بین المللی, سرتیتر
نوشتن دیدگاه

نقشه ترامپ برای پیمان نظامی ناتو چیست؟

nato2018

منبع: روبیکون
تارنگاشت عدالت

ريیس‌جمهور کنونی ایالات متحده آمریکا بی‌وقفه به ادامه کار پیشینیان خود پرداخته، با این تفاوت که در مقابل ملت خود ماسک مزورانه کانون آزادی و مهد دمکراسی و مدافع حقوق بشر بودن را از چهره برکشیده است و سیمای واقعی کشوری بی‌ملاحظه و خودخواه را که تنها به فکر تأمین منافع خود بوده، تا مغز استخوان نظامی و هر لحظه آماده اعمال خشونت بی‌حد است، در مقابل دیدگان مردم جهان به نمایش گذارده است.

«ساموئل پ. هانتیگتون» می‌گفت: «بی‌شک مهم‌ترین گام به سوی ائتلافی برضد سلطه‌گری که در اواخر دوران جنگ سرد صورت گرفت، تأسیس اتحادیه اروپايی و ایجاد یک ارز مشترک اروپايی بود … یورو می‌تواند به روشنی چالش مهمی برای سلطه دلار در عرصه مالی جهانی گردد.»۱

پس از این‌که ترامپ در اواسط ماه ژوئیه سال جاری همایش ناتو را با ایراد نقد و انتقادات خود ترک کرد، یکی از هواداران سرسخت پیمان آتلانتیک در عرصه رسانه‌ای آلمان فدرال، یعنی مسؤول سیاست خارجی روزنامه فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ، آقای «کلاوس دیتر فرانکن‌برگر» روز ۱۲ ژوئیه ۲۰۱۸ زیر عنوان «نفرت ترامپ»، برآوردِ واقعاً تکان‌دهنده‌ای از رفتار ريیس‌جمهور ارايه کرد:
«همه کسانی که پیش‌بینی می‌کردند او مانند الهه انتقام در جهان جولان خواهد داد و وقعی به پیمان‌های آمریکا نخواهد نهاد، حق داشتند. ترامپ ناتو را یک شرکت تحصیل‌دار می‌داند. البته این امر تغییری در اهمیت ایالات متحده آمریکا برای اروپا به وجود نمی‌آورد ولی دیگر مراسم دعا‌گويی صحرايی ترانس آتلانتیکی اجرا نخواهد شد.»

مسؤول امور خارجی روزنامه فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ در نتیجه‌گیری‌های خود به هیچ‌وجه تنها نیست، بلکه مشتی نمونه خروار است.

از لحظه آغاز کار دولت ريیس‌جمهور فعلی آمریکا برداشت و همین‌طور اهمیت رابطه بین «اروپای پیر» و قدرت سلطه در آن سوی آتلانتیک روز‌به‌روز بیش‌تر متحول گردیده و این تحول آشکارتر شده است. حتا با در نظر گرفتن جنایات و نقض حقوق بین‌الملل در قبال کشور عراق و مردم آن که به وسيلۀ تنها ابرقدرت صورت گرفت، مدعی‌العموم ترانس آتلانتیکی آلمانی، یعنی هفته‌نامه «دی تسایت» روز ۶ فوریه ۲۰۰۳ عیناً نوشت: «خوشبخت آنان که دست نشانده اند … تنها کاری که اکنون می‌توان علیه کوشش‌های سلطه‌طلبانه ایالات متحده آمریکا انجام داد، مشارکت و همکاری است.»

حتا سه سال بعد که ویرانی  فاجعه‌‌بار در بین‌النهرین در مقابل دیدگان جهان قرار گرفت، همان فرد «قلم طلايی» نامبرده که مبهوت جنگ‌سالاری بود، روز ۲۳ ژوئن ۲۰۰۵ این مدیحه را در مورد ابرقدرتِ وحشیِ مهارناپذیر قی کرد:
«به هرحال این‌طور است که پرقدرت‌ترین و جالب‌ترین فلسفه سیاست خارجی امروز با محک اخلاقی ایالات متحده آمریکايی جورج بوش به عنوان پروژه جهانی گسترش آزادی و حقوق بشر نمایندگی می‌شود.»

