بین المللی, تیتر, سرتیتر

اکنون ، نیکارگوا – فاروق چودری – هاتف رحمانی

اکنون ، نیکارگوا
فاروق چودری- برگردان : هاتف رحمانی

اکنون نیکاراگوا است . خشونت و مرگ ناشی از راستگرا های افراطی ، ضربه های خونین باند های مسلح ، و تحریم های تحمیل شده از سوی امپریالیسم ماه هاست گریبانگیر نیکاراگوا شده است .
همه این ها بخشی از دخالت امپریالیستی درکشور امریکای لاتینی مورد هجوم امپریالیسم جهانی است .دخالت امپریالیستی بازی کهنه شده ای که در حال حاضر در تعدادی از کشور ها جریان دارد .
عملیات امپریالیستی درنوسان کامل در حال حرکت است چنان چه دانیل اورتگا رئیس جمهور منتخب در سال 2006 هفته هاست با اقدام های خشونت آمیز راست گراها که تقریبا اقتصاد را فلج کرده است مواجه است.تاوان بی درنگ این اقدام دخالت گرایانه از سوی مردم نیکاراگوا پرداخت می شود : مرگ ناشی از خشونت از تعداد 300 نفر گذشته است .آیا این یک رقم استانه است ؟ دخالت گرایان پاسخ را می دانند. دخالت کاری خونبار است . جان افراد بسیاری را در سرزمین ها می گیرد.
باند های مسلح چند روز قبل کلاس های درس را در دانشگاه به آتش کشیدند. یک مرکز پزشکی نیز توسط باند ها به آتش کشیده شد .
فرانسیسکو مارتینز ، رهبر دانشجویی در این اقدام های خشن با اطمینان اظهار کرد :» ما خیابان ها را ترک نخواهیم کرد » . آن ها به اقدامات خود چون از سوی اربابانشان شعله ور می شود ادامه خواهند داد .
ان هاکیف پول چاقی دارند . ان ها اسلحه ، خمپاره انداز های دست سازو مواد آتش زا دارند. آن ها برای استفاده از آن ها آموزش دیده اند و رسانه جریان اصلی وفادار به آن ها همیشه حضور دارند.
اربابان امپریالیست ترتیب تمام وسایل لازم – بنرهای به خوبی طراحی شده ، شعارهای جذاب، پرچم های ملی ، چماق ها ، بنزین و بمب های بنزینی ،سیم ها ، ابزار ارتباطی و اسلحه – را طی دوره ای طولانی از زمان برای ان ها فراهم کرده اند. اموزش ها با استفاده از رسانه های اجتماعی بر خط ، تاکتیک های بسیج و شیوه سازمانی آموزش داده می شوند.
برای هر ناظرآگاه ،عناصر بسیاری از «انقلاب های» رنگی سازماندهی شده امپریالیسم در تعدادی از کشورها وجود دارد . مشابهت هایی با خشونت چند ماهه سازماندهی شده از سوی امپریالیسم در ونزوئلا وجود دارد . هر ناظر آگاهی همان عناصر را در کشورهای دیگر نیز خواهد یافت .
دانشجویان ، یک جامعه و نه یک طبقه ، عاملین برجسته عملیاتی در ونزوئلا بودند. همان عنصر اجتماعی در نیکارگوا وجود دارد. کشورهای اندک دیگری عناصر اجتماعی همانندی را در اقدام های سیاسی در پوشش برخی شعارهای دیگر – ظاهرا دموکراتیک و حافظ منافع بخش کوچک تری از جامعه – اما در اساس توخالی و فرقه گرایانه خواهند یافت . بخش کوچک تر نه زحمتکشان هستند و نه تولید کنندگان .
