دریافتی, سرتیتر

نظام سرمایه داری و ستم جنسیتی – ژیلا نگهدار

maghaleh_1

ژیلا نگهدار

قدمت ستم بر زنان به خیلی قبلتر از بوجود آمدن نظام سرمایه داری برمیگردد و به درازای تاریخ ، فراز و نشیبهایی از این پدیده تجربه شده است، گاهی در بعضی جوامع شدت آن بقدری بوده که موجب پدید آمدن بحران در وضعیت آنان شده که به طبع آن، در دل این بحرانها آگاهی اجتماعی بر وضع موجود بالا رفته و در نتیجه ، ضدیت و مبارزه با آن انکار ناپذیر گردیده است. جامعه ی ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. وضعیت کنونی ایران ثمره ی شدت تحمل ناپذیر استثمار طبقاتی، و نادیده گرفتن حقوق اولیه ی انسانی زنان در طول زمان است. تاریخچه ستم بر زنان و مبارزات آنان علیه ستم موجود در  ایران رساله ایی قطور است که همواره جای خالی آن در تاریخ ایران کاملاً بچشم می آید و این هم خود، یکی دیگر از ستمهایی است که به زن در ایران توسط نظام غالب روا داشته شده است .انگلس میگوید: « ارتش، مذهب و خانواده سه پایه ی استواری نظام سرمایه داری ست ». تمرکز رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی نیز روی این ارکان با غلظت بیشتری میباشد که سیل ویرانگری از نابرابری طبقاتی و جنسیتی را به جامعه ایران تحمیل کرده است. 

با این وجود بعد از چهل سال تبلیغات دینی و اسلامیزه کردن ایران نتیجه اش بی دینی و تمرد از دستورات اسلامی مشهود، و مبارزه با خرافات ، حجاب ، فقر ، تن فروشی اسلامی و غیر اسلامی، و تبعیض و نابرابری در ابعاد وسیع بوده است. بی حجابی به مدل زیبای زنان ایرانی ، اعتراضات خیابانی، تلاش برای تغییر احکام اعدام و قصاص ، ازدواجهای سفید ، زیر بار حکم چند همسری نرفتن، تلاش برای کسب مدارج عالی دانشگاهی توسط زنان ، تشکیل اجتماعات و گروههای کوهنوردی و محیط زیستی وغیره برخلاف میل رژیم که میخواهد زنان را در خانه و آشپزخانه زندانی کند، و دهها مورد دیگر همگی دهن کجی به خواستهای نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی و تاکید بر شکست سیاستهای ضد زن رژیم و نظام گندیده ی سرمایه داری و نشانه ی پایان دوره ی فخر اسلامی رژیم است.

میدانیم کاپیتالیسم ریشه ی تمام ظلمها و بدبختی های بشریت است و در جوامع مختلف فقط ظواهر مختلفی پیدا میکند. همچنین با سرمایه داری در ایران و ستم بر زنان کاملا آشنائیم. به یاد داریم اولین اعتراض گسترده و علنی برای احقاق حقوق مسلم زنان در هشتم مارس برابر با هفدهم اسفند سال 1357 در مخالفت با فرمان حجاب اجباری خمینی بود که طیف گسترده ایی از همه گرایشات در آن حضور داشتند که نقش زنان کمونیست و رادیکال بینهایت پررنگ بود. در آن زمان اولین جرقه های شکلگیری جنبش رهایی زنان بطور علنی و مدون زده شد. رژیم اسلامی از همان آغاز، تبعیض جنسیتی و سرکوب همه جانبه اش را شروع کرد و به مرور حقوق داشته و نداشته ی زنان را از آنها باز ستاند. رژیم سرمایه داری اسلامی حاکم بر ایران بنیاد زنانه شدن فقر را نهاده و نظام مندانه مانع دسترسی زنان کارگر یا وابسته به طبقه ی کارگر به امکانات اولیه ی زندگی شده است. از آنطرف هر چه ستم بر زنان بیشتر شده در مقابل، ایستادگی و آزادگی و آزادیخواهی آنها بیشتر و جبهه ی نبرد محکمتری تشکیل داده اند. 

نا گفته نماند، در طی سالهای گذشته، فمنیست های لیبرال و فمینیست های اسلامی با نفوذ در جنبش زنان، تلاشهای زیادی داشته اند تا مهر خود را بر این جنبش بکوبند که به جرأت میتوان گفت که علاوه بر اینکه هیچ کاری برای رهایی زنان از قید ستم جنسیتی انجام نداده اند، بلکه ضربه هایی که برای نظام سرمایه دای اسلامی لذت بخش بوده نیز به جنبش زنان وارد کرده اند . 

