تاریخی, سرتیتر

لغو یک طرفه توافق بین المللی برجام توسط ترامپ و عکس العمل ایرانیان – احمد پوری

trumpexplsion

لغو یک طرفه توافق بین المللی برجام توسط ترامپ و عکس العمل ایرانیان (بخش اول)

ایرانیان به موضوع برجام و احتمال جنگ امریکا و اسرائیل و عربستان سعودی با ایران چگونه برخورد کردند؟

Ahmad_Pouri_Kترامپ دلش به حال ایرانی ها سوخته و قصدش از خروج از برجام حمایت از منافع ایرانیان است!
«ترامپ که در جمع هوادارانش در شهر «الکارت» ایالت «ایندیانا» صحبت می‌کرد گفت: « امیدوار هستم بتوانم با آنها توافق کنم؛ توافقی خوب و منصفانه؛ توافقی که برای آنها خوب باشد، برای آنها بهتر باشد.» » (1)
ترامپ با ادای جملات گمراه کننده فوق سعی می کند مشت آهنین و بمب افکن های خود را در در حریری از وعده های زیبا ولی توخالی پنهان کند. او اهدف واقعی واقعی خود را در جملات زیر بیان می کند.
«ولی نمی‌توانیم به آنها اجازه بدهیم بمب اتم داشته باشند. باید بتوانیم به یک سایت برویم و آن سایت را بازرسی کنیم. باید بتوانیم به پایگاه‌های نظامی آنها وارد شویم تا ببینیم دارند تقلب می‌کنند یا نه.»(1)
طی این مسیر دقیقا اجرای سناریوهایی استکه به بهانه جلوگیری از جنگ و حل مسئله از طریق کنترل کامل طرف مقابل در یوگسلاوی سابق، عراق، لیبی بدقت به پیش رفت تا راه حل جنگ را بعنوان تنها گزینه معقول و ممکن در مبارزه با شیاطین نافرمان اثبات کنند!… هر روز شرایط سخت تر و غیرقابل قبول جدیدی را برشرایط سابق اضافه خواهند کرد و هرگونه مخالفت با این شرایط نابود کننده را به مثابه اعلان جنگ به جهان متمدن قلمداد خواهند کرد… زمانیکه با موفقیت از توده ها مغزشویی شد، سرانجام جنگ بعنوان تنها راه حل ممکن در افق نمایان خواهد شد!…
ترامپ درباره احتمال رسیدن به توافق جدید با تهران گفت: «کسی چه می‌داند؟ ما داریم شدیدترین، قوی‌ترین و جدی‌ترین تحریم‌ها را علیه ایران اعمال می‌کنیم.» (1)
جمله فوق بازسازی زیبای معروفترین جمله آلکاپون، رهبر جنایتکار مافیای امریکایی است که در لباس «سیاست صحیح» ارائه شده است!
در زمان شروع جنگ با عراق هنوز سیستم امپریالیستی در بحران ساختاری اقتصادی گرفتار و ضعف هایش آشکار نشده بود، رهبران امریکا احساس خدایی و امپراتوری برجهان داشتند، به همین دلیل رهبران امریکا اهداف خود را خیلی صریح بیان می کردند. دونالد رامسفلد بدون شرم با بیان نقل قولی از آلکاپون اعلام کرد: با داشتن مسلسلی در دست و لبخندی بر لب در میز مذاکره می توان به نتایج بهتری رسید!
طرفه اینکه دیکته کردن اراده و منافع امریکا به طرف مقابل را توافق جدید و خوب برای طرف مقابل می نامند!…
این کار دقیقا همان کاریست که جمهوری اسلامی در زندانها با مخالفانش می کرد! زندانیان را قبل از اعدام آنقدر شکنجه می کردند که به اشتباه بودن کار خود اعتراف کرده و توبه کنند! سپس باشلیک تیر خلاص آنها را اعدام می کردند! مدعی بودند که این شکنجه ها و تواب کردن آنها به نفع مقتول است!…
اکنون امریکا دقیقا همان استراتژی را در سطحی «متمدنانه تر و حرفه ای تر» در رابطه با محورهای شیطانی و شیاطین جدید پیاده می کند!…