بدون شک این‌که اروپا و دیگر نقاط جهان اکنون هوشیار شده و توان درک واقعیت رشد یافته است را ما مدیون ريیس‌جمهور کنونی در دفتر بیضی کاخ سفید در پوتوماک هستیم که رفتارش با شناخت اساسی وزیر امور خارجه و نخست‌وزیر انگلیس، لرد «پالمرسون» مطابقت دارد که گفته بود: «ما هیچ هم‌پیمان دايمی و همین‌طور هیچ دشمن همیشگی نداریم. منافع ما همیشگی و پایدار است و دنبال کردن این منافع وظیفه ما است.»۲

ظاهراً وقتی دونالد ترامپ از «نخست آمریکا» سخن می‌گوید از همین دیدگاه حرکت می‌کند و در عین‌حال هم‌پیمانان اروپايی آمریکا را فوراً زیر مقوله «دشمن»۳قرار می‌دهد. او طی مصاحبه‌ای با فرستنده آمریکايی CBS گفت: «فکر می‌کنم اتحادیه اروپايی یک دشمن است.»۴

trump_team_1

در کنار اتحادیه اروپايی، ريیس‌جمهور آمریکا خصوصاً آلمان را نیز به عنوان قدرت اقتصادی غالب زیر نظر گرفته است. او در ماه مه سال ۲۰۱۷ در جلسه همایش رهبران کشورهای اروپايی در بروکسل دقیقاً گفت: «آلمان‌ها بدخیم اند، خیلی بدخیم.»

به طور غریزی این نوع اظهارات-اگر محترمانه بگويیم-خیلی ساده و راحت به نشانه ساختار شخصیتی زنندۀ ريیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا تعبیر شد. مفسر معتبر سیاسی «رابرت ب. رایش» ترامپ را فردی «خودخواه، پوست‌نازک، بلغمی مزاج، دروغگو، خودخواه و خودبزرگ‌بینِ پرمدعا»۵نامید.

درست به دلیل همین تعبیر ذهنی که برپایه شخصیت فرد بنا شده، صنف رسانه‌ای ريیس‌جمهور آمریکا را نه از ابتدای دوره ریاست جمهوری او، بلکه از زمان مبارزات انتخاباتی جنجالی و عجیب او مورد انتقاد قرار داد. به عنوان نمونه می‌توان این روند را در دورانی که وفادارای به ایالات متحده فارغ از هرگونه شک و تردیدی بود، نشان داد.

روز ۱۶ فوریه ۲۰۱۷ زیر عنوان «آمریکايی به خانه‌ات بازگرد!» بدون هر احساسی «پایان یک دوستی» اعلام شد. علت از هم‌گسیختگی ترانس آتلانتیکی در وجود «ریاست جمهوری» خلاصه شد، که «بزرگ‌ترین خطر برای غرب» را ایجاد کرده، زیرا با حمله به «دمکراسی، قانون و تجارت آزاد»، از یک طرف ««منیت» و از طرف دیگر «رفاه غرب» را به مخاطره افکنده است. با این‌ مرد که «دنیای هواداران سیستم ماوراء آتلانتیکی را به هم ریخته … حیات پیمان آتلانتیک زیر سؤال رفته است.» و در همین رابطه بر ایجاد یک «قدرت اتمی اروپايی» که آلمان نیز باید از نظر مالی در آن مشارکت داشته باشد، تأکید شد.

هنوز یک‌سال نگذشته بود که همین هفته‌نامه هامبورگی زیر عنوان «در غرب خبرهايی است» نوشت و خوانندگان متعجب خود را روز ۱۹ اکتبر با این شناخت تقریباً انقلابی روبه‌رو کرد که اکنون «وقت آن رسیده تا در مورد سیاست خارجی پساآتلانتیکی جدیدی به تفکر و تعمق نشست.» و آن هم هرچه زودتر، بهتر. مبتکر این روند فکری جدید باز ريیس‌جمهور وقت ایالات متحده آمریکا بود که یک «ناسیونالیست و دشمن قسم‌خوردۀ سیاست‌های چندجانبه است و با رهبران مستبد روابط خوب دارد و با حمایت از «برکسیت» زیر پای اتحادیه اروپايی را خالی می‌کند.»

