نظری, سرتیتر

مارکسیسم در قرن بیست‌ویکم

marx_stern_col

منبع: صدای سوسیالیستی
نویسنده: جنی فارل

تارنگاشت عدالت

«فلاسفه تنها به شیوه‌های گوناگون جهان را تفسیر کرده اند؛ ولی سخن بر سر تغییر آنست.»

دویست سال پس از تولد مارکس، ما از جایگاه قرن بیست‌ویکم با نگاه به گذشته به میانه قرن نوزدهم، می‌پرسیم مارکسیسم به مثابه ابزاری برای شناخت جامعه امروز چگونه قابل استفاده است؟
این مقاله بر پایه ایده‌های فیلسوف مارکسیست توماس متچر، آن‌طور که با جزيیات کامل در مصاحبه او به نام «در زمان شکست شهامت لازم است» شرح داده شده، قرار دارد.

مارکسیسم یک هستۀ دانش تئوریک دارد که شامل نقد مارکس از اقتصاد سیاسی، نظریه ارزش کار، زیربنا و روبنا، تئوری ایدئولوژی، این بینش که تاریخ از پایان جامعه اولیه تاریخ جوامع طبقاتی و مبارزه طبقاتی بوده است، تئوری امپریالیسم آن‌طور که توسط لنین، لوکزامبورگ پرورانده شد، تئوری فاشیسم بوخارین به مثابه سرمایه‌داری لجام‌گسیخته، دانش در عرصه فرهنگ و هنرها، و غیره می‌باشد. تحولات جدید به بسط بیش‌تر، ژرفش بینش موجود، یا پرورش عرصه‌های جدید نیاز دارد.

مارکسیسم جهان‌بینی است که در آن جنبش اجتماعی و تئوری تلاقی می‌کنند. هدف آن توضیح جهان و تغییر آن است. مارکسیسم جهان‌بینی است که بر علم، فلسفه و هنر قرار دارد.

شمول هنر به مثابه شکلی از شناخت جهان بسط نگرش سنتی مارکسیستی است که درک می‌کند، به عنوان مثال، شکسپیر در صحنه یک آگاهی ژرف از نیروهای اساسی جامعه سرمایه‌داری در آن زمان را، از جمله پنانسیل آن برای بربریت را نشان می‌داد. برشت در اشعار و نمایش‌های خود بینشن مارکسیستی را به کار بست، تجریه قرن بیستم را به آن افزود. نگوگی وا تیونگو تجربه آفریقایی را از نقطه نظر مارکسیستی نشان می‌دهد.

همه این سه نویسنده نیروهایی را که در جوامع آن‌ها بازی می‌کنند، ترسیم کرده، جامعه انسانی‌تری را تجسم نموده، نشان می‌دهند برای رسیدن به این چگونه جامعه باید تغییر کند.

دیالکتیک برای مارکسیسم نقش مرکزی دارد
دیالکتیک بدین معنی است که همه جوانب زندگی، جامعه، پیوسته رشد کرده و نتیجتاً ثابت و تغییرناپذیر نیستند. رشد دیالکتیکی بدین معنی است که حرکت ساده و خطی نیست: با نیروهای ناسازگار، در مواقعی مخالفی که درگیرند می‌تواند به پبش و به پس باشد. دیالکتیک ما را قادر می‌سازد یک واقعیت در حال تغییر را درک کنیم. یک نگاه به تکامل بشر، و جامعه طی هزاره‌ها، این را نشان می‌دهد. البته، تکامل متوقف نشده است.

شناخت بشر از خود همیشه به یک لحظه مشخص در تاریخ وابسته است. برای جامعه بورژوایی قرن‌ها، و یک سری انقلاب‌ها، که از قرن چهاردهم آغاز و نهایتاً در قرن‌های نوزدهم و بیستم کامل شد، طول کشید تا جای فئودالیسم را بگیرد.

مفهوم اتوپی، آن‌طور که به وسيلۀ توماس متچر توصیف شده، بسط مارکسیسم سنتی، به مثابه شکلی از تفکر درباره چیزی است که تاریخاً ممکن است، نقشه‌ای برای توصیف جامعه در زمان مشخص. تفکر اتوپیایی برای این‌که مردم یک نقطه نظر برای تمرکز بر عمل به دست آورند، ضروری است: برای پی بردن به این‌که جامعه چگونه باید تغییر کند تا انسانی‌تر شود، و جامعه‌ای را که برای ما به مثابه انسان مناسب است، چگونه آفرید.

