دریافتی
نوشتن دیدگاه

ضرورت وجود کارنامه سرکوب ها و شکست ها، مبارزات و مقاومت ها برای پیروزی نهایی – بهروز جلیلیان

tazhorat2

علیه جمهوری اسلامی، زنده باد پیکار توده ها!

ضرورت وجود کارنامه سرکوب ها و شکست ها، مبارزات و مقاومت ها برای پیروزی نهایی

»جاده به سوی سوسیالیسم – با توجه به مبارزه انقلابی تا به امروزاز شکست های مهیب، سنگ فرش شده و نه هیچ چیز دیگری. با وجود این و همزمان، تاریخ بی وقفه، گام به گام، به سوی پیروزی پیش می رود. بدون آن »شکست ها» ما کجا می بودیم، بدون کدامشان ما تجربه تاریخی، دریافت، قدرت و آرمانخواهی مان را ترسیم می کردیم؟ امروز، که به سوی نبرد نهایی در مبارزه طبقاتی پرولتری پیش می رویم. ما بر روی سنگ بنای همین شکست ها دقیقا ایستاده ایم؛ و بدون آنها هیچ کاری نمی توانیم انجام دهیم، چرا که هر کدامشان در قدرت و دریافت ما نقش دارند

روزا لوکزامبورگi، از آخرین نوشته در ۱۴ ژانویه ۱۹۱۹ با عنوان: » نظم در برلین برقرار می شود»

در ایران انقلاب بزرگ مردم سرانجام در ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ به سرنگونی رژیم سرمایه داری سلطنتی منجر شد، اما به سرانجام نرسید. درست از روز بعد یعنی ۲۳ بهمن ماه کارگران، زحمتکشان شهری و روستایی و ملت های تحت ستم این سرزمین برای دستیابی به حقوق واقعی اشان به پا خاستند بر دروازه حاکمیت جدید کوبیدند. رژیم جدید سرمایه داری با نام حکومت اسلامی ایران که هنوز عنوان کنایه آمیز »جمهوری» (به معنی مردمی) را با خود یدک نمی کشید. شمشیرش را از رو بست و به سرکوب هر گروه و توده مردمی با عنوان »ضد انقلاب» پرداخت.

یکی از دستگاه های سرکوب رژیم از همان فردای انقلاب با عنوان »کمیته انقلاب اسلامی» متشکل از چماقداران، اوباش و اراذل و مرتجعین سفاک به جنگ مردم معترض آمد. رژیم روز به روز خود را متشکل تر و مجهز تر می کرد و مرتب سیستم سرکوب و جنگ علیه مردم، کارگران و زحمتکشان را پیچیده تر می نمود. نهادهایی همچون »سپاه پاسداران انقلاب اسلامی»، »نیروی مقاومت بسیج» (بعدها »سازمان بسیج مستضعفین») و ده ها سازمان و بنیاد سرکوب و جاسوسی یکی پس از دیگری بر اساس نیاز زمانی، منطقه ای و استراتژیک رژیم به وجود آمدند.

در دوران چهل سال حاکمیت رژیم در ایران، مبارزات مردمی حتی در دوران خفقان آور پس از کشتارهای اولیه دهه ۶۰ و در دوران اختناق جنگ هشت ساله ایران و عراق، خاموشی نیافت. این مبارزات با افت و خیزهای بسیار که اغلب با سرکوب شدید به شکست می انجامید، دوباره از گوشه ای دیگر جوانه می زد و سر بر می آورد. بدون استثنا تمامی این تظاهرات ها علیه رژیم با مقاومت مردمی باعث دردسر و مزاحمت های بسیار برای حاکمیت می شد.

در ابتدا خواست مردم، کارگران، دانشجویان و انقلابیون گرفتن دستاوردهای انقلاب خونینی بود که پس پشت گذاشته بودند و بدست آوردن این »حق»، جزیی از مبارزات پیش روی آنان بود که از چند هفته پس از انقلاب آغاز شد. نقطه عطف این سرکوب با یکی از مهمترین نیروهای انقلاب یعنی کارگران در ۱۲ اسفند ماه ۱۳۵۷، یعنی تنها کمتر از یک ماه پس از انقلاب به خون نشست. ii پیش از این نیز بارها تظاهرات و یا نشست های سیاسی گروه ها و سازمان های انقلابی مورد تعرض خشونت بار قرار می گرفت.

آیت الله خمینی در اطلاعیه ای در دوم اسفند ۱۳۵۷ یعنی کمی بیش از یک هفته پس از انقلاب، گردهمایی بزرگ سازمان چریک های فدایی خلق را محکوم کرده و از »عموم مسلمانان» خواست که در آن شرکت نکنند. با این حال و در گزارشی از روزنامه آیندگان نزدیک به ۱۵۰ هزار نفر در آن شرکت کردند.

کمی بعد در روز پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۵۷، در بزرگداشت اولین روز جهانی زن، تظاهرات ده ها هزار زن توسط چماقداران و نیروهای کمیته انقلاب اسلامی به خشونت کشیده شد. در ۲۸ اسفند ماه و در آستانه عید نوروز، اولین کشتار سیتماتیک خلق کرد توسط ارتش رژیم، علیه خواسته به حق این مردم با ۵۰ کشته و ۲۷۰ زخمی آغاز می گردد. پس از ان نیز، در هر هفته پس از انقلاب یک اعتصاب کارگران، تظاهرات مردمی، گردهمایی، تحصن و حتی مراسم گرامی داشت سالگرد شهادت مبارزین پیش از انقلاب و یا تشیع جنازه مبارزین و یا انقلابیون مورد تعرض و سرکوب قرار می گیرد.

