تیتر۱, تاریخی, سرتیتر

نخستین آشنایی ایرانیان با اندیشه های سوسیالیستی – محمود طوقی

iranSosial

آن چه که مسلم است اندیشه های سوسیالیستی ازحدود یک قرن پیش از دو سوی به ایران راه یافت:

-غرب

-شرق

میرزاآقاخان کرمانی۱ از نخستین اندیشه ورزانی است که با سوسیالیسم غربی آشنا شد و در شرق که مرادمتفکرین روسی است ،میرزا طالبوف تبریزی۲ از جمله کسانی است که اندیشه های سوسیالیستی را از آن سو گرفت.

اما نخستین برخورد ها در دو سطح صورت گرفت:

۱-سطح اول:تماس منشیان و شاهزادگان قاجاری با فعالیت های سوسیال دموکراسی در اروپا و روسیه 

۲-سطح دوم:تماس متفکران ایرانی با اندیشه های سوسیالیستی

سطح نخست تماس

امین الدوله ۳از نخستین کسانی است که به عنوان وزیر دولت قاجار به سوسیالیسم روس توجه می کند .امین الدوله در نامه ای به ملکم در سال ۱۳۰۰ چنین می نویسد :«روس در تصرفات بلامانع خود به نیهلیست و سوسیالیست توجه ندارد».۴

و بعدتر اعتماد السلطنه وزیر اطلاعات حکومت قاجار از« فساد طایفه نیهلیست ۵»در روسیه یاد می کند که شدت یافته است .و شهر ارانبورغ را به آتش کشیده است و امپراطور به دفع این طایفه طاغیه فرمان صادر کرده است .همو۶ ضمن ثبت وقایع سنه ۱۲۹۸ از هجرت مطابق سال ۳۵ از جلوس همایون (ناصرالدین شاه)از ترور الکساندر دوم امپراطور روس به دست نیهلیست ها یاد می کند و در گزارش دیگری می نویسد«۱۵ نفر از نیهلیست ها خودرا به لباس قشون ملبس کرده خواستند به عمارات سلطانی ورود نموده و امپراطور را به قتل برسانند .آن ها را گرفته حبس کردند .دولت نهایت اهتمام را در افنا و اعدام این طایفه طاغیه دارد. و همه روزه جمعی را حبس نموده و بعضی را اخراج و برخی را به قتل  رساند».۷

باز هم در روزنامه خاطراتش محمد حسن خان اعتمادالسلطنه چنین می نویسد:«فرنگ مغشوش،طبقه آنارشیست در تمام اروپا قوت دارد. دشمن سلاطین مستبده هر ملت انددر داخله مملکت خصوصا شهر تهران ،آنارشیست های ایرانی یعنی بابی ها زیاده از ۵۰۰۰۰ نفرند۰۰۰۰ بابی ها دشمن قدیم ،ظلم  و مفسده حکومت تهران اسباب رنجش عامه گشته ،مبادا کسی قصد جان شهریار کند».۸

طایفه طاغیه

در نوشته های بعدی این طایفه طاغیه نام های روشن تری می گیرند.میرزا حسن خان منشی اسرار که با هیاتی بعد از ترور الکساندر دوم به روسیه رفته است چنین می نویسد:«گروهی در این زمان  میان ملت روس به هم رسیده که خودشان را سوسیالیست می نامند یعنی اخوان الصفا که در ظاهر خیالاتشان مساوات و مواسات طلبی است،ولی عقیده باطنشان معلوم نیست .اما ملت روس آنها را نیهلیست می گویند یعنی بی دین و لا مذهب ،همین گروه کرده اند همین قتل .»۹

طایفه طاغیه سوسیالیست نام گرفته اند اما هنوز عقیده باطنی شان برای حکومت گران قاجاری معلوم نیست.و این معلوم نبودن را باید در عدم آشنایی آن ها باآثار سیاسی و فلسفی سوسیالیسم دانست.