این ایده که شرایط تغییرناپذیر انسان باید تهاجمی، حریصانه و ویرانگر باشند، غیرتاریخی است؛ به یک جنبه از رفتار بشر در درون جامعه طبقاتی عمومیت داده، آن‌را برای همه انسان‌ها در همه زمان‌ها صادق می‌داند، و نتیجتاً مانع درک ضرورت و امکان تغییر می‌شود.

اخلاقیات سیاسی به همان اندازه برای مفهوم مارکسیسم یکپارچه کننده متچر مرکزی است. این مفهوم از هنجارهای اجتماعی مسلط انتقاد می‌کند و هنجارهای انسانی‌تری را برقرار می‌نماید. اخلاقیات سیاسی همراه با مفهوم اوتوپی به یک جهان ممکن و انسانی که در آن مهربانی، صلح و همبستگی مسلط است-جهانی عاری از ترس و بینوایی- اشاره می‌کند.

کمونیسم به معنی همبستگی و یک جهان صلح‌آميز؛ دگرگونی دولت حقوقی بورژوازی به یک جامعه مبتنی بر قانون اساسی جهانی؛ برانداختن ستم اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی؛ برانداختن فقر؛ توزیع عادلانه ثروت اجتماعی؛ و حفظ طبیعت به مثابه زیست‌گاه انسان است.  از این نظر، کمونیسم یک اتوپی مشخص است، و مفهوم زندگی در ایجاد شرایطی است که با طبيعت بشر هم‌ساز است.

مذهب و مارکسیسم
مارکسیسم به مثابه یک تئوری علمی نمی‌تواند ادعا کند دانش مطلق است. اگر چنین کند تغییر تاریخی و این فاکت را که خود شناخت تاریخی است، انکار کرده است. مارکسیسم به یک تئوری بسته، یک شبه-‌مذهب مبدل خواهد شد. محدودیت‌های تاریخی دانش به باورهای فردی جا می‌دهد. مردم مذهبی می‌توانند مارکسیست باشند- در واقع ایمان آن‌ها ممکن است عمل سیاسی را برانگیزد.

مارکسیسم ابزاری است برای شناخت و عمل در جهان برای رسیدن به یک هستی مبتنی بر برابری انسان، دمکراسی اقتصادی و سیاسی حقیقی. همه نیروهای متعهد به این هدف باید متحد شوند. با توجه به برتری دشمن، سرمایه امپریالیستی و آژانس‌های سیاسی آن، اتحاد سیاسی همه نیروهای ضدامپریالیست پیش‌شرط برای مقاومت است. درباره مذاهب باید براساس نقش آن‌ها در مبارزه ضدامپریالیستی جهانی قضاوت کرد. در سمت ائتلاف ضدامپریالیستی آن‌ها شرکای گرامی ما هستند، در سمت امپریالیسم آن‌ها مخالفان ما به شمار می‌آیند. مسأله این است که مذهب چگونه به رهایی کمک می‌کند.

مارکسیسم و مبارزه برای حقوق بشر و عدالت
قانون در جامعه طبقاتی در درجه اول قانون طبقاتی است. اما، قانون یک دست‌آورد تمدن است: به مثابه حقوق بشر، حقوق بین‌الملل، حقوق مدنی، حکومت قانون در دولت‌های مبتنی بر قانون اساسی. امروز علی‌رغم ادعاها درباره آزادی و دمکراسی، حقوق اساسی در همه سطوح تباه می‌شود.

به عنوان مثال، برای از بین بردن استقلال ملی قوانینی از سوی بوروکراسی بروکسل در خدمت منافع سرمایه انحصاری در جهت یک ابردولت فدرال اتحادیۀ اروپایی تحمیل می‌شوند. یورو سلاحی است برای غصب استقلال اقتصادی و حاکمیت.

امروز مبارزه برای رهایی به یک مبارزه برای دفاع از دمکراسی مبتنی بر قانون اساسی و بنا کردن بر آن مبدل شده است.

مبارزه برای عملی ساختن ایده‌آل‌های مارکسیستی
دست‌آوردهای اجتماعی پس از جنگ جهانی دوم با حملات نولیبرالی به رفاه اجتماعی، خدمات طبی، آموزش، و دستمزد و شرایط کار پس گرفته می‌شوند. نابودی دست‌آوردهای اجتماعی به ویژه در کشورهای سوسیالیستی سابق، و هم‌چنین از سوی دولت‌های حزب کارگر در سراسر اروپا، اگر علل آن باقی بمانند شتاب خواهد گرفت.

