تاریخی, سرتیتر

سازمان ملل چگونه به جنگ امریکا علیه سوریه پیوست – اریک زئوس – هاتف رحمانی   

usa_un_col

  • سازمان ملل نه تنها رئیس جمهور های امریکا و دیگرمتجاوزان بین المللی را بر راس قانون بین المللی قرار می دهد ، بلکه اکنون با بهانه جعلی نگرانی های «بشر دوستانه» به طور مثبتی به آن ها یاری می دهد ، به نحوی که از تهاجم ها و اشغال نظامی ائتلاف امریکایی حمایت می کند. سازمان ملل که تصور می شود مخالف تجاوز بین المللی باشد اکنون زمانی که «رهبران محق » آن را انجام می دهند به آن ها یاری می رساند. این سازمان مدافع دموکراسی نیست – ضد آن است

 

تذکر مترجم

ادلب به نقطه عطفی در تحولات خاورمیانه تبدیل شده است . بسیاری از مخالفان «رژیم اسد» اعم از چپ های مدعی سوسیالیسم تا راست های نئو کان ادعا می کنند که سه میلیون نفر در ادلب زندگی می کنند. محدوده ای 59 کیلو متر مربعی با جمعیت 150 هزار نفری در سال 2018 طبق اعلام سایت جمعیت جهان یکباره به شهری با جمعیتی سه میلیونی ، ده ها درمانگاه و بیمارستان و… غیره تبدیل می شود . جالب آن که پزشکان وابسته به سازمان ملل و حقوق بشر میزان تلفات در صورت حمله را 700.000 نفر بر آورد می کنند و ترامپ رئیس جمهور امریکا در کنفرانس خبریش صریحا می گوید روزنامه نیویورک تایمز را خواندم و دیدم سه میلیون جمعیت در خطرند بعد هشدار دادم و به پمپئو گفتم که نباید حمله صورت بگیرد! گویا تمام نهادهای اطلاعاتی و امنیتی امریکا نقشی در فراهم آوردن اطلاعات برای تصمیم گیری ندارند و این نیویورک تایمز است که سیاست های اقای ترامپ را تعیین می کند. به حال این دنیا باید گریست . مقاله ای که در ادامه می خوانید اثر اریک زئوس تاریخ دان پژوهشگر امریکایی است که از زاویه دیگری به موضوع پرداخته است . لازم به یاد آوری است که این همه به معنای تایید کامل این نوشته و عملکرد همه نیروهای درگیر در جنگ سوریه نیست .انچه اکنون از اهمیت بیشتری برخوردار است تلاش دیپلماتیک و مسالمت آمیز برای حل مشکل سوریه و اعاده حقوق بنیادی استقلال و آزادی مردم سوریه است .

 

سازمان ملل چگونه به جنگ امریکا علیه سوریه پیوست

اریک زئوس – برگردان : هاتف رحمانی 

 نویدنو  

رسانه های خبری راست و چپ امریکایی – به ویژه در رابطه با کشورهای خارجی ، از جمله سوریه- دچارپوسیدگی اند

امریکایی ها برای دادن کنترل سوریه به دست خانواده سعود ، که مالک عربستان سعودی هستند جنگیده اند ، و برای تحقق این هدف پس ازاولین کودتای شکست خوردهسیا علیه سوریه در سال 1949 تلاش کرده اند. اما تنها در زمان ریاست جمهوری باراک اوباما توانستند سازمان ملل را به ابزاری در این شرکت امریکایی تبدیل کنند. اوبامادر سال 2009 با امید پنهان خود برای سرنگونی دولت سوریه وارد کاخ سفید شد ، و زمانی که سیا یاری به شورش «بهارعربی» در کشورهای جهان عرب را هنگام گل دادن آن اغاز نمود، دولت امریکا به طور کامل عملیات مهم سازمان ملل را در صحنه برای یاری به دولت امریکا در اختیار داشت تا به این سرنگونی – تحویل سوریه به آل سعود ( آل سعودمهم ترین متحد جهانی امریکا ، و ثروتمندترینخانواده جهانی) برای کنترل آن- کمک کنند.

