تیتر, سرمقاله, سرتیتر

پناهندگان و ارتباط آنان با بحران سیستم مالی بین المللی یا آنچه رسانه ها از ما پنهان می کنند.

europaatlantik_2018پناهندگان و ارتباط آنان با بحران سیستم مالی بین المللی

 

ارنست ولف
آنچه رسانه ها از ما پنهان می کنند.


در هفته های گذشته شاهد سیطره بی مثال موضوع مهاجرت و پناهندگی به کشورهای غربیبر رسانه های کشورهای اروپايی هستیم.
در تمام کشورهای غربی اعم از آمریکا یا آلمان و یا دیگر کشورهای اروپايی همه جا سخن از حفاظت از مرزها و جلوگیری از ورود مهاجران و پناهجویان است.

سوال اینجاست که چرا این موضوع در شرایطی که هجوم پناهجویان به شکل ملموسی فروکش کرده و اروپا دوران هجوم میلیونی پناهجویان را پشت سر نهاده دوباره با شدت بیشتری از گذشته طرح میگردد؟
چرا کشورهای غربی در شرایط فعلی که مهاجرت کاهش یافته است دست بکار تصویب قوانین و سیاستهای شدید علیه مهاجرت وپناهندگی شده اند؟

پاسخ چیزی نیست بجز اینکه هجوم بزرگی در راه است و رسانه و سیاستمداران مانند همیشه دست در دست هم سعی در پنهان سازی دلایل واقعی این واقعیت هستند.

نگاهی به زمینه های این مهاجرت بیندازیم: در بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ میلادی سیستم مالی بین المللی سرمایه داری دچار بحران عمیق و فزاینده شد که آنرا در برابر فروپاشی جدی قرار داد و به همین دلیل بسیاری از دولتهای کشورهای غربی و متحدانشان تصمیم به نجات این سیستم بحرانزده گرفتند.از آنجايکه هزینه نجات سیستمهای مالی بحرانزده بسیار بیشتر از آن مبالغی بود که دولتها در امکاناتشان می گنجید بانکهای مرکزی این کشورها برای نجات وارد میدان شدند.

این بانکها دست به کار آفرینش مبالغ نجومی پول بی پشتوانه زدند و آنها را به عنوان وام کم بهره در اختیار سیستم های بحران زده قرار دادند و موازی با اینکار آستین بالا زده و در حجمی بسیار بزرگ به خرید اوراق قرضه دولتی کشورهايی که دچار بحران مالی شدید بودند پرداختند و هرجا که لازم تشخیص میدادند به خرید اوراق قرضه شرکتها و کنسرن های بحران زده پرداختند تا از این طریق در بازار توفانی مالی جهان ثبات ایجاد کنند.

اما مجموعه عملیات فوق برای نجات سیستم بحرانزده سرمایه اثرات منفی و وحشتناکی را از خود در جهان باقی نهاد سیستم فرصت طلب و دزد مالی به آنچه که به پول ارزان معروف گردید معتاد شد و مانند یک بیمار به مواد مخدر به پول ارزان اعتیاد پیدا کردو همانند معتادان به مرور حداقل مقدار مواد مخدر خود را بالا برد. سودجویان و موسسات مالی نیز به استفاده هر چه بیشتر از این پول مفت عادت کرده و حداقل نیازشان را از این پول باد آورده هر چه بیشتر افزایش دادند.
همانگونه که نمی توان معتادی را با افزایش مقدار ماده مخدرش نجات داد موسسات مالی و بانکها نیز نمی توانستند دايما ازتزریق پول ارزان به رگهایشان برای ادامه حیاتشان استفاده بالاخره زمانی میرسید که بانکهای مرکزی کشورهای غربی جلوی تزریق پول ارزان را بگیرند تا مانع تورم عظیم شوند واین اتفاق هم افتاد.

حتی نخبگان مالی هم به این وضعیت معترفندکه سیستم در ده سال گذشته سود غیر قابل تصوری از این وضعیت حاصلش گردیدسودی که نظیرش را در تاریخ سیستم مالی سرمایه داری کمتر میتوان یافت اما انها نیز میدانستند که با ادامه این روش نمی توان مانع فروپاشی سیستم سرمایه‌داری داری شد و تصمیم گرفتند قبل از آنکه مشگل بزرگتر شود دست به کار شده وآنرا از سقوط حتمی نجات دهد به همین علت تصمیمات جدیدی باید اتخاذ میشد.
بانکهای مرکزی تصمیم گرفتند به مرور و با سرعت کم بر اساس یک جدول زمانی از سیاست پخش پول ارزان و وام های بی دردسر فاصله بگیرند: بانک مرکزی آمریکا تصمیم گرفت که قدم به قدم نرخ بهره را افزایش دهد و از تقریبا صفر تا تقریبا ۲ درصد بالا ببردو تراکنش پول ارزان را متوقف کند. بانک مرکزی اروپانیز سیاست خرید اوراق قرضه را از ماهانه ۸۰ میلیارد یورو ابتدا به ماهانه ۶۰ میلیارد یورو و سپس به ۳۰ میلیارد یورو کاهش داد و سر آخر هم اعلام کرد سیاست خرید اوراق قرضه را تا ماه ژانویه سال ۲۰۱۹ میلادی بطور کامل تعطیل خواهد کرد.