ایرانیان به حوادث اخیر در باره برجام چگونه عکس العمل نشان دادند؟
یک: گروهی از شدت تنفر از جمهوری اسلامی یا وابستگی و مزدوری به کشورهای بیگانه، خروج امریکا از برجام را جشن گرفته اند به آغوش ترامپ پریده و سخنان او را حقایق محض نامیدند و به پیشواز او رفته و حتی در هشتگ «ترامپ متشکریم» بسیار فعال شدند! مشاوران ایرانی ترامپ علیرغم آشنایی با فرهنگ و ادبیات تحقیر آمیز ترامپ نسبت به ایرانی ها این بار سعی کردند جهت تحمیق موفق هموطنان خود در سخنرانی ترامپ در باره خروج از برجام، چند جمله تبلیغاتی در ستایش از غرور و فرهنگ ایرانی بگنجانند… آنها با تمام نیرو و خلاقیت سعی می کنند عواقب منفی سخنرانی سراپا تحقیر آمیز ترامپ را که چند ماه پیش کل ملت ایران را تروریست نامید پاک کنند! (2) این گروه تنها از تحریم دفاع نمی کند بلکه در هیجان دیدن جنگ و حمله ترامپ به ایران آرام و قرار ندارد! آنها نمی دانند چگونه ثانیه ها را که بیش از سال می نماید سپری کنند. برای شروع جنگ ثانیه شماری می کنند… تنها نگرانی شان از این است که مبادا ساخت و پاختی در میان باشد و اینها از لذت مشاهده جنگ و نابودی کشورشان محروم شوند… شعار بظاهر انقلابی شان چنین است: مرگ یکبار شیون یکبار بگذار بیایند اینها را سرنگون کنند به هر قیمتی که باشد ما راضی هستیم!… این گروه بطور ضمنی این توهم را منتشر می کنند که دولت امریکا مثل یک جراح حاذق تنها غده سرطانی دستگاه ولایت فقیه را جراحی خواهند کرد و صد البته که این کار را با ایثارگری کامل در راه رضایت الله و بدون هیچگونه چشم داشتی انجام خواهند داد. دقیقا همانطوریکه در افغانستان و عراق و سوریه و لیبی انجام داده اند!… این گروه از هموطنان ما بر این بارور هستند که شعار » امریکا اول» در حقیقت به معنی » ایران اول » هست! هر آنچزی که به نفع امریکاست حتما به نفع ایران هم هست!…

دو: گروهی از ترس ترامپ به آغوش جمهوری اسلامی پناه برده اند و تمامی خیانتها و فساد و جنایات چهل ساله جمهوری اسلامی، قتل های دهه شصت، تجاوزها و اعدام های دلبخواهی… را بخشیده یا فراموش کرده اند! البته دلایل کسانیکه از جمهوری اسلامی دفاع می کنند متنوع است… تعدادی بخاطر منافع مشخص مادی خود مدافع نظام هستند، تعدادی بخاطر سرکوب وحشتناک نظام و ترس ریشه دار… تعدادی بخاطر فرصت طلبی و عافیت اندیشی… تعدادی بخاطر دین و ایدئولوژی و خرافات خردستیز ریشه دار فرهنگی…