آن‌چه که مسأله را غامض‌تر می‌کند این است که ترامپ گاو مقدس در طویله امنیتی آلمان، یعنی ناتو را بعضاً «کهنه شده و منسوخ»۶اعلام کرد و به شیوه زننده‌ای بند ۵ قرارداد پیمان ناتو در مورد وظیفه حمایت آن را زیر سؤال قرار داد. طعنه‌آمیز است که با در نظر گرفتن این امر حتا پرشورترین مدافعان ناتو اذعان دارند که این جناب آقا در دفتر بیضی کاخ سفید با رفتار خود «همکاری ترانس‌آتلانتیکی» را متزلزل ساخته و هم‌زمان با آن افشاگر کهنگی پیمان نظامی شده است و باید از او «متشکر بود» که «بحران اساسی» در روابط ترانس‌آتلانتیکی را به روشنی نمایان ساخته است. استنباط‌ روزنامه‌نگار «تسایت» در مورد تحلیل‌های سیاسی نیز بسیار تماشايی است:
«به هر حال ایالات متحده نمی‌خواهد و یا نمی‌تواند بیش از این قدرت تثبیت‌کننده و حامی اروپا باشد؛ تضمین‌کننده سابق آزادی و دمکراسی هم‌اکنون خود با اشکال روبه‌رو شده و باید دعا کرد که روزی بتواند بر خود مسلط شود … از این‌رو هر دو ستون تکیه آتلانتیک‌گرايی آلمان منتفی شده. ایالات متحده اولاً دیگر ضامن دمکراسی نیست و خود مانند هر ملت غربی دیگر به مخاطره افتاده و ثانیاً هر نوع کیفیت سرکردگی اخلاقی و نظامی و سیاسی را از دست داده است.»

با این‌که این برداشت بی هیچ قید و شرط قابل قبول است ولی متأسفانه برپایه یک پیش‌فرض نابسنده بنا شده است. آن‌طور که در هفته‌نامه نامبرده روز اول مارس ۲۰۱۸ آمده بود، این ساختار شخصیتی و فردویژگی و رفتار اعوجاجی شخص دونالد ترامپ نیست که چنین حکمی را موجه می‌سازد، بلکه دلیل بسیار عمیق‌تر برای این وضعیت را باید در تاریخ تکامل و ساختارهای خشونت مستمر-«ایالات متحده آمریکا از ابتدا تقریباً همواره در جنگ به سر برده است»- و سنن سیاست خارجی و سیاست اقتصاد خارجی «تنها ابرقدرت جهانی» که ناشی از جبر ژئوپولیتیکی و اقتصادی آن است، جست‌وجو کرد.

اگر از این دیدگاه بنگریم، ريیس‌جمهور کنونی ایالات متحده آمریکا بی‌وقفه به ادامه کار پیشینیان خود پرداخته، با این تفاوت که در مقابل ملت خود ماسک مزورانه کانون آزادی و مهد دمکراسی و مدافع حقوق بشر بودن را از چهره آن برکشیده است و سیمای واقعی کشوری بی‌ملاحظه و خودخواه را که تنها به فکر تأمین منافع خود بوده، تا مغز استخوان نظامی و هر لحظه آماده اعمال خشونت بی‌حد و نهایتاً نافی قانون و طلایه‌دار فاشیسم است، در مقابل دیگان مردم جهان به نمایش گذارده است. تا چه حد صفت آخر در مورد ريیس‌جمهور کنونی ایالات متحده صادق است را می‌توان از مصاحبه‌ای که روز ۲۴ مارس ۲۰۱۸ با مدعی‌العموم کل دادگاه جنایت‌های جنگی نورنبرگ، آقای «بنیامین فرنچ» منتشر شد، دریافت. او در پاسخ به این سؤال که آیا دونالد ترامپ او را به یاد «اوتو اوهلن‌دورف» فرمانده «اس اس» نمی‌اندازد، گفت: «طبیعی است، طبیعی است!»