تقابل مردم و انقلابیون با رژیم تا اوایل تابستان ۱۳۶۰ ادامه می یابد. در موارد بسیاری مردم و کارگران موفق به گرفتن خواسته های خود شده، رژیم را به عقب می رانند. مردم همچنان طعم پیروزی را هر چند زودگذر، پاس می دارند. با وجود سرکوب شدید خلق ها در کردستان، ترکمن صحرا و خوزستان رژیم بارها مجبور به عقب نشینی می گردد. مقاومت و در عین حال تقابل پیگیر مردم هنوز ادامه دارد. با این که از نیمه سال ۱۳۵۹ و با آغاز جنگ ایران و عراق برای مدت کوتاهی این تقابل تحت شعاع احساسات میهن پرستی و خطر اشغال کشور از شدت آن کاسته شد، اما همچنان این مردم هستند که خواهان و خواستار حقوق خویشند. پس از شروع قتل عام انقلابیون در تابستان ۱۳۶۰ این تقابل شکلی خونین و خفقان زایی به خود می گیرد و کل جنبش را برای چندین سال به رکود می رود.

نشریه پیکار، در دو ویژه نامه قیام در بیست بهمن ماه ۱۳۵۹، ضمیمه شماره ۹۳، این نشریه، یکی با عنوان: »کارنامه جنایات دو ساله رژیم جمهوری اسلامی»iii در ۱۶ صفحه و دیگری با عنوان: »کارنامه مختصر مبارزات دلاورانه طبقه کارگر و خلق های ایران علیه امپریالیسم و رژیم جمهوری اسلامی ایران»iv، در ده صفحه منتشر کرد. این ویژه نامه تحقیقی، که در کمیته انتشارات این نشریه انجام گرفت، شامل مطالعه تمام نشریات، روزنامه ها، گاهنامه ها و بسیاری مطالب منتشره تا آن زمان بود که به استخراج داده هایی از همه رویدادهای سیاسی و مبارزاتی طی دو سال پیش از آن دست یازیده بودند. رفیق تراب حق شناس، همچنین رفقای شهید، نسرین ایزدی واحد و ارژنگ رحیم زاده، که در سال های ۱۳۶۰۶۱ اعدام شدند و یادشان گرامی باد، از جمله اعضای این هیئت تحریریه بودند.

tazahorat9054_199

پس از سرکوب سیستماتیک و گسترده سال های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵، تقریبا همه گروهای رادیکال و منتهی علی چپ تا سوسیال دمکرات، لیبرال و حتی همکار رژیم مانند حزب توده و فداییان اکثریت نیز از سرکوب رژیم در امان نمی مانند، کشته، زندانی و یا به تبعید می روند. کمی بعد، دوباره اولین جرقه های مبارزه مردم و زحمتکشان شهری آغاز می گردد، اما این بار برخلاف گذشته این جدال صرفا شکلی از مقاومت و حفظ همان حداقل ها و دست آوردهایی است که پیشتر با انقلاب بهمن، با خون و عرق خود بدست آورده اند.

این دوران که شامل مراحل، اتحاد، مبارزه، پیروزی، شکست، مقاومت، شکست، مقاومت، مبارزه و است به طور متوالی و بدون وقفه در طی چهل سال گذشته ادامه داشته است. هیچگاه به خاموشی نگراییده، چون مردم هنوز به آنچه که خواسته اند نرسیده اند و تا ان زمان نیز هیچگاه حدتش کم نخواهد شد. گاه حدت این مبارزات به یک جنبش منطقه ای و گاه فراگیر تبدیل می شود. رژیم آن را با سرکوب شدید و یا اصلاحات موقتی برای مدتی سرد می کند اما مجددا از گوشه ای دیگر و با طیف دیگری از مردم سر بر می آورد. تا زمانی که این جنبش ها دارای سازماندهی منظم و راهبری متحد و درونی خودشان نباشند، متاسفانه پس از مدتی دچار پراکندگی و سرانجام سرکوب رژیم قرار خواهند گرفت، همان گونه که در چند جنبش خودبخودی که در پی خواهم آورد، مشاهده می کنیم. بایستی توجه داشت که دشمن مردم، کارگران و زحمتکشان، رژیم سرمایه داری است تا به دندان مسلح و بسیار سازماندهی شده است.

در بیشتر تاریخ مبارزاتی مردم در انقلابات جهانی در قرن گذشته، رهبری متمرکز و سازمان ده که گاه همراه و یا توسط انقلابیون مارکسیست بوده به سرانجامی رسیده است. وجود تشکیلات سیاسی، اتحادیه های کارگری، سازمان ها و احزاب انقلابی اساس یک پیروزی پیگیر است. رژیم از این مسئله به خوبی اگاه است و هر گونه تجمع، نشست، محفل و همگرایی منظمی را تا آنجا که توانسته، نابود کرده است. چهل سال زمان نسبتا زیادی است و تقریبا شامل دو نسل می شود. رژیم در تمام این سال ها در گسستگی بین نسل ها و انتقال تجربیات گذشتگان کما بیش موفق بوده است. همان طور که روزا لوکزامبورگ در نزدیک به صد سال پیش نوشته است، » ما بر روی سنگ بنای همین شکست ها دقیقا ایستاده ایم».