۱۲ سال بعد مجد السلطنه در گزارشی در باره تفلیس درک روشن تری از سوسیالیسم می دهد:«نیهلیسم اسم آزادیخواهان روس بود حالیه این طایفه منقرض نشده و باقی مانده آنها داخل مسلک سوسیالیست و آنارشیست گردیده. جماعت سوسیالیست و آنارشیست که آزادی خواهان حالیه می باشند قواعد شان برای اجرای آزادی با قوانین نیهلیست بسیار متفاوت است.»۱۰

نکاتی چند در مورد کاربرد نیهلیسم

تا قبل از انقلاب ۱۹۰۵ روسیه ،تمام انقلابیون را در روسیه ،ایران ،ترکیه نیهلیست یعنی پوچ گرا می نامیدند. 

محافل ارتجاعی در مبارزه علیه اندیشه های انقلابی و به خاطر لطمه زدن به حیثیت و اعتبار آنها  آنان را نیهلیست یعنی منکران فرهنگ و تمدن گذشته و مخالفان موازین اخلاقی در زندگی فردی و اجتماعی و دشمن حق حاکمیت ملی قملداد می کردند .

در زندانی شدن شیخ احمد روحی و میرزا آقاخان کرمانی و خبیر الملک که هر سه متهم بودند در ترور ناصرالدین شاه دست داشته اند. فضل الملک روحی برادر شیخ احمد روحی برای رهایی دستگیر شدگان متوسل به نایب سفارت روس شد که از شاگردان شیخ احمد بود . سلطان عبدالحمیدبه نایب سفارت روس که واسطه آزادی زندانیان شد جواب داد:«این ها بابی و نیهلیست اند . کاری نمی شود کرد »

محفل استانبول

در فاصله سال های ۱۲۷۵-۱۲۵۹(۱۸۸۰-۱۸۹۶ ) یعنی ازبر کناری میرزا حسین خان مشیر الدوله (سپهسالار)۱۱تا ترور ناصرالدین شاه (۱۲۷۵ )،بخش زیادی از روشنفکران مهاجرت کردند و حلقه استانبول را بوجود آوردند.

هسته اصلی این حلقه سید جمال الدین اسد آبادی ،میرزا آقاخان کرمانی ،شیخ احمد روحی و خبیرالملک بودند.

رهبری سیاسی با سید جمال بود که تلاش می کرد با بازگشت به روزگار نخستین اسلام برای عقب ماندگی کشورهای اسلامی راهی بیابد .و فکر می کرد با تبلیغ ناصرالدین شاه و سلطان عبد الحمید راه فلاح به سوی پیشرفت گشوده می شود . و رهبری تئوریک این هسته با میرزا آقاخان بود که در نشر اندیشه های سوسیالیستی از نخستین اندیشه ورزان ایرانی بود.که به آن در سطح دوم تماس خواهیم پرداخت.

میرزا رضای کرمانی۱۲ از ظلم و ستم حاکم یزد،کامران میرزا وعین الدوله به استانبول رفت و شکایت به سید جمال برد .سید جمال به اشاره به او فهماند که مشکل ظل السلطان و عین الدوله  نیست .باید شجره خبیثه را از بین برد که محل تجمع مار و کژدم هایی چون ظل السلطان و عین الدوله  است. 

میرزا رضا مقصود سید جمال را فهمید و در شاه عبدالعظیم با گلوله ای به سلطنت ۵۰ ساله استبداد ناصری پایان داد.

میرزا رضا در بازجویی هایش از سفر استانبول گفت. و حکومت تقاضای استرداد چهار ناراضی ایرانی را که فکر می کرد کشتن شاه به تحریک آنها را بوده است کرد .