در واقع باید از دونالد ترامپ تشکر کرد که خود و ایالات متحده را به صداقت واداشته. ترامپ می‌تواند ساموئل هانتیگتون را که دیگر در قید حیات نیست به عنوان شاهد خود معرفی کند. این پرفسور بسیار مشهور دانشگاه هاروارد ده‌ها سال مشاور پنتاگون و دستگاه‌های مختلف دیپلماسی آمریکا بود و پس از پایان جنگ سرد فرضیه مشهور و بدنام خود یعنی «برخورد تمدن‌ها» را فرموله کرده و از این‌سو اساس توجیه کننده ده‌ها سال جنگ‌ برای جهانی شدن را ارايه نمود. او تقریباً ۲۰ سال پیش نوشت:
«در یکی از کنفرانس‌های هاروارد در سال ۱۹۹۷ دانشمندان گزارش کردند که خبرگان یعنی چینی‌ها، روس‌ها، هندی‌ها، اعراب، مسلمانان و آفریقايی‌ها که حداقل دوسوم جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند ایالات متحده آمریکا را بزرگ‌ترین و تنها تهدید برای جوامع خود می‌پندارند. برداشت آن‌ها از آمریکا فقط تهدید نظامی نیست، بلکه آن‌ها آمریکا را تهدیدی برای تمامیت ارضی، استقلال، شکوفايی و آزادی عمل خود می‌دانند. آن‌ها آمریکا را مزاحم، مداخله‌گر، استثمارگر، یک‌جانبه، سلطه‌گرا، متزور و دارای اخلاق دوگانه می‌دانند که سیاستی را دنبال می‌کند که می‌توان آن‌را در عبارات «امپریالیسم مالی» و «استعمار روشنفکرانه» خلاصه کرد.»

ولی هانتیگتون که بنابر شناخت خود در درون خبرگان سیاسی در ایالات متحده این ایده غالب را که ایالات متحده یک «سرکرده رحمان و رحیم» است که باقی جهان را در مورد اعتبار کلی اصول و رویکردها و نهادهای آمریکايی متقاعد نموده و به عنوان «ابرقدرت تنها» lonely superpower حق دارد به طور یک‌جانبه و مستقل فعالیت کند، با شدت مورد انتقاد قرار می‌داد. اوج این انتقاد در اینجا بود که:

«در حالی‌که ایالات متحده آمریکا کشورهای مختلفی را به طور منظم با انگ «کشورهای شرور» متهم می‌سازد، در چشم مردم بسیاری از کشورها خود به «ابرقدرت شرور» تبدیل شده است.»

هم او بود که با یک نفس «لیست سیاه» جالبی از زد و بندهای ایالات متحده در سیستم بین‌المللی ارايه نمود:
«در سال‌های اخیر ایالات متحده کوشش کرد و یا این‌طور به نظر رسید که ایالات متحده کم‌وبیش به طور یک‌جانبه کوشش می‌کند تا از جمله دست به اقدامات زیر بزند:

– کشورهای دیگر را زیر فشار قرار دهد، تا ارزش‌های آمریکايی و رویکردهای آن را در بخش حقوق بشر و دمکراسی پذیرا شوند.

– مانع از این شود که کشورهای دیگر به توانايی‌های نظامی دست یابند و تفوق آمریکا را در این زمینه مورد تهدید قرار دهند.

– حقوق و قوانین ایالات متحده را در خارج از کشور به سیستم‌های اجتماعی دیگر تحمیل کند.

– کشورها را بنابر قبول و اجرای استانداردهای آمریکايی در مورد حقوق بشر، سیاست علیه مواد مخدر، مبارزه با تروریسم، بسط و توسعه سلاح‌های اتمی و فن‌آوری موشکی و به تازگی حتا آزادی مذهب، طبقه‌بندی کند.

– در مورد کشورهايی که استانداردهای آمریکايی را در رابطه با معضلات در پیش نپذیرند، تحریم‌هايی اعمال دارد.

– به بهانه تجارت آزاد و بازارهای باز منافع تجارتی ایالات متحده آمریکا را تحمیل کند.

– سیاست‌های بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول را در جهت تأمین همین منافع زیر نفوذ خود گیرد.

– کشورهای دیگر را مجبور سازد آن سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی را انتخاب کنند که به نفع منافع اقتصادی ایالات متحده آمریکاست.

– فروش سلاح‌های آمریکايی در خارج از کشور را تقویت نماید و در عین‌حال مانع از فروش مشابه اسلحه از طرف کشورهای دیگر گردد.

