گوناگون, سرتیتر
نوشتن دیدگاه

مسعود دلیجانی – خطایی ناگزیر – به محمود دولت آبادی


خطایی ناگزیر

به محمود دولت آبادی


قدم به ره نهاده

نشسته بر سر سفره افطار.

آنجا که مردی عبا بر دوش

بی هیچ مکثی،

خون کارگران را در شیشه می خواهد.

با التهابی مثبت بر چهره ات

از هجوم حقیقی غولان منفعت

که دست برتر سرمایه را

سند چپاول خویش کرده اند

و نام آنچه را که به خطر افکنده اند،

جز منافع ملی نمی تواند باشد.

و دلنگرانی،

دلنگران تمامی قهرمانانی که پرورده ای

حتی اگر عمرشان بر لب بام تاریخ بوده

و دلیرانه در مه آلودگی تاریخ محو گشته اند

اما هیچ اثر گهر باری بر جای ننهاده اند

– جز رشادتی بی حاصل!

از ستارِ ره گم کرده سخن می گویم

ستاری که توده را در خدمت گل محمد می خواست

گل محمدی که یاغیگری را از گذشتگانی به ارث برده بود،

– رو به زوال!

و طرح عدالت در ذهنش،

محصور در بند زمانه ای بود

که هیچ عدالتی را بر نمی تافت.

abstanhalter1

قدم براه نهاده ای

آگاهانه تر، دلسوزتر و رفیق تر از تمامی مدعیان با توده

حتی اگر گام برداشتنت، توامان با خطایی باشد

– نابخشودنی!


http://masouddelijani.blogfa.com/post/378

مسعود دلیجانی

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.