سلطان عبدالحمید بدلایلی از تحویل سید جمال سر باز زد اما سه نفر دیگر را دستگیر و بعد از مدتی به حکومت ایران تحویل داد. هر سه در تبریز در زیر درخت نسترن گردن زده شدند.سرشان زیر خاکستر داغ شد تا در پوست آن ها کاه بکنند و سر سه شهید بزرگ را به دارالخلافه بفرستند.

سطح دوم تماس

در مقابل سطح تماس منشیان در بار قاجار با سطحی دیگری از تماس روبروئیم که حاوی نکات ارزشمندی در تاریخ ادبیات سیاسی ایران است  .

قدیمی ترین سند

قبل از آن که خم بشویم روی قدیمی ترین سند لازم است به اختصار نگاهی کنیم به محافلی که اندیشه های نوین را به جامعه رو به زوال قاجاری تزریق می کردند تا زمینه های ورود کشود به دوران نوین آغاز شود .

روزنامه ها

۱-روزنامه اختر به مدیریت محمد طاهر تبریزی در استانبول

نویسدندگان:میرزا نجف قلی خان خویی-میرزآقا خان کرمانی-شیخ احمد روحی،

این روزنامه وابسته به محفل استانبول بود

۲-روزنامه حکمت:ناشر میرزا مهدی خان تبریزی محل نشر در قاهره

۳-روزنامه ثریا و پرورش :ناشرمیرزا محمد خان کاشانی محل نشر در قاهره

۴-روزنامه حبل المتین در هند

۵روزنامه :قانون در انگلستان-ناشرملکم خان ناظم الدوله

۶-روزنامه عروه الوثقی در فرانسه

۷-روزنامه کاوه در آلمان

این روزنامه ها به واقع ارگان محافلی بودند که از استبداد ناصری گریخته بودند و در تلاش برای یافتن راهی برای برون رفت از 

بن بست حاکم بر سیاست و اقتصاد کشور بودند.

قدیمی ترین سند مقاله ای است در روزنامه ایران به سردبیری محمد حسن خان صنیع الدوله شماره ۴۱۲ به تاریخ ۱۸ اسفند۱۲۸۸ که از روزنامه اختر چاپ استانبول نقل می شود این مقاله تحت تاثیر کمون پاریس نوشته شده است .

کمون پاریس

در ۲۸ اسفند ۱۲۴۹ (۱۸ مارس ۱۸۷۱)مردم پاریس به رهبری کارگران بعد از ۶ ماه جنگ علیه ارتش اشغالگر پروس کنترل پاریس را بدست گرفتند و ۷۲ روز حکومت کردند. این واقعه به کمون پاریس معروف است.

وچنین می نویسد:«یک وقت در اثنای محاربه پروس و فرانسه اصحاب این اعتقاد به نام کومونی و انتر ناسیونال شهرت یافته و نزدیک بود که دولت فرانسه محو ومنقرض نمایند ولی طرفداران جمهوریت بعد از اعلان حکومت جمهوری سعی ها و جان فشانی ها نموده این آتش را خوابانیدند».

وادامه می دهد که «گروه نیهلیست و سوسیالیست که در صحائف اخبار نوشته می شود طایفه ای هستند که روز به روز ترقی در رواج دادن مقاصد خودشان می نمایند و چنان که دیده می شود آنان از اهل اباحه هستندو الان بقدر بیست سال می شود که در جمع اروپ منتشر شده اند.»

اهل اباحه

نویسنده سپس به تکرار اتهامی می پردازد که در طول تاریخ به جنبش های خلقی زده اند،اشتراک اموال و زنان. اتهامی که در جای دیگری از همین مقاله به جنبش اسماعیله زده می شود . شاید این تصور طبقات حاکم پر بیراه نباشد .که زنان در فرهنگ آنان جزئ اموال اند.و اگر جریانی شعار اشتراکی شدن اموال را بدهدزنان نیز جزئ این شعار خواهند بود .و به دنبال آن «استهلال محرمات و اباحه فواحش»

در مقاله چنین می آید«آنان که این خیالات را از قبیل مذهب اباحه و مستلزم اشتراک اموال می دانندمی گوینداین همان اعتقادات است که فیثاغورث حکیم رواج دادودر میان بعضی از یونانیان انداخت.».