شناسایی و ثبت روز به روز ، هفته به هفته این مبارزات، دست آورد ها، شکست ها، موفقیت ها، اشتباهات، زمین خوردن ها و بلند شدن ها و مقاومت چندین باره مردم ما در چهل سال گذشته کاری لازم و بنیادی است. در این باره کار جامع و فراگیری که تمام این سال ها و وقایع را در بر داشته باشد، وجود ندارد. چند مورد پراکنده که سازمان های سیاسی انقلابی و رادیکال در پایان هر سال به خلاصه ای از وقایع سالی که گذشت می پرداختند که تنها در دو سال پس از انقلاب هست، که متاسفانه به خاطر ماهیت تهییجی و تبلیغی این نشریات جزییات دقیقی ندارد.

چهل سال، زمان نسبتا طولانی است و تقریبا شامل دو نسل می گردد. با توجه به شاخص سنی جمعیت کشور، بر اساس سازمان آمار، نیمی از جمعیت ایران زیر ۳۰ سال سن دارند. این جمعیت جوان و همچنین نیروی بلقوه در هر انقلابی، بخاطر سرکوب شدید انقلابیون توسط رژیم، عملا کمترین ارتباط مستقیم با وقایع، تجربیات، شکست ها و پیروزی های کارگران، زحمتکشان و انقلابیون پیش از خود دارد. برخی از آمار کلی و خارج از مبالغه که من توانستم برای چهل سال گذشته درباره فجایع اقتصادی و اجتماعی و به اختصار در سال های اخیر در ایران بیابم را در اینجا می آورم:

در حالیکه تنها هفت درصد از کارگران کشور در پایان جنگ و در شروع ریاست جمهوری رفسنجانی قرارداد موقت داشتند و بقیه رسمی یا استخدامی بودند، امروز حدود ۸۵ درصد کارگران ایران قراردادهای موقت یا سفید امضا دارند. در دو سال اول پس از انقلاب و ملی کردن بسیاری از صنایع و موسسات مالی و سپس هشت سال جنگ با عراق ، عملا اقتصاد ایران متکی بر سیستم متمرکز و دولتی بود، در نتیجه مردم قادر به تامین حداقل نیاز ها و مایحتاج خود بودند. اما با پایان جنگ، مرگ آیت الله خمینی و تغییر در بوروکراسی حکومتی و ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، خصوصی سازی و حمله به حقوق اولیه و شرایط زندگی کارگران و زحمتکشان، شتاب هر چه بیشتری گرفت.

ــ در ميان ۲۲۱ کشور، تورم ایران با نرخ رسمی ۹.۸ در پایان سال گذشته رتبه ۱۴ داشته است.

ــ بر اساس آمار دولتی، ۴۲ میلیون ایرانی در زير خط فقر نسبی و مطلق زندگی می‌ کنند یعنی بیش از نیمی از جمعیت کشور.

ــ بر اساس آمار دولتی، ایران در پایان سال گذشته رتبه هفدهم در کشور های جهان را داراست که بیشترین بيکار را در جهان دارد.

ــ از لحاظ فضای کسب و کار، رتبه ايران در جهان ۱۵۲ است.

ــ پول ايران جزو بی ‌ارزش ترین ها در جهان است.

ــ از حيث فساد دولتی ايران در میان ۲۰۲ کشور جهان رتبه ۵۸ را دارد.

ــ با بیش از دو میلیون حادثه در محیط کار، ایران یکی از خطرناک ترین محیط های کای در جهان است. در ايران، روزانه حداقل ۶ کارگر در حوادث کاری جان خود را از دست می‌ دهند.

ــ ايران جزو ده کشور پرمشقت جهان از نظر کاری است.

ــ از نظر تفکيک جنسيتی، ايران در ميان بدترين کشورهای جهان است. رتبه ايران در دسترسی زنان به فرصت‌های اقتصادی و سياسی، در بين ۱۳۶ کشور، ۱۳۰ است.

ــ ايران از نظر آزادی استفاده از اينترنت در رتبه آخر و یکی خطرناک ترین کشورها برای استفاده آزادانه از آن است. از نظر سرعت دانلود از اينترنت نيز، رتبه جهانی ايران ١٧٠ است.

ــ جاده‌ های ايران در رده پنجم جاده ‌های پرخطر جهان است و ساليانه ده ‌ها هزار ايرانی ــ از بيست تا سی هزار نفر ــ در اين جاده ‌ها جان می ‌بازند. عده کشتگان سالانه جاده ‌های ايران بيش از متوسط کشته شدگان جنگ ايران و عراق در هر سال است.

ــ بر اساس داده ‌های مرکز آمار ايران در سال گذشته، بيش از ۷ ميليون و ۱۳۵ هزار دانش ‌آموز بطور موقت یا دائم، بخاطر فقر خانواده از تحصيل باز مانده‌اند

ــ ارزيابی سالانه شاخص کيفيت زندگی در بين ۶۰ کشور در سال گذشته، کيفيت زندگی مردم ايران رتبه ۵۸ جهان را داشت.

۶ درصد جمعیت کشور زیر خط گرسنگی زندگی می کنند، یعنی هیچوقت توانایی تامین هزینه خورد و خوراک خود را ندارند.

ــ از نظر شاخص رفاه اجتماعی در پایان سال گذشته، ایران رتبه ۱۱۷ دارد.