– دبیرکل سازمان ملل متحد را برکنار کرده و جانشین او را دیکته کند.

– در چارچوب گسترش سازمان نظامی ناتو به سمت شرق، لهستان و مجارستان و جمهوری چک را بپذیرد، ولی عضویت کشورهای دیگر را قبول نکند.

– اقدامات نظامی علیه عراق انجام داده و به دنبال آن تحریم‌های اقتصادی سنگینی به کشور تحمیل کند و نهایتاً

– برخی از کشورها را «کشورهای شرور» طبقه‌بندی کرده و آن‌ها را از شرکت در نهادهای بین‌المللی محروم نماید، زیرا از زانو زدن در مقابل خواست‌های ایالات متحده سر باز می‌زنند.»

اگر از جزيیات بی‌اهمیت دیگر صرف‌نظر کنیم، لیستی را که هانتینگتون ارايه می‌دهد مانند نسخه سیاست خارجی ريیس‌جمهور کنونی ایالات متحده آمریکاست و در عین‌حال همان‌طور که سناریوهای پرتنش جاری با ایران و ترکیه و جمهوری خلق چین و همین‌طور اتحادیه اروپايی نشان می‌دهد، دونالد ترامپ با برخی تغییرات تسلسل سیاست خارجی و امنیتی را حفظ کرده است.

اگر از جزيیات بی‌اهمیت دیگر صرف‌نظر کنیم، لیستی را که هانتینگتون ارايه می‌دهد مانند نسخه سیاست خارجی ريیس‌جمهور کنونی ایالات متحده آمریکاست و در عین‌حال همان‌طور که سناریوهای پرتنش جاری با ایران و ترکیه و جمهوری خلق چین و همین‌طور اتحادیه اروپايی نشان می‌دهد، دونالد ترامپ با برخی تغییرات تسلسل سیاست خارجی و امنیتی را حفظ کرده است. گذشته از این، بنا بر گفته محقق بنیاد دانش و سیاست SWP آقای «پتر رودولف» در ماه مه ۲۰۱۸ «دستگاه دیپلماسی ترامپ … جای هیچ تردیدی نگذاشته که قصد دارد تفوق نظامی ایالات متحده آمریکا را حفظ کند.»

آن‌چه که سیاست ترامپ را برجسته می‌سازد-البته برای یک فرد مستغلاتی درنده‌خو زیاد تعجب‌آور نیست-در بهترین شرایط الگوی کار اوست. به گفته «فابیان بولر» و نویسنده «اینترناسیونال» (مجله  سیاست‌های بین‌المللی، شماره ۲، سال ۲۰۱۷) «محاسبه سود و زیان در دکترین خارجی ترامپ نمونه‌وار گنجانیده شده که در ضمن مطلب تازه‌ای هم نیست. جر و بحث بین قدرت سلطه آتلانتیکی با هم‌پیمانان اروپايی‌اش در رابطه با Burden Sharing یعنی تقسیم مخارج در ناتو، قبلاً هم وجود داشت.۷

ولی آن‌چه که در این زمینه بسیار نگران کننده است به هیچ‌وجه رفتار وقیح و بی‌شرمانه ريیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا نیست، بلکه انکار نفس و رفتار خاضعانه دست‌نشانده‌های اروپايی آن است که به جای اشاره به ابعاد نجومی و دیوانه‌کننده بودجه تسلیحاتی ایالات متحده آمریکا۸که فارغ از هر نوع خرد و منطقی است و  همین‌طور به جای فراخواندن ابرقدرت به حفظ اعتدال، با سرعت بی‌نظیر در مقابل فیتیش ۲ درصد زانو زدند. (آمریکا خواستار اختصاص ۲ دو درصد از بودجه کل کشورهای اتحادیه اروپايی به بخش نظامی شد)

بودجه نظامی ناتو

ترتیب اعضا نسبت به بودجه نظامی خود در سال ۲۰۱۸

Nato Haushalt

 منبع: فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ، شماره ۱۵۹، ۱۲ ژوئیه ۲۰۱۸، ص.  ۲  