اهداف سوسیالیست ها

«اصل مقصود این گروه آنست که فقرا وعمله رادرکل اموال مردم شریک سازندو از این راه معیشت و سعادت حال فقرا و رنجبران را خاطر جمعی بدهند.و در این خصوص مولفین بسیار ،تالیفات بی شمار نوشته اندوحتی بعضی مصنفین این عقیده را جایز داشته اند که جمیع اموال اغنیا باید بالسویه در میان فقرا تقسیم شودو در میان مردم اشتراک عمومی حاصل گردد.»

رهبران سوسیالیست ها

«بلانکی نامی۱۳ از این طایفه به قدر ۳۰ سال در این مطالب کتاب ها نوشته ،به طور پنهانی به مردم رسانده است تا این که در اثنای جنگ پروس و فرانسه فرصت جسته ما فی الضمیر خود را آشکار ساخت و برای ترویج و تاسیس این اعتقاد دست به سلاح برد. هنگامه ها بر پا کرد .

مسیو لوئی بلان۱۴ نیز ازآن گروه است .عقیده اش این بود که دستگاه احتساب را مرجع و مرکز عامه قرار داده،اشتراک اموال در این صورت داده شود . خلاصه از آن به بعداین سودا در سر تنگدستان شوری تمام انداخته رفته رفته چنانکه در فرانسه شیوع یافته بود در انگلستان و آلمان و اوستریا و روسستان و سایر بلاد اروپ نیز در میان گروه عمله و کارگران شهرت و رواج تمامی گرفته است.»

قرینه های تاریخی

نویسنده مقاله براین باور است که اندیشه های سوسیالیستی ریشه در تاریخ دارد.پس قرینه های تاریخی آن را درایران می یابد. وبه اجمال توضیح می دهد.ابتدا از مزدک و مذهب او در زمان  سلطنت قبادیاد می کند و بعد به آخش حکیم در زمان ضحاک می رسدو بعد به قرامطه و درآخر به حسن صباح و اسماعیلیه می رسد. 

تفاوت سوسیالیسم تاریخی با سوسیالیسم معاصر

«تفصیلی که در این باب از ایام گذشته و از اعتقاد طوایف مذکوره نوشتیم در هر قرنی که بروز کرده اندبه اقتضای وضع زمان وطبایع اهالی بوده است .این معنی که دراین زمان از سمت فرنگستان بروز می کند معلوم است که به طور تمامی شباهت به اوضاع طوایف مذکوره نخواهد داشت.چون اهل اروپ مردمانی هستندبا نظم و قاعده وکسانی بزرگ و با عقل و فرهنگ میان ایشان بسیار است ».

اهداف و اندیشه ها

«این گروه که گاهی آنان را سوسیالیست ،گاهی نیهلیست و گاهی کمونیست گفته اند مانند گذشتگان برای بر هم زدن ادیان و مذاهب عزمی ندارند و معتقداتشان این است که روی زمین به منزله یک خانه است اهل آن اهل یک خانه و اولاد یک پدر ،و مادرند.همه برادر وار زندگی کنیم.به عزت و افتخار ووسعت روزی وکمی زحمت عمر بگذرانیم. دیگر نه شاه خود رای لازم داریم نه حکومت های مستبد. این قدر هم که قشون و اسباب جنگ برای خراب کردن خانه های یکدیگرو کشتن ابنای بشر ترتیب می دهندو روز به روز اسباب آدم کشی را ترقی داده بی جهت و سبب کرور کرور بنی آدم را بی هیچ گناهی فدای خیالات وهوای نفسانی خود می کنندو مبالغی پول ملت رادر این راه صرف می کنندهیچ یک از این ها لازم نیست.ترتیبی باید دادکه مردم در کمال فراغت وآسودگی با هم الفت ورزندو برادر وار راه بروندوگذرانشان هم به تنگی و خواری نشود.»