سه: گروهی بسیار بزرگتر تمامی سیاستهای بین المللی را در یک لغت جنگ زرگری خلاصه می کنند! تمامی تضادهای بین کشورهای امپریالیستی و رقابت مرگ و زندگی بین آنها و علت حضور و فعالیت ابرقدرتهای جهانی و منطقه ای در خاورمیانه را انکار می کند! من پیشتر نیز نوشته ام که خاورمیانه گره گاه تضادهای امپریالیستهای جهان و سکوی پرش امریکا برای اجرای پروژه قرن جدید امریکایی است… این گروه بر این باور است که ترامپ و جمهوری اسلامی برای گول زدن مردم ایران باهم بازی می کنند! اغلب از صحبتهای هر دو طرف جوکهایی برای خنده و مسخره کردن درست می کنند! در حساس ترین لحظات آغاز فاجعه، بجای تامل و سازماندهی مقاومت خلاق، از تمسخر خویش و دیگران بهانه ای برای لودگی و تفریحات زودگذر درست می کنند! انگار این حوادث در کهکشان دوردستی اتفاق می افتد که هیچ ربطی به کره زمین و سرنوشت ایشان ندارد! اوج بیکران این گونه برخوردهای غیرمسئولانه زمانی بود که ترامپ قبل از حمله به سوریه در رجزخوانی هایش ایران و روسیه را هم بطور مستقیم تهدید کرد… ولی در عمل فقط به نیروهای بشار اسد حمله کرد! بخش قابل توجهی از ایرانیان درست مثل طرفداران تیم های فوتبال یا قهرمانان بوکس در شمردن امتیازات تیم محبوب خود و توهین به تیم دیگر سر از پا نمی شناختند! طرفداران ترامپ از امریکا که بدون اجازه سازمان ملل و کاملا غیرقانونی علیه سوریه موشک پرانی کرده با شور و احساسات زاید الوصف دفاع کرده و به جشن و شادی می پرداختند. روسیه و ایران را تحقیر می کردند که در مقابل موشک پرانی امریکا صدایشان در نیامد!… تنها ناراحتی جان نثاران باند ترامپ این بود که چرا با زدن چند موشک به پایگاه های ایرانی و روسی روی آنها را کم نکرد؟… طرفداران روسیه هم به قدرت دفاعی موشکهای روسی می نازیدند و اندر وصف معجزات موشکهای روسی داستانسرایی می کردند! و تنها ناراحتی شان این بود که پوتین چرا اجازه داد امریکا یک طرفه ضربه بزند و نیروهای روسی ضربه متقابل را نزد و روی امریکا را کم نکرد! هوراکشان هر دو طرف بدون کوچکترین درکی از تناسب نیروها در میدان جنگ و آرایش متحدین در صحنه جهانی در تب و انتظار آتش بازی هیجان انگیز می سوختند!…
در این لحظات حساس تاریخ بشریت زمانیکه امکان درگیری مستقیم آمریکا و روسیه بیش از هر لحظه تاریخی افزایش یافته و بهترین دانشمندان و نوابغ علمی جهان ساعت نمادین آخرالزمان جهان را به دو دقیقه به 12 نزدیک کرده اند، از رئیس سازمان ملل گرفته تا تمامی متخصصین سیاسی و اتمی نگران آینده بشریت بودند و هستند، در چنین شرایطی هموطنان ما که اولین قربانیان چنین جنگی خواهند بود، یا جوک درست می کردند یا در وصف ترامپ و پوتین بعنوان قهرمان بوکس محبوب خود شعر می سرودند! بی آنکه لحظه ای به پیامدهای منطقه ای و جهانی این درگیری های وحشتناک بیندیشند! آیا نباید به حال این ملت گریه کرد؟… پرواضح است که من همه ملت ایران را یکدست نمی بینم ولی واقعیت انکار ناپذیر این استکه در این لحظات حساس و خطرناک تعداد انسانهای فرهیخته و آگاه به مسائل جهانی و منافع مردم ایران بسیار کمتر از بخش هوراکشی است که میدان سیاست ایران را پر کرده و همه چیز را در منطق مبتذل سیاه و سفید بررسی می کنند!… فضا چنان آلوده است که هرگونه بررسی منطقی و علمی اوضاع از نظر این جماعت نشانه ای از بزدلی یا وابستگی به یکی از دو قطب موجود است… هر فردی که جهت چاره اندیشی سعی می کند از هرگونه برخورد سیاه و سفید پرهیز کند، از طرف جان نثاران دو طرف درگیری به شدت مورد سنگسار تئوریک و شخصیتی واقع می شوند…
کسانیکه استراتژیهای ابرقدرتهای جهانی و منطقه ای را هرگز درک نکرده اند و قادر به دیدن ارتباط خروج امریکا از برجام و پیامدهای آن بر منافع اقتصادی و ژئوپولتیکی بقیه حریفان و شهروندان ایرانی نیستند، هرگز توانایی تحلیل درست اوضاع منطقه را پیدا نخواهند کرد! قدرت تحلیل این عده از یک جمله دائی جان ناپلئون فراتر نمی رود! دائی جان ناپلئون در تحلیل هر اتفاق و رویدادی می گفت » کار، کار انگلیسی هاست!» از نظر اینان تا روزیکه موشکها از پنجره به خانه شان وارد نشود جنگ، جنگ زرگری است! تمامی رهبران جهان و متخصصان سیاسی هدف شان از جنگ، گول زدن این گروه از دونکیشوتهای ایرانی است!…
یکی از آخرین تلاشها برای بیدار کردن دائی جان ناپلئونهای ایران شاید این باشد که آخرین اخبار فرانسه و انگلیس و آلمان و روسیه و چین را در مورد برجام بخوانند! آیا همه رهبران جهان برای گول زدن ایرانی ها مشغول جنگ زرگری هستند؟
» آنگلا مرکل با ولادیمیر پوتین گفتگو کرده و ترزا می با دونالد ترامپ تماس گرفته است. همزمان فرانسه در انتقادی تند گفته اروپا نباید هزینه تصمیم آمریکا را بپردازد. .. خانم ترزا می نخست‌وزیر بریتانیا در تماس تلفنی به آقای ترامپ گفته کشورش به برجام «قویا متعهد» خواهد ماند… برونو لومر، وزیر بازرگانی فرانسه ضمن «غیرقابل قبول» خواندن تحریم‌های آمریکا گفته کشورها به نظر اقتصادی «استقلال» دارند و با کشورهای اروپایی نباید مثل دولت‌های وابسته رفتار کرد؛ دولت‌هایی که راه را باز می‌کنند تا آمریکا پلیس اقتصاد جهان باشد. » (3)
وزیر بازرگانی فرانسه شکایتش از امریکا این است که با کشورهای اروپایی آنهم ابرقدرتهایی مثل فرانسه و آلمان درست مانند کشورهای وابسته و جهان سومی رفتار می کند!… آیا می توانید تصور کنید که اگر امریکا گرفتار بحران نشده بود با همین کشورهای اروپایی که بهترین دوستانش هستند چگونه رفتار می کرد؟ اگر رفتار امریکا با بزرگترین قدرتهای اروپا و دوستان امریکا چنین باشد می توانید تصور کنید که با بقیه کشورها از جمله ایران چگونه رفتاری خواهد داشت؟
آنگلا مرکل روز جمعه ۱۱ مه گفت: «به عقیده من درست نیست توافقی که در شورای امنیت تصویب شده‌، به صورت یک طرفه ملغی اعلام شود… تصمیم ترامپ اعتماد به نظم بین‌الملی را مخدوش می‌کند. او گفت: این خبر خوبی برای جهان نیست که هر کس هر کاری دلش خواست بکند.
اما خبر بد را جهان شنیده است. آمریکا از برجام بیرون رفته و توافق را یکطرفه فسخ کرده است. توافقی که امضای هفت کشور را پای خود داشت.
۲۰ ژوئیه ۲۰۱۵ شورای امنیت به عنوان تعیین‌کننده ترین نهاد سازمان ملل با اکثریت مطلق ۱۵ عضو خود، قطعنامه توافق اتمی را تصویب کرد. …
این که آمریکا از این توافق خارج می‌شود، نقض آشکار یک قطعنامه معتبر جهانی و نفی قوانین اجرایی است. » (4)