دستگاه دیپلماسی ترامپ در این زمینه حداقل دو نیت را دنبال می‌کند: اولاً منافع صنایع تسلیحاتی وطنی را تقویت کند، زیرا دست‌‌نشاندگان اروپايی برخلاف دوران طلايی جنگ سرد اکنون مدت‌هاست که تقریباً بازارهای فروش اسلحه آمریکايی را ترک کرده و صنایع تسلیحاتی خویش را بر پا نموده اند. از دیدگاه ترامپ این «غول مستغلاتی که اکنون سیاستمدار شده، برایش تنها برزگ کردن مجدد آمریکا مطرح نیست، بلکه بیش از هر چیز هدفش ثروتمند ساختن این کشور است.»،

پیمان نظامی ناتو دیگر مدت‌هاست که سودآوری خود را از دست داده است. از این‌رو ترامپ با بهانه بی‌معنی خود که هم‌پیمانان آمریکا به ویژه آلمان‌ها برای دفاع از اروپا پول زیادی به آمریکا مقروض اند(!) اکنون منطقاً به عنوان تحصیل‌دار کوشش می‌کند تا هم‌پیمانان خسیس آمریکا را به حرکت درآورد تا سرکیسه‌ها را شل کرده و مجدداً محصولات لاکهید مارتین، بوئینگ، رایتئون، نورثروپ گرومن، جنرال داینامیکز و دیگران را خریداری کنند.

گذشته از این ایالات متحده آمریکا تازه از دوران ریاست جمهوری ترامپ با رشد جمهوری خلق چین به سوی ابرقدرتی بالقوه در قرن ۲۱ که طبیعتاً از دیدگاه «ابرقدرت تنها»ی کنونی باید متوقف گردد، روبه‌رو نیست، اقدامی که در دوران همکار سابق ترامپ کار ساده‌ای به نظر نمی‌رسید. «هرفرید مونکلر» روز ۱۴ ژوئن ۲۰۱۸ نوشت:
«به نظر اوباما اگر به طور هم‌زمان، برابری قدرت در منطقه آتلانتیکی و پاسیفیکی از توان ایالات متحده خارج باشد، در آن صورت باید اروپايیان مسؤولیت مناطق خود و مناطق حاشیه‌ای آن را تقبل کنند و ایالات متحده خواهد توانست مجدداً نقش حافظ نظم جهانی را به عهده گیرد و خود را عمدتاً روی منطقه پاسیفیکی متمرکز کند.»

جانشین اوباما سیاست او را در مورد کاهش مخارج مداخله‌جويی‌های خارجی برای برقراری گرایشات سلطه‌جویانه آمریکا از طریق به کار گرفتن توان کشورهای هم‌پیمان روزبه‌روز شدیدتر و با اصرار ادامه می‌دهد. پیش‌شرط ضروری چنین تقسیم کاری طبیعتاً پیروی خلل‌ناپذیر «دست‌نشاندگان خراج دهنده» در منطقه تحت‌الحمایه آمریکايی، ناتو می‌باشد. نگاه کنید به کتاب «زبیگنیو برژینسکی» تنها قدرت جهانی. سیاست کاربردی ایالات متحده برای سلطه.

این‌طور که به نظر می‌رسد، این تیر به هدف نخورد و به گفته «یورگ لائو» در هفته‌نامه «دی تسایت» روز ۱۹ ژوئیه ۲۰۱۸ «این ارعاب بیش‌تر هسته پیمان را نابود کرد و با ریختن علنی آبروی هم‌پیمانان خود، پس از آن هر نوع افزایش بودجه نظامی طعم پرداخت خراج به خود ‌گرفت.»

در همین زمینه «مونکلر» روز ۱۴ ژوئن نوشت: «این‌طور که رهبر دنیای آزاد با بولدوزر در اروپا به حرکت درآمده و پایه‌ها و اساس را به هم می‌ریزد و شرایط را تغییر می‌دهد که بعد از آن سیاست‌های خارجی غرب باید به شکل سیاست‌های پساغربی انجام گیرد و این‌طور بی‌ملاحظه که ريیس‌جمهور کنونی ایالات متحده سیاست «تخریب غرب» را به پیش می‌برد، می‌تواند در بین اروپايیان «وحدتی را به وجود آورد که بدون او ممکن نبود.»