و بهانه ها هم موجودند، و بهانه ها جعل می شوند.تاریخ امپریالیسم شاهد بهانه جعلی را حمل می کند.تعقیب واقعیت ها ، به نقل از جنگ واشنگتن علیه نیکارگوا هولی اسکلار( سوث اند پرس ، کمبریج ، امریکا ، 1988) حاکی از جعلیات در رابطه با نیکارگوا هستند:
» تفنگ داران دریایی امریکا از دهه 1850بی شمار بار در نیکارگوا دخالت کرده اند {…} در 1909 ، ژنرال جین استرادا ، فرماندار ساحل اتلانتیک نیکاراگوا ، شورشی را علیه رئیس جمهور خوز

معترضن مدنی مثل سوریه؟ مسلح به سلاحهای گرم و حمایت آمریکا و سازمانهای امنیتی

ه سانتوز زلایا ، یک ملی گرای نوگرا به راه انداخت . استرادا مورد پشتیبانی سرمایه گذاران و رهبران حزب محافظه کار در بندر بلوفیلدز دولتی استانی را برقرار کرد .
» نیو اورلئان پایگاه تامین سلاح و سرباز گیری برای استرادا یود . مزدوران امریکایی {…} شورشی ها را در استفاده از توپخانه تعلیم می دادند و سربازان را در جنگ فرماندهی می کردند . دولت تفت (رئیس جمهور امریکا) با گسست روابط با دولت زلایا حرارت ماجرا را پایین آورد . با امید به حفظ استقلال نیکارگوا ، زلایا در دسامبر 1909 از ریاست جمهوری به سود خوزه مادریز کناره گیری کرد . شورش مورد حمایت امریکا به شدت ضعیف شد . تا ماه می 1910 نیروهای دولت نیکاراگوا ال بلف را در ورودی بندر بلو فیلدز بازپس گرفتند .
نیروی دریایی امریکا بلوفیلدز را » منطقه بی طرف» اعلام کرد وتفنگداران دریایی را برای جلوگیری مادریز از باز پس گیری بندرمستقر کرد .اسمدلی باتلر ( سرهنگ دریایی افسانه ای امریکا که توطئه فاشیستی کودتا علیه فرانکلین دی روزولت را افشا کرد و نویسنده کتاب کلاسیک جنگ یک تور است) این محاسبه دست اول را فراهم کرد :»نزدیک بلو فیلدز دارایی یک معدن طلای امریکایی بود ، که سهام آن عمدتا متعلق به بانک داران پیستبورگ و بخشی به وزیر خارجه آن زمان فیلندر سی نوکس تعلق داشت . مادریز از به رسمیت شناختن اعتبار امتیاز معدن طلا خود داری کرد و 225 تفنگدار دریایی بی درنگ به بلوفیلدز اعزام شدند تا » از مال و جان امریکایی ها محافظت کنند» .من آن تفنگداران را فرماندهی می کردم و در راستای اطمینان که جان امریکایی برای حفاظت در بلو فیلدز وجود دارد اطمینان دادم که سفیر محلی در حال انجام وظیفه است . مایل ها امریکایی دیگری وجود نداشت . فن غارت این کشور برای سرمایه گذاران امریکایی الزامی می کرد که مورد حقیقی وطن پرستی را انقلابی ها در طرف خود دارند . در نتیجه ، ما تفنگداران خیلی زود نامزد دست نشانده انقلابی برای ریاست جمهوری را مهیا کردیم ، جین استزادا ، در داخل جرج واشنگتنی دیگر{…}
» تفنگداران دریایی نیروهای دولت را خارج از بلو فیلدز فریب دادند و با 367 انقلابی شهر را حفظ کردند. نیروهای دولتی خارج از شهر خواستند حمله کنند. ما ژنرال های دولت را به ممنوع کردن تیر اندازی آن ها به شهر فراخواندیم . ( درصورت تیراندازی) زندگی امریکایی ها می توانست به خطر افتد{…}
» طبیعتا نیروهای دولتی با نفرت تسلیم و در شهر راما چند مایلی بلوفیلدز بازنشسته شدندو{…}
» انقلابی ها متقاعد شدند که آن ها باید به راما حمله کنند و نیرو های دولتی را شکست دهند.ما یک کلکسیونر را پیشاپیش به راما اعزام کردیم تا مطمئن شویم یک جان امریکایی دیگر برای محافظت می تواند وجود داشته باشد و سپس کار بیهوده بلو فیلدز را دو باره تصویب کردیم . نیروهای دولتی خارج از شهر فریب خورده بودند{…} ما تیراندازی از سوی نیروهای دولتی را ممنوع کردیم و آن ها سر انجام ، با اطمینان از بی یاوری مخالفان انقلابی های مورد حمایت تفنگداران دریایی مضمحل شدند.{…}
ماردیز از کشور فرار کرد .باتلر نوشت » همه خوشحال بودند. معادن طلا و شرکت های میوه بی وقفه کارمی کردند{…}.»