وزارت خارجه اوباما به ریاست هیلاری کلینتون تا قبل از ژوئن 2011، ، به شدت درگیر برنامه ریزی برای سرنگونی نه تنها دولت سوریه ( با برنامه ریزی برای استخدام جهادیست های جهانی برای انجام آن) بلکه دولت اکرایین (با برنامه ریزی برای به کارگیری نازی های جهانی برای انجام آن) بود.

اگر چه نظر عام  برآن است که اروپایی ها متحدان اصلی امریکایی ها هستند اما این نقطه نظر دیگر حقیقت ندارد. امروز امریکا در اصل با آل سعود، با اسرائیل متحد است که اسرائیل بازوی لابیگری آل سعود هم در امریکای شمالی و هم در اروپا است ، چون جمعیت اکثرا مسیحی با یهودی ها همدردی بیشتری می کنند تا با مسلمان ها. برای یک سیاست مدار هم دردی آشکاربا یهودی ها بهتر از هم دردی آشکاربا مسلمان ها است . از این رو ، اسرائیل نه تنها مشک آب لابیگری خود بلکه مشک آب لابیگری آل سعود را نیز حمل می کند .

در سوم دسامبر 2011( نزدیک به پایان سالی که «بهارعربی» آغاز شد) ، سیبل ادموندز روزنامه نگار پژوهشگر مستقل تیتر زد « رسانه های امریکا: تحریف کنندگان واقعیت و گورکنان حقیقت » و در ادامه نوشت : دنبال کنید-  در باره آموزش مخفیانه و اردوی حمایت غرب در ترکیه با چراغ خاموش برای جنگ علیه سوریه .

12 روز پیش ، در 21 نوامبر، من اینجا در پست قورباغه های جوشان ، در باره اردوی آموزش مخفی مشترک امریکا – ناتو در پایگاه هوایی امریکا در اینجرلیک ترکیه گزارش دادمکه در اوریل – می 2011 برای سازماندهی و گسترش پایگاه عملیاتی دگراندیش در سوریه  آغاز به کار کرد . من برای ان حکایت از منابع متعددی از جمله منابع داخلی به شدت معتبر ترکیه و منابع داخلی در اینجا در امریکا اطلاعات دریافت کردم …

من بلافاصله بررسی سایت های رسانه های رسوای امریکایی خودمان را آغاز کردم- هنوز چیزی در باره این اطلاعات مهم وجود نداشت . من سپس با یکی از منابع سطح بالای خودم تماس گرفتم و پرسیدم چرا او با گزارش مستند خود به جای رفتن مستقیم پیش افراد بزرگ به من رجوع کرده است . با چندین منبع معتبر خودی بعنوان تایید کننده او و یک مقام عالی رتبه در ترکیه ، او هیچ مشکلی در جلب توجه آن ها نمی توانست داشته باشد . و پاسخ او؟ خوب پاسخ او منهای چند ناسزا این است :

» چه کسی گفته ما اول به سراغ رسانه های مسلط نرفتیم ؟ ما اطلاعات را در اکتبر به ان ها دادیم . در ابتدا علاقمند بودند و آب دهانشان راه افتاده بود. حداقل گزارش گر ها، بعد ان ها ناپدید شدند.»…

من آخرین محل مراجعه بودم … این یکی از نمونه موارد بسیار زیاد از سانسورخود خواسته و عمدی رسانه های جریان اصلی امریکا ونقش چندین بار ثابت شده آن ها بعنوان تحریف کنندگان واقعیت و گورکنان حقیقت است . از این رو در دست گرفتن و حفظ جریان مسلط رسانه واقعیتی است که به دور تر از «عملیات مرغ مقلد» سیا در سال 1948بر می گردد که با همکاری تمام رسانه های خبری جریان اصلی امریکا ، و عملا تمام رسانه های خبری آلترناتیو اغاز شد . (مورد رسانه های آلترناتیو از سوی استوارت جین برامهالو (اینجا) خود من مستندشده است که هر دو برتحقیقات جامع باب فلدمن ، که تاریخ دان بزرگ فساد تقریبا تمام رسانه های خبری «ترقی خواه» امریکا است تکیه کرده ایم – البته در این میان استثنا هایی وجود دارند که عملا ترقی خواه هستند ، و این مقاله به طور هم زمان بین همه آن ها توزیع شد ، و همه رسانه ها به انتشار آن دعوت شده اند ) ( فساد رسانه های خبری خود محافظه کار خوانده عملا خودکار است ، چون  رئیس آن ها برای افزایش قدرت اریستوکراسی (اشرافیت) – انجام ان چه آن ها را تعریف می کند کار می کند ، آن ها اشکارا کاری را که برای ان پول دریافت می کنند انجام می دهند ، در حالی که رسانه های غیر محافظه کار توسل به فریبکاری را، در راستای آن که هوادار فقرا دیده شوند نیاز دارند ، اما رسانه های محافظه کار حتی وانمود به حمایت شدن نمی کنند.