وزیر سابق امور خارجه و ريیس‌جمهور فعلی آلمان، فرانک والتر اشتاین‌مایر در مصاحبه‌ای با هفته نامه «دی تسایت» روز ۷ ژوئن ۲۰۱۸ در رابطه با آینده پیمان ترانس‌آتلانتیکی گفت:
«اگر دولت آمریکا اتوریته حقوق بین‌الملل و جامعه بین‌المللی را عرصه‌ای بداند که در آن هر کس مطابق با قدرت و منافعش هر چه را که بتواند به دست آورد، در آن‌صورت وقت خودآگاهی نوین اروپا فرا رسیده است. ولی در ضمن باید این را هم بدانیم که پس از ترامپ نیز پاندول ترانس آتلانتیکی دوباره به حالت نرمالی که ده‌ها سال حاکم بود، بازنخواهد گشت. این امر حتماً نباید به معنی بی‌علاقگی به اروپا باشد و سرمایه‌گذاری نظامی برای حفاظت از اروپا باز هم وجود خواهد داشت ولی اروپا دیگر در مرکز سیاست امنیتی ایالات متحده قرار نخواهد داشت!»

از این‌رو دو نتیجه‌گیری ضروریست که هر دوی آن‌ها زیاد هم خوش‌آیند به نظر نمی‌رسد: اول و آن هم نه به این دلیل که ترامپ می‌خواهد! باید در مورد این مسأله ‌بحث کرد و به تفاهم رسید که اروپايیان حاضرند برای حفظ امنیت جمعی، چقدر قربانی دهند و این امر در رابطه با ساختارهای کاراتر در همکاری نظامی اروپا به چه معنی خواهد بود. نکته دوم هم که از اهمیت کم‌تری برخوردار نیست، این‌که: باید به تفاهم رسید که رابطه با شرکایی-مثل روسیه-که همکاری با آنان امروز سخت به نظر می‌رسد، باید در درازمدت چگونه باشد. اروپايیان نمی‌توانند از کنار هر دو مبحث عبور کنند و ما برای هر دو مبحث نیازمند کسب نتایجی هستیم که با دو پا روی ابرها قرار نگرفته باشد.»

روزنامه هامبورگی که روزی بلندگوی خط مقدم جبهه ترانس آتلانتیکی بود، بی‌پرواتر نوشت:
«برای به‌روز بودن باید هواداران پیمان ترانس‌آتلانتیکی دیگر خود را تنها شریک طبیعی و جوان ایالات متحده آمریکا نپندارند.»

و هم‌زمان با آن، «آلمان‌ها … مجبور خواهند بود در صورت لزوم اروپا را در مقابل دو قدرت رهبری‌کننده ترانس آتلانتیکی، یعنی ایالات متحده و انگلیس متحد نگاه دارد (!)… یک‌پارچگی اروپايی، چندجانبه بودن، حفظ حقوق بشر و دولت مدنی، جهانی ‌شدن مبتنی بر قاعده، همه این‌ها را باید آلمانی که در اروپا ذوب شده در آینده بدون و شاید حتا علیه (!) دولت آمریکا به پیش برد، زیرا در چنین شرایطی ماجراجويی است که آلمان و اروپا امیدوار باشند، آتلانتیک‌گرايی از نو به وجود خواهد آمد.»

این پیام ظاهراً به گوش وزارت دفاع آلمان هم رسیده، زیرا وزیر دفاع وقت، خانم «اورزولا فون در لاین» گفت:
«باید اول «برکسیت» و انتخابات در ایالات متحده صورت می‌گرفت تا ما اروپايیان سرانجام بر موانع درونی خود غلبه کرده و به لزوم ایجاد اتحادیه دفاعی پی ببریم. … اروپا نمی‌تواند تنها «قدرت نرم» باشد، بلکه باید به «قدرت سخت» مبدل گردد. … ما اکنون در آغاز راه هستیم تا خود را طوری سازماندهی کنیم که اتحادیه دفاعی اروپايی ساختارهای خود را بنا کند و جدی تلقی گردد.»