این حکایت از ژنرال محافظ «جان» و مال امریکا است – نه یک امریکایی ساده در فاصله چند مایلی ، بلکه کنسول محلی امریکایی، و از یک کلکسیونر تنهای امریکایی . در جستجوی یکی بودند در حالی که دومی را برای پیشرفت کار اعزام کرده بودند. بهانه حفظ جان ساخته شده بود – جعل .
زمانی که ریگان در کشور کوچک گرانادا دخالت کرد تقریبا همان حکایت جریان داشت : دانشجوبان امریکایی در یک مدرسه پزشکی در گرانادا.
دیگر کشور ها از جمله بنگلادش تجربه همانند جعل» منطق» برای دخالت را دارند. امپریالیسم در سال 1971 در حالی که مردم بنگال به پیروزی نهایی در جنگ برای آزادی نزدیک بودند ناوگانی را به سوی خلیج بنگال اعزام کرد .امپریالیسم در آن زمان «منطق» خلق کرد . موضع شوروی بود که «منطق» را تغییر داد چون یکی از زیر دریایی های اتمی خود را به سوی خلیج روانه کرد .
کوبا تجربه خلیج خوک ها را دارد، که اکنون بعنوان نمونه تحقیر تاریخی امپریالیسم حضور دارد .
در ویتنام ، منطق یکی پس از دیگری از جمله به نام خلیج دیگری ساخته شده بود.
عراق ، سوریه و کشورهای بسیاری ، نه کمتر از یک جین نمونه های «منطق» و «عقلانیت» امپریالیستی وجود دارند .
تمام این منطق ها با عبارت های زیبای » دموکراسی» ، » حقوق دموکراتیک»، » انسانیت ، حقوق بشر»، «قانون اساسی » ، «حقوق قاونی» بزک شده بودند .
پس از این درام ها ، ایا کسی می تواند به امپریالیسم اعتماد کند؟ ایا کسی می تواند به رسانه های امپریالیستی توجه کند؟ اعتبار ان برای هر فرد اگاه از تاریخ صفر است . در مورد نیکاراگوا ، در کدام طرف قرار قرار گرفتن مایه نگرانی فرد است.
رسانه جریان اصلی با صدای کر کننده خود بسیار فعال است :» خشونت وجود دارد، مرگ وجود دارد، مرگ دموکراسی در نیکاراگوا وجود دارد، مرگ بر ساندنیستا» . اما رسانه جریان اصلی خشونت های انجام گرفته از سوی راستگرا ها را به خوبی پوشش نمی دهد .
صداهای » دموکراسی» می گویند: اورتگا به شیوه استبدادی حکومت می کند.
صداهای » فعالان حقوق بشر»نیروهای امنیتی اورتگا را به خاطر تمام حوادث کشتار مردم » برای هشدار تعداد کشته ها» متهم می کنند.
دولت امریکا در اوایل جولای جاری تحریم هایی را علیه سه فرد نیکاراگوایی در رابطه با «خشونت و فساد» اعلام کرد . یک مقام ارشد امریکایی گفت این اقدام ها » در ارتباط با فعالیت های وحشتناکی است که ما در نیکاراگوا شاهد آنیم .» این مقام گفت » ایالات متحد شدیدا نگران بحران جاری در نیکاراگوا و خشونت به عمل آمده از سوی نیروهای امنیتی علیه اعتراض کننده هاست «.