رسانه های خبری راست و چپ امریکایی – به ویژه در رابطه با کشورهای خارجی ، از جمله سوریه- دچارپوسیدگی اند. اینجا سندهایی از سیا در سال2012 نشان می دهند که روزنامه نگار های امریکایی چگونه با چاپلوسی مورد احترام قرار می گیرند و به محافظان سیایی خود پای بند می مانند.

اریستوکرات ها همه جا به صورت جهانی تجارت می کنند و از یک فرد متوسط منافع شخصی بیشتری در روابط خارجی دارند ، از این رو دروغگویی در باره روابط بین المللی به ویژه برای آن ها در راستای کنترل توده ها در این موضوعات ، موضوعاتی که اریستوکرات ها به ویژه برای کنترل آن ها مصمم هستند مهم است.

آریستوکراسی افرادی هستند که تصمیم می گیرند کدام ملت ها «متحدان» و کدام ملت ها «دشمنان» هستند. افکار عمومی آن را کنترل نمی کند.

به این دلیل که سیا یک نهاد اریستوکراسی امریکا است ، حداقل تمام رسانه خبری جریان اصلی دروغ های خود را برای امور خارجی به صدا در می آورند. اریستوکرات ها سیاست خارجی کشور خود را اداره می کنند. همکاری آن ها خواستار این اداره است ، و به سیاست مدار ها ان چه را باید در امور خارجی انجام دهند می گوید . رسانه خبر برای دروغ های سیاست مدار ها پشتیبان آماده می کند. همه ان ها در گروه اریستوکراسی هستند. همه آن ها عوامل اریستوکراسی ، علیه افکارعمومی هستند – و نه تنها علیه هر آن کسی که اریستوکراسی خارجی بعنوان ملت های «دشمن» نشان گذاری می کند ( یعنی بعنوان هدف های مناسب برای ارتش معین اریستوکراسی) – یعنی جاهایی که شرکت های تولید اسلحه اریستوکراسی امریکا مانند لاکهید مارتین اجناسشان را در انجا نمی فروشند بلکه برعکس علیه محل هایی که اجناس آن ها باید، بعنوان هدف، پایان مخالف تجارت اسلحه بین المللی از»متحدان» ، که به جای سمت هدف ها در سمت بازار ها قرار دارند مورد استفاده قرار گیرند.

روابط جهانی رابطه بین اریستوکراسی ها است . افکار عمومی نا دیده گرفته می شوند.

بنا براین اگر دموکراسی جایی یا به طور کلیوجود دارد تنها در رابطه با موضوعات داخلی وجود دارد. اما مطالعات نشان داده اند که دولت امریکا حتی در موضوعات داخلی نیز افکار عمومی را نادیده می گیرد- امریکا یک اریستوکراسی کامل است ، اصلا دموکراسی نیست ، حتی در موضوعات داخلیمانند بهداشتبرای همه هم دموکراسی نیست .

به همین خاطر است که سیبل ادموندز خود را اخرین ملجا می یابد.که حسن تعبیری در اشاره عملی به بن بست اخبار مهم است – چون یک نوع خبری است که می تواند متناقض دروغ رسوای دولت اوباما که بر » ما آمدیم ، ما دیدیم ، او مرد» (مورد لیبی) و اکنون پیگیری تهاجم و نابودی سوریه مبتنی است باشد . ( ترامپ تهاجم اوباما را ادامه می دهد،او به آن ها پایان نمی دهد.فرقی نمی کند چه کسی کاخ سفید را اشغال می کند، حداقل نه در رابطه با روابط خارجی ، اگر چه ممکن است بخش دیگری از این اریستوکراسی باشد – اوباما میلیاردرهای های لیبرال را نمایندگی می کند و ترامپ میلیاردرهای محافظه کار را، اما آن ها بخش های مختلف همان اریستوکراسی هستند، هیچ کس در چنین دولتی عموم مردم را نمایندگی نمی کند.)

