک سازی کرد و به سمت تعهد به نغییر انقلابی مبتنی بر مارکسیسم – لنینیسم حرکت کرد .

  مطالعه تاریخ حزب کمونیست یونان در این دوران در گرفتن استنتاج های علمی به ما کمک کرد .

نخست ، نیاز به راهبرد (استراتژی) انقلابی ، که باید با مشخصه دوران ما ، دوران گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم هم خوان باشد .

دوم ، آماده کردن چند وجهی ایدئولوژیک – سیاسی حزب در راستای برخورد با شرایط پیچیده ناشی از مبارزه طبقاتی ، نیاز به رد توهم پارلمانی و کاربست وضعیت انقلابی برای انقلاب سوسیالیستی و مبارزه برای قدرت طبقه کارگر .

سوم ،محافظت از استقلال سازمانی ، ایدئولوژیک و سیاسی حزب تحت هر شرایطی ، از جمله در شرایط غیر قانونی بودن ، جنگ امپریالیستی ، فاشیسم ، و نیز رد شرکت در اتحاد های بورژوایی ، «ائتلاف های چپ» ( یا هر آن نامی که دارند) که در عمل استقلال حزب را نقض و به سازش با هزینه مبارزه برای قدرت منجر می شود .

چهارم ، رد شرکت در یا حمایت از دولت های بورژوایی و محافظت از حزب به نحوی که به بخش هایی تحت پرچم طبقه بورژوا تبدیل نشود .

پنجم ،مبارزه راسخ ، سازش ناپذیر علیه اپورتونیسم که ارابه ای برای نفوذ ایدئولوژی بورژوایی در جنبش کارگری و کمونیستی است که می تواند به انحلال حزب  منجر شود .

دوران اخیر

پس از بحران در سال های 1990-1991 حزب قاطعانه به بازسازی سازمان های حزبی پرداخت ، منشا خود نسبت به طبقه کارگر را ، با پیروزی بر دیگر نیروها و اتحادیه های کارگری تقویت ، و در کنگره پانزدهم خود در سال 1999 توضیح خطوط راهنمای برنامه ای خود را آغاز کرد . در این زمینه ، حزب راهبرد مراحل گذار را بارسیدن به این جمع بندی که در یونان ، کشوری با جایگاه متوسط در سیستم امپریالیستی ، پیش شرط مادی برای ( ایجاد) جامعه نو فراهم شده است و از این رو مبارزه باید حل تضاد بنیادی بین سرمایه و کار را هدف گیرد جایگزین کرد.

این دست آورد مهمی بود که با مطالعه علل و فاکتور هایی که به سرنگونی سوسیالیسم در اتحاد شوروی و دیگر کشورهای سوسیالیستی منجر شد بیشتر پرورده شد، موضوعی که کنگره هیجدهم در سال 2009 به آن پرداخت ، و مباحث مربوط به آن به غنای راهبرد حزب کمک کرد .

حزب ما در کنگره نوزدهم خود در سال 2013براساس جزئیات بیشتر این ماده و مطالعات بیشتر در توسعه سرمایه داری در یونان ، و نیزمطالعه تجربه جنبش جهانی کمونیستی ، برنامه جدیدی را تصویب کرد .

برنامه بیشتر روشن کرد که سرنگونی ضد انقلابی منش دوران ما ، منش انقلاب بعنوان عنصر کلیدی در راهبرد حزب کمونیست را که تحت حاکمیت شرایط سرمایه داری انحصاری یعنی امپریالیسم عمل می کند تغییر نمی دهد ، (راهبرد) نه بر اساس توازن کنونی نیروها ، بلکه با بلوغ شرایط مادی برای سوسیالیسم و تضادی که باید بر اساس تکامل تاریخی (یعنی تضاد بین کار و سرمایه) حل شود تعیین می شود . 

برنامه حزب اعلام می کند که مردم یونان زمانی که طبقه کارگر همراه با متحدین خود انقلاب سوسیالیستی را انجام دهد و با قدرت طبقه کارگر به سمت ساختمان سوسیالیسم – کمونیسم ،اجتماعی کردن ابزار های متمرکز تولید ، توسعه اقتصادی با برنامه ریزی مرکزی ، رها کردن کشور از سازمان های امپریالیستی ناتو و اتحادیه اروپا حرکت کند از بندهای بهره کشی سرمایه داری و اتحادیه های امپریالیستی آزاد خواهد شد .