طبق ادعای امریکا، این اقدام ها » بخشی از» تلاش جاری کشور برای محدود کردن سوء استفاده از حقوق بشر و فساد در سراسر جهان از طریق استفاده راهبردی از اقتدار تحریم های ماست .»
در ماه جون، امریکا برای تعدادی از » افراد مسئول سوء استفاده از حقوق بشر یا به تحلیل بردن دموکراسی در تیکاراگوا» محدودیت ویزایی صادر کرد .
بهانه اکنون در آن جا همانند 100 سال پیش وجود دارد . بهانه اکنون «حقوق بشر» ، خشونت » ، » دموکراسی » و «فساد» است . بیش از یک قرن پیش ، بهانه » جان و مال امریکایی ها» بود . بنا بر این امپراطور» همه» گونه حقی برای اقدام در دفاع از » حقوق» و » قانون اساسی» دارد.
چه کسی در خشونت زیاده روی کرد ؟ گروهی از افراد یافته شدند که در اقدام های خشن درگیر بودند. در آغاز ، اعتراض مسالمت آمیزی بود . اعتراض کننده ها مخالف افزایش سهم تامین اجتماعی بودند. اعتراض در طی چند ساعت به خشونت تبدیل شد چون باند های جنایتکار به اعتراض کننده ها پیوستند. در نهایت جو خشونت با افزایش کشته ها و ویرانی گسترده تر شد .
پیشنهاد افزایش در سهم تامین اجتماعی بخشی از اصلاح در موسسه تامین اجتماعی نیکاراگوا است . هدف اصلاح تنظیم کسری بودجه موسسه تامین اجتماعی نیکاراگوا و تامین بقای آن موسسه در میان مدت و دراز مدت بود .
دولت برنامه خود برای اصلاح موسسه … را پس گرفت .دولت حتی برای یافتن راهی برای علبه بر کسری بودجه دعوت به گفتگو کرد .
اما این اقدام مثبت با خشونت مواجه شد و امپریالیسم » راست ها » را در انجام خشونت ها تامین مالی کرد .
رهبران اعتراض های خشونت بار اعلام کردند که اقدام های خود را متوقف نخواهند کرد . ویولتا گرانرا ، یکی از رهبران اعتراض خشونت امیز گفت :» دیگر تامین اجتماعی مسئله نیست بلکه آزادی بیان ، فساد، و خیلی چیز های دیگر مسئله است .» اکنون مطالبه میدان نبرد » شهروندی» به انتخابا ریاست جمهوری مربوط است که برای سال 2021 برنامه ریزی شده است . آن ها خواستار : برگزاری انتخابات در سال 2019هستند. در واقع خط سیری از» غیر سیاسی ها» به سیاسی ها !
امپراطوری منطق خود را فرموله کرد : دولت نیکاراگوا باید به انجام اقدامات خشونت آمیز و کشتار اجازه دهد ، و باید به مقررات قانونی پایان دهد.
آیا هیچ کشوری به این «درخواست» اجازه می دهد؟ آیا امپراطوری به این خواسته در سرزمین خود اجازه می دهد؟ آیا امپراطوری اجازه بستن خیابان ها و اقدام به خشونت در کشور خود را می دهد ؟ ام اس ام و «وجدان » کشور – به اصطلاح رهبران مدنی – مطرح کردن این پرسش را فراموش کردند چون مسئله امپریالیسم را به حساب نمی اورند!
پاسخ امپراطوری :» بسته به آن که چه کسی در داخل حوزه من حضور دارد اندکی می توانند و اندکی نمی توانند.»
در رابطه با اعتراض های خشونت آمیز پرسش هایی وجود دارد :
1- چه کسی / چگونه آن را سازمان داد؟
2- چه کسی / چگونه ان را تامین مالی کرد ؟
3- اسلحه ها ، خمپاره های دست ساز، مواد آتش زا و ابزار ارتباطی مورد استفاده از کجا آمدند ؟
4- در کدام مجمعی «موضوع مشارکت» مورد بحث قرار گرفت ومجمع چگونه سازماندهی شد؟ عکس ها ی انتقال پول به اعتراض کننده ها قبلا آشکار شده بود .
