سرتیتر

جاه طلبی چینی – ویجی پراشاد – هاتف رحمانی

Buhari-and-delegate-at-Forum-on-China-Africa-Cooperation

جاه طلبی چینی

ویجی پراشاد – برگردان : هاتف رحمانی

فیلم ویدیویی کائو فی[1] تنها 22 دقیقه است . فیلم در کارخانه لامپ سازی اسرام در فوشان (دلتای رودخانه مروارید، چین) یک دهه قبل آغاز می شود . اسرام ، یک کارخانه المانی، یکی از بزرگترین سازندگان لامپ در جهان است . فیلم کائو فی سه قسمت دارد . قسمت اول – تخیل محصول – سفری لذت بخش به ساختن یک لامپ نور است . لامپ توسط ماشین ها در یک جنبش رقص شکننده تولید می شود . هیچ کارگری در صحنه نیست . بخش دوم ویدیو – پری کارخانه – رفتار های غیر متعارف کارگران را که در داخل کارخانه می رقصند و گیتار می نوارند دنبال می کند. اکثر آن ها یونیفورم های کارگری ، اما یکی لباس باله بر تن دارد .

سومین بخش فیلم – آینده من رویا نیست – کارگران را در حالی که کارخانه با ظرفیت کامل کار می کندنشان می دهد که به دوربین نگاه می کنند. کارگران با تی شرتی که روی آن نوشته است آینده من رویا نیست روبه روی دور بین می ایستند.

کارخانه اسرام ده سال گذشته برای تولید لامپ های برق برای بازار چین و بازار جهانی ماشین را به کار گرفت. کارخانه به نیروی کار ماهری تکیه کرد – که تعداد کوچک تری از کارگران در این کارخانه قسمت تحتانی بیش از 700 میلیون کارگران چینی را تشکیل می دهند که در سراسر چشم انداز بزرگی از چین مدرن کار می کنند. معمولا گفته می شود که مزیت رقابتی چین ناشی از سرکوب دستمزد کارگران آن بود ، اگر چه با افزایش میانگین دستمزد ها ( و افزایش نابرابری که میانگین ها را نارسا می سازد) تغییر را آغاز کرده است . آن چه فیلم کائو فی را جذاب می کند ، آن است که او از کارگران می خواهد کاری را که دوست دارند انجام دهند ، و ان چه ان ها دوست دارند انجام دهند رقص ، نواختن موسیقی و خواندن واز است. به عبارت دیگر کارگران دوست دارند رویا ببینند.

عبارت آخری مرموز است. آیا آینده ای که کارگران در آن شرکت می کنند هم اکنون موجود است؟

اقتصاد چین به شدت هم بسته به اقتصاد ایالات متحده امریکا باقی می ماند. امریکا اکنون، با پرشدن کالاهای چینی از یک ساحل به ساحل دیگر آن بزرگترین شریک تجاری چین است . سود چین از این تجارت در اوراق قرضه خزانه داری و در بازارهای امریکا سرمایه گذاری می شوند و به بانک های امریکا اجازه می دهد تا به مردم امریکا که دهه ها شاهد آرام بودن نرخ دستمزد ها بوده اند وام دهند. بعد مردم امریکا این اعتبار را برای خرید کالای چینی مورد استفاده قرار می دهند. این یک چرخه شیطانی است.

