تاریخی, سرتیتر

قانون ایجاد توازن چین در خاورمیانه شکست خواهد خورد – رمزی بارود- هاتف رحمانی

توضیح : برخورد با چین ، علیرغم هر توجیهی که چین برای رفتارهایش داشته باشد ، از دیدگاه خلق ها و منافع آن ها مورد داوری قرار می گیرد . در این نوشته رمزی بارود نویسنده عرب – امریکایی از زاویه منافع ملت فلسطین به رابطه چین – اسرائیل پرداخته است .

china_israel

رمزی بارود- هاتف رحمانی

نوید نو

این واقعیت دردناک جایگاه فلسطین را در نزد چین تضعیف کرده است ، که حداقل برای اکنون ، روابط خود با اسرائیل را در سطحی عالی تر ازرشمند تر از دوستی تاریخی با فلسطین و خلق عرب می داند.

اگر چه پیوند های بین واشنگتن و تل آویو قوی تر از همیشه است ، اما رهبران اسرائیل از تغییر چشم انداز سیاسی گسترده آگاه هستند. آشفتگی سیاسی خود امریکا و واقعیت قدرت جهانی – که به شکل کامل در خاورمیانه در حال نمایش است – نشان می دهد که در واقع عصر جدیدی در حال ایجاد است . این عصر جدید ،بدون هیچ تعجبی  چین را دربر می گیرد.

وانگ کیشان معاون رئیس جمهور چین در 22 اکتبر برای دیداری 4 روزه در راس چهارمین کمیته  ابتکار چین – اسرائیل وارد اسرائیل شد . او بلند پایه ترین مقام چینی است که در عرض نزدیک به  دو دهه  از اسرائیل باز دید می کند.

در اوریل 2000، جیانگ زمین رئیس جمهور سابق چین ، اولین رهبر چینی تا آن روز بود که از چین دیدار می کرد که از موزه یاد واشم هولوکاست دیدار کرد و وظایف دیپلماتیک را برای همتایات اسرائیلی ایفا کرد. در آن زمان او از هدف چین برای تحکیم روابط دوستی بین دو کشور سخن گفت .

اما ، دیدار وانگ کیشان متفاوت است. «دوستی» بین پکن و تل آویو اکنون از آن زمان  همان طور که به طور مطلق بیان کرد محکمتر است . اندکی پس از آن که دو کشور در سال 1992 نماینده دیپلماتیک مبادله کردند ، آمار تجارت افزایش یافت. اندازه سرمایه گذاری چین در اسرائیل نیزبا شدت زیادی از 50 میلیون دلاردر اوایل دهه 1990 به نمای 1.6 میلیارد دلاری طبق پیش بینی سال 2016 افزایش یافت. سرمایه گذاری فزاینده چین و بستگی راهبردی به اسرائیل به حفظ علاقه به ابتکارات فن آورانه و نیز راه آهن به اصلاح  «رد – مد» (خارومیانه سرخ)،  شبکه ای از زیر ساخت های دریایی و ریلی منطقه ای با هدف وصل کردن چین به اروپا از طریق آسیا و خاورمیانه منتج شد. بعلاوه ، راه آهن دو بندر اسرائیلی ایلات و اشدود را نیز به هم وصل خواهد کرد .

اخبار برنامه چین برای مدیریت بندر اسرائیلی حیفا هم اکنون خشم امریکا و متحدان اروپایی آن را بر انگیخته است .

در واقع ، زمان تغییر کرده است . در حالی که در گذشته ، واشنگتن به تل آویو دستور داد تا بلافاصله تبادل فن آوری نظامی امریکایی را با چین متوقف کند، اسرائیل را وادار به لغو فروش سیستم هشدار دهنده هوابرد فالکون به چین کرد ، اکنون در حالی که رهبران اسرائیلی و چینی در حال مدیریت طلوع عصر سیاسی جدیدی هستند که – برای اولین بار- شامل واشنگتن نیست تماشاگرند.

برای چین ، عشق نو یافته اسرائیل بخشی از یک راهبرد جهانی است که می توان آن را جواهر سیاست خارجی احیا شده چین تلقی کرد .

دیدار کیشان از اسرائیل ناشی از چرخ های شتاب گرفته تلاش های پکن برای ترویج ماموت پروژه تریلیون دلاری آن ، ابتکار کمربند و جاده است .

چین امید وار است که طرح عظیم او به ایجاد فرصت های بزرگی در سراسر جهان کمک خواهد کرد و در نهایت سلطه آن را در مناطق مختلفی که از زمان جنگ جهانی دوم ، با حوزه نفوذ امریکایی چرخیده است تضمین خواهد کرد . هدف ابتکارکمربند و جاده وصل کردن آسیا، افریقا و اروپا از طریق یک «کمربند» راه های زمینی و » جاده» خطوط دریایی است .

