تیتر۱, سرتیتر

مشکل آمریکا چیست؟ – روبرت فانتینا – سامان

 

usa_war_colمشکل آمریکا چیست؟

نوشته: روبرت فانتینا ترجمه: سامان

یادداشت مترجم: در جهان مغشوش و بی اعتباری که با آن روبرو هستیم بوی جنگِ، خون، فقر و بردگی عریان به مشام می‌رسد. عصیان سرمایه بحران زده جهانی به سرکردگی آمریکا در سراشیب سقوط تاریخی، اخلاقی و اقتصاد ی خود همه بشریت و هستی سیاره زمین را به سخره و تهدید گرفتار آورده است. نگاهی به تعمد انتقال سفارت آمریکا به اورشلیم، لغو و تعلیق قرار مذاکره مستقیم صلح با کره شمالی، لغو برجام و بهانه تراشی‌های بی‌مدرک و دلیل که بیشتر به بازی‌های کودکانه می‌ماند تا دیپلماسی به راستی بیان‌گر از هم پاشیدگی نظم اخلاقی-منطقی بزرگ‌ترین و قدرتمند‌ترین دولت جهان است که داعیه رهبری تمدن جهان آزاد کنونی را دارد. تمرکز مجادلات و درگیریها در خاورمیانه نفت‌خیز بالاخص در رویارویی با ایران و آینده آن، تمامی جهان ازجمله روسیه، چین و اتحادیه اروپا را به موضع گیری، تردید ، بلوک بندی‌ و سمت گیری‌های جدید چالش‌گرانه علیه تنش‌های جنگ افروزانه آمریکا و متحدین خاورمیانه‌ای‌اش سوق داده است. جا دارد امروز که ایران به گرانیگاه حل تناقصات بین‌المللی در خاورمیانه خطرناک تبدیل شده است، نگاه دقیق و عمیق‌تری به شرایط نوین جهانی و روند مسایل و وقایع جاری آن داشته باشیم. این مهم در شرایط حاضر با سرنوشت ایران گره خورده و نگاه مشخصی را هم از تظر داخلی و هم رفتار و جایگاه مخاطره آمیز آن در صحنه بین‌المللی و منطقه طلب می‌کند. مقاله حاضر شمه‌ای از این تبدلات را در اختیار خوانندگان می‌گذارد.
با وجود اسطوره‌ی پرداخته شده توسط سخنگوی ایالات متحده، کشور هیچ‌گاه ، و هرگز چراغ صلح و آزادی، «سرزمین آزاد و موطن شجاع»، یا دموکراسی که باعث حسادت دیگران به این واژه باشد نبوده است. این کشور همان‌طور که زمانی دکتر مارتین لوتر کینگ گرامی و بزرگوار گفت کشوری نژاد پرست، جامعه‌ای امپریالیستی، و یک الیگارشی است و همیشه چنین بوده است، بزرگ‌ترین تدارکات‌چی خشونت در جهان.
این کشور امروز در حقایق خشونت‌آمیز و خونینی زیست می‌کند که وجود آن را شکل می دهد.
ایالات متحده اخیرا با خروج از معاهده بین‌المللی طرح جامع اقدام مشترک (برجام) JCPOA موافقت‌نامه‌ای که به امضاء روسیه، چین، انگلستان، فرانسه، آلمان، اتحادیه اروپا و ایران نیز رسید آن را نقض کرده است.
هدف این توافقنامه تنظیم و کنترل جاه طلبی‌های هسته‌ای ایران (همانطور هم که هستند) در قبال برداشتن تحریم‌های تحمیلی علیه آن کشور است. توافقنامه JCPOA توسط ایالات متحده در دوره ریاست باراک اوباما امضاء شد. اما توافقنامه‌ای بین او و ملت‌های دیگر نبود؛ بلکه یک توافقنامه اجباری تحت قوانین بین‌المللی بود. با نقض آن، ایالات متحده پیامی قوی به جهان فرستاد که نمی توان به حرف و قول او اتکاء کرد؛ به برخی از نزدیک‌ترین و قدیمی‌ترین متحدین کشور خیانت روا داشت، و حتی ممکن است آنها را در صور ت ادامه تجارت با ایران ، که هریک از سایر امضاء کنندگان امی‌گویند به انجام آن خواهند پرداخت، با وجود آن که ایران در تطابق کامل با توافقنامه عمل کرده و می‌کند، مورد تحریم قرار دهد.