    جنگ تجاری دونالد ترامپ ، همان طور که پارابهات پاتنیک خاطر نشان می سازد ، صرفا پرده ای در » بحران جدی و طولانی مدت » سرمایه داری است. ترامپ برای تحت فشار قرار دادن چین ، برای گرفتن اجازه دسترسی امریکا به بخش هایی از اقتصاد چین که از سوی دولت محافظت می شود می جنگد. او برنامه ای برای حل بحران سرمایه داری ندارد. حل بحران سرمایه داری در دستور کار او نیست . دستور کار او رویایی قدیمی است – رویایی که به اواخر قرن نوزدهم ، به زمانی که ایالات متحده از چکش «سیاست درهای باز» برای ورود به بازار چین استفاده کرد برمی گردد( در آن زمان تاجران امریکایی آستوروس و فوربس را در بر می گرفت – که اکنون نام هایی افسانه ای هستند ، اما در آن زمان فروشندگان تریاک بودند )

افزایش متقابل تعرفه روی صادرات امریکا و چین نه بعنوان ابزاری اقتصادی بلکه به مثابه ابزاری سیاسی در نظر گرفته می شود. ترامپ می داند که امریکا می تواند تعرفه بیشتری روی کالاهای چینی اعمال کند چون چین نسبت به امریکا کالاهای بیشتری به امریکا صادر می کند[2]. این امر پیش از این آشکار شده بود .تهدید هم اکنون روی میز است ، با این حال این که چینی ها خرید بدهی (و اوراق خزانه داری) امریکا را که می تواند روی نرخ بهره امریکا فشار وارد کند و فعالیت اقتصادی در داخل امریکا را خفه کند متوقف کنند ممکن است . اما با منابع دلاری بزرگ چین ، این اقدام می تواند روی  ذخایر چین تاثیر منفی بگذارد .

چین درحال یک بازی طولانی است. آن کشور در حال ساختن دو یل جدید است که پل امریکا – چین را تضعیف می کند. چین از ذخایر عظیم خود برای ساختن یک طرح زیر ساختی بزرگ در طول آسیا- ابتکار کمر بند و جاده ( یک راهبرد امنیتی موازی در سراسر اقیانوس هند – رشته های مروارید نیز وجود دارد) – استفاده کرده است . این کمر بند اقتصاد چین را به سمت اسیای غربی و از طریق ترکیه به اروپا متصل خواهد کرد . ان جاده در اسیای مرکزی و چین غربی نیز کشیده خواهد شد . مجسمه کوچک هو ژیجون (اولین فوتبالیست چینی برنده کفش طلایی – مترجم) ، که در موزه قطر در حال نمایش بود، شاهد کوچکی برای برخورد فرهنگی در امتداد جاده ابریشم قدیمی است،  امتدادی که اکنون خط آهنی را از باینور ( منطقه خود مختار مغولستان در چین داخلی) تا تهران می راند.

پل دوم در داخل قاره های افریقا و امریکای جنوبی قرار دارد که سرمایه گذاری چینی دروازه ورود برای همگرایی بازار های این قاره ها با کالاها و خدمات چینی است . یک رخ داد مهم رسیدن انستیتوهای کنفوسیوس [3](مراکز دولتی چین برای آموزش و زبان چینی در خارج از چین – مترجم)به این مناطق ، گسترش فرهنگ مانداری و چینی است . اکنون نزدیک به 50 موسسه کنفوسیوس در قاره افریقا وجود دارد که در سال 2014 وجود نداشت. شکایت های دوره ای غربی در باره اسعمارگری چینی تعجب آور است- دوره ای که در اوج خود چیزی علیه استعمار گری غربی نمی گوید (فایننشیال تایمز، تاسیس شده در 1888، اولین موضع » ضد استعماری » خود را علیه سرمایه گذاری چینی در افریقا اتخاذ کرد ، اما چیزی از استعمار بریتانیا در نقطه اوج آن نگفت). شرکت های چینی در افریقا برای هدف های انسانی در آن جا نیستند ، اما برای استعمار هم در ان جا نیستند. ان ها برای انجام کسب و کار آن جایند . آن ها با یک رقابت داخل سرمایه داری با شرکت های غربی – که بدون عادت به رقابت –  ورود چین را استعمارگری می خوانند مواجه هستند.