در هر حال، قبل از هر کاری لازم است بر زوایای مختلف مسئله ی ستم بر زن و کلاً مسایل اجتماعی وعلت پیدایش آنها، و ارتباطشان جهت خلاصی از این ستم با مبارزات طبقه ی کارگر تأمل کنیم. طبقه ی کارگر در مقابله با سرمایه داری به حمایت همه جانبه ی توده های رنج دیده ی جامعه نیاز دارد و در طی مبارزات خود باید رفع هرگونه ستمی راهم مد نظر بدارد. محو عادات، اخلاق و ارزشهای بورژوایی در میان خانواده های کارگری نقطه ی آغازین پیکار است. از همین جاست که وجود حکومتهای سرمایه داری نمیتوانند در این راه مانعی باشند. باید به ریشه و چگونگی خوی و رفتار خود در خانواده و جامعه که منتج از فرهنگ بورژوازیست پی ببرند. باید دلیل وجود خانواده ی امروزی و ستم بر زنان را در قالب تئوری در مقابل دیدگان طبقه ی کارگر باز کرد و پتانسیل نهفته در مبارزات کارگری را از این طریق عینیت بخشید. اگر خانواده ی کارگری تساوی انسانی میان زن ومرد را رعایت کند، اخلاق پیشرو و انسانی به مرور زمان نهادینه میشود.

امروزه تعدادی اگر چه اندک از زنان در خارج از خانه مشغول کار هستند و میل به برابری زن و مرد و امکان استقلال مالی و تماسهای اجتماعی را فراهم آورده اند ولیکن زمینه های اصلی ستم را همچنان با خود به همراه دارند. آنها مجبورند خانواده و کار خانگی را در اولویت قرار دهند. این قبل از آنکه کمک به پس راندن ستم بر آنان باشد، نشانه ی آنست که خانواده ی کارگری به درآمد بیشتری نیاز دارد و معمولاً شغل هایی که مخصوصاً زنان بچه دار بدان ها تمایل دارند تناسب زیادی با مسئولیت آنها در خانواده دارد. 

خانواده تضمینی برای انتقال ایدئولوژی نظام سرمایه داری به نسل های بعدی طبقه ی کارگر است که در آن کودکان یاد میگیرند سربراه و فرمانبردار بوده و سلطه ی حاکمان در جوامعی همانند ایران که همان مرد سالاری و آپارتاید جنسیتی است را پذیرا باشند و جنسیت و اهمیت آن در ذهن آنان نهادینه میشود.

به داخل خانه راندن زنان و جلوگیری از مشارکتهای اجتماعی آنها توسط حکومت ضد کارگر و ضد زن جمهوری اسلامی در حکم زنده بگور کردن زنان است. زنان خانه دار محدوده ی کوچک خانه و خانواده وسعت دید آنها را کم کرده و تنها و منفردشان میسازد و تبلیغات بورژوازی حول و حوش دین و آداب و رسوم و فرهنگ، در تربیت فرزندان نیز تاثیر مخرب داشته و این دور، مسلسل وار ادامه می یابد.

 رژیم خواهان تأمین رفاه کارگران نیست چرا که در اساس ضد طبقه ی کارگر است و با دستمزدهای چند مرتبه زیر خط فقر زندگیشان بسختی و مرارت بسیار زیاد میگذرد. بنابراین تنها پناهگاه زنان و مردان کارگر همان دامان خانواده است و فقط همانجاست که احساس حمایت شدن و عشق میکنند. 

زنان فمینیست بورژوا و خرده بورژوای مرفه مردانشان را ریشه ی تمام مشکلات خود میدانند و معتقدند هم آنها هستند که جلوی پیشرفت و تساوی حقوق را میگیرند. اما برای طبقه ی کارگر این مناسبات سرمایه داریست که ریشه ی تمام مشکلات بشر، استثمار انسان از انسان، و صد البته ستم بر زنان است. حمایت و حضور زنان در کنار کارگران معترض نشانه ی وقوف زنان آگاه و پیشرو بر این امر میباشد . 

