گوناگون, سرتیتر
نوشتن دیدگاه

مخالفان ترامپ در امریکا استراتژی او را درک نمی کنند

usa_trump

راشا تودی – گزینش و ترجمه رضا نافعی

آینده ما

آیا ترامپ صرفا یک موج سوار ناشی در اقیانوس سیاست خارجی امریکاست؟ و یا دارای اندیشه و استراتژی استواری است که ریشه های قدیمی دارد؟ مخالفان او در خود امریکا با شخص او دشمن هستند و یا با استراتژی او مخالفند؟ آنچه پایه استراتژی ترامپ را تشکیل میدهند در حقیقت همان تز معروف کیسینجر برای ایجاد اختلاف و جدائی میان چین و روسیه است و امروز ترامپ می کوشد آن اختلاف را زنده کند، بویژه که اتحاد آنها یک کابوس هولناک است. امریکا بزرگترین بدهکار به چین است و روسیه قوی ترین قدرت نظامی همطراز با امریکا و این همان دو نکته ایست که ترامپ آن را میداند و مخالفانش آن را دست کم می گیرند. بازگشت قدرت اقتصادی امریکا در گرو همین اختلافی است که ترامپ سعی در ایجاد آن دارد. ترامپ سخنران خوبی نیست و لغاتی که به کار می برد محدود است، اما در همان جملات ناقص و غیر دیپلماتیکی که به کار می برد میتوان استراتژی او را تشخیص داد. او برای موفقیت نیازمند حمایت اسرائیل و پنتاگون است و اسرائیل نیازمند تضمین امنیت خود در منطقه. در اینجاست که سیاست های شعاری و تحریک آمیز جمهوری اسلامی آب به آسیاب ترامپ و اسرائیل می ریزد.

بقیه اش را از راشاتودی بخوانید:

دوسال است که یک گروه ویژه، که قدرتش را از دست داده،  تلاش می کند تا افسانه ای برای از دست دادن قدرت خود اختراع کند. یا بهتر بگوئیم برای از دست دادن ریاست جمهوری دلیلی بتراشد، چون هنوز هم  برتری خود را در دستگاه دیوانی ایالات متحده حفظ کرده است.

واقعیت شناخته شده این است که رسانه های جریان اصلی  راه و روشی گله وار دارند. به این معنی که وقتی یکی از صخره پرید دیگران هم بدنبال او می پرند. و همان حرف ها را تکرار می کنند.  این امر بویژه، در مورد تحلیلگران و روزنامه نگارانی صادق است که اینک اسیر داستانی شده اند که خودشان هم در آغاز کار آن را جدی نمی گرفتند. «ترامپ، رئیس جمهوری امریکا، منتخب پوتین است . «

ترامپ سخنور چیره دستی نیست و هنگام سخن گفتن  با یک گنجینه لغوی محدود و واژه های تکراری  ادای مقصود می کند. اما آنچه که او در کنفرانس مطبوعاتی هلسینکی گفت صادقانه و حتی شجاعانه بود. در حالی که دشمنانش، خود را  برای لت و پار کردن او  آماده کرده بودند ، او  به درستی حاضر نشد صحت «مدارک» سازمانهای اطلاعاتی امریکا را تایید کند.  یعنی، در واقع ، 14 سال پس از آن که همین سازمانها «کشف کردند» که عراق غرق در سلاحهای کشتار انبوه  است و کسی جرئت نکرد در درستی آن اطلاعات تردید کند.

اما از منظر رسانه های اصلی در کنفرانس هلسینکی فقط » یک داستان» قابل گزارش بود و آن واکنش ترامپ در برابر اتهام ساختگی دخالت روسیه در دموکراسی امریکا بود. آیا تو فقط به دلیل دخالت هکر های روسی   در انتخابات برنده شدی؟

البته پاسخی که آنها انتظار داشتند در یک واژه خلاصه می شد آری – یا – نه. و چون پاسخ نمی توانست » آری» باشد، آنها، از قبل ، باخیال راحت  می توانستند گزارش خود را بنویسند.

کسی که با روزنامه نگاری جریان اصلی سر و کار دارد و آن را می شناسد، بویژه با آنها که «داستانهای » مفصل در باره رویدادهای بین المللی می نویسند، می داند که دنباله روی آنها الزامی است. استثنا ها اندک شمارند. برای دست یافتن به این شغل باید  به «منابع» مهم دسترسی داشت.

این منابع مهم  سخنگویان دولت هستند، که حاضرند بگویند «داستان» چگونه باید باشد – اکثرا بدون آن که بعدا قابل شناخت باشند. بمحض آن که شما  » داستان» را شناختید، مسابقه آغاز می شود: مسابقه در باره این که چه کسی بهتر می تواند داستان را بپرورد.

این امر موجب کثرت اظهار نظرهای لفظی و سطحی در باره موضوع می گردد: »  پرزیدنت، بخاطر دشمن ما  روسیه ، کشور باشکوه ما را فریب داد. خیانت!».

این داد و فریاد دیوانه وار در باره » هک کردن روسها» سبب می گردد تا  رسانه های جریان اصلی از انجام کار واقعی خود باز مانند.

به همین دلیل آنها در باره موضوع اصلی کنفرانس سران حتی گزارشی هم ندادند، تاچه رسد به تحلیل آن. تجزیه وتحلیل رویدادهای کنفرانس را میتوان، دور از اخبار رسمی و جعلی، در گزارش های مستقل منابع آنلاین یافت.  بعنوان نمونه در سایت اینترنتی » مون آو آلاباما»  Moon of Alabama  می توان به تحلیلی هوشمندانه از استراتژی ترامپ دست یافت که به مراتب منطقی تر بنظر می رسد تا آن » داستانهای تبلیغاتی».

