گوناگون, سرتیتر

نیروهای کلاه سفید ابزار دست سازمان های اطلاعاتی غربی

white helmets

البیطار گزارشگر شبکه تلویزیونی المیادین گزارش داد در پرونده سیاه نیروهای کلاه سفید، فقط رابطه علنی با اسرائیل کم بود که ثبت این نقطه سیاه در پرونده آنها نیز چندان به طول نیانجامید و بخش فرار آنها از سوریه با مهر اسرائیل به انجام رسید.

در عملیاتی سری و در تاریکی شب هشتصد نفر از نیروهای کلاه سفید به همراه خانواده های خود با کمک ارتش اسرائیل به اردن انتقال داده شدند تا پس از آن به انگلیس، آلمان و کانادا منتقل شوند. این سه کشور تعهد مکتوب داده اند که طی مدت زمانی که بیش از سه ماه به طول نمی انجامد, آن ها را در کشورهای خود ساکن خواهند کرد.
کار که به اینجا می رسد دیگر قید و بندها و محدودیت هایی که راجع به مهاجرت وجود دارد همه بی معنا می شود و کشورهای غربی با آغوشی باز به استقبال کسانی می روند که در تمامی سال های بحران سوریه از آنها حمایت کرده بودند.
پی بردن به واقعیت تشکیل نیروهای کلاه سفید بحث و جستجوی چندانی نمی خواهد. واقعیت این است که کلاه سفیدها به دست جیمز لومیزیریه کارمند سابق سازمان اطلاعات ارتش انگلیس ایجاد شد. از زمانی که این سازمان تاسیس شد غرب از هیچ کوششی برای تبلیغ رسانه ای با نیروهای کلاه سفید فروگذار نکرد. غربی ها آنها را نامزد دریافت جایزه نوبل صلح کردند و حتی به مستندی که درباره آنها ساخته شده بود جایزه اسکار دادند.
اما کلاه سفید آنها نیز نتوانست مسیر سیاه آنها را که بر پایه دروغ و تزویر بنا شده بود تغییر دهد. دوربین های آنها همیشه در زمانی مناسب برای گرفتن عکس و تصویر از صحنه هایی که به نفعشان بود حاضر بود. تصویرهایی که چندین بار مشخص شد ساختگی و نمایشی بوده است ولی از کارگردانی خوبی برخوردار بود. شاید معروف ترین اثر آنها, تصاویر و ویدئوهایی بود که از طریق آنها ارتش سوریه را متهم به استفاده از سلاح های شیمیایی کردند.
نیروهای کلاه سفید همیشه در مناطقی که تحت کنترل نیروهای جبهه النصره قرار داشت حضور داشتند و با شکست جبهه النصره در جنوب سوریه دیگر وقت آن رسیده بود که طومار نیروهای کلاه سفید پیچیده شده و پا به فرار بگذارند.
ترکی حسن پژوهشگر مرکز پژوهشی مطالعاتی دمشق (مداد) گفت: آنان که نیروهای کلاه سفید را سامان دادند, وقتی دیدند کارایی آنها به پایان رسیده است, زمینه خروج آنان را از سوریه فراهم کردند زیرا وقتی جنگ و درگیری نباشد, این نیروها دیگر نمی توانند نقش هایی را که از آنها خواسته می شود, ایفا کنند.
در نشست اخیر ناتو اعضای این پیمان تصمیم گرفتند که نیروهای کلاه سفید را میان خود تقسیم کنند. سوالی که مطرح می شود این است که چرا ناتو تنها این نیروهای کلاه سفید را که یک گروه هشتصد تا هزار نفری هستند, مورد توجه قرار داده است؟

چرا سایر افراد مسلح مورد توجه آنها قرار نگرفته است؟

این نشان می دهد که نیروهای کلاه سفید گروهی اطلاعاتی اند به این معنا که به فرمان سازمان های اطلاعاتی غربی کار می کنند و این گروه با وزارت خارجه و سازمان های اطلاعاتی انگلیس و آمریکا ارتباط دارند. کمک های مالی کشورهای غربی همچون آمریکا به نیروهای کلاه سفید حاکی از مزدوری آنها برای غربی هاست.
برای ما ثابت شده بود که کلاه سفیدها ابزار دست اربابان خود هستند و همین ها میان نیروهای جبهه النصره و احرار الشام و دیگر گروه های تروریستی سلاح به دست می گرفتند و به نبرد می پرداختند و در شرق حلب، ادلب و غوطه جنگیده بودند و تصاویر این ها موجود است.