ــ ايران از حيث احساس شادی و رضايت شهروندانش در رتبه صد و پانزدهم جهان است؛ و ايرانيان جزو افسرده ‌ترين مردمان جهان ‌اند.

وضع درمان و دارو اسفناک است، به گفته وزير بهداشت جمهوری اسلامی تنها هزينه سرسام ‌آور درمان، هر سال درصدی از جمعيت ايران را به زير خط فقر می ‌برد.

ــ رتبه جهانی ايران در زمينه بهداشت از میان ۱۴۲ کشور جهان ۶۷ و در میان آسیا ۱۵ است.

ــ ايران از نظر شيوع و مصرف مواد مخدر جزو ۵ کشور جهان است. تنها مصرف سالیانه تریاک در ایران بیش از یک تن است.

ــ خسارات ناشی از اعتياد برابر با کل بودجه سلامت در ايران است.

ــ به گفته مقامات قضايی جمهوری اسلامی ايران، سالانه بيست درصد به شمار زندانيان ايران افزوده می ‌شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، در سال ۱۳۵۸، جمعيت ايران ۳۶ ميليون نفر و عده زندانيان در حدود هشت هزار نفر بوده است؛ در حالی که جمعيت ايران پس از چهل سال، بیش از دو برابر شده، عده زندانيان اما ۲۷ برابر شده‌ است. جمهوری اسلامی ايران جزو ده کشور اول دنيا از لحاظ تعداد زندانيان است.

ــ ايران يکی از پنج زندان بزرگ روزنامه‌نگاران، نویسندگان و فعالان سیاسی در جهان است و از حيث آزادی مطبوعات، در رتبهُ ۱۹۰ جهان قرار دارد.

با توجه به این که شورا، سندیکا و یا اتحادیه های مستقل در ایران اجازه فعالیت ندارند، ایران یکی از بزرگترین زندان ها برای فعالین کارگری است.

ــ ايران، به نسبت جمعيت، بيشترين اعدامی را در جهان دارد.

ــ به طور متوسط در هر سال نيروی انتظامی جمهوری اسلامی بیش از ۱۲ ميليون حکم قضايی اجرا می کند.

تمام این سختی ها و کمبودها را مردم بسیار بیشتر از آمارها و تحلیل ها با زندگی هر روزه خود تجربه می کنند و با گوشت و خون و اسارت خود در این سیستم ناعادلانه و بشدت پلید که رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران بر آنها تحمیل می کند آشنا هستند. در تمام این دوره چهل ساله به مبارزه علیه آن و مقاومت در برابر تعرضات آن پرداخته اند.

با نزدیک شدن به اواسط دهه ۶۰، عملا کمترین گروه و یا سازمان سیاسی در داخل کشور امکان فعالیت داشت. رژیم با تهاجم و مورد تعقیب قرار دادن همه فعالین سیاسی انقلابی عملا آنها یا در زندان ها فرسود، شکنجه و اعدام کرد و یا به تبعید در خارج از کشور وا داشت. فعالین پراکنده ای که همچنان در داخل باقی ماندند، موفق شدن جان خود و یا سایر رفقای دیگر را در آن سال های مخوف بدر برند. عملا جنبش مبارزاتی برای چند سال به رکود رفت. ارتباط بین انقلابیون متشکل و نسل بعد عملا منقطع شد. بسیاری از نشریات، کتاب ها و ادبیات سازمان های سیاسی یا با یورش رژیم و یا پنهان در زیرزمین ها و پستوی خانه ها به محاق رفت. برای نزدیک به دو دهه که با ظهور اینترنت و استفاده هر چه بیشتر از آن، ارتباط نسل انقلابیون و فعالین سیاسی داخل و خارج بیشتر و آسان تر شد، عملا انتقال تجربیات به سختی صورت می گرفت. با این فاصله زمانی نسبتا طولانی و عدم دسترسی دقیق به دستاوردهای مبارزات گذشته متاسفانه نسل جدید فعالین سیاسی مجبور شده اند که دوباره در این راه سخت و پر مخاطره به طور پراگماتیستی گام نهند.

سایر گروه ها و سازمان ها نیز در نشریات و گاهنامه های خود به برسی آمار گونه و مقطعی از جنبش مبارزاتی و تعرض های سیستماتیک رژیم نظر داشته اند اما جامع و کامل نبوده اند. در این میان، گروه نبرد برای رهایی طبقه کارگر که در سال ۱۳۵۹ به »گروه کمونیستی نبرد» تغییر نام داد نیز، در نشریه ویژه قیام در بیست بهمن ماه ۱۳۵۹، با عنوان »دو سال پس از قیام بهمن ۵۷ و تداوم مبارزات انقلابی کارگران و زحمتکشان ایران، مجموعه ای مشابه با نشریه پیکار منتشر کرد، که البته بیشتر با تحلیل های سیاسی این گروه همراه بود.v در زیر سعی می کنم که به صورت فهرست وار برخی از شاخص های این رویدادها را که توانستم جمع آوری کنم بدون کمترین تحلیلی بیاورم.

۸ اسفند ۱۳۵۷، محمود رییسی هوادار سچفخا به جرم حمله مسلحانه به یک بانک که در روز ۲۱ بهمن ماه و یک روز پیش از آغاز حکومت اسلامی، انجام گرفته بود، در رفسنجان تیرباران می شود.

۱۲ اسفند ۱۳۵۷، کارگر کارخانه اکبر پرویزی در پی اعتراض دسته جمعی کارگران برای دریافت حقوقشان توسط چماقداران حکومتی کشته می شود.