طبق این تحلیل ترامپ می کوشد تا روسیه را از چین دور کند، یعنی همان نسخه استراتژیکی که کیسینجر 40 سال پیش، برای دور کردن چین و روسیه از یکدیگر به اجرا گذاشت ، تا مانع پیدایش اتحاد قاره آسیا علیه  امریکا شود.

البته این نسخه عملی نخواهد شد. سوابق ایالات متحده امریکا  نشان داده که انقدر قابل اعتماد نیست که روسیه محتاط  از اتحاد  خود با چین چشم بپوشد، به این امید واهی که بعدا  به  چند «آهوی ناگرفته در دشت» دست یابد.  طبق این استراتژی سیاست ترامپ کاملا روشن است، برخلاف هیاهوی سناتورها و صحنه گردان های تلویزیون CNN.

بنظر می رسد که این ها واقعا نمی دانند دیپلماسی چیست. آنها از توافق های دوجانبه برای سود متقابل سر در نمی اورند. بازی برای آنها بازی بر سر همه چیز یا هیچ است. همه چیز مال  برنده است. اگر آنها برنده شوند ما بازنده ایم و برعکس.

آنها از زیان دوطرفه نیز  تصوری ندارند. آنها نه پروژه دارند ، نه استراتژی. Just hate Trum.( فقط از ترامپ نفرت داشه باشید.).

بنظر می رسد که ترامپ کاملا تنها شده است. هر روز صبح به اخبار نگاه می کنم  تا بدانم که هنوز  به قتل نرسیده است…

برای این قوم برگزیدۀ اخلاق گرا قابل تصور نیست  که پوتین هم می تواند  در روسیه مورد حمله قرار گیرد. چرا؟ چون رئیس جمهور امریکا را بخاطر زیرپانهادن مکرر حقوق بشر، سرزنش نکرد. مثلا  در گوانتانامو ، مثلا برای حملات جنایتکارانه با پهباد ها به مردم بی پناه خاور میانه و نزدیک، مثلا برای دخالت در انتخابات بسیاری از کشورها با بمیدان آوردن » سازمانهای غیر دولتی»  (The National Endowment for Democracy)

مثلا برای جاسوسی الکترونیک در سراسر جهان، مثلا برای حمله به عراق و افغانستان.

آنچه بر این ها افزوده می شود این است که  هیچ کشوری در جهان به اندازه امریکا زندانی ندارد. زندانیانی که همه اتباع امریکا هستند. وحشت انگیز،  کشتارهای وحشیانه و مرتب حتی در مدارس امریکاست. ولی با این همه، روسهای دیپلمات، می توانند ادب را رعایت کنند.

البته اگر ترامپ » معامله» („Deal“) کند، کسانی غیر از امریکائی ها و روس ها بازنده خواهند بود.

گاهی از اوقات، وقتی دو قدرت بزرگ به توافق برسند، باید هزینه اش را دیگران بپردازند.

آنچه پوتین می خواهد فقط داشتن روابط عادی با غرب است، که می تواند یک وضعیت برد- برد باشد.

اولین کاندیدای باخت که باید هزینه سنگینی بپردازند  فلسطینی ها هستند، شاید هم ، در حاشیه، ایران.

هنگامی که در کنفرانس مطبوعاتی از ترامپ سوال شد که میدان احتمالی توافق میان دو  قدرت اتمی  کدام میدان می تواند باشد، گفت کمک به اسرائیل.

ما هر دو با نتان یاهو صحبت کرده ایم  تا در سوریه  دست  به برخی اقدامات بزنیم  که با امنیت اسرائیل در ارتباط باشد. در این مورد  ما هر دو با علاقه  تمام  برای کمک به اسرائیل همکاری خواهیم کرد. اسرائیل با ما همکاری خواهد کرد. به این صورت است که هر دو کشور بایکدیگر همکاری خواهند کرد.

ترامپ می داند قدرت سیاسی در دست کیست و امیدوار است  که نفوذ لابی هوادار اسرائیل موجب نجات او  از امپریالیست های لیبرال گردد.

البته لابی هوادار اسرائیل خبر از شکست در سوریه و نفوذ فزاینده روسیه دارد. البته این شرط بندی جسورانه ایست ، ولی امکان انتخاب ترامپ  زیاد نیست.

 ترامپ درمورد موضوعی دیگر گفت » نظامیان ما» «بهتر از سیاستمداران ما»  با روسها کنار می آیند. این هم یک شرط بندی جسورانه دیگر است، در مورد واقعیت های نظامی. خلاصه آن که تنها شانس برای پایان دادن به خطر جنگ اتمی می تواند بستگی به آن داشته باشد که   اسرائیل و   پنتاگون هر دو از ترامپ حمایت کنند.

بنظر می رسد که هیستری جهانی گرایان نئولیبرال هر امکان دیگری را از بین برده است – و حتی شاید این آخرین امکان را هم.

ترامپ گفت: «یک گفتگوی سازنده بین ایالات متحده و روسیه باعث می شود که فرصت های جدیدی برای صلح و ثبات در جهان فراهم شود.»

«من برای دستیابی به صلح  ترجیح می دهم خود در معرض خطر سیاسی قرار بگیرم تا صلح را برای دستیابی به اهداف سیاسی به خطر اندازم».

این سخن بیش از آنست که دشمنان سیاسی او بتوانند دعوی آن را داشته باشند.

 

https://deutsch.rt.com/meinung/73556-massenpsychose-im-westlichen-establishment/

 

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.