نیروی محرکه انقلاب سوسیالیستی طبقه کارگر به مثابه نیروی رهبری کننده ، نیمه پرولترها ، لایه های مردمی سرکوب شده شهری خویش فرما، کشاورزان فقیر ، که تحت تاثیرمنفی انحصارات هستند ، و به همین دلیل در لغو مالکیت سرمایه داری ، در سر نگونی قدرت آن ، و روابط جدید تولیدی منافع عینی دارند خواهند بود. امروز در شرایط وضعیت غیر انقلابی ، حزب کمونیست یونان برای اماده کردن عامل ذهنی برای چشم انداز انقلاب سوسیالیستی ، با وجود این واقعیت که دوره زمانی وقوع آن با پیش شرط های عینی یعنی وضعیت انقلابی (وضعیتی که بالایی ها دیگر قادر به حکومت تباشند و پایینی ها دیگرخواستار زندگی به شیوه معهود نباشند) تعیین می شود می کوشد.

ضرورت آمادگی حزب و جنبش کارگری مردمی بر خورد با وظایف زیر است : تقویت حزب کمونیست یونان ، باز آرایی بسیج جنبش کارگری ، اتحاد اجتماعی که بیانگر منافع طبقه کارگر، نیمه پرولترها، خویش فرمایان در مراکز شهری و کشاورزان فقیر، جوانان و زنان طبقه کارگر و لایه های مردمی در مبارزه علیه انحصارات و مالکیت سرمایه داری باشد .

تلاش حزب در تمام عرصه های مبارزه طبقاتی با راهبرد حزب و خط مربوط به نیروهای شرکت کننده هدایت می شود . به همین ترتیب ، کمونیست ها در جنبش اتحادیه های کارگری ، در کار پارلمانی ، در دولت محلی ، در تمام جبهه هایی که به مسائل طبقه کارگر، لایه های مردمی و جوانان ربط دارد مداخله می کنند.

در کار پارلمانی

حزب ما در انتخابات ها بعنوان حزب کمونیست یونان شرکت می کند. لیست نامزد های آن نیز دربر گیرنده افراد رزمنده ای است که کمونیست نیستند بلکه با حزب و سازمان های توده ای مورد حمایت حزب همکاری می کنند ، یعنی فعالین اتحادیه های کارگری ، کارگران ، کشاورزان، خویش فرمایان ، صنعتگران ، تجار، دانشجویان ، دانشمندان ، جانبازان .

حزب امروز 15 نماینده در مجلس ، دو نماینده در پارلمان اروپا ، 5 شهردار (در راس آن ها شهرداری پاتراس سومین شهر بزرگ یونان ) ، 31 عضو شورای منطقه ای و صد ها عضو شورای شهر دارد .

حزب کمونیست یونان با ورود به پارلمان ملی ، برای جلو گیری از اقدامات ضد مردمی تلاش می کند و علیه پیش نویس قوانین ضد مردمی یا احکام و دیگر لوایح قانونی اتحادیه اروپا رای می دهد. حزب پرسش ها ، پیش نویس قوانین و اصلاحات در موضوعات جدی مربوط به طبقه کارگر یعنی رهایی خانواده های مردم از وام ها و مالیات ، بهداشت ، آموزش وپرورش ، در پیوند با مبارزه اتحادیه های کارگری ، جنبش کارگری و مردمی را مورد بحث قرار می دهد.

حزب اخیرا ابتکار پامه (اتحادیه کارگری ) و 513 اتحادیه کارگری ، فدراسیون ها و مراکز کارگری را در رابطه با موافقت نامه قرار داد دسته جمعی مورد استفاده قرار داد و پیش نویش قانون را برای آغاز بحث در پارلمان مطرح کرد . این ابتکار با وجود رد آن از سوی دولت سیریزا – آنل و دیگر حزب های بورژوازی بسیار مفید بود .

