تاریخی, سرتیتر

حمله به سوریه، اینبار برای امریکا و متحدانش گران تمام می شود

usa_trump_2018

راینر رووپ

راشا تودی ترجمه رضا نافعی

آینده ما

گانگستر کسی است که بدون معطلی آنقدر آدم می کشد تا به آنچه می خواهد برسد. این سیاست کنونی امریکا در سوریه است. با یک تفاوت: تعداد قربانیان گانگستر در قیاس با تبهکاران دولت امریکا بسیار اندک است.
روزنامه واشنگتن پست روز پنجشنبه از قول یک مقام دولتی که نامش برده نشده این سخنان را نقل کرده است:
در حال حاضر وظیفه ما آنست که با کمک هم آنقدر باتلاق و هرج و مرج برای روسیه و رژیم سوریه بوجود آوریم تا به آنچه می خواهیم برسیم.
آنچه را که مقام دولتی بی نام می کوشد تا تقریبا بی اهمیت و پیش پا افتاده جلوه دهد، یعنی به کشتن دادن هزاران نفر از مردم سوریه با بمب های امریکائی یا بمب ها و سلاحهای دیگری که امریکا در اختیار تروریست ها گذاشته است.
اگر مقیاسی برای اندازه گیری انرژی جنائی مرگبار وجود می داشت، آن گانگستری که در بالا ذکر کردیم ، در قیاس با تبهکاران دستگاه دولتی امریکا، تقریبا » بی اهمیت» شمرده می شد.
با این حال فریاد ناشی از وحشت از گزارش اعمال گانگستر گروگانگیر آنچنان آسمان گیر می شد که شنیدن صدائی دیگر را میسر نمی شد.
اما در این مورد که گانگستر گروگانگیر امریکا قتل هزاران نفر را از پیش اعلام می کند، رسانه ها و سیاستمداران غرب که خود را جامعه ارزش ها لقب داده اند، خاموش میمانند.
باز گردیم به سیاست امریکا در سوریه. در اکتبر سال 2013 یک مقام برجسته دیوانسالاری اوباما اعلام کرد که سیاست امریکا در سوریه ادامه جنگ است.
واشنگتن پست در آن زمان نوشت دولت امریکا در پی آنست که جنگ را آنقدر ادامه دهد تا هرگز یک پیروزمند واقعی در عرصه نماند.
هدف واشنگتن آن بود که هرگاه ، دیر یا زود، یک توافق بین المللی برای سوریه حاصل شود، امریکا بر سر میز مذاکره نیرومند ترین موقعیت را داشت باشد.
در حال حاضر هم هدف امریکا آنست که در مذاکرات پس از جنگ موضع مسلط از آن امریکا باشد تا بتواند شکل و ساختار سوریه بعد از جنگ را آنطور که خود می خواهد تحمیل کند.
اما این امر، هم در آن روز و هم امروز، به این معنی است که دولت سوریه درجنگ پیروز نشود. این سیاستی است تبهکارانه که آلمان، و نزدیکترین همپیمان آن در اروپا، یعنی فرانسه، در آن سهیم هستند.
وزیر خارجه فرانسه، ژان ایو لو دریان، روز یکشنبه در فرستنده » فرانس اینتر» گفت که درست است که پرزیدنت بشار اسد» برنده جنگ داخلی» است، ولی بدون حل سیاسی مسئله، که مورد تایید واسطه های بین المللی باشد، او برنده صلح نخواهد بود»
چرا بنظر «لو دریان» اسد برنده صلح نخواهد بود؟
توضیح وزیر خارجه فرانسه چنین بود : حتی اگر نیروهای دولتی سوریه موفق شوند ادلب – آخرین پایگاه مهم تروریست ها در شمال شرقی سوریه- را تسخیر کنند، نیز مسائلی که هفت سال پیش سبب آغاز جنگ شدند، حل نشده اند.
و آنها کدام مسائل بودند؟
دخالت خارجی ها، در درجه اول امریکا، عربستان سعودی و قطر، ترکیه، فرانسه، انگلستان، که با پول و اسلحه، مزدوران و دست آخر با نیروهای نظامی خود، برای تغییر رژیم ظاهرا تحت عنوان جنگ داخلی، در سال 2011 آغاز کردند و طی هفت سال بخش های بزرگی از این سرزمین زیبا را چنان ویران کردند که دیگر قابل شناسائی نیست.
اما از آن زمان تا کنون زمان تغیییر کرده است. ارزش های غربی، تحت رهبری واشنگتن و پاریس، دیگر چون سال 2013 نیست.