وانیسا بیلی پژوهشگر مستقل گفت: معتقدم که این سازمان را به عنوان سازمان سایه, دولت انگلیس تشکیل داد اما با اینکه سهم اصلی در تشکیل این سازمان را انگلیس داشت, تمامی کشورهای عضو ناتو از جمله آمریکا در این مساله سهیم بودند. این کشورها که قصد تغییر نظام سوریه را داشتند و به دنبال برهم زدن امنیت سوریه بودند, این سازمان را ایجاد کردند. سازمان نیروهای کلاه سفید را یکی از کارمندان سازمان اطلاعات ارتش انگلیس ایجاد کرد. این شخص پیشتر در مناطقی همچون کوزوو و افغانستان نیز دست به چنین کارهایی زده و در نتیجه برای تشکیل چنین سازمان هایی از تجربه لازم برخوردار بود.

او سازمان کلاه سفیدها را ایجاد کرد تا کنار سازمان های تروریستی دست به فعالیت بزند. همین گروه های تروریستی فعال در سوریه نیز ساخته و پرداخته دست کشورهای غربی بودند.
عملیات خارج کردن این نیروها از سوریه و انتقال آنها به اردن یک مساله جدید نیست بلکه ما شاهد درخواست های مشابهی برای خارج کردن این افراد در اواخر سال 2016 از شرق حلب بودیم و همچنین در جریان آزدسازی غوطه شرقی نیز بشار جعفری نماینده سوریه در سازمان ملل متحد شکواییه ای به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارائه کرد و گفت آژانس های وابسته به سازمان ملل متحد خواهان فراهم کردن زمینه برای خروج تعدادی از این نیروهای کلاه سفید شده اند.

در شرایطی چنین درخواستی مطرح می شد که دیگر شهروندان این مناطق هچ امنیتی نداشتند. بنابراین مساله تلاش برای خارج کردن کلاه سفیدها از مهلکه, مسئله جدیدی نیست و پیشتر نیز صورت گرفته است. تعداد کسانی که این بار از طریق مرز اسرائیلی فراری داده شدند, بیش از چیزی بود که انتظار می رفت. حال این سوال مطرح است که این افرادی که تحت عنوان کلاه سفیدها از جنوب سوریه فراری داده شده اند, چه تعدادی از آن ها عضو کلاه سفیدها هستند و چه تعدادی از آنها از نیروهای ویژه کشورهای عضو ناتو هستند. همچنین باید تحقیق شود چه تعداد از این افراد از نیروهای جبهه النصره هستند. بنابراین ما می بینیم که اسرائیل در فراری دادن این ها نقش مهمی ایفا می کند.

تمامی این مسائل نشان دهنده اهمیت بسیار زیادی است که نیروهای کلاه سفید برای کشورهای عضو ناتو دارند. کلاه سفیدها نقش اساسی در عملیات تغییر نظام در سوریه داشتند اما هم اکنون عملیات تغییر نظام کم کم با شکست نهایی مواجه می شود.

رضا الباشا گزارش داد اینکه اولین ظهور سازمان موسوم به کلاه سفید ها با اولین جنایت در حلب همراه شد, تصادفی نبود، جنایتی که ابتدای سال 2013 رخ داد و عامل آن تروریستها بودند. در چنین زمانی, یعنی روز سه شنبه بیست و نهم ژانویه 2013, جنایت رود قویق در منطقه بستان القصر که تحت کنترل نیروهای جبهه النصره بود, رخ داد. درست دو روز قبل از برگزاری نشست فوق العاده شورای امنیت سازمان ملل متحد برای بحث و بررسی اوضاع سوریه, چنین جنایتی بر ملا شد. در تصاویر ویدیویی, عده ای خواهان بازخواست و پیگرد دولت سوریه بودند, افرادی که سال 2014 به کلاه سفیدها معروف شدند. این افراد در بزنگاه های مهم دیگری نیز آشکار شدند. آن ها از هیچ صحنه ای که می شد علیه حکومت سوریه از آن بهره گرفت و سوریه را متهم به استفاده از سلاح های شیمیای یا ارتکاب جنایت کرد, غایب نبودند، از جنایت غوطه غربی در سال 2013 گرفته تا به کارگیری کودکان به عنوان قربانیان حملات حکومت سوریه. البته بعد مشخص شد که به کارگیری کودکان صرفاً نمایش های ساختگی بود که با هدف بسیج کشورها مخالف سوریه و صدور قطعنامه ای بین المللی علیه سوریه و همپیمانان آن انجام شده است. این مساله در رسوایی عمران, کودک اهل حلب کاملاً مشخص شد.
جنایت جب القبّه نیز یکی دیگر از نمایش های مهم کلاه سفیدها بود. از این سناریو برای متهم کردن دمشق به محاصره و کشتار غیرنظامیان استفاده شد. پس از آزادسازی حلب واقعیت ها مشخص شد و اهالی این منطقه افشا کردند که به آنها اجازه داده نشده بود که به مناطق تحت سیطره نیروهای دولتی بروند.
سال 2017 نیز گزارش کلاه سفیدها در خان شیخون به عنوان سندی بین المللی برای توجیه تجاوز آمریکایی ها به فرودگاه شعیرات به کار گرفته شد. نهایتاً هم حضور آنها در غوطه شرقی عاملی برای تجاوزگری جدید آمریکا علیه دمشق شد, تجاوزی که با ادعای به کارگیری سلاح شیمیایی توسط نیروهای دولتی سوریه در دمشق همراه شد.
می بینیم که در همه جنایت هایی که زمینه ساز صدور قطعنامه بین المللی علیه سوریه بود, نیروهای کلاه سفید حضور داشتند. این اتفاقات در حالی رخ می داد که سران جهان گویی نمی دانستند که مقرهای نیروهای کلاه سفید کنار مقر نیروهای جبهه النصره که یک گروه تروریستی محسوب می شود, قرار دارد. سران جهان همچنین به تمامی واقعیت هایی که نشان می داد نیروهای کلاه سفید برای زمینه سازی صدور قطعنامه های بین المللی علیه سوریه نمایش بازی کرده اند, توجهی نداشتند.