ابعاد رقابت و نقش منافع خاص هر کشور را در فعالیتهای بین المللی بویژه در خاورمیانه ملاحظه می فرمائید؟
امیدوارم همین نقل قول برای نشان دادن اهمیت برجام و تضاد منافع کشورهای امپریالیستی کافی باشد!
مرکل از یک خبر بد و نقض آشکار یک قطعنامه معتبر جهانی صحبت می کند و میگوید خبر بد را جهان شنیده است!
چه کسی می تواند تصور کند که آن خبر بد در گوش بسیاری از هموطنان ما طنینی دلنواز تر از شاهکاری موزارت و بتهون دارد؟!… یعنی برخی از هموطنان ما از ارتجاعی ترین و فاشیست ترین نیروهای اروپایی عقب مانده تر هستد ولی خود را انقلابی ترین و دمکرات ترین می نامند!…

چهار: گروهی به لشگریان موهوم خود فراخوان صادر می کنند که کار ناتمام را یکسره کنید، قبل از آنکه ارتش ترامپ وارد ایران شود رژیم ملایان را سرنگون کنید!… این دنکیشوتها انگار از بالای کوه های ینان همچون مائو بر ارتش سرخ دو میلیون نفری آبدیده در طوفانهای انقلابی فرمان می رانند!… راستی این افراد هرگز با خودشان خلوت و تامل می کنند؟ چیزی بنام سازماندهی، کار تشکیلاتی و کار در میان مردم را درک اند؟ آیا از دنکیشوت بازی خود احساس شرم کرده اند؟…

پنچ: مشتی دنکیشوت سوپر رادیکال هم شعار می دهند که ما از جنگ هراسی نداریم! جنگ را به انقلاب تبدیل می کنیم! این گروه علاوه بر اینکه پشت سرخود میلیونها عضو و هوادار آگاه و باانظباط ندارند، حتی یک نفر هم ندارند ولی همچنان افلاس و بزدلی و بی پرنسیپی خود را در پشت شعارهای دهن پرکن و کاملا توخالی پنهان می کنند! کوچکترین نقشه و برنامه و تدارکی برای گذار از رویا به عمل ندارند!…
کسانیکه می گویند جنگ را با انقلاب پاسخ می دهند شارلاتهای بزدلی بیش نیستند که خود را رستم دستان جا می زنند! نگاهی به جنگهای اخیر بیندازید تا ببینید کدام جنگها در سی سال اخیر به انقلاب تبدیل شده اند؟ تمامی جنگهایی که بعد از فروپاشی شوروی بوقوع پیوسته اساسا به تجزیه و نابودی کامل کشورها و رشد تروریسم و فاشیسم منتهی شده است نه انقلاب! حتی یک کشور نمی توانید نشان دهید که سرانجام جنگ به انقلاب و رفاه منتهی شده است!…

ادامه دارد…
پیوند (بخش دوم)
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/2074521519233739

با احترام،
احمد پوری (هلند) 13 – 05 – 2018

**********************

برای درک بهتر رویدادهای خاورمیانه و رابطه یک قطعه پازل با قطعات دیگر و تصویر کلی بهتر است به این یادداشتها مراجعه بفرمائید.
درگیری های استراتژیک امریکا و روسیه و اروپا بر سر چیست؟ (بخش اول)
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/2049895581696333

خاورمیانه حساس ترین میدان شطرنج سیاسی جهان
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/2043285205690704

دیدن ویدئوی زیر را به دوستان ارجمند پیشنهاد می کنم. ترامپ در باره برجام صحبت می کند. بطور متوسط در هر 20 ثاینه یک دروغ یا فرمولبندی نادرست از واقعیت ارائه می کند! قابل توجه ایرانیانیکه همه حرفهای ترامپ را حقیقت محض می پندارند!
در روزنامه های هلندی نوشته بوند که ترامپ هر روز بطور متوسط 5 بار دروغ می گوید! قابل توجه است که هلند همیشه دنباله رو امریکاست… خوشبختانه روزنامه های هلندی هم دروغ ها و خطرهای احتمالی ترامپ را افشا می کنند!

A Fact Check of President Trump’s Speech About the Iran Deal
https://www.facebook.com/NowThisPolitics/videos/2043883305643149/?hc_ref=ARQkdCwh-gbjUDuI_xnDSFnBwtKdfpYL-fmVLDHAKpY0mf1y_HrMHh0Mgz9zD_04ADU

*******************

(1) سناریوی صدام حسین در انتظار ایران است، درخواست ترامپ برای ورود به پایگاه‌های نظامی ایران مه 11, 2018
https://mejalehhafteh.com/…/%d8%b3%d9%86%d8%a7%d8%b1%db%8c…/

(2) U.S Trump calls Iran Terrorist Nation سخنرانی ترامپ امریکا ،ملت تروریست ایران
https://www.youtube.com/watch?v=NyyiuQb36GY

(3) تشدید تحرک رهبران اروپا برای حفظ برجام
http://www.bbc.com/persian/iran-44091261

(4) خروج آمریکا از برجام چرا شورای امنیت ساکت است؟ رادیو دویچه وله فارسی

http://www.dw.com/…/%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D8…/a-43733071

لغو یک طرفه توافق بین المللی برجام توسط ترامپ و عکس العمل ایرانیان (بخش دوم)
ایرانیان به موضوع برجام و احتمال جنگ امریکا و اسرائیل و عربستان سعودی با ایران چگونه برخورد کردند؟