۱۴ اسفند ۱۳۵۷، اولین تظاهرات بزرگ مردمی در بندر ترکمن صورت می گیرد که با سرکوب نیروهای حکومتی روبرو می گردد، در روزهای بعد این تظاهرات ادامه یافته تا این که در ۹ فروردین ۱۳۵۸ و در اوج درگیری خونین نیروهای سرکوب گر علیه مردم ۲۵ نفر کشته و نزدیک به صد نفر زخمی می گردند.

۱۷ اسفند ۱۳۵۷، تظاهرات باشکوه زنان به مناسبت روز جهانی زن با شرکت ده ها هزار نفر در تهران برگزار می گردد. در پی این تظاهرات حجاب اجباری که فرمان آیت الله خمینی بود، تا نزدیک به دو سال به عقب می افتد.

۱۲ فروردین ۱۳۵۸، حکومت با برگزاری رفراندوم و علیرغم مخالفت بیشترین نیروهای سیاسی و فعال در انقلاب، رژیم جمهوری اسلامی ایران را تاسیس کرد.

۱۶ فروردین ۱۳۵۸ حماد شیبانی، عضو سچفخا، صرفا بخاطر خط و نشان کشیدن با کمونیست ها در فرودگاه مهرآباد توسط سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، دستگیر و چندین ماه در سلول انفرادی حبس می گردد. اغلب سازمان های سیاسی و انقلابی تا زمان آزادی اش فعالانه از او حمایت می کنند.

۱۸ فروردین ۱۳۵۸، در اصفهان تظاهرات چندین هزار نفره کارگران بیکار به خون کشیده می شود، صدها نفر زخمی شدند و کارگر کمونیست و هوادار سازمان پیکار، ناصر توفیقیان به ضرب گلوله پاسداران کمیته به شهادت می رسد.

۲۳ فروردین ۱۳۵۸، مجتبی طالقانی، فرزند آیت الله طالقانی و عضو سازمان پیکار در آن زمان، دستگیر و پس از جنجال بسیار یک روز بعد به همراه دو تن دیگر از بستگانش آزاد می شود. او در پی کشتارهای سال ۱۳۶۰ به تبعید می آید.

۶ اردیبهشت ۱۳۵۸، محمد رضا سعادتی عضو سازمان مجاهدین خلق دستگیر و پس از بیش از دو سال زندان در چهارم مرداد ماه ۱۳۶۰ تیرباران می گردد.

۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸، بیش از نیم میلیون نفر در گرامی داشت روز جهانی کارگر که از جانب سازمان های انقلابی فراخوانده شده بود در تهران شرکت می کنند.

۹ خرداد ۱۳۵۸ تظاهرات مردم عرب خرمشهر و آبادان به خون کشیده شد، صدها نفر کشته و زخمی می شوند. این سرکوب با شدت تا پایان تیرماه ادامه داشت.

۱۱ تیر ماه ۱۳۵۸، محمد تقی شهرام، کمونیست مبارز دستگیر و پس از بیش از یک سال زندان انفرادی در دوم مرداد ماه ۱۳۵۹ اعدام می گردد.

۱۷ مرداد ۱۳۵۸، روزنامه آیندگان به حکم دادستانی انقلاب تعطیل و هیات تحریریه آن بازداشت می شوند.

۲۸ مرداد ۱۳۵۸، با حکم آیت الله خمینی، حمله سراسری تمام نیروهای نظامی رژیم از زمین و هوا به کردستان قهرمان اجرا می شود و و کشتار عام انقلابیون کرد آغاز می گردد.

۱۳ آبان ۱۳۵۸، سفارت ایالت متحده آمریکا در تهران با هدفی کاملا فرصت طلبانه اشغال شد. به نقل از ضمیمه نشریه پیکار شماره ۱۴، » شکست تاکتیک سرکوب، تضادهای اساسی موقعیت هیئت حاکمه و پیشرفت و موفقیت های جنبش توده ای، هئت حاکمه را نگزیر از تغییر تاکتیک نمودvi

۲۳ بهمن ۱۳۵۸، قانون ۴۸ ساعت کار در هفته مصوبه شورای انقلاب به کارخانه ها ابلاغ می گردد. برخلاف یکی از خواسته های مهم کارگران در دوران انقلاب مبنی بر ۴۰ ساعت کار در هفته، این مصوبه با مقاومت کارگران روبرو می شود.

۲۶ بهمن ۱۳۵۸، جسد تیرباران شده ۴ رهبر محبوب خلق ترکمن در حالی که در ۱۸ بهمن ماه توسط نیروهای پاسدار دستگیر و به تهران اعزام شده بودند، درحوالی گنبد کاووس پیدا می شوند.

اول اردیبهشت ۱۳۵۹، سرکوب و کشتار دانشجویان و بستن دانشگاه ها در سراسر کشور به مدت دو سال و نیم، پس از مقاومت چند روزه دانشجویان به اجرا در می آید.

۱۱ مرداد ۱۳۵۹، خانواده های بازماندگان سینما رکس آبادان که از سه ماه پیشتر در نزدیکی محل سینما رکس متحصن شده بودند، توسط پاسداران مورد تعرض قرار می گیرند. به دنبال این سرکوب تظاهرات بزرگی در آبادان در حمایت این خانواده ها انجام می شود.