دولت اسد با حمایت روسیه، در واقع تمام مناطقی را که در دست شورشیان بود پس گرفته است، باستثنای آخرین دژ تروریست ها در ادلب واقع در مرز ترکیه، که تحت تسلط القاعده است. یعنی امریکا و غرب با ارزشها یش، برای آن که بتوانند به جنگ ادامه دهند، باید القاعده را نجات دهند.
صادقانه بگوئیم، غربی های ریاکار و باصطلاح» مبارزان با تروریسم» سالهاست که بکرات از تروریست ها حفاظت کرده اند.
وقتی که زیر گروه های القاعده یا داعش در مخمصه گیر می کردند، امریکا حتی نیروی هوائی خود را برای دفاع از آن ها به میدان می آورد، تا مانع نابودی گروههای نسبتا بزرگ تروریست ها شود.
زیرا همانطور که پرزیدنت اوباما گفت بالاترین اولویت برای امریکا ساقط کردن پرزیدنت اسد بود. تروریست های القاعده و داعش باید برای رسیدن به هدف کمک کنند.
وقتی که اسد دیگر در میدان نباشد انوقت واشنگتن به سراغ » تروریست های» سوریه خواهد رفت.
امروز بعید بنظر می رسد که تروریست ها در سوریه بتوانند کاری را که استراتژیست ها امریکا، به عهده آنها گذاشته اند، به انجام برسانند. ولی اسلامگرایان القاعده هنوز به درد گرم نگاه داشتن ته مانده آتش جنگ می خورند. این آن چیزی است که امریکا می خواهد و طی هفته های اخیر بارها و بارها و مصرانه به دولت دمشق و روسیه هشدار داده است که مبادا ادلب را که در تسخیر القاعده است ، همان کسانی که سر می برند، آزاد کنند.
اینک، تقریبا هر روز، واشنگتن، پاریس و لندن، دمشق و مسکو را تهدید می کنند که اگر اسد در حمله به ادلب گاز شیمیائی بکار برد، غرب با ارزش های محترمش با نیروی هوائی به کمک تروریست ها خواهد شتافت.
پرسش این است که ارتش عربی سوریه، که سلاح های شیمیائی اش تحت نظارت سازمان ملل متحد بکلی منهدم شده است، چرا باید این قدر ابله باشد، که بخواهد سلاح شیمیائی که فاقد آنست را علیه مردم غیر نظامی بکار بندد؟ این حرف آنقدر بی پایه است که ارزش گفتن ندارد.
با وجود این میتوان تقریبا مطمئن بود که باز هم سلاحهای شیمیائ تقلبی به کا ر بسته خواهد شد.
پیشنهاد امریکا به تروریست ها در ادلب برای فراخواندن نیروی هوائی امریکا قطعا از نظر تروریست ها دور نمانده است.
طبق گزارش های موجود کلاه سفید های بد نام در حال تدارک حمله شیمیائی بعدی هستند، تا دوباره دهها کودک را قربانی کنند. چون در آخرین بار این عکس ها پرزیدنت ترامپ را بسیار تحت تاثیر قرار دادند و او فورا فرمان داد نقشه از پیش تهیه شده به اجرا گذاشته شود و حمله موشکی به سوریه آغاز شود. در واشنگتن هم تقریبا مطمئن هستند که این نقشه این بار هم عملی خواهد شد.
ارسال چند عکس وحشتناک از سوی کلاه سفیدها برای نمایندگان مطبوعات دوست در رسانه های غربی کافیست برای اثبات گناه اسد.
بار آخر هم وقتی سلاح های شیمیائی تقلبی بکار گرفته شدند، نه قبل از فرستادن موشک های امریکا و حمله به سوریه، و نه بعد از آن روزنامه های جریان اصلی حتی پرسشی هم مطرح نکردند چه رسد به تحقیقات در آن مورد.
با این تفاوت که بنظر می رسد این بار روسیه و سوریه بهتر آماده پاسخ دادن به حملات هستند. مثلا روسیه برای مقابله در برابر حمله از دریا مشکلات عدیده ای فراهم کرده است، به این معنی که در سراسر سواحل سوریه تعداد قابل توجهی از کشتیهای جنگی متمرکز ساخته، و در ارتباط با پرتاب موشک و رصد هوائی موضعگیری کرده است.
البته مانند همیشه در چنین درگیریهائی این خطر نیز هست که امور در مسیری افتد که از پیش قابل پیشبینی و احتساب نباشد.

https://deutsch.rt.com/meinung/75504-werte-westen-als-geiselgangster-in-syrien/

.