در زیر نمونه هایی از سایکوپاتیک[1]بودن اریستوکراسی های امریکا و متحدان ارائه می شود :

ویدیوییکه در ساعت 2:18،روز 27/11/2012 گرفته شده و عنوان » امیر قطر و نخست وزیر ترکیه نفت استخراجی سوریه را می فروشند » را دارد نشان می دهد که امیر قطر و نخست وزیر ترکیه که افراد ثروتمندی هستند ، اما باز هم بیشتر می خواهند. هر دو آن ها رئیس دولت بودن خود را به نحوی مورد استفاده قرار می دهند که نه تنها به ثروت شخصی خود ، بلکه به اریستوکراسی های امریکایی و اروپایی برای دزدیدن و فروش تجهیزات چاه نفت از عموم سوری ها – از دولت سوریه ای ها – به سود نه تنها اریستوکرات های آن ها بلکه به سود القاعده و داعش (دوگروه جهادی که برای سر نگونی دولت سوریه می کوشند) نیز کمک کنند. همان طور که اخبار سوریه این موضوع را در 28 نوامبر 2012 گزارش کرد،» امیر قطر و نخست وزیر اخوان المسلمینی ترکیه تروریست های القاعده و ارتش آزاد سوریهرا برای ویران کردن کشور ، کشتن مردم و آن چه از زیر ساخت های آن می توانند نابود کنند را به سوریه اعزام کردند برای ان که شرکت های ان ها در اینده بتوانند برای باز سازی شغل داشته باشند چون فکر می کنند آن ها برنده جنگ علیه سوریه خواهند بود.»

اخبار سوریه در 5 سپتامبر 2015 تیتر زد،» سوری ها چه کرده اند که مستحق نفرت کل جهان هستند» و نوشت :

سوری ها در کنار هر ملت ستم دیده در جهان ایستادند، تمام جنبش های رهایی بخش از قدرت های استعماری در سوریه دفاتر خود را داشتند، از جمله حزب ضد آپارتاید افریقای جنوبی … این چیزی است که قدرت های استعماری انتقام آن را می گیرند.این ورای درک کافکایی استکه تمام دنیا عملا دشمنی خود را علیه مردم سوریه ، و کشور آن ها فریاد می زنند و بقیه دنیا حتی توجهی به آن نمی کنند.

در 2 سپتامبر ،الجزیره در » بزرگترین عملیات روانی قرن گذشته »  ،  تصویری از یک کودک غرق شده سوری را با بی احترامی تخریب کرد تا برای دور جدیدی از تخلفات امپریالیستی علیه  دولت سوریه مورد استفاده قرار دهد . به نظر می رسد اهمیتی ندارد  که الجزیره ( که از سوی میهن دوستان لیبی ، در طی دوران ویرانی کشورشان «خوک» خوانده می شد ) متعلق به پادشاه مطلق قطر ، ایستگاه کوچک گازی خلیج (فارس) است  که بیش از 3 میلیارد دلار درغارت و بمباران سوریهخرج می کند.) 24 ساعت بعد ، جستجوی گوگلی «کودک غرق شده سوری» بیش از 10 میلیون بازدید داشت ( رقمی که 48 ساعت بعد به بیش از 14 میلیون رسید ) گزارشی که از بیان آن که قبل از کشتارهای جمعی قدرت های استعماری بحرانپناهندگان سوری به هیچ وجه وجود نداشت ، وسگ هایهار اسلامی و خلیجی آن ها برای «بهار عربی» سوریه تصمیم گرفتند غفلت کرده است…

روز یکشنبه 23 اوت ، شهر دمشقزیر حمله شدید موشکی جوخه های مرگ میانه رو اوباما – کامرون قرار گرفت . هفت روز بعد ، صفحه فیس بوک ارتش عربی سوریه پست زیر را منتشر کرد:

» شهر دمشق در سال 2011 تعداد 4.5 تا 5 میلیون نفر جمعیت داشت . امروز و به خاطر جنگ تعداد 8.5 میلیون نفر جمعیت در این شهر هستند، که بسیاری از آن ها  خانه هایشان را با فشار «شورشیان معتدل» مورد پشتیبانی ناتو به طور کلی و به طور خاص امریکا ، ترکیه و فرانسه ، و نیزمورد پشتیبانی و تامین مالی از سوی ملت های تروریست خلیج به ناچارترک کرده اند…