دلايل آن در مناسبات مسلط تولیدی، مالکيت و قدرت نهفته است. در این «عصر جنگ‌ها و انقلاب‌ها» سرمایه انحصاری با سرمایه مالی در پی یک نظام سلطه جهانی ادغام می‌شود. امپریالیسم قادر به تسریع غیرقابل تصور پیشرفت تکنولوژیک است: تولید با فن‌آوری بالا در حال حاضر، اختراع آتی هوش فراانسانی برای جایگزین کردن انسان‌ها.

به همان نسبت، این در قانون اساسی فرهنگی درونی خود بربریت‌سازی دوبارۀ تمدن انسانی را که در مقیاسی غیرقابل تصور در تقابل با آن ترقی تکنولوژیک قرار دارد، نشان می‌دهد.

مبارزه برای یک جامعه انسانی یک مبارزه درازمدت و براساس انقلاب دمکراتیک است: در دگرگونی بنيادين نظام‌های تولیدی و قدرت در درون دمکراسی مبتنی بر قانون اساسی. شالوده این نبرد علیه نولیبرالیسم، برای اجتماعی کردن دارایی انحصاری، سرمایه مالی، کنترل اجتماعی بر مناسبات اقتصادی بنيادی‌، دفاع از حاکمیت ملت-دولت از راه توسعه حکومت مبتی بر قانون اساسی فرای محدودیت‌های طبقاتی آن، رهبری در ایجاد یک جامعه سوسیاستی از نظر اقتصادی و اجتماعی دمکراتیک مبتنی بر قانون اساسی است. تحولات در تانزانیای نایرره، در کوبا و ونزوئلا مثال‌هایی می‌باشند. این کار عظیمی است. اما، این یک امکان موجود برای عمل سیاسی اینجا و امروز است.

مبارزه برای یک جامعه انسانی یک مبارزه درازمدت و براساس انقلاب دمکراتیک است: در دگرگونی بنيادين نظام‌های تولیدی و قدرت در درون دمکراسی مبتنی بر قانون اساسی. شالوده این نبرد علیه نولیبرالیسم، برای اجتماعی کردن دارایی انحصاری، سرمایه مالی، کنترل اجتماعی بر مناسبات اقتصادی بنيادی‌، دفاع از حاکمیت ملت-دولت از راه توسعه حکومت مبتی بر قانون اساسی فرای محدودیت‌های طبقاتی آن، رهبری در ایجاد یک جامعه سوسیاستی از نظر اقتصادی و اجتماعی دمکراتیک مبتنی بر قانون اساسی است. تحولات در تانزانیای نایرره، در کوبا و ونزوئلا مثال‌هایی می‌باشند. این کار عظیمی است. اما، این یک امکان موجود برای عمل سیاسی اینجا و امروز است.

مبارزه پیرامون موضوعات حقوقی و قانون اساسی (از خدمات عمومی و حقوق باروری تا حاکمیت ملی) یک پیش‌‌شرط برای انقلاب ضدسرمایه‌داری است. در واقع انقلاب‌ها با این مبارزه آغاز شده اند.

سرمایه بدون نبرد صحنه جهانی را ترک نخواهد کرد.  زاده‌شده «با خون و چِرکی که از سر تا پا، از هر منفذ آن می‌چکد» سرمایه جهان را متفاوت ترک نخواهد کرد. در عین‌حال، حداکثر نمودن منفعت به هر قیمت، با جنگ‌های دايم، فرسایش دمکراسی، و نابودی محیط زیست، می‌تواند بشریت را به مغاک ببرد.

امروز، پس از دو جنگ جهانی و فاشیسم اروپایی، ما به سوی یک قله جدید در حرکتیم. پيکار برای صلح اکنون چیزی کم‌تر از بقای بشریت نیست. صلح موضوع اصلی زمان ماست. ما یک جهان برای به دست آوردن داریم.

https://socialistvoice.ie/2018/07/opinion-marxism-in-the-twenty-first-century/


عدالت: مصاحبه با پروفسور توماس متچر به آلمانی در ۱۸ مارس ۲۰۱۸  در نشانی زیر منتشر گردید:

https://promosaik.blogspot.com/2016/03/promosaik-im-gesprach-mit-prof-dr.html?q=Thomas+Metscher

ترجمه انگلیسی آن از آلمانی به وسيلۀ جنی فارل صورت گرفت و در سایت حزب کمونیست ایرلند منتشر شد:

http://www.communistpartyofireland.ie/c-metscher.html