مواضع حزب کمونیست یونان به طور طبیعی از سوی حزب های بورژوایی و اپورتونیست رد می شود . با این حال ، این مداخلات در افشا منش بهره کشانه سرمایه داری و دموکراسی بورژوایی بعنوان «دیکتاتوری انحصارات» به ما کمک می کند.

آن ها به روشنگری طبقه کارگر ، لایه های مردمی و جوانان کمک می کند. بر اساس این اطلاعات افراد زحمتکش می توانند سازمان مبارزه خود را بهبود بخشند.

هر بار که اقدامات ضد مردمی تصویب می شود ، حزب ما به صورت مداوم تلاش و مبارزه می کند به نحوی که آن ها در آگاهی مردم مشروعیت نمی یابند.

مداخلات یعنی مداخله با موضوع محکوم کردن اقداماتی که بهداشت را تجاری سازی می کند یا بر مردم مالیات تحمیل می کند ، می تواند در مبارزه گسترده توده ای در ارتباط با فعالیت سازمان های حزبی و جوانان کمونیست مورد استفاده قرار گیرد، یا می توانند از سوی اتحادیه های کارگری و دیگر سازمان های توده ای جنبش مردم تایید شوند. این محتوی اصلی مبارزه حزب ما و نمایندگان پارلمانی ماست .

نمایندگان پارلمانی کمونیست روابط محکمی را با کارگران در کارخانه ها ، در شرکت ها ، با کشاورزان فقیر و متوسط ، خویش فرمایان ، جوانان در مدارس و دانشگاه ها ، با کارکنان خدمات بهداشت و به طور کلی با زحمتکشان در محل کار و محله های مردمی حفظ می کنند.

آن ها در همکاری با سازمان های حزبی در راستای مداخلات در پارلمان برای تاثیر بیشتر و افشا گری موارد را جمع آوری می کنند.

آن ها در صف مفدم مبارزه کارگران و مردم قرار دارند و به سازمان مبارزه کمک می کنند.

نماینده های پارلمانی کمونیست حتی در جایگاه در آمدی از طبقه کارگر و لایه های مردمی جدا نیستند. آن ها تمام حقوق پارلمانی خود را تا حدی که امکان دارد نیاز های معین مبارزه طبقاتی را بر آورده کند به حزب می دهند ، این امر برای آن ها در آمدی را که از حقوق کارگری تجاوزنمی کند فراهم می آورد.

حزب ما تجربه قابل توجهی از مبارزه علیه سازمان جنایتکار نازی » طلوع طلایی» دارد. حزب ما با آن سازمان هم در پارلمان و هم در جنبش کارگری و مردمی مقابله می کند ، برای افشا نقش خطر ناک فاشیست هایی که اکنون برای جنایت در دادگاه ها هستند، قاتلان رزمنده ها و مهاجران، عاملان حمله علیه کمونیست ها و نیرو های پامه ، حزب کمونیست یونان و سازمان جوانان کمونیست همراه با کارگران رزمنده می کوشد و قاطعانه به نحوی که طبقه کارگر هیولای فاشیست را منزوی کند در حفظ مبارزه مشارکت می کند.

اعضا حزب که انتخاب یا از سوی سازمان های قانونگذاری حزب منصوب شده اند ، در نمایندگی یا دیگر سازمان های انتخابی و عموما در نهاد های دولت بورژوایی سیاست و تصمیمات حزب را اجرا می کنند به  مسئله طبقه کارگر متعهدند و از منافع آن دفاع می کنند و پیوسته از منافع مردم دفاع می کنند.

وقتی اعضا حزب به انجام وظیفه در این جایگاه ها پیشنهاد می شوند افکار سازمان های پایه حزبی آن ها  و ارگان مربوطه باید مد نظر قرار گیرند.

این جایگاه در اختیار حزب است . ارگان های رهبری کننده ممکن است بسته به نیاز های حزب آن ها را به عرصه دیگری از مسئولیت منصوب نمایند.

حقوق ها ، کمک هزینه ها و مزایا یا هر منافع اقتصادی دیگری که از جایگاه او به دست می آید به حزب تعلق دارد و برای آن تضمین شده است .

نمایندگان پارلمانی که عضو حزب هستند گروه پارلمانی را تشکیل می دهند.