صدای ناهنجار سکوت مرگباردر میان رسانه های ویشی (نازی) وفعالان شام و ان جی او ها ( خیریه هایی که از سوی امریکا و اریستوکراسی متحد آن بنا شده اند) به صورت نمایشی ، با ریتمی گمراه کننده ، با افزایش بمباران روستاهای کفریا و فوادر حاشیه ادلیب افزایش یافته است . در میانه ماه اوت سوری های این روستا ها مورد حمله بیش از 1500 حمله موشکی – کشتارهای جمعی شورشیان معتدل– بوده اند که 60 درصد از خانه های ان ها را ویران کرده است …

تنبیه مردم سوریه به خاطر رد برنامه تغییر رژیم اوباما نمی تواند در حمله جاری سازماندهی شده از سوی ناتو و اعوان و انصار آن در طی 4.5 سال گذشته فراموش شود .

  در 28 فوریه 2018 ، اخبار سوریه » کفتارهای دولت پنهانقانون را نشان می دهند ،  تشنه خون سوری بیشتری هستند » را تیتر زد و ادامه داد : دولت پنهان کفتارهای جهانی به سطح جدیدی ازهذیان دیوانه وار علیه سوریه رسیده اند ، آن ها در عین جیغ قانون جهانی !با آن قانون جولان می دهند ، و شهوت سیری ناپذیر خود برای خون سوری ها را آشکار می کنند. شیدایی تروریست ها آن چنان خارج از کنترل است که به نظر می رسد توطئه شیمیاییطراحی شده برای ادلیب را رها کرده اند . در واقع ، آن ها درهم صدایی برای حفظ قاتلان سریالی اشغالگران غوطه شرقی زوزه می کشند. وحشی هایی که باید در کشور های غربی به نام حقیقی خود خوانده شوند (در رسانه های غربی) به زنان و کودکان بی گناه تبدیل شده اند .آن کفتار ها بیش از 1.000 تروریست را که از سوی تروریست های غوطه خمپاره و موشک به داخل دمشق پرتاب می کردند نادیده می گیرند. آن ها دروغ بزرگ گوبلز را ، با علم به این که کلوب ممتاز آن ها یکی ازخرابه هایی است که هیچ یک از اعضا آن از حقیقت سخن نخواهند گفت با افتخار بالای سرشان حفظ می کنند …

دولت پنهان کفتارها تکفیری (جهادیست ) های  در خارج مسلح شده ، درخارج تامین مالی شده وخارجی (حاضر) در غوطه را در ماه اوت 2013 در صحنه جهانی معرفی کرد . وحشی های به صورت ذاتی احمق  تصادفا  بسیاری از افراد خود را قصابی کردند ، و از این رو در تله سلاح های شیمیایی اهدایی شاهزاده بندرگیر افتادند ، چون از دادن آموزش استفاده مناسب از ان ها غفلت کرده بود .  اعتراف برای جنگ طلبان بی پایان ، از جمله اوباما رئیس جمهور امریکا جنایتکار جنگی برنده جایزه صلح نوبل اهمیتی نداشت. هیچ صدای نگرانیهم از سوی حرام زاده های انسان دوستکه سوری های کشته شده بسیاری را بعنوان ربوده شده در حومه لاذقیه به رسمیت شناختند وجود نداشت ( به همان شکل ، کفتارها با گزارش در باره لحظه طولانی انتظار نیز ، زمانی که 58 نفر از زنانو فرزندان ربوده شده سوری  در مبادله با تروریست های زندانی القاعده آزاد شدند تسکین یافتند)…

در 21 فوریه زید راعد ال حسینی کمیسونر عالی رتبه سازمان ملل برای حقوق بشر برسر «نابودی هیولا» در عوطه شرقی کف بردهان آورد. او کلماتی  مانند قانون بشر دوستانه جهانی ، و  درباره جنایت کاران جنگی را ( علیه دولت) پرتاب کرد .