به علاوه، ایالات متحده که از ۲۴۲ سال تاریخ خود ۲۲۵ سال در جنگ بوده، و این‌که در حال حاضر مشغول بمباران هفت کشور می‌باشد و از گروه های تروریست در سوریه پشتیبانی می‌کند، ایران را ، که از سال ۱۷۹۸ هیچ کشور دیگری را اشغال نکرده متهم به مهم‌ترین و نخستین حامی تروریسم می‌کند. این اورولیانسم ( اشاره به رمان‌های تخیلی جورج اورول.م) در بهترین شکل آن است.
آقای مایک پمپئو وزیر امورخارجه کنونی، قبلا بر سازمان اطلاعات مرکزی (سیا)، دستگاه بزرگ شکنجه آمریکا نظارت می‌کرد. همکارش، جینا هاسپل، که واقعا ناظر شکنجه زندانیان سیاسی بوده و آن را هدایت می‌کرده، و سپس شواهد شکنجه را از بین برده ، تقریبا مورد تایید کنگره برای رهبری سازمان سیا است. این مسئله ابعاد بی توجهی کنگره به قوانین بین‌المللی، حقوق شهروندی و کرامت انسانی همگانی را نشان می‌دهد.
دونالد ترامپ برخلاف مشاوره تقریباً کل جامعه جهانی، و نقض مجدد قوانین بین المللی، سفارت آمریکا را در اسرائیل در اورشلیم تاًسیس کرد. همان‌سان که این امر برنامه‌ریزی شده بود، هرجمعه در غزه نیز تظاهرات برگزار گردید، که حقوق شناخته شده بین المللی بازگشت به مرز غزه و اسرائیل، در بخش فلسطینی را تقاضا می نمود. صدها نفر فلسطینی غیرمسلح توسط تک تیر‌اندازهای اسرائیلی کشته؛ و هزاران نفر زخمی شدند. اسرائیل تعداد بی شماری گاز اشک‌آور به سمت تظاهرات صلح‌آمیز پرتاب کرد. ترامپ تاکنون چیزی نگفته، و نماینده ایالات متحده در سازمان ملل، نیکی هیلی بی‌کفایت و دلقک‌پیشه، فلسطینی‌ها را بخاطر خشونت مورد شماتت قرار داد. افزون بر حماقت بی‌پایان او، وقتی نماینده فلسطین در سازمان ملل شروع به پاسخگویی به این آدم کرد، وی از اجلاس بیرون رفت.
اجازه بدهید از دیدگاه بین المللی به همه این مسائل نگاهی بیاندازیم. هرکشوری که در JCPOA (برجام) مشارکت دارد تلاش نموده تا ترامپ را نسبت به اجرای این موافقت‌نامه متقاعد سازد. تنها دو کشور ی روی کره زمین که به ستایش تصمیم گیری او پرداخته‌اند، عربستان سعودی و اسرائیل هستند، دو کشوری که با پرونده‌های سنگین حقوق بشری جزو غم‌انگیزترین‌ها در سراسر جهان هستند. به دشواری هر کشور محترم و آبرومندی خواهان حفظ همکاری با آنهاست.
زمانی که اطلاعات تکان دهنده شکنجه در دوره جورج بوش افشاء شد، جهان به وحشت افتاد. دادستان کل جورج بوش اظهار داشت آن‌چه که بقیه جهان، و قوانین بین المللی به عنوان شکنجه تعریف می‌کند همانی نبود که ایالات متحده انجام داد. این کوزه شکسته‌ای بود که هیچ کشوری دیگری خواهان خرید آن نبود.