لیست های حزب از سوی کمیته مرکزی بسته به پیشنهاد های ارگان های رهبری سازمان های حزبی شکل می گیرند. کمیته مرکزی در باره ترکیب گروه پارلمانی و دبیر آن که کار گروه را هماهنگ می کند تصمیم می گیرد .

فعالیت حزب در پارلمان به اهداف و نیاز های مبارزه طبقاتی خدمت می کند.

حزب کمونیست یونان علیه توهم پارلمانی مبارزه می کند

حزب کمونیست یونان به مردم می گوید که کار پارلمانی صرفا جنبه ای از مبارزه است. موضوع اصلی سرعت بخشیدت به بسیج جنبش کارگری ، تقویت اتحادیه های کارگری، تحکیم منشا طبقاتی ، تغییر تناسب روابط نیروها ، شکست دادن نیروهایی است که از اتحادیه اروپا، سیاست بورژوایی، حمایت می کنند، شکست دادن نیروهای رفورمیست اپورتونیست است که همکاری طبقاتی را ترویج و برای خلع سلاح جنبش کارگری تلاش می کنند.

حزب نیاز به ساختن اتحاد اجتماعی را به نحوی که مبارزه ضد سرمایه داری ، ضد انحصاری را تقویت و برای سرنگونی بربریت سرمایه داری بر نیروها تکیه نماید توضیح می دهد .

حزب کمونیست یونان تاکید می کند که مبارزه علیه نیروهای بورژوازی و اپورتونیست در پارلمان و در پارلمان اروپا برای مشکلات تمام خلق ها در مقابله با طبقه بورژوازی ، دولت بورژوایی ، اتحادیه اروپا و سیستم سرمایه داری ربطی به پرورش توهم و ایجاد سردرگمی که مبارزه پارلمانی می تواند به اصلاح سیستم سرمایه داری هوادار مردم یا اتحادیه اروپا، اتحادیه امپریالیستی که مورد حمایت گروه های قدرتمند انحصاری است منجر شود ندارد ، موضعی که از سوی ای ال پی (حزب چپ اروپا) یا سیریزا یا دیگر نیروها در یونان ترویج می شود .

تجربه حزب ما نشان می دهد که این موضع به آگاهی مردم آسیب جدی زده است . آن موضع بر این توهم خطرناک که سرمایه داری می تواند انسانی شود مبتنی است ، آن هم در دوره ای که سیستم سرمایه داری در مرحله امپریالیستی کنونی خود به صورت فزاینده ای ارتجاعی و خطر ناک می شود .

موضع بنیادی ما آن است که ما نه در باره «دموکراسی به طور کلی» بلکه تنها در باره دموکراسی بورژوایی می توانیم سخن بگوییم . به همین ترتیب ،»دیکتاتوری به طور کلی» وجود ندارد بلکه دیکتاتوری طبقه ستم دیده ، یعنی پرولتاریا، علیه سرکوب کنند گان و بهره کشان خود ، یعنی علیه طبقه بورژوا با هدف شکست مقاومت آن ها در مبارزه برای سلطه وجود دارد.

» … دموکراتیک ترین جمهوری بورژوازی چیزی جز ماشینی برای سرکوب طبقه کارگر توسط بورژوازی، برای سرکوب اکثریت زحمتکشان از سوی مشتی سرمایه دار نیست …» [1] و آن سرکوب زمانی که قدرت سرمایه در خطر باشد گسترش می یابد .

به نظر ما ، این موضوع ها برای درک پیچیدگی سیاست حزب کمونیست بنیادی و در مبارزه برای پیروزی بر سر آگاهی کارگری مردمی ، برای بلوغ عامل ذهنی نیز مفید است .

حزب های بورژوایی سازو کار های سیاسی ایدئولوژیک سیستم ، سازو کار های سرکوب ، دخالت کارفرما هارا مورد استفاده قرار می دهند. آن ها فریب می دهند، از هیجان های کاذب ، منطق «شر کمتر» در راستای به تله انداختن نیروهای مردمی استفاده می کنند.