رقابت چین – امریکا در حال گرم شدن است . واشنگتن خواهان حفظ سلطه جهانی خود تا زمان مقدور است در حالی که پکن مشتاقانه برای گرفتن جایگاه ابرقدرت امریکا ، اول در اسیا ، سپس در افریقا و خاورمیانه تلاش می کند. راهبرد چین دست یابی به اهداف خود کاملا روشن است : بر خلاف سرمایه گذاری های نامناسب نظامی امریکا ، چین  مشتاق پیروزی وضعیت آرزویی آن ، حداقل در حال حاضر ، تنها با استفاده از قدرت نرم است .

خاورمیانه اما غنی تر ، از این رو ،راهبردی تر و رقابتی تر از هر منطقه ای در جهان است . خاورمیانه پر از ستیزه ها و اردوهای سیاسی متمایز، احتمال دارد راهبرد قدرت نرم چین را دیر یا زود از خط خارج نماید . در حالی که سیاست خارجی برای نجات جنگ قطبی شده در سوریه از طریق در گیر کردن تمام طرف ها و ایفای نقش دوم به نقش برجسته روسیه در شورای امنیت سازمان ملل تلاش می کند، اما اشغال اسرائیلی فلسطین چالش سیاسی کاملا متفاوتی است .

سال ها چین با درخواست پایان دادن به اشغال اسرائیل و استقرار دولت مستقل فلسطینی موضع استواری در دفاع از مردم فلسطین را حفظ کرده است . اما به نظر می رسد ، موضع محکم پکن در رابطه با حقوق فلسطینی ها ، پی آمد اندکی در روابط چین با اسرائیل داشته است چون سرمایه گذاری مشترک فن آوری ، تجارت و سرمایه گذاری بدون مانع به رشد خود ادامه می دهد .

سیاست گذاران خارجی چین با فرض اشتباهی که کشور ان ها می تواند  هم زمان هوادار فلسطین و هوادار اسرائیل باشد عمل می کنند ، انتقاد از اشغال ، در عین حال حفظ آن، درخواست از اسرائیل به احترام گذاشتن به قوانین جهانی در عین حال هم زمان تقویت اسرائیل ، اگر چه ناخواسته ، در نقض جاری حقوق بشر فلسطینی های آن.

تبلیغات اسرائیلی هنر اکروبات سیاسی را کامل کرده است، و پیدا کردن تعادل بین گفتمان امریکا – غرب و  گفتمان چین نباید وظیفه خیلی دشواری باشد .

در واقع ، به نظر می رسد که کلیشه تکراری » تنها دموکراسی در خاورمیانه » بودن تا حد زیادی برای پاسخ به انتظارات ابر قدرت جوانی که صرفا به فن آوری ، تجارت و سرمایه گذاری علاقمند است تنظیم شده است. رهبران اسرائیل می خواهند  چین و سرمایه گذار های ان فکر کنند که اسرائیل تنها اقتصاد با ثبات در خاورمیانه است .

همان طور که انتظار می رود اولویت های فلسطینی کاملا متفاوت هستند.

با مبارزه فلسطینی ها برای آزادی و حقوق بشرکه توجه جهانی را از طریق جنبش بایکوت ، عدم سرمایه گذاری و تحریم (بی دی اس) جلب کرده است شمار بیشتر و بیشتری از کشور ها برای اتخاذ موضعی روشن در برابر اشغال و اپارتاید اسرائیل تحت فشار قرار می گیرند.

برای چین ورود به نزاع همراه با یک راهبرد مردد و خود خواهانه تنها از نظر اخلاقی قابل اعتراض نیست ، بلکه به طور راهبردی نیز نا پایدار است. فلسطینی ها و خلق های عرب به ندرت به تعویض سلطه نظامی امریکا با هژمونی اقتصادی چین که وضعیت حاکم را تغییر اندکی می دهد یا به حداقل چالش می کشد علاقه مند هستند.

متاسفانه، در حالی که پکن و تل آویو برای تامین تعادل ضروری بین سیاست های خارجی و منافع اقتصادی کار می کنند ، چین خود را تحت فشار هیچ تعهد خاصی با جهت تعریف روشن موضع عربی در باره فلسطین نمی یابد ، به سادگی به خاطر آن که موضع روشن عربی وجود ندارد . انشعاب سیاسی کشورهای عربی ، جنگ های سوریه و جاهای دیگر اولویت برجسته عربی بودن فلسطین را به داخل مصالحه عجیب و غریب کنار آمدن با » صلح منطقه ای» بعنوان بخشی از به اصطلاح «معامله قرن» ترامپ فرو کاسته است .

این واقعیت دردناک جایگاه فلسطین را در نزد چین تضعیف کرده است که حداقل برای اکنون روابط خود با اسرائیل را در بالاترین سطح با ارزش تر از دوستی تاریخی خود با فلسطین و خلق عرب ارزیابی می کند.