انتقاد به اندیشه های سوسیالیستی 

«و چند جهت نقصان در پیشرفت مقاصدشان هست،یکی آن که برای نگه داشتن نظم عالم قانون محکمی لازم است.و آن قانون ناتمام است و هنوز نتوانسته اند آن را به اتمام رسانند. دوم ان که همه چیز ملت های روی زمین از قبیل زبان و سکه و اوزان ومقادیر و ذراع ها وحساب و غیره و ذلک را می توان به یک قاعده آوردولی برای ادیان و مذاهب نمی توان یک میزان کلی قرار دهند ودینی را ملتزم شمارند که مردم را به تدریج به آن دعوت نمایند…

لیکن هنوز به جز سخن از این مطالب چیزی فهمیده نشده است و ترتیب وتاسیس همچنین او ضاعی ظاهر است که در کمال اشکال بل از قبیل محالات است . وانگهی هر گاه به چنین کاری اقدام بشود  باید دریا دریا خون ریخته شود که همچنان مقصودی حاصل گردد .بعد ازآن هم آیا حاصل گردد یا نه .این است که روسا ی با هوش و با فرهنگ  این طوایف هنوز فتوی نمی دهند که اقدام به اجرای کلیات مقصد کرده شود .»

نکات مهم این مقاله 

۱-سوسیالیست ها را با همان لفظ اروپائیان نیهلیست می نامد.

۲-تفاوتی بین درک های متفاوت از سوسیالیسم نمی گذارد . نمی داند بین بین بلانکی و لوئی بلان تفاوت هست .

۳-از مارکس اطلاعات زیادی ندارد

۴-هنوز به آن تبلیغات پوسیده و ارتجاعی «اباحه و اشتراک زنان »باور دارد

۵-سعی می کند ریشه های تاریخی اندیشه های مساوات طلبانه را در ایران بیابد

۶-از ذکر نکات مثبت اندیشه سوسیالیستی ابا ندارد

۷-از میزان نفوذ این اندیشه در اروپا بی اطلاع است

۸-از رابطه سوسیالیسم با مذهب اطلاع درستی ندارد

۹-در شرایط آن روزگار استقرار یک حکومت سوسیالیستی را محال می داند

۱۰-هر چند ماخذ مقاله به درستی معلوم نیست اما نمی توان تردید کرد که نویسنده با مطبوعات سوسیالیستی آشنایی داشته است و از منابع اروپایی استفاده کرده است .

این مقاله بدون نام مولف است اما بنظر می رسد نویسنده آن میرزا آقاخان کرمانی باشد

میرزا آقاخان کرمانی نخستین نویسنده ایرانی است که در مورد سوسیالیسم مطالب مبسوطی را نوشته است .

روزنامه فرهنگ

روزنامه فرهنگ به حمایت ظل السلطان ۱۵و مدیریت میرزا تقی خان سرتیپ ۱۶حکیم باشی در اصفهان منتشر می شد .این روزنامه از سید جمال مقاله هایی در باب« ابطال مذاهب نیچریها» منتشر می ساخت.

سید جمال در این مقالات ضمن شرح مبسوطی پیرامون مالکیت خصوصی و ضرورت اختلاف طبقاتی در جامعه انسانی بدین نتیجه می رسد که با القائ مالکیت خصوصی ومحو امتیازات طبقاتی انسان ها چون بهائم دشتی در این جهان زندگی خواهند کرد .

هدف سید جمال آن بود که عقاید طبیعین ومنکران الوهیت  یعنی نیچریهاراباطل و مردود شمارد.