مشارکت کمونیست ها در انتخابات برمعیار دیگری قرار دارد . کمونیست ها از حقیقت دفاع می کنند ، آن ها توده ها را فریب نمی دهند، علیه منطق «نجات دهنده » از بالا مبارزه می کنند. بر عکس ، مسیر انقلابی واقعی را تا جایی که امکان دارد نشان می دهند ، پیش شرط مبارزه سازمان یابی گرد بسیج زحمتکشان است .

براساس گفته های فوق ، حزب ما با رخ داد های پیچیده ای در دوران 2012-2015 ، دورانی که با ظهور سیریزا مشخص می شود سرو کار داشت . سیریزا حزب کوچک اپورتونیستی بود که از انشعاب حزب کمونیست یونان در سال 1991 سر بر آورد. آن حزب در حالی که هیچ ارتباطی با طبقه کارگر نداشت در انتخابات 3-4 درصد آرا را کسب می کرد . آن حزب به حزبی با راهبرد سوسیال دموکراتیک تبدیل شد و برای اداره امور بورژوایی با حمایت بخش های قدرتمند طبقه بورژوا آماده شد .

سیریزا از صدمه وارد شده به حزب سوسیال دموکرات قدیمی پاسوک ، در طی بحران سرمایه داری بهره برد. حزب رهبران پاسوک را گرد هم آورد و از نیروهای پایگاه آن استفاده کرد .

برخورد با سیریزا وظیفه آسانی نبود. سیریزا «شعارهای چپ» را مورد استفاده قرار می داد، از مبارزه کمونیست ها استفاده می کرد و برای فریب زحمتکشان تلاش می کرد. در ژانویه 2015 حزب اکثریت را کسب کرد و دولت را با حزب بورژوای ملی گرای «یونانی های مستقل » آنل» تشکیل داد .

حزب ما پیش از موقع تغییر سوسیال دموکراتیک سیریزا ، ترویج آن بعنوان یک ستون جدید سوسیال دموکرات سیستم سیاسی بورژوازی و توسعه سرمایه داری را پیش بینی و نقش آن را از اولین لحظه افشا کرد .

حزب کمونیست یونان در برابر فشار های وارد بر آن با بحث در باره یک دولت چپ مقاومت کرد. با وجود این واقعیت که این موضع اصولی سبب از دست دادن آرا و کرسی ها در پارلمان در انتخابات 2012 شد ، اما حزب کمونیست یونان سیاستی را که بنیاد استواری برای توسعه مبارزه طبقاتی در شرایط یک بحران ژرف سرمایه داری بنا می کند دنبال کرد . هم زمان، در سطح بین المللی با نیروهای اپورتونیست به ویژه حزب چپ اروپایی که نقش برجسته ای در حمایت از سیریزا به هزینه حزب ما بازی کرد و برای فریب زحمتکشان می کوشید قاطعانه بر خورد کرد .

موضع حزب کمونیست یونان خیلی زود در عمل تایید و  توجیه شد .

زمانی که در ژانویه 2015 سیریزا به قدرت رسید سیاست های ضد مردمی دولت هاو احزاب بورژوایی قبلی را ادامه داد. همراه با ( احزاب دموکراسی جدید و پاسوک) سومین مومنتم را که به صورت مشترک از سوی دولت ، اتحادیه اروپا و صندوق بین المللی پول بسته شده بود ، بسته ای از اقدام ها که قرار داد های کار جمعی را لغو می کرد ، کاهش دستمزد ها و حقوق بازنشستگی را تحمیل می کرد ، حقوق بینادی اجتماعی را لغو می کرد، دست مزد ها را کاهش می داد تصویب کردند .

این دوران که با خصوصی سازی در بخش های راهبردی اقتصاد ( یعنی فرودگاه ها ، بنادر و غیره) ، مالیات سنگین مشخص شده است بر زحمتکشان تحمیل شد، بهداشت و آموزش و پرورش بیشتر تجاری سازی شد.