این پرسش ها مطرح می شود چون اعتراض های مسالمت آمیز یکشبه به خشونت تبدیل نشد . بدون سازمان ، برنامه ریزی و راهنمایی چنین اعتراض هایی نمی تواند ادامه یابد .
نیروهای ضد امپریالیست ادعا می کنند : برنامه امپریالیستی برای بی ثباتی نیکاراگوا وجود دارد چون کشور در داخل حوزه امپریالیستی نیست . برای امپراطوری پذیرش این شکست امکان پذیر نبود. نیروهای ارتجاع دست راستی بعنوان ابزار امپریالیستی عمل می کنند.
نیروهای ضد امپریالیست به منابع مورد استفاده در اعتراض ، شبکه ارتباطی مورد استفاده ، حمایت از جانب امپراطوری اشاره می کنند. متدهای مورد استفاده برای بسیج راست گرا ها – انلاین ، رسانه های اجتماعی- همانند روش مورد استفاده در جنگ غیر متعارف است ، که از سوی امپراطوری طراحی شده بود . یک بخش از جنگ غیر متعارف ، بسیج بخش هایی از جامعه برای مقابله با دولت به بهانه مناسب و ظاهرا نرم ، بهره برداری از تصورات مردمی، استفاده از خشونت برای وادار کردن دولت به استفاده از خشونت ، مختل کردن شبکه حمل و نقل به نحوی که افزایش قیمت را الزامی سازد و استفاده از قدرت دیپلماتیک خارجی است .
مردم در پاسخ به این طرح امپریالیستی سازماندهی می شوند .مردم ازگروه های مختلف از تاسیسات و ادارات دولتی از جمله مراکز رفاه و محلات دفاع می کنند.
اورتگا با رد خشونت راست گرا ها خواهان آرامش و اتحاد شد . در راهپیمایی بزرگ اخیر در ماناگوا ، رئیس جمهور نیکاراگوا گفت : ما سرشار عشقیم ، ما در اینجاییم برای دفن نفرت . مردم یک هدف دارند : آرامش.
او خواهان «تلاش» برای پیشرفت وکرامت شد .
رئیس جمهور نیکاراگوا گفت : باید آزاد شد و دیگربه بردگی کشیده نشد ،این چیزی است که مردم می خواهند. کسانی وجود دارند که آرزو می کنند زنجیرهای ملت باز گردند . کسانی وجود دارند که اعتقاد دارند چون اکثریت ملت ، ملت کارگران، محترم و فروتن است، ان ها نحقیر را با جهل اشتباه می گیرند . ما مردمی فروتن اما شجاع هستیم .
با اشاره به افرادی که برای پیوستن به گردهمایی راهپیمایی می کردند اورتگا گفت : در این راهپیمایی ها ، ما نشانی از ابراز تنفر نمی بینیم . ما ابراز کرامت ، همبستگی و مصالحه کامل با مبارزه برای صلح را شاهدیم که به سود همه نیکاراگوایی ها خواهد بود .
اورتگا گفت :» نیکاراگوا با آرامش و امنیت در حال پیشرفت ، در حال ترقی ، درحال رشد اقتصادی بوده است .»
نیکاراگوا در طی سال های اخیر به رشد پایدار و بهتری دست یافته بود . کشور تا زمانی که راست گراها فعالیت های خشن را آغاز کنند فضای صلح آمیزی داشت . اکنون اقتصاد دچار وقفه نزولی شده است .
اما ، پس از همه این موارد ، خشونت طلبان دست راستی ، هرگز نخواهند پذیرفت که دموکراسی و امپریالیسم ناسازگارند، که امپریالیسم هرگز خواهان دموکراسی نیست، که دموکراسی که امپریالیسم خواهان آن است دموکراسی نیست بلکه برده کراسی است .
فاروق چودری از داکا