آن مقاله یک بخش طولانی دارد که چنین آغاز می شود:

سازمان ملل : رهبری کفتار ها 

حیوانات در حال حرکت در گله ها به رهبری نیاز دارند . چه کسی برای هدایت جانوران بهتر کارآزموده است ، کسی که به بهره برداری از کشتار حیوانات دیگر، به شکارآسان ، بلعیدن همه قسمت های شکار از جمله استخوان ها معروف است ، و چه کسی  بهتراز دیپلمات های آراسته و اتو کشیده سازمان ملل است؟

همه آن گفته حقیقت دارد ، و حتی واقعیت را دست کم می گیرد . بعنوان مثال ، اگر چه مقاله مستند می کند که اردن همسایه سوریه ، بخش کلیدی از تلاش امریکا برای سرنگونی اسد است ، اما از یادآوری آن که زید راعد ال حسینی ، مقام عالی رسمی سازمان ملل در سوریه ، یک شاهزاده اردنیاست کوتاهی می کند. او (ال حسینی) چیزی را انجام می دهد که خانواده سلطنتی اردن انجام می دهد. در غیر این صورت، آن مقاله توصیفی عالی ازتعصبات شدید اداری سازمان ملل به سود بازی – طرح امریکا برای پیروزی ، به ویژه برای پیروزی در سوریه است .

با این حال ،در سوم مارس 2018 ، اخبار سوریه افشا کرد که حتی یک مقام مهم تر سازمان ملل در سوریه نیز به صورت مخفیانه با امریکا برای سرنگونی دولت سوریه همکاری می کرده است . با عنوان » فاسد ، دیدار دیپلماتیک مخفیانه ای که دیوانگی سازمان ملل  علیه سوریه به راه انداخت» و گزارش داد که ، با در اختیار داشتن یک تلگرام دیپلماتیک ، روزنامه پان عرب الخبرروز 24 فوریه گزارشی را با جزئیات در باره توطئه نابکار استعماری ارائه می کند: بنجامین نورمن – دیپلمات مسئول خاورمیانه در سفارت بریتانیا در واشنگتن –  با انگلیسی تا حدودی آشنا اما دقیق اولین ملاقات «گروه کوچک امریکایی در باره سوریه » ( متشکل از امریکا، بریتانیای کبیر، فرانسه، عربستان سعودی و اردن) را که در 11 ژانویه 2018 در واشنگتن برگزار شده بود در تلگرام محرمانه دیپلماتیک گزارش می کند.

او در تلگرام دیپلماتیک پنج صفحه ای ، جزئیات «راهبرد(استراتژی) غرب» در سوریه را آشکار می کند: قسمت کردن کشور، خرابکاری سوچی ، در چهار چوب قرار دادن ترکیه و دستوراتی به نماینده ویژه سازمان ملل استفان د میستورا که گفتگو های ژنو را هدایت می کند. گزارشی ضمیمه (8 صفحه) در باره پیش بینی دومین دیدار «گروه کوچک» همراه این تلگرام دیپلماتیک است . آن همایش در 23 ژانویه در پاریس برگزار شد ،و اساسا به استفاده از سلاح های شیمیایی و «دستورهای» ارسالی از سوی «گروه کوچک امریکایی» به استفان دی میستورا اختصاص یافته بود. در حقیقت ، ترامپاکنون القاعده و داعش را در راستای تسخیر سوریه حفظ می کند. و در این رابطه  پشتیبانی سازمان ملل را دارد. روز جمعه 7 سپتامبر2018، رادیو اروپای آزاد امریکا و رادیو آزادی تیتر زدند » فرستاده سازمان ملل به سوریه نسبت به «طوفان کامل» برای فاجعه در ادلیب هشدارمی دهد» و گراش دادند که : نماینده سازمان مللدرامورسوریه روز جمعه هشدار داد که اگر دولت سوریه ، با پشتیبانی روسیه ، حمله نظامی گسترده ای را علیه استان شمال غربی ادلیب انجام دهد همه مواد لازم برای فاجعه انسانی»تمام عیار» موجود است .

استفان دی میستورا از طریق ویدئو کنفرانس به اعضا شورای امنیت گفت » خطر ها عمیقند و هر جنگی برای ادلیب ممکن است – می تواند – یک جنگ وحشتناک و خونین باشد. غیر نظامی ها قربانیان بالقوه آن هستند.»