سیریزا با سرمایه گذاری ، از معافیت مالیاتی سرمایه بزرگ حمایت می کند. نرخ بالای بیکاری باقی است و بر 20 درصد بالغ می شود و اشکال قابل انعطاف استخدام ، که بهره کشی سرمایه داری را تشدید می کند گسترش می یابند. این سیاست ها امروز در شرایط بهبود ضعیف اقتصاد سرمایه داری ادامه دارند. اقدامات ضد مردمی حفظ و تقویت می شوند. در موارد بسیاری مبارزه مردم با سرکوب مواجه می شود. اخیرا دولت قانونی را که حق اعتصاب را تضعیف و در عین حال 90 درصد اعتصاب ها را غیر قانونی اعلام می کند تصویب کرد.

اما برجسته ترین مشارکت دولت سیریزا – انل حمایت از ناتو ، امریکا و اتحادیه اروپا و در گیر کردن کشور در طرح های امپریالیستی ، استفاده و ایجاد پایگاه های جدید نظامی امریکا – ناتو است که در جنگ علیه مردم سوریه ، لیبی ، و تمام دخالت های امپریالیستی مورد استفاده قرار می گیرند .

حزب کمونیست یونان و پامه (اتحادیه های کارگری) با اعتصاب ها، تظاهرات ، اشغال ، مبارزه علیه جنگ های امپریالیستی، برای توسعه همبستگی انترناسیونالیستی در خط مقدم مبارزه طبقه کارگر ، کشاورزان و به طور کلی لایه های مردمی قرار دارند.

امروز افراد بیشتر و بیشتری موضع قاطع حزب را نسبت به به اصطلاح چپ ، دولت سوسیال دموکرات و این واقعیت که هیچ حزب بورژوایی ، هیچ دولت بورژوایی که به منافع سرمایه خدمت می کند نمی تواند سیاست های مردمی اعمال کند را درک می کنند .

بر مبنای این خط ، کمونیست ها مبارزه در کارخانه های محل کار ، در مدارس و دانشگاه ها ، در محلات را سازمان می دهند و نفوذ خود را در جنبش کارگری و مردمی تقویت می کنند.

نیروهای پامه جایگاه برنده را در اتحادیه های کارگری به دست می آورند. جنبش با منشا طبقاتی با 25 درصد آرا جایگاه دوم را اشغال می کنند. لیست های مورد حمایت جوانان کمونیست در دانشگاه ها نیز با رسیدن به 20 درصد در مقام دوم قرار دارند .

یک پرسش بسیار مهم وجود دارد : اگر حزب کمونیست یونان عقب نشسته بود و با دولت به اصطلاح چپ ، با سوسیال دموکراسی و اپورتونیسم همکاری کرده بود چه اتفاقی می توانست رخ دهد ؟

آسیب ( آن) می توانست دراماتیک باشد .اعتبار و شخصیت حزب می توانست متحمل ضربه بزرگی گردد. مردم ما اعتماد خود را به کمونیست ها از دست می دادند و می توانستند از نیروی قوی ای که هم در داخل و هم در خارج پارلمان برای منافع مردم مبارزه می کند ، نیروها را برای براندازی بهره کشی سرمایه داری آموزش و متمرکز می کند محروم شوند .

حزب کمونیست یونان تاریخ 100 ساله خود ، دست آوردها و اشتباهات خود را برای بررسی عینی تاریخ خود به کار می برد . کمونیست ها با موفقیت ها  از خود بی خود نمی شوند . رضایت از خود دشمن بزرگی است . لازم است قاطعانه با ضعف های خود بر خورد کنیم . مبارزه طبقاتی دشوار است ، اما راه فرش شده است و ما برای حزبی قوی در مبارزه برای تقویت جنبش کارگری، تحکیم اتحاد اجتماعی ضد سرمایه داری ضد انحصاری مبارزه می کنیم . ما برای حزبی که تئوری علمی مارکسیسم – لنینیسم را عمیقا جذب کرده است ، حزبی که برای رهبری مبارزه علیه جنگ امپریالیستی، برای قدرت طبقه کارگر، یعنی سوسیالیسم – کمونیسم آماده خواهد شد مبارزه می کنیم .

* گیورگوس ماریوس ، عضو هیئت سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست یونان. این مقاله در شماره ماه اوت کمونیست افریقایی مجله نظری حزب کمونیست افریقای جنوبی منتشر شده است .


[1] – لنین » دریاره دموکراسی و دیکتاتوری : محموعه آثار جلد 5 صفحه 388-393