مجله کاوه۱۷

در سال ۱۲۹۶ مجله کاوه که در آلمان منتشر می شد در مقاله « مشاهیرمردمان  مغرب ومشرق:کارل مارکس » در معرفی مانیفست و کتاب سرمایه چنین می نویسد:

«مارکس و انگلس در سنه ۱۲۶۴مقاصد اصلی واساس سوسیالیسم را روی کاغذ آوردندو به اسم بیان نامه فرقه اشتراکیون منتشر ساختند….

مارکس سرمایه را منتشر ساخت که تنقید سختی بود از اصول جاریه علم اقتصاد همان طور که تالیفات داروین در علوم طبیعی ماخذ و مبنا ی عمده و اصلی گردید کتاب سرمایه نیز برای سوسیالیست ها رکن رکین ،بلکه قاعده محکم علوم سیاسی و اجتماعی گردید .

مارکس اول کسی است که عملا با ادله و براهین واز روی استدلالات تاریخی و علمی در صدد بر آمدکه حقانیت مسلک سوسیالیسم را ثابت کند.

میرزا آقا خان کرمانی 

میرزا آقاخان از مسلک های سوسیالیسم و انارشیسم و نیهلیسم به اسم و رسم یاد می کند و می نویسد:«جوهر هر سه فرقه مساوات یا اگالیته است .همه برای مسئله مقدسه مساوات کار می کنند. اول وظیقه انسانیت را همین می دانند.

پیروان هرسه طریقه خواهان مساوات در ثروت اندو معتقدند همه افراد باید در امتیازات ملتی مساوی باشند. مالکیت باید بر افتد .از آن که زمین تصاحب بر دار نیست .و باید بین مردم مشاع باشد . وحال آن که املاک و اراضی راجمعی بی استحقاق ربوده اند و از روی تقلب صاحب دولت و ثروت شده اند . وعمله معدن در سوراخ ها مثل گور همچون موش کور زحمت کشند . سوسیالیست ها و آنارشیست های اروپا مثل نیهلیست های روسیه با کمال گرمی و حرارت در کار بر انداختن ریشه فقر و فاقه ای هستند که از اثر شناعت و ستمگری بی انصافی عالم پیدا شده است . جملگی بکارند تا مساوات را در گیتی اجرا نمایند»

از یاد نبریم که در این روزگار جنبش های آنارشیستی و نیهلیستی جنبش های قدرتمندی اند.

فریدون آدمیت ازمیرزا آقاخان کرمانی بعنوان یک سوسیالیست انقلابی نام  می برد .هر چند غایت تفکر اورا  سوسیالیسم پارلمانی میداند.و می گوید:میرزاآقاخان کرمانی بزرگترین متفکر فلسفه انقلاب بود .و اورا یک سوسیالیست می داند.۱۸

عبدالرحیم طالبوف تبریزی

طالبوف در رساله مسایل الحیات در توضیح عقاید سیاسی اروپا چنین می نویسد:«دسته های سیاسی اروپا بعد از وضع  قانون اساسی به دو فرقه اصلی تقسیم شده اند:

۱- کنسرواتوار-که همان عقاید قدیمه و رسوم اجدادی را با جزئی اصلاح پسندیده اندو خیالشان فقط به تزیید اقتدار و تفوق به دیگران است . یک قسمت این فرقه را منارشیست یعنی طالب اقتدار سلطان می گویند.

۲- لیبرال ها-که منکر رسوم قدیمند و طرف دار اصلاحات جدید و طالب آزادی و مساوات کامله وحفظ حقوق خود و مشوق حقوق سایر ملل هستند. 

لیبرال ها به چند شعبه تقسیم می شوند:

۱-سوسیالیست ها-که همیشه در خیال رفاهیت حال فقرا و مزدورین هستند

۲-سوسیال دموکرات ها-که طالب تسویه ثروت و زحمت ومخالف خیال متمولین اند

۳- آنارشیست ها-که طالب بر افکندن همه نظم و ترتیب هستند

۴-رادیکال ها که می خواهند قانون اساسی را تغییر بدهند و از نو بسازند و زیر همه قواعد و رسوم یا قوانین اسلاف بزنند.