شش: گروهی با کاربرد دقیق جملات و منطق رهبران امریکا و عربستان سعودی و اسرائیل مدعی هستند که ایران بعلت داشتن نیروهایی در کشور سوریه و عراق تبدیل به خطر جهانی شده است و هر بلایی سرش بیاورند حقش هست! فکر می کنم چند سئوال ساده از این جماعت برای نشان دادن درجه استقلال تفکر و صداقت این افراد کافی باشد.
امریکا به اعتراف رهبران سابق سازمان سازمان سیا بیش از هزار پایگاه نظامی علنی در کشورهای دیگر دارد! ایران تا بحال حتی جرئت نکرده یک پایگاه علنی در سوریه برپا کند تا چه رسد به صدها یا هزار پایگاه در کشورهای دیگر… چرا ایران خطر جهانی محسوب می شود ولی امریکا نه؟ آنهم امریکایی که بدون اجازه و دعوت دولت سوریه نیروهایش را در سوریه پیاده کرده است و مدعی است که دخالت نظامی در سوریه به معنی دفاع از منافع امریکاست!… چگونه است که با هر باد ناموافقی در سوریه، منافع امریکا در آنسوی اقیانوس ها بخطر می افتد ولی منافع ایران که هم مرز سوریه است هیچ ربطی به وقایع سوریه ندارد؟
نیروهای امریکا از آنسوی اقیانوسها به خاورمیانه آمده و بنام دفاع از منافع امریکا در امورداخلی تمامی کشورهای خاورمیانه بویزه کشورهای نفت خیز دخالت همه جانبه می کنند و بالاتر از آن اگر لازم شد هر منطقه ای از این کشورها را اراده کنند با خاک یکسان می کنند… چرا این منطق هرگز شامل ایران نمی شود؟
چرا اسرائیل هر وقت دلش خواست کشور دیگری را بنام دفاع از منافع خود بمباران می کند ولی هرگز خطر جهانی نامیده نمی شود؟ چرا تجاوز اسرائیل به سوریه و لبنان و فلسطین و بمباران و کشتار و جنایات جنگی اسرائیل همواره حق دفاع از خود نامیده می شود؟!… آیا بمب افکن های اسرائیل علیه جوانان بی دفاع فلسطینی بارانی از موشکهای دمکراتیک را روان می کنند؟!…
عربستان سعودی شب و روز یمن را بمباران می کند. چرا تا بحال نه سازمان ملل و نه کشورهای متمدن و مدافع دمکراسی عربستان سعودی را بجرم دخالت در امور داخلی کشور دیگر، تحریم نکرده اند؟ ایران را به اتهام دادن موشک به حوثی ها خطر جهانی معرفی می کنند؟ امریکا تنها در یک مسافرت به عربستان سعودی، بیش از 460 میلیارد دلار قرارداد منعقد کرد سپس با محمد بن سلمان در امریکا قراردادهای جدید منعقد کرد و رسانه ها اعلام کردند که ارزش کل این قراردادها بیش از 700 میلیارد دلار می شود… انگلیس و فرانسه هم همینطور … موشکهای ایرانی در مقابل تکنولوژی و موشکهای امریکا و انگلیس چوب کبریتی بیش نیست… چرا کسی امریکا و انگلیس و فرانسه را بخاطر دادن مدرنترین و ویرانگرترین موشکها به عربستان سعودی، خطری جهانی نمی نامد؟
چرا شماها همان منطقی را که در مقابل ایران بکار می برید در مقابل امریکا و عربستان سعودی و اسرائیل بکار نمی برید؟ آیا قوانین بین المللی تنها علیه ایران نوشته شده یا اینکه برای تمامی کشورها باید بدون تبعیض و به یکسان برخورد کنند؟
و هزاران چرای دیگر… امیدوارم ایرانیانی که امریکا را رهبر دمکراسی جهان و اسرائیل را تنها دمکراسی در خاورمیانه می پندارند و مدافع امریکا و عربستان و اسرائیل هستند، بجای توهین و اتهام به سئوالهای فوق جوابهای منطقی بدهند تا با برخورد علمی و نقد نظرات همدیگر راه ایران را بسوی رهایی و آزادی ایران از دست تمامی نیروهای جنایتکار و دیکتاتور و استثمارگر هموار کنیم.