بخاطر اعتراضات مردم، رژیم مجبور به برگذاری دادگاه برای مرتکبین جنایت سینما رکس می گردد، که عملا باعث رسوا شدن بیش از پیش رژیم و نقش عوامل آنها در این جنایت می شود.

۳۱ شهریور ۱۳۵۹، جنگ ویرانگر هشت ساله ایران و عراق رسما شروع شده و رژیم به بهانه جنگ در سرکوب هر چه بیشتر کارگران، زحمتکشان و سازمان های انقلابی، دست به تعرض نسبت به همه دست آوردهای انقلاب می زند.

اول مهر ۱۳۵۹، آوارگی میلون ها تن از زحمتکشان روستایی و شهری و مهاجرت آنها به شهرهای دیگر بر اثر جنگ شروع می شود.

۲۱ آبان ۱۳۵۹، سه برابر شدن قیمت بنزین و گرانی های پیامد آن زندگی را بر مردم سخت تر می کند.

۲۴ آبان ۱۳۵۹، چند هزار آواره جنگ و کارگران جنگ زده جنوب در خیابان های تهران، دست به تظاهرات می زنند.

۱۷ دی ماه ۱۳۵۸، تظاهرات مشترکی از دانشجویان هوادار سازمان های فداییان اقلیت، راه کارگر، رزمندگان و پیکار در همراهی با سایر کمونیست ها و انقلابیون با شرکت بیش از پنج هزار تن در خیابان های اطراف دانشگاه تهران انجام گرفت. این تظاهرات به مناسبت سالگرد بازگشایی دانشگاه ها در ۲۳ دی ماه ۱۳۵۷ انجام شد.

۱۹ بهمن ۱۳۵۹، رفیق جهانگیر قلعه میاندوآب از اعضای تشکیلات کارگری سازمان فداییان اقلیت، در روز ۱۷ بهمن ماه، در میتینگی که به مناسبت سالگرد حماسه ۱۹ بهمن برگذار شده بود، به همراه ده ها فعال دیگر دستگیر و دو روز بعد در زندان جمهوری اسلامی و پس از شکنجه بسیار که آثارش بر بدن رفیق مشهود بود و با گلوله ای در سر به شهادت رسید.

۲۲ بهمن ۱۳۵۹، اغلب سازمان ها و گروه های سیاسی جداگانه و یا با همکاری همدیگر تظاهرات هایی در شهرهای کشور به مناسبی سالگرد انقلاب برگزار کردند. در این روز سازمان های رزمندگان، کومله و پیکار تظاهرات مشترکی با برافراشتن پرچم سرخ به راه انداختند. این تظاهرات با تهاجم نیروهای حکومتی مواجهه شد.

۱۴ اسفند ۱۳۵۹، در سخنرانی ابوالحسن بنی ‌صدر، رئیس جمهوری وقت ایران در دانشگاه تهران و در سالگرد درگذشت محمد مصدق، او مدعی وجود شکنجه در زندان ‌های ایران شد. این سخنرانی و تظاهرات یکی از تقلاهای جدی نیروهای مخالف جناح بنی صدر در حاکمیت با او و آغاز رویدادهای خونین بعدی بود.

۳۱ فروردین ۱۳۶۰، در حمله با نارنجک ساچمه ای به تظاهرات فراخوانده شده از سوی سازمان پیکار تعداد بسیاری زخمی شدند و ۳ رفیق پیکارگر به شهادت رسیدند. در این اسلاید شما تصویر خونین دست های یکی از رفقای پیکارگر به نام حمید رضایی را می بینید که پس از این تظاهرات کاملا مفقود الاثر شد.

۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۰، برای اولین بار تظاهراتی مشترک بین رفقای سازمان فداییان اقلیت و سازمان پیکار به مناسبت روز جهانی کارگر در تهران برگزار شد. در همان زمان تظاهرات فداییان اکثریت و حزب توده و همچنین حکومتیان در جایی دیگر در تهران برگزار می شد.

۲۵ خرداد ۱۳۶۰، تظاهراتی که به دعوت جبهه ملی ایران علیه لایحه قصاص فراخوانده شد، که عملا به دست نیروهای چپ و مجاهدین افتاد. خمینی صبح همان روز جبهه ملی ایران را مرتد اعلام کرد. این تظاهرات بشدت سرکوب شد.

۳۰ خرداد ۱۳۶۰، تظاهرات به دعوت سازمان مجاهدین خلق ایران با شرکت صد ها هزار نفر انجام شد که بسیاری از سازمان های چپ و رادیکال از جمله فداییان اقلیت، فداییان منسوب به اشرف دهقانی، راه کارگر، سازمان پیکار و گروه های دیگر در آن شرکت کردند. این گردهمایی و راهپیمایی بزرگ بشدت از سوی رژیم مورد حمله قرار گرفت و کشتار عام انقلابیون در زندان ها از همان شب آغاز شد.