بگذارید نظری به شرایط در فلسطین بیاندازیم. سرانجام، تقریبا تمام جامعه جهانی خشونت اسرائیل در غزه را محکوم نمود. ایالات متحده پیشنهاد صدور قطع‌نامه‌ای مبنی بر پژوهش مستقل پیرامون خشونت را وتو کرد. انسان باید تعجب کند که چرا این گونه است: اگر اسرائیل کرد، در آن صورت ، محدودیت بزرگی را عملی نمود که نیکی هیلی آن را ادعا و اعلام کرده بود، و اگر اسرائیل چیزی برای اختفاء ندارد، چرا نباید پژوهش مستقلی انجام داد؟ آیا چنین پژوهشی اسرائیل را تبرئه نمی‌نماید، و فورا تمام انتقاداتش را در حلقوم خفه می‌کند؟ شاید ایالات متحده، که خود جامعه‌ای شدیداً خشونت‌گراست، هم‌چنان که بقیه جهان آگاه است، می‌داند که اسرائیل ناقض قوانین بی‌شمار بین المللی است، و حتی بیشتر پژوهش‌های سریع و سرسری نیز آن‌چه را که درحال حاضر همه جهان می‌داند به وضوح آشکار نموده و رسما مشخص و تائید می‌کنند.
حتی در تالار مقدس کنگره آمریکا، به‌نظر می‌رسد که چیزی بیش از کمی ناآرامی و نگرانی پیرامون رژیم آپارتهاید اسرائیل وجود داشته باشد. به محض آن که ترامپ سفارت را به اورشلیم منتقل کرد، مراسم با حضور جمع گوناگونی از اعضای کنگره برگزار شد، تاکنون حتی یک نفر دموکرات حضور نیافته است. این یک چرخش تزلزل آمیز در کنگره، و یک حرکت خوب به نفع فلسطین است.
درحالی که ارتکاب سه جنایت جاری ایالات متحده در صحنه جهانی در اینجا شرح داده شد، باید گفت که آنها تنها به این موارد ختم نمی شوند. مردم غیرمسلح رنگین پوست توسط نیروی پلیس نژادپرست، با برخورداری از امنیت تقریباً کامل در خیابان‌ها با شلیک گلوله کشته می‌شوند. ایالات متحده از طریق افزایش تعداد زندان‌های خصوصی، شهروندان خود را در سطح و نرخ بالاتری نسبت به سایر کشورهای روی کره زمین مجازات می کند. دلارهای مالیاتی هم‌چنان که مردم بیش از بیش به قعر فقر سقوط کرده، و شاهد کاهش خدمات دولتی قابل دسترس هستند، بودجه نظامی باد کرده را تغذیه و حمایت می‌نمایند. دولت نیازهای لابی‌های قدرتمند اجزاء خود را تاًمین و به آنها خدمت می‌کند. دانشمندان علوم سیاسی آقایان مارتین گیلنز و بنیامین.آی. پیج، پس از مطالعه و بررسی هزاران مورد تصمیمات سیاسی چنین می‌گویند: «اولویت‌های نخبگان اقتصادی و موقعیت گروه‌های سازمان یافته ذینفع به‌خاطر اولویت آمریکایی متوسطی که نشان می‌دهد تنها اثری جزئی، نزدیک به صفر و از نظر آماری غیرمهم بر سیاست عمومی دارد کنترل می‌شوند».
این آمریکای امروز است. این است آن «دموکراسی» که شهروندان ناآگاه و نادان بدان خیلی افتخار می‌کنند. این است آن نمونه و مدلی که، به ما گفته شده تمام جهان آرزویش را دارند.
سالیان دروغ‌های عدیده‌ای باور شده‌اند، دروغ‌های آمریکا سرانجام آشکار شدند، و آن‌چه را که واقعا هست به ملت نشان می‌دهند. این کشور هم‌چنان که قدرتش فروکش می‌کند، از دوره‌ای عبور خواهد کرد که خطرناک‌تر از همیشه بوده، و به نظر می‌رسد آنچه باشد که جهان هم امروز تجربه می‌کند. انسان آرزو می‌ نماید که آمریکای دست به ماشه و جنگ‌جو با از دست دادن قدرت، نفوذ و مشروعیت بین المللی‌اش تمامی جهان را به نابودی نکشاند.

بهار ۲۰۱۸ – سامان