هفت: گروهی بدرستی می گویند: نه به جنگ و نه به جمهوری اسلامی! این گروه براین باور هستند که همکاری با جنگ افروزان و تجاوزگران امپریالیستی هرگز نمی تواند به آزادی و انقلاب واقعی منتهی شود، حداکثر دکور ظاهری دولت را از عبا و عمامه به تاج و تخت یا جمهوری وابسته و نوکر فوکل کراوتی تغییر خواهد داد… همچنین همراهی و همکاری با جمهوری اسلامی جنایتکار و خردستیز نمی تواند توده ها را در مقابل امپریالیستهای تجاوزگر بسیج کند و از استقلال کشور و منافع توده ها دفاع کند… اما این گروه دو نقطه ضعف اساسی دارد. یک: در هیچ کشور جهان برای تشکیل نیرویی که بتواند از سطح حرف به عمل گذرکند، تا کنون کوچکترین تلاشی انجام نداده اند! می توانیم امیدوار باشیم که این ضعف بتدریج کمتر شود… دو: این گروه در درجه اول از نظر تئوریک از هر دو طرف جنگ و درگیری مورد تهاجم و اتهامات بی شمار واقع خواهد بود. مزدوران امریکا و اسرائیل و عربستان سعودی برای قطبی کردن اوضاع آنها را متهم به همکاری مخفی یا آشکار با جمهوری اسلامی خواهند کرد! مزدوران خامنه ای و نظام حاکم آنها را متهم به همکاری مخفی و آشکار با امریکا و اسرائیل و عربستان سعودی خواهند کرد! نیازی به توضیح نیست که مزدوران وظیفه شان آزادی مردم ایران نیست بلکه اجرای فرامین و برنامه های اربابان هست!… اگر این نیرو پابگیرد تنها نیرویی است که پتانسیل تبدیل شدن به نیروی مستقل برای نجات ایران را داراست… حرکت در این راه حداقل در اوایل مسیر بسیار سخت خواهد شد… برای رسیدن به آزادی راه شاهانه وجود ندارد!
برخی از هموطنان ما چنان در منجلاب تئوریهای نئولیبرالی غرق شده اند که همه چیز حتی انقلاب را تبدیل به کالای قابل خرید و فروش کرده اند! آنها از جنایتکارترین کشور تاریخ بشریت می خواهند که بجای مردم ایران انقلاب کنند سپس با صلح و صفا مملکت را بدست اینها بسپارند! بهایش مهم نیست، مهم این است که بخش خونین ماجرا را با سفارش اینها دیگران انجام دهند ولی دستهای دمکراتهای تازه بدوران رسیده ما «تمیز» بماند… در تمام تاریخ بشریت هیچ کشور بیگانه و نیروی مزدوری بجای شهروندان کشور دیگر انقلاب نکرده اند! انقلاب و آزادی کادو نیست که از ترامپ یا شرکتهای خصوصی جنگ افروز امریکایی بخرید یا مجانی دریافت کنید! انقلاب و آزادی اساسا به درجه آگاهی و اتحاد توده های همان کشور بستگی دارد و بدون تاثیر از اوضاع بین المللی زمانه نیست… هیچ راهی برای رهایی و استقلال و آزادی مردم ایران مطمئن تر از قدم نهادن در این راه نیست…
کسانیکه تشکیلات و نیروی قابل اعتماد پشت سر خود ندارند چگونه و با توسل به کدام ارتش ها می خواهند جنگ را به انقلاب تبدیل کنند؟

علت ناامیدی و بی تفاوتی ایرانیان چیست؟
ناامیدی، افلاس تئوریک، از بین رفتن آرمانهایی که به هستی و تلاش انسانها معنی می داد، اغلب ایرانیان را در لجنزار بی تفاوتی و نظاره گری غرق کرده است! این وضعیت محصول دو علت عمده است.
یک: چهل سال حاکمیت جنایتکاران جمهوری اسلامی خردستیز بر ایران موجب نابودی تمامی سازمانهای انقلابی و اجتماعی و جنبش های مدنی و از هم پاشیدن شیرازه اخلاق اجتماعی شده است. توده های اتمیزه و ذره واری پدید آمده که همبستگی طبقاتی و صنفی و سیاسی پرداوام با همدیگر ندارند و معلق در هوا با هر بادی تغییر جهت می دهند… این توده ذره وار در پی مسیح و امام زمان و نادرشاه و هیتلر و ترامپ هستند که بیایند زحمت اینها را کم کنند و در یک ضربت همه را به سرزمین موعود برده و نجات دهند!… انسان اتمیزه شده پرواضح است که نه بخود و نه به همنوعانش باور دارد و نه توانایی مبارزه با دستگاه حاکم را دارد! به همین دلیل به افیون رویاپردازی پناه می برد و انتظار دارد بمب افکن های امریکا و اسرائیل و عربستان سعوی برای شان آزادی و رفاه به ارمغان آورند!…
مارکس در جایی بدرستی می گوید: انسان به میزانی که دستش از تغییر دادن اوضاع کوتاهتر باشد، آرزوهایش دارزتر و بیشتر می شود! بی جهت نیست که این جماعت به آغوش قاتلان خود پناه می برند، زیرا آگاهی و اتحاد و اعتماد بخود ندارند! دنبال معجزه هستند!…
دو: در جنگ دوم جهانی در تمام جبهه های جنگ رسمی و نهضتهای مفاومت زیر زمینی و پارتیزانی نیروهای اصلی مقاومت علیه فاشیستها، اساسا کمونیستها و چپ ها بودند. بقیه احزاب بدرجات مختلف با فاشیستها همکاری کردند و دولتهای فاشیستی دست نشانده در اغلب کشورهای اروپا سرکار بود… به همین دلیل بعد از جنگ دوم جهانی محبوبیت کمونیستها بقدری زیاد بود که در اغلب کشورهای اروپایی، هم در پارلمانها اعضای قابل توجهی داشتند، هم در برخی موارد وزرای کمونیست در کابینه ها شرکت داشتند… برخی از قوانین مترقی و مردمی که هنوز هم هست از دستاوردهای آن دورانست… کشورهای امپریالیستی تحت رهبری امریکا برای تضعیف و نابودی نیروهای چپ، هفتاد سال برنامه ریزی بسیار هوشمندانه و هدفمند را به پیش بردند… سرکوب همه جانبه فیزیکی و تئوریک نیروهای چپ سرانجام ثمرات نهایی خود را در آغاز هزاره سوم در دوران بحران جهانی و ساختاری نظام سرمایه داری نشان داد! نیروی آلترناتیو واقعی جهت تبدیل موقعیت انقلابی به انقلاب وجود نداشت… همه جا روحیه یاس و ناامیدی و انفعال و نظاره گری حاکم بود! کشورهای امپریالیستی بعد از جنگ جهانی دوم طبق تئوری جرج کنان معروفترین و موثرترین تئوریسین سیاست امور خارجه امریکا، هر انقلاب سوسیالیستی یا ملی مترقی را از طریق جنگ و بمباران آشکار و کودتا یا به شکست رساندند یا آنقدر تضعیف کردند که دیگر نتوانند کمر راست کنند! جرج کنان بر این باور بود که اگر یک کشور سوسیالیستی خوشبخت شود تمامی مستعمرات همانند دومینو عظیمی از دست امپریالیستها بیرون خواهند رفت! پس به هر قیمتی شده حتی اگر کشور را تجزیه کنیم یا یک شهر و یک ده را در دست خود نگهداریم و از آنجا به بی ثبات سازی کشور سوسیالیستی ادامه دهیم تا موفق نشوند و گرنه همه کشورهای مستعمره یا وابسته به امپریالیسم همانند دومینو پشت سرهم فروخواهند ریخت… بی جهت نیست که ما ویتنام شمالی و جنوبی داریم، کره شمالی و جنوبی داریم، چنین کمونیست و در تایوان چین ملی داریم اینها پیامدهای سیاستهای جهانی امریکاست که در هرگوشه جهان بنام دفاع از منافع و مرزهای امریکا میلیونها نفر را به خاک و خون می کشد و هرگز در دادگاه جنایت علیه بشریت محاکمه نمی شود!… مرزهای امریکا آنقدر قابلیت الاستیکی دارند که تا مرزهای روسیه و چین هم کش می یابند!… سرکوب گسترده و شدید توسط ارتش های مرئی و نامرئی و تبلیغات همه جانبه رسانه های حاکم، مبنی بر اینکه هیچ آلترناتیوی علیه نظام سرمایه داری موجود نیست، توده ها را ناامید و از آرمانشان تهی کرده است. علیرغم بی عدالتی و جنایات بیکران، مارگارت تاچرها و ریگانها و رهبران طبقه حاکم بهترین نوشدارو برای نجات قربانیان را در تسلیم برده وار به نظام موجود تجویز می کردند… بعد از فروپاشی حکومت شوروی آنها حتی پایان تاریخ را اعلام کردند تا هیچ احدی بفکر جستجوی راهی در خارج از نظام کاپیتالیستی نباشد…