انگلیس, فرانسه و آمریکا مسئول تجاوز غیر قانونی ماه آوریل امسال علیه سوریه هستند. این کشورها به استناد نمایشی که نیروهای کلاه سفید اجرا کردند, اقدام به این حمله کردند. این در حالی است که سازمان های بین المللی گزارش دادند که در حمله به دوما, سلاح شیمیایی استفاده نشده است. پس از این همه همکاری میان نیروهای کلاه سفید و نیروهای متجاوز به سوریه, هم اکنون قرار است نیروهای کلاه سفید میان کشورهای متجاوز به سوریه توزیع شوند. چه بسا پس از حضور این افراد در کشورهای غربی, باز هم از آنها استفاده شود و چه بسا هنگامی که دولت سوریه برای آزادسازی ادلب اقدام می کند, این نیروهای کلاه سفید به بیان مطالبی علیه دولت سوریه بپردازند و به اصطلاح علیه سوریه شهادت دهند. در ادلب و مناطق شمالی سوریه که هنوز در دست تروریست هاست, نیروهای کلاه سفید همچنان حضور دارند و این نیروها می توانند بار دیگر نمایش حمله شیمیایی را بازی کنند و خشم جامعه جهانی را علیه دولت سوریه برانگیزند و همزمان که به کشورهای غربی فرار می کنند, علیه دولت سوریه گواهی بدهند تا از این طریق دولت سوریه را مجرم قلمداد کنند. احتمال قوی وجود دارد که نیروهای کلاه سفید حاضر در ادلب, بر اساس آموزش ها و توصیه های سازمان های اطلاعاتی کشورهای عضو ناتو عمل کنند.
ترکی حسن پژوهشگر سوری گفت: اینکه تعداد زیادی از نیروهای کلاه سفید در منطقه ای نزدیک جولان اشغالی حضور پیدا کرده بودند, مساله ای شک برانگیز است زیرا در آن منطقه شهر بزرگی وجود ندارد که این تعداد از نیروهای کلاه سفید بتوانند در آن حضور داشته باشند. همچنین در این منطقه, جایی برای انجام دادن اقدام های به اصطلاح بشردوستانه وجود نداشته است. از این رو مشخص می شود که این نیروها، نیروهای نظامی ای بوده اند که در آن منطقه می جنگیده اند نه اینکه با هدف اقدام های بشردوستانه در آن منطقه حضور پیدا کرده اند. به نظر می رسد اسرائیلی ها و غربی ها برای اینکه هویت این افراد مشخص نشود, آنها را از جنوب سوریه فراری داده اند.
سوال دیگر این است که چرا این افراد مانند بقیه افراد مسلح عمل نکردند. چرا که نیروهای مسلح مستقر در درعا و قنیطره, از جنوب به سوی ادلب رفتند اما این ها چنین نکردند زیرا آن ها از طریق اسرائیل از جنوب سوریه خارج شدند. این مساله به خوبی حمایت اسرائیل را از این نیروها نشان داد و نقش مستقیم اسرائیل را در نبرد داخلی سوریه بر ملا ساخت.