چرا چین در قاره افریقا تهدیدی برای شرکت های غربی است ؟ گزارش توسعه انسانی 2013 جواب می دهد : چین برنامه های وام های ترجیحی و برقراری اموزش را برای مدرنیزه کردن بخش های نساجی و پوشاک در کشور های افریقایی فراهم می آورد .  چین صنایع بالغ خود مانند چرم را به حرکت نزدیک تر به زنجیره  عرضه در افریقا و شرکت های مدرن ارتباطات ، داروسازی ، الکترونیک و ساختمان خود را به سرمایه گذاری مشترک با تاجران افریقایی تشویق کرده است . تجارت راه را هدایت می کند.

گزارش اخیر صندوق جهانی پول مطرح می کند که در حالی که چین به از بین بردن فقر نزدیک شده است ، نرخ های نابرابری فزاینده شکست مهمی داشته است . طبق آمار بانک جهانی ، در سال 1990 شصت و هفت درصد[4] چینی ها زیر خط فقر زندگی می کردند ، در حالی که این رقم تا سال 2014 به 1.4 درصد فرو کاسته شد . حکومت چین خزانه قابل توجه ملی خود را برای تامین مالی اقدام های ضد فقر – امسال 1.2 تریلیون یوان (معادل 174 میلیارد دلار- مترجم) – و غلبه براختلاف در آمد در حول دومحور روستا- شهر و خط ساحلی – داخلی مورد استفاده قرار داده است .

در چپ بیش از یک دهه است که در باره مشخصه چین – آیا هنوز یک کشور سوسیالیستی است یا سرمایه داری را احیا کرده است ؟- بحث وجود دارد . این اظهارات گسترده بدون درک کافی از رخ داد های پیچیده و غنی جاری در داخل چین و توسط چین در سراسر جهان تمایل به بیان دارد. اعتصاب های ثبت شده در کارخانه های چین نجومی افزایش یافته است – از 200 مورد در سال 2011 به 1256 مورد در سال 2017. کارگران درخواست داشته اند که آن چه را به آن ها وعده داده اند بپردازند و آن که از حق بنیادی تشکیل اتحادیه برخوردار شوند. مطالعه ای از سوی بولتن کارچین نشان می دهد که اعتصاب در بخش کارخانه های دارای کارگر گسترده کاهش و در بخش خدمات و خرده فروشی افزایش یافته است. این ها تظاهرات معمولی بنام انقلاب چین و نه اعتراض علیه آن هستند. آن ها با هنجارهای سرمایه داری مبارزه می کنند و خواهان سوسیالیسم هستند. آن ها در کارخانه هایشان می رقصند و رویای زندگی ای را که باید زندگی کنند و نه لامپ هایی را که باید بسازند می بینند.

منبع : نیوز کلیک

970725

[1] – برای مشاهده این فیلم ها می توان به آدرس های زیر مراجعه کرد:

https://www.youtube.com/watch?v=e68P4Y_17Ro&t=83s و https://www.youtube.com/watch?v=pQ02i1dOd4E وhttps://www.youtube.com/watch?v=UNId85g9nV4

[2] – چین 18 درصد صادراتش را به امریکا ارسال می کند که با وجود واردات هنگفت  از امریکا بالغ بر 375 میلیارد دلارکسری تراز تجاری به زیان امریکا ایجاد می کند. – مترجم

[3] – مراکز فرهنگی متعلق به کشورهای مختلف در افریقا : فرانسه 180- چین 48 – امریکا 40- بریتانیا 38- پرتقال 34- المان 21 و مراکز فرهنگی کشور ها در سطح جهان فرانسه 931- چین 516- بریتانیا 191- المان 159- امریکا 105- پرتقال 90 – مترجم

[4] – جمعیت چین در سال 1990 یک میلیارد و یکصد و سی پنج میلیون نفر بود که 67 درصد آن مساوی 760.450.000 نفر می شود و اکنون یک میلیارد و چهارصد و هیجده میلیون جمعیت دارد که 1.4 درصد آن می شود تقریبا بیست میلیون نفر – مترجم