گورستان بلشویک ها که امروزه به نام گلزار خاوران شناخته می شود با اولین سری از اعدامی های متعلق به سازمان پیکار در ۳۱ تیرماه ۱۳۶۰ بنام شد. ۱۵ رفیق پیکاری که همگی از بخش چاپ و توزیع نشریه پیکار بودند و ده روز پیشتر دستگیر شده بودند در این روز تیرباران و در گورستان خاوران دفن شدند. هزاران زندانی سیاسی پس از این در این گورستان به خاک سپرده شده اند. ناگفته نماند که تعدادی از اعدامی ها از مارکسیست، از جمله رفقا محمد تقی شهرام، محسن فاضل، علیرضا رحمانی شستان، قاسم گلشن و عزیز صفری از سازمان پیکار، سعید سلطانپور از سازمان فداییان اقلیت، بهنوش اذریان، منوچهر اویسی از سچفخا موسوم به اشرف دهقانی، شهلا بالاخان پور، از سازمان راه کارگر، محمد علی عالم زاده و طاهره آقاجانی و کودک متولد نشده شان از گروه نبرد، به دستور محمد گیلانی حاکم شرع دادگاه انقلاب، نبش قبر گشته و مجددا در این گورستان به خاک سپرده شدند.

اولین گردهمایی خانواده های شهدا در گورستان خاوران، در ۱۲ شهریور ۱۳۶۰ انجام گرفت که بشدت توسط پاسداران سرکوب شد.

۲۷ آذر ماه ۱۳۶۱، دانشگاه های کشور باز گشایی شد، اما تمام دانشجویان جدید مجبور به عبور از فیلتر شدید سیاسی و امنیتی شدند.

سرکوب شدید همه گروه ها و سازمان هایی که حتی کوچکترین مخالفت و انتقاد نسبت به رژیم داشتند با حدت تا سال ۱۳۶۵ ادامه داشت.

مرداد ماه ۱۳۶۷، آغاز کشتار عام انقلابیون با اعدام زندانیان زن و مرد از سازمان مجاهدین خلق آغاز و در شهریور ما با اعدام زندانیان چپ و مارکسیست به پایان می رسد.

بين دي ماه سال ۱۳۶۹ تا اسفند ۱۳۷۰ چند اعتصاب مهم انجام گرفت که مهمترين آنها اعتصاب کارگران نفت بود که در نهايت منجر به افزايش ۲۰۰۰ تومانی دستمزد ماهانه همه کارگرها شد.

۹ خرداد ۱۳۷۱ اعتراض حاشیه نشینان «کوی طلاب» مشهد به تخریب خانه‌ هایشان در شهر مشهد به یک تظاهرات چند ده هزار نفری، با شعارهایی علیه مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران و حمله به اماکن دولتی، تبدیل شد و سرتاسر شهر مشهد را فرا گرفت.

– 15 فروردین 1374 رانندگان ميني ‌بوس‌ در اسلامشهر در اعتراض به گرانی سوخت و وضعیت موجود دست به اعتصاب زدند. فقدان وسيله نقليه عمومی براي رفتن به سر كار مورد اعتراض عده‌ای از مردم جنوب غرب تهران، در اكبرآباد و اسلام ‌شهر قرار گرفت اما نارضایتی‌ های موجود درباره کمبود بنزین و افزایش 30 درصدی کرایه حمل و نقل باعث شد طي چند ساعت تظاهرات بزرگی با حضور 50 هزارتن به پا شود که دامنه آن به رباط‌‌ كريم، سلطان ‌آباد و صالح ‌آباد نيز رسید. سیل جمعیت در کل شهر و به خصوص در مسیر حرکت به سمت تهران اقدام به تخریب ساختمان‌ های دولتی و زد و خورد با نیروهای بسیج و سپاه کردند و موفق شدند جاده تهرانساوه را مسدود کنند.

کارکنان وزارت نفت بار ديگر در سال ۱۳۷۵ دست به اعتصاب بزرگی زدند و در جريان اعتصاب نمايندگان خود را از چند شهر انتخاب کردند وعلاوه بر خواسته های رفاهی تقاضا برای تشکل های مستقل کارگری را نيز در آن مطرح کردند. اين اعتصاب شديدا سرکوب شد. ایجاد بصث و گفتگو پس از این اعتصاب درباره داشتن تپکل های مستقل کارگری یکی از دست آوردهای درخشان این اعتصاب برای همه جنبش کارگری در ایران بود.

۱۸ تیر ۱۳۷۸، در وقایع این روز که با حمله نیروهای دولتی به به کوی خوابگاه های دانشگاه تهران، به مجموعه نا آرامی ‌ها و درگیری‌ ها بین روزهای چهارشنبه هجدهم تا دوشنبه بیست و سوم تیرماه ۱۳۷۸ میان دانشجویان، نیروهای انتظامی و افراد موسوم به لباس شخصی ‌ها، منجر شد. در این مقاومت دلاورانه دانشجویان در طی چند روز، صدها دانشجو دستگیر و زخمی شدند.

چهارم بهمن ماه ۱۳۸۲، در این روز کارگران معادن مس خاتون آباد در اعتراض به تعدیل نیرو و برای حفظ مشاغل خود دست به تجمع و اعتراض زدند. یک ماه قبل از آن زلزلۀ بم خانه و کاشانۀ انبوهی از مردم را در این منطقه ویران کرده و فضای نارضایتی و اعتراض به شرایط موجود در کل منطقه حاکم بود. ۲۰۰ کارگر اخراج شدند و در طی این تظاهرات که بشدت و با تمام قوا از سوی دولت سرکوب گردید، ۴ کارگر به شهادت رسیدند.

دی ماه ۱۳۸۳، شاهد تشکیل مجدد سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و آغاز مبارزات این تشکل و همچنین اولین اعصاب کارگران به رهبری سندیکا در دی ماه ۱۳۸۴ بود.