راه حل چیست؟
تضمین اجرایی این جملات زیبا چیست؟
مارکس بدرستی می گوید: » میان دو حق نیروی قویتر برنده خواهد شد!» بزبان دیگر تنها منطق و رویاهای خوب شما را برنده میدان نبرد نخواهد کرد!…
پس باید بفکر رفتن بدرون توده ها و دامن زدن به مقاومت خلاق و سازماندهی نیروهای مستقل و مترقی بود…
تلاش بی وقفه برای ایجاد سازمانی که با تکیه بر اصول و پرنسیپهای کاملا آشکار و بدون ابهام و قابل کنترل توسط توده ها اولین پیش شرط ایجاد چنین گروهی است! نیرویی که به جمهوری اسلامی و دخالت و تجاوزگری بیگانگان به یکسان نه می گوید! کسانیکه فقط » نه به جمهوری را » خط قرمز و هدف خود می نامند، اگر انسانهای مستقلی هستند، چرا از اعلام آشکار استقلال فکری و علمی خود شرم دارند؟ اعمال ما زمانی مسئولانه تر و برای توده ها قابل کنترل خواهد بود که اهداف و خط قرمزها و معیارهای مبارزاتی خود را بدون ابهام بیان کنیم تا توده ها خود در کیفیت کردار و گفتار ما قضاوت کنند!… » نه به جمهوری اسلامی » را بسیار شدیدتر از گروه های سلطنت طلب و مجاهدین، گروه های نئوفاشیست اروپایی و امریکایی از جمله دارو دسته ترامپ و جان بولتن و جان مکین و رودی جولیانی… می گویند و در هر فرصتی بارها اعلام کرده اند که خواهان جنگ با ایران حتی با استفاده از بمب اتمی به اصطلاح تضعیف شده و «دقیق» هستند!… کسانیکه از موضع استقلال با جمهوری اسلامی مبارزه می کنند چرا شرمنده هستند از اینکه تمایز خود را از این جماعت نئوفاشیست آشکار کنند؟
راه نیروهای مستقلی که نه به جمهوری اسلامی و نه به دخالتگری امپریالیسم می گویند، پراز سنگلاخ و موانع بی شمار است. زیرا توسط هواداران و مزدوران دو قطب گوش بفرمان ترامپ و خامنه ای با انواع اتهامات و موانع و سرکوبها روبرو خواهند شد… کسانیکه با خودشان صادق هستند و به حقانیت مبارزه خود و توده ها علیه جنگ افروزان و استثمارگران ایمان دارند، چاره ای جز تلاش بی وقفه در جهت سازمانیابی این نیروها ندارند… کاریست بسیار مشکل ولی غیرممکن نیست.