البته این اقدامات جدید بدنبال اجرائی شدن آن مشگلات جدیدی را بوجود آورد، بدلیل سیاست پولی ارزان کوهی عظیم از بدهی در جهان ایجاد شده استکه تمامی درآمدها را بابت پرداخت بهره این بدهی ها می بلعدو ادامه اش تنها در سایه پول ارزان و کم بهره ممکن بود.با بالا بردن نرخ بهره، بدهکاران و وام داران هرچه بیشتر زیر فشار پرداخت بهره وام هایشان مجبور به برگزیدن سیاستهای ریاضتی شده اند. برای شرکتها و کنسرنها در کشورهای در حال رشد و توسعه و جهان سوم این تغییر سیاست به معنی سرمایه گذاری کمتر، حسابگری سفت و سخت و قبل از هرچیزی کاهش دادن مخارج بویژه پايين آوردن دستمزدها و اخراج وسیع کارکنانشان است.
ترجمه تغییر سیاست پولی بانکهای مرکزی برای دولتها به معنی پايين کشیدن فتیله مخارج و کمتر کردن هزینه های لازم اجتماعی است که مستقیما منجر به گسترش برق آسای فقر در این جوامع میشود.

برای کشورهای جهان سوم نه تنها مشکلات در بالا به آن اشاره شد شدید تر است بلکه مشکل اضافی جدیدی هم این تغییر سیاست پولی بوجود می آورد، واحد پولی کشورهای در حال توسعه و جهان سوم توسط سرمایه‌گذاران رد شده و معامله نمی شود چرا که آنها ترجیح میدهند در مناطقی سرمایه گذاری کنند که بهره دریافتی بالاتر است یعنی در مناطق تحت نفوذ دلار.
نتیجه این رفتار سرمایه گذاران این خواهد بود که واحد پولی این کشورها که در مقایسه با کشورهای صنعتی سرمایه داری ضعیف بود پس از بکار گیری سیاست پولی جدید ضعیفتر شده و ارزش واقعی خود را بیشتر از گذشته از دست میدهد و این سقوط ارزش واحد پول داخلی باعث کم شدن درآمد حقوق بگیران یعنی اکثریت مردم این کشورها شده و قدرت خرید آنها را نیز بشدت کاهش می دهد و نتیجه اینکه سطح حداقل زندگی مردم بویژه زحمتکشان و کارگران بشکلی کاملا محسوس سقوط کرده و حتی نادر نیستند مواردی که حتی به زیر خط فقر یا خط زنده بودن میرسد.

از آنجايیکه بسیار بعید به نظر میرسد موسسات مالی و سیاستمداران حاضر باشند بخاطر وضعیت نابسامان مردم دست از این سیاست خانمان برانداز برای اقشار ضعیف بشویند می توان انتظار داشت که بزودی زحمتکشان و طبقات آسیب پذیر کشورهای جهان سوم (که حتی طبقه متوسط این مناطق را هم می تواند شامل شود) تصمیم بگیرند برای گریختن از وضعیت اسفباری که سرمایه داری بین المللی و موسسات مالی و بانکهای مرکزی کشورهای امپریالیستی برایشان بوجود آورده اند دست به ترک وطنشان زده و برای کار و تامین زندگی خانواده هایشان راهی کشورهای ثروتمند دنیا در اروپا، آمریکای شمالی و استرالیا شوند.

روشن بگويیم: تصمیم جدید نخبگان مالی جهان برای بازگشت به سیاست پولی گذشته با بهره بالا، زمینه ساز و دلیل اصلی هجوم بعدی امواج انسانی پناهجویان و مهاجران از کشورهای جهان سوم به کشورهای صنعتی است.


ترجمه آزاد از الف. میم

https://kenfm.de/tagesdosis-7-7-2018-die-fluechtlingsfrage-und-das-globale-finanzsystem/