همان طور که من در این لینک مستند کرده ام:

ادلیب همواره در نظر سنجی سالانه که سازمان نظر سنجی ارب اینترنشنال بریتانیایی از سال 2014 در سراسر سوریه انجام داده است بعنوان استان بیشتر هوادارجهادگراها در میان تمام استانداری های سوریه نشان داده شده است . ادلیب در ان جا بعنوان استانی با بیش از 90 درصد هوادار جهادگرا ها و جهادگرایی – و به ویژه هوادار سازمان هایی مانند القاعده و داعش – نشان داده شده است . 

استفان دی میستورا و شاهزاده حسینی به آن چه که سوریه ، روسیه و حزب الله در راستای پایان دادن به تجاوز به سوریه از سوی امریکا ، عربستان سعودی ، ترکیه ، امارات متحده عربی ، کویت ، و اسرائیل ( و جهادگران مزدور آن ها ) لازم است انجام دهند بعنوان یک » فاجعه انسانی» اشاره می کنند. مقام های سازمان ملل با این موضوع بعنوان دخالت کاملا غیر قانونی و اشغال نظامی کشور مستقل سوریه بر خورد نمی کنند، بلکه در عوض آن چه را که اگر سوریه و متحدان آن به منطقه سوریه که اکنون بیش از 90 درصد ساکنان آن را جهادیست ها و حامیان آن ها تشکیل می دهند حمله کنند «فاجعه انسانی» می خوانند. سوریه و متحدان آن به خاطرتهاجم به آن دیگ جهاد گرا سرزنش می شوند، در حالی که امریکا و متحدان آن به خاطر استفاده از آن جهادگراها در طی 7 سال گذشته – استفاده از آن ها نه تنها برای تجاوز و اشغال ادلیب بلکه  دیگر بخش های سوریه – از اتهام مصون نگه داشته می شوند .

بنا بر این سازمان ملل نه تنها رئیس جمهور های امریکا و دیگرمتجاوزان بین المللی را بر راس قانون بین المللی قرار می دهد ، بلکه اکنون با بهانه جعلی نگرانی های «بشر دوستانه» به طور مثبتی به آن ها یاری می دهد ، به نحوی که از تهاجم ها و اشغال نظامی ائتلاف امریکایی حمایت می کند. سازمان ملل که تصور می شود مخالف تجاوز بین المللی باشد، اما  اکنون زمانی که «رهبران محق » تجاوز را انجام می دهند به آن ها یاری می رساند. این سازمان مدافع دموکراسی نیست – ضد آن است : یک طرح بین المللی برای پشتیبانی از تهاجمات و اشغال های نظامی ائتلاف امریکا است . جنگ زشت است . اما ظاهرا ، سازمان ملل حتی به (نهادی) زشت تر از جنگ تبدیل شده است – که از مهاجمان و اشغالگران نظامی علیه کشور مستقل حمایت می کند.

به همیندلیل است که سوریه و متحدان آن طراحی خود برای حذف جهادیست ها در ادلیب را به تاخیر انداخته اند و بین ادلیب و منطقه مجاور ایجاد منطقه حایل خواهند کرد .جزئیات بیشتر و چهارچوب آن را می توان اینجادید . شاید اکنون مقامات عالی سازمان ملل که ادعا می کردند حذف این جهادگرایان می تواند «فاجعه انسانی» ایجاد کند لحن خود را عوض خواهند کرد وآشکارا اعلام می کنند که وضعیت اعلام شده می تواند یک ضرورت عملی باشد .

* اریک زئوس تاریخ دان پژوهشگر امریکایی است . در آدرس زیر بیشتر می توان از او خواند.

https://www.strategic-culture.org/authors/eric-zuesse.html

970702

 

[1]-سایکوپاتی(psychopathy) نوعی اختلال روانی است که ویژگی اساسی آن، رفتارها و پاسخ‌های احساسی غیرطبیعیاست؛ شامل فقدان حس همدردی، احساس گناه و یا پشیمانی، سوء استفاده از دیگران و فریب دادن آنان. اهمیت این بیماری زمانی مشخص می‌شود که بسیاری از جنایات و فجایع به دست آنان رقم می‌خورد. به علاوه، شناسایی آنان پیش از صدمه زدن به سایرین کار دشواری است؛ چرا که نیات و مقاصد شوم خود را با ماسکی از رفتار مودبانه و جذاب می‌پوشانند.