در ادامه توجه خواننده را به یک نقل قول جلب میکنم. بقول لنین : « هیچ مقدار از آزادی سیاسی شکم گرسنگان را سیر نمیکند ». جمعیت زیادی از زنان در فقر مطلقند. تعداد زیادی هم کارگرند که کمتر از همکاران مرد خود دستمزد میگیرند و خود و فرزندانشان در رنج و سختی زندگی میکنند. برای ستمدیدگان هیچ فرقی نمیکند که ستمگر زن است یا مرد، ستمگر ستمگر است باید او را نابود کرد و بزیر کشید. برای زنی که غذای کافی برای بچه هایش ندارد، برای زنی که ساعات طولانی کار میکند، برای زنی که برای تأمین هزینه ی زندگی تن فروشی میکند، برای زنی که زباله گردی میکند، دیگر چه فرقی میکند رییس و وزیر و مدیر کل زن باشد یا مرد؟ آیا شکم گرسنه ی او با دادن جایزه های رنگارنگ به فلان خانم طرفدار حقوق زن سیر میشود؟ آیا بکار بردن واژه های زیبای فلان خانم اصلاح طلب داخلی و خارجی در حمایت از مبارزه با حجاب اجباری، و ورود زنان به استادیوم های ورزشی نانی به سفره ی زن کارگر اضافه میکند؟ جایزه ی نوبل فلان خانم به اصطلاح مبارز حقوق زن، مایه ی افتخار زنان فقیر جامعه ی من نیستند. مبارزه با هر نوع ستمی بر زنان قابل تقدیر است. اما این قهرمان سازی های بورژوازی به انحراف کشیدن آگاهانه و هدفدار مبارزات زنان است. زنان پیشرو و کمونیست ایران سرآمد زنان منطقه ی خاورمیانه اند و میدانند که مهره های دست نشانده ی غربی و اسلامی داخل و خارج همگی آب به آسیاب سرمایه داری میریزند و با بزرگ جلوه دادن مبارزات کوچک علیه حجاب یا هر چیز دیگر میخواهند اذهان را از ریشه ی همه ی مصائب زنان که همانا نظام گندیده ی بورژوازیست منحرف کنند تا خوش خدمتی خویش را به اربابانشان نشان دهند. 

لشکر بزرگ گرسنگان و کارگران و زنان رنجدیده، چه بسیار از این زنان مدافع حقوق زن ضربه خورده و یا گمراه شده اند و همینانند که فرهنگ غالب و زن ستیز سرمایه داری و اسلامی را با رنگ و بوی تازه و با شگردهای تردستانه برای زنان ایران نسخه میکنند .

ستم طبقاتی که در طول سالیان متمادی از راهها و روشهای گوناگون به ویژه بوسیله ی تولیدات خرافی صنعت مخوف مذهب که یکی از راههای توجیه وضع موجود، و همچنین سرکوب زنان است، به ذهن و جان و روان زنان رسوخ کرده و آنها خود را به عنوان زیردست و جنس دوم قبول کرده اند. لذا باید راهکاری برنامه ریزی کرد تا این ذهنیت از ذهن زنان و جامعه پاک گردد. پیشروان کمونیست میدانند جاییکه دین به جامعه و به مبارزات طبقاتی ضربه میزند دیگر امری خصوصی نیست و باید از راههای درست و سنجیده با آن مبارزه کرده و خرافه پرستی را بی اعتبار کنند. 

 ستم جنسیتی در خانواده و هم زیردست بودن زنان ریشه ی طبقاتی دارد. درک درست متدها و روش های مضر مبتنی بر جنسیت در دوره های طی شده برای القای نقشهای جنسیتی قابل تامل است. رفتارهای خشن و بی رحمانه ی مردان در خانه با زنان برخلاف نظر فمنیستها نشانه ی ثابت کردن مردانگی آنها نیست بلکه نشانه ی عجز و ناتوانی در گذران زندگی روزانه در نظام سرمایه داریست که به آنها حس بیچارگی و بی ارزشی میدهد .

ثابت شدن وجود جوامع کمون اولیه بوسیله ی دانشمندان و محققان، طرفداران عقاید زیردست بودن و جنس دوم بودن زن و سرنوشت محتوم زن مبتنی بر اینکه همین بوده و هست، و کلاً کسانی که ریشه ی ستم بر زن را طبقاتی نمیدانند مخدوش و باطل میکند. ستم بر زنان در خانه، در جامعه، در بازار کار، طبقه بندی اجتماعی و اقتصادی، ساختارهای بوروکراتیک قدرت ووو… همگی نتیجه ی آشکار و قابل رؤیت روابط نابرابر بین زنان و مردان است. بر اساس مناسبات و شیوه ی تولید سرمایه داری، با ساختار باز تولید جسمی و اجتماعی مابین کسانی که باید نیروی کارخود را بفروشند کلید میخورد. تا زمانی که سرمایه داری مسلط باشد درک نیروهایی که به زنان ستم روا میدارند و تعاملات بین زن و مرد را شکل میدهند خارج از فهم و کارشناسی مارکسیسم کاری بس عبث و بیهوده میباشد. فهم جهانبینی مارکسیستی و درک دیالکتیکی تاریخ لازم و ضروریست.     

امروزه در تمام دنیا قوانین و رفتارهای تبعیض آمیز را میتوان به لیست بلند بالایی نگاشت که زنان جهان مخصوصاً ایران همواره داغ آنرا بر پیشانی دارند. آنها می توانند فریاد آزادیخواهی خود را زیر لوای کامل و تمام عیار کمونیسم سر دهند و راه رهایی از این جهنم سرمایه داری را بپیمایند. 

06/23/2018