۲۶ فروردین ۱۳۸۴ مردم عرب خوزستان نسبت به سیاست های نژادپرستانه حکومت به مدت ۴ روز در اهواز دست به تظاهرات گسترده ای زدند که علاوه بر صدها دستگیری و زخمی های بسیار، متاسفانه ۲۸ نفر در این واقعه توسط نیروهای انتظامی به شهادت رسیدند.

۶ تیر ماه ۱۳۸۶، به دنبال طرح سهميه بندی بنزين، شهرهای مختلف از جمله تهران و اسلام‌ شهر، شاهد اعتراض ‌های مردمی بود. تعدادی پمپ بنزين به آتش کشيده، بانک ‌ها و ساختمان‌ های دولتی مورد حمله قرار گرفتند. بر اساس گزارش ‌ها در اين حادثه چندین نفر کشته شدند ولی آمار واقعی تلفات معلوم نشد.

اردیبهشت ۱۳۸۷، آعاز اعتصاب ۵۰ روزه کارگران نیشکر هفت تپه و آغاز مبارزات متشکل کارگران به رهبری سندیکا، در آبان ماه همان سال بود که تا کنون ادامه دارد.

۲۲ خرداد ۱۳۸۸ به بهانه اعتراض به تقلب در رای گیری ریاست جمهوری اما در واقع اعتراض به کل حاکمیت و شرایط موجود، مردم به خیابان ها آمدند. در این روز و هفته های بعد صد ها نفر زخمی و نزدیک به یک صد نفر کشته، و چند هزار نفر به زندان افتادند.

فروردین ۱۳۹۰، شورش مجدد عرب های خوزستان در سالگرد ۲۶ فروردین ۱۳۸۴، که ۱۲ نفر طی درگیری های دو روزه کشته شدند.

شورش عرب های خوزستان در ۲۳ دی ماه ۱۳۹۰، که طی سرکوب شدید ۵۰ نفر دستگیر و سه تن از آنها در زندان و زیر شکنجه به شهادت رسیدند.

شهریور ۱۳۹۴، شاهرخ زمانی، (فعال کارگری) در شهریور ۱۳۹۴ در حالی که پنجمین سال حبس بدون مرخصی خود را سپری می ‌کرد، در زندان کشته شد.

دی ماه ۱۳۹۳، ۱۷ کارگر اعتصابی و معترض در معدن آق دره در آذربایجان غربی در برابر مردم شلاق زدند. این کارگران در اعترض به خودکشی سه کارگر بخاطر اخراج دسته جمعی ۳۵۰ کارگر معدن و شرایط نابسامان معیشتی دست به اعتصاب زده بودند.

۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹، فرزاد کمانگر و ۴ نفر دیگر اعدام شدند که مردم کردستان در اعتراض یک روز اعتصاب عمومی کردند.

دی ماه ۱۳۹۵، معاون امنیتی انتظامی وزارت کشور از «افزایش ۶٩ درصدی اعتراض‌ های اجتماعی اعم از کارگری، صنفی و بخشی» خبر داد.

دی ماه ۱۳۹۶، در بیش از ۵۰ شهر ایران، تظاهرات گسترده ای برای چندین روز انجام گرفت. برای اولین بار در سال های اخیر مردم از دل اعماق و از میان طبقه کارگر و زحمتکشان شهری به طور گسترده بر حاکمیت شوریدند.

تظاهرات اخیر مردم در مراد ماه ۱۳۹۷ در پی گرانی شدید.

این موارد در بالا قطره ای از رودخانه پرخروش جنبش مردم علیه رژیم جمهوری اسلامی در چهل سال اخیر بود. این تظاهرات، شوروش و ناآرامی ها که به شکل های مختلفی، از تجمع، راهپیمایی، اعتصاب و تحصن شکل می گیرد. در سال های اخیر شدت و تداوم بیشتری گرفته است. اگر چه سرمایه داری و سیستم پلیدش همواره در حال تطابق خود با شرایط پیش رویش است، اما سرعت اعتراضات مردم روز به روز جلوتر از ترفند های رژیم در انحراف و سرکوب آن می افتد.

با توجه به اینکه زحمتکشان شهری و به ویژه کارگران در سال های اخیر بیش از پیش رهبری این اعتراضات را در دست گرفته اند. وجود تشکیلات و رهبری سازمانده برای انقلاب آینده در سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی هر چه بیشتر ضرورت خودش را نشان می دهد. حکومت ایران، ایجاد هر گونه گروه و تشکل مستقل کارگران را بر نمی تابد و فعالین در این زمینه را به زندان های طولانی مدت می اندازد و یا مخفیانه به قتل می رساند. گروه، سازمان یا حزب با تشکیلاتی مخفی کارگری یکی از مهمترین نیاز های جنبش مبارزاتی ما است. برای دست یابی به ان باید متشکل بود، دست در دست همدیگر داد. رفقا، دست شما را به گرمی می فشارم.

iاز آخرین نوشته روزا لوکزامبورگ در ۱۴ ژانویه ۱۹۱۹ با عنوان: » نظم در برلین برقرار می شود»، نگاه کنید به: https://www.marxists.org/archive/luxemburg/1919/01/14.htm

iiکار، شماره ۲، پنجشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۵۷.

https://www.iran-archive.com/sites/default/files/sanad/kar-ta-ensheaab_1-60-002.pdf

vبه آرشیو سایت اندیشه و پیکار در اینجا مراجعه کنید:

http://peykar.info/Niruhaye-Digar/nabard/nabard-vijeye-ghiyam.pdf

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.