دو نکته مهم را نباید فراموش کرد:
یک: در زمان خیزش های توده ای و اعتلای انقلابی تمامی خصوصیات مثبت و فدارکاری و همگامی انسانها بطرز باورنکردنی رشد می کند… نباید خصوصیات منفی موجود را ازلی و ابدی بپنداریم…
دو: بازندگان اصلی هر جنگی در درجه اول زنان و کودکان و طبقات محروم هستند به همین دلیل امکان سازمان یابی آنها توهم نیست. باید به طرق مختلف وسیع ترین توده های ممکن را در تمام نقاط جهان علیه جنگ بسیج کرد و از امکان ایجاد جنگی دیگر جلوگیری کرد… شعار نه به جنگ و نه به دیکتاتور از همدیگر جدایی پذیر نیستند. با حاکمیت دیکتاتورهای خردستیز و خرافاتی هرگز ملتی نمی تواند در صلح و آرامش بسر برد…

افرادی که در دوران صلح، انگیزه و توان رفتن بدرون توده ها و سازماندهی آنها را ندارند چگونه می توانند در زیر باران بمب افکن ها به این موفقیت نایل شوند؟
جمله پردازیهای زیبا و بظاهر انقلابی ما را نجات نخواهد داد، بلکه تضعیف و نابود خواهد کرد!
مهلکترین ضربه نابود کننده را ناامیدی و عدم واقع بینی می زند!
ناامیدی اولین گام بسوی گورستان است!
امید توام با آگاهی تنها چیزیست که از ترس قویتر است و ترس و تسلیم را شکست می دهد
در تحلیل نهایی توده ها با منطق علمی و نتایج عملی کار ما قانع خواهند شد نه با شعارهای پرزرق و برق و احساساتی بی ارتباط با شرایط مشخص و واقعیت عینی.
جنگ جزء جدائی ناپذیر ذات نظام سرمایه داری است. جنگ جنایت سازماندهی شده و برنامه ریزی آگاهانه برای غارت و دزی ثروتها و منابع کشورهای دیگر است.
در چنین شرایطی شعار صلح و تقویت نیروهای ضدجنگ انقلابی ترین و انسانی ترین شعار و حرکت در جهت ساختن جهانی انسانی تر است!

طبل جنگ می‌غرد
ندا سر می‌دهد: آهنها را فرو کنید در زندگی
از تمام کشورها
برده در برابر برده
هم را می‌درند
بر اوج آسمان جنگ چیست؟
آزادی؟
خدا؟
پول!
کی میخواهید برپاخیزید، تمام قد
تا زندگی را از چنگالشان بیرون کشید؟
کی می‌خواهید سوالتان را بر صورتشان پرتاب کنید؟
ما برای چه می جنگیم؟
مایاکوفسکی

از نظر من شاید این سئوال یکی از مهمترین سئوالهای حل نشده قرن اخیر باشد که بویژه از دوران بعد از جنگ دوم جهانی، بجز موارد استثنائی برزندگی بشریت حاکم بوده است.
چرا توده های تحت ستم و قربانی بجای سازماندهی مقاومت خلاق و هوشیارانه در مقابل دولت کنترل و سرکوب همه جانبه مرئی و نامرئی و فشارهای «نرم تر» از نظام حاکم و شرایط موجود تبعیت می کنند و دلیلی هم برای شرمندگی از این امر نمی یابند؟
گناه از فرد است یا سیستم؟ چگونه می توان این دایره باطل را شکست و راهی بسوی رهایی هموار کرد؟
نظر شما چیست؟

با احترام،
احمد پوری (هلند) 13 – 05 – 2018

**********************
پیوند ( بخش اول )
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/2074518985900659

برای درک بهتر رویدادهای خاورمیانه و رابطه یک قطعه پازل با قطعات دیگر و تصویر کلی بهتر است به این یادداشتها مراجعه بفرمائید.
درگیری های استراتژیک امریکا و روسیه و اروپا بر سر چیست؟ (بخش اول)
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/2049895581696333

خاورمیانه حساس ترین میدان شطرنج سیاسی جهان
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/2043285205690704

دیدن ویدئوی زیر را به دوستان ارجمند پیشنهاد می کنم. ترامپ در باره برجام صحبت می کند. بطور متوسط در هر 20 ثاینه یک دروغ یا فرمولبندی نادرست از واقعیت ارائه می کند! قابل توجه ایرانیانیکه همه حرفهای ترامپ را حقیقت محض می پندارند!
در روزنامه های هلندی نوشته بود که ترامپ هر روز بطور متوسط 5 بار دروغ می گوید! قابل توجه است که هلند همیشه دنباله رو امریکاست… خوشبختانه روزنامه های هلندی هم دروغ ها و خطرهای احتمالی ترامپ را افشا می کنند!

A Fact Check of President Trump’s Speech About the Iran Deal
https://www.facebook.com/NowThisPolitics/videos/2043883305643149/?hc_ref=ARQkdCwh-gbjUDuI_xnDSFnBwtKdfpYL-fmVLDHAKpY0mf1y_HrMHh0Mgz9zD_04ADU