تاریخی, سرتیتر

وقتی انسان به عکس‌های خاوران می‌نگرد – مهران زنگنه

از عکس بیرون می‌آید در مقابلت می‌ایستد، تا به خود بنگری. فقط بلاواسطه را می‌بینی. بلاواسطه در عکس اما کسی خفته در خاک است و چند دست! در خاک خفتن و به پایان رسیدن وجود اما یک امر متعارف است.
آنچه عکس را نامتعارف می‌کند، دست‌ها هستند. دست‌های جستجو هستند که در خاک خفتن، امر محتوم و متعارف را نامتعارف می‌کنند و در نهایت اشاره به تو و من دارند. دست‌ها گویا، در ابتدا چنین به نظر می‌رسد دستان باستان‌شناسانی هستند که می‌خواهند یک شئ تاریخی را از زیر خاک بیرون بیآورند و …

بقیه در اینجا