«یوهان ولفگانگ گوته» در کتاب فاوست خود می‌گوید: «به اندازه کافی حرف رد و بدل شد، بگذار اکنون شاهد عمل باشم.» یعنی: اکنون برای اروپايیان وقت آن رسیده که به جهانی عاری از وجود پیمان‌ها عادت کنند، نه فقط برای مدتی کوتاه.» با کلامی روشن می‌توان گفت که به برکت وجود آقای ترامپ، گاو هنوز مقدس در طویله سیاست‌های خارجی و امنیتی آلمان یعنی ناتو را باید سر برید و آنجايی دفن کرد که از مدت‌ها پیش به آن تعلق داشت: در زباله‌دان تاریخ.


 

(1 ) Huntington, Samuel P.: The Lonely Superpower, in: Foreign Affairs, vol. 78, no. 2, 1999, p. 45.
(2) Palmerston, Henry John Temple: Remarks in the House of Commons, March 1, 1848;

 http://www.quotationspage.com/quote/41290.html.
(3) Žižek, Slavoj: Danke, Donald Trump. Erst im Moment der Gefahr offenbart sich das Potenzial der europäischen Idee, in: Die Zeit, Nr. 35, 9. August 2018, S. 38; Anonym: Trump bezeichnet die Europäische Union als „Feind“, in: Die WELT, 15. Juli 2018; https://www.welt.de/politik/ausland/article179384070/Donald-Trump-bezeichnet-die-Europaeische-Union-als-Feind.htmlsowie Anonym (aar/dpa): EU-Kommission sieht sich weiter als Freund der USA, in: SpiegelOnline, 16. Juli 2018, 04:09 Uhr; http://www.spiegel.de/politik/ausland/donald-trump-nennt-eu-gegner-eu-kommission-sieht-sich-weiter-als-freund-a-1218601.html.
(4) Glor, Jeff (Interviewer): Trump on Putin meeting: «I go in with low expectations», CBS NEWS / July 15, 2018, 6:00 AM;https://www.cbsnews.com/news/trump-russia-low-expectations-putin-meeting/.
(5) Reich, Robert B.: How To Stop Trump, Saturday, April 28, 2018; http://robertreich.org/post/173400442680.
(6) Vgl. Biskup, Daniel (Interviewer): Donald Trump: I’ll do a deal with Britain, in: The Times, January 15 2017; http://www.thetimes.co.uk/edition/news/i-ll-do-a-deal-with-britain-6hl2hl73lsowie Anonym (afp): Deutschland: Trump nennt Nato «obsolet»; http://www.zeit.de/news/2017-01/15/deutschland-trump-nennt-nato-obsolet-15230606.
(7) Siehe hierzu Cimbala, Stephen J./Forster, Peter Kent: The US NATO and military burden sharing: post-Cold War accomplishments and future prospects, in: Defense & Security Analysis, Vol. 33, No. 2/2017, p. 115–130; https://doi.org/10.1080/14751798.2017.1302575; Sinjen, Svenja: Die Lastenteilung in der NATO: Deutsche Führung bleibt gefragt, in: Mölling, Christian/Schwarzer, Daniela (Hrsg.): Außenpolitische Herausforderungen für die nächste Bundesregierung Stärken, Schwächen, Chancen und Risiken, DGAP kompakt, Nr. 6, Berlin, Sommer 2017, S. 22–24; https://dgap.org/sites/default/files/article_downloads/6_btw_nato_sinjen.pdf;
(8) Tian, Nan/Fleurant, Aude/Kuimova, Alexandra/Wezeman, Pieter D./Wezeman, Siemon T.: Trends in World Military Expenditure, 2017, SIPRI Fact Sheet, Solna, May 2018; https://www.sipri.org/sites/default/files/2018-05/sipri_fs_1805_milex_2017.pdfsowie Anonym (ZEIT ONLINE, dpa, AFP, dsc): Rüstungsausgaben steigen weltweit. Es wird so stark aufgerüstet wie seit dem Kalten Krieg nicht mehr. Spitzenreiter sind die USA. Auch China und Saudi-Arabien investieren kräftig in Waffen und Militär, in: ZEIT ONLINE, 2. Mai 2018, 3:16 Uhr; https://www.zeit.de/politik/ausland/2018-05/sipri-bericht-ruestungsausgaben-steigen-weltweit.

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.