کانال های تماس

اندیشه هایی از سنخ سوسیالیسم در فکر و باور متفکرین و انقلابیون بزرگ ایرانی در ادوار مختلف تاریخی بوده است.

از اندیشه ای مساوات طلبانه مزدک گرفته تا قرامطه و اسماعیلیه ودیگر جنبش های مردمی خالی از نوعی باور به برابری و مساوات نبوده است .

در قرن ۱۹ در جهان بینی ایده آلیستی ملا هادی سبزواری۱۹ و میرزا ابوالحسن جلوه ۲۰شاید بتوان هسته هایی ازسوسیالیسم تخیلی را یافت. آن جا که ملا هادی سبزواری مالکیت خصوصی را« امری اعتباری و اضافی» می دانست.نزدیکی میرزا ابوالحسن جلوه با جنبش بابیه که خالی از اندیشه های اشتراکی نبود نیز اتفاقی نیست .

با این همه نه اندیشه های مساوات طلبانه مزدک و نه بارقه هایی از سوسیالیسم تخیلی در نزد ملا هادی سبزواری و میرزا ابوالحسن جلوه نمی توانست در ساخت مرده و جامد فئودالیسم قاجار به یک جهان بینی مستقل فرابروید .

اندیشه های سوسیالیستی عمدتا از طریق روسیه وارد ایران شد که خودنیز در اواسط قرن ۱۹از طریق اروپا به آن سرزمین وارد شده بود .

در ابتدای قرن بیستم دو هسته تئوریک در تبریز در اطرف کارخانه های چرم سازی و کبریت سازی شکل می گیرد که عمدتا ایرانی های ارامنه هستند . این هسته ها در عبور روزنامه اخگر ((ایسگرا)۲۱و دیگر مطبوعات مارکسیستی از اروپا به روسیه شرکت فعال داشتند.

این روزنامه به همراه دیگر نشریه ها از طریق مونیخ به برلن ،وین،تبریز،و از تبریز به باکو منتقل می شد .گالیپرین ،نیو کیدزه،کتسخوولی،کوزرتکو،کراسین جزئ گروهی بودند که با سوسیال دموکرات های تبریزی در تماس بودند. و در انتقال ایسگرا از تبریز به باکو شرکت داشتند . 

چهار سند

چهار سندی که در دسترس ماست نشان می دهد که در تبریز و دیگر شهر ها هسته های سوسیال دموکراتی فعال بوده اند و در انتقال ایسگرا از اروپا با روسیه نقش داشته اند نفوذ اندیشه های مارکسیستی از همین پنجره ها بوده است :

سند اول

مارتوف از شهر مونیخ در ۱۰ مه ۱۹۰۱ به وچسلو ومقیم برلن چنین می نویسد:«دیروز توفیق نیافتم بسته را برای شما ارسال داریم . خودمان از راه رومانی خواهیم فرستادو برای  ایران همین روز ها با اولین وسیله چهار کیلو خواهیم داشت . بدین ترتیب شما باید ،ایسکرا ،زاریا،یادداشته های ویته و بسته دیگری که مطبوعات لازم آن را برایتان خواهند اورد به ایران بفرستید »۲۲

سند دوم

کروپسکایا همسر لنین درنامه ای در ۲۸ مه از مونیخ به کینپوبی می نویسد:«مطبوعات در ۴ بسته از برلن به ایران ارسال گردید»۲۳

سند سوم

گالیپرین نماینده ایسگرا در باکو در نیمه اول ماه ژوئن طی نامه ای به مونیخ برای هیئت تحریریه ایسگرا می نویسد«به کمک یک سازمانی که ارتباطات و اشخاصی در ایران دارد امید وارم فعلا یک بسته آزمایشی و به حد اکثر وزنی که پست قبول می کند بفرستید . آدرس ایران……..و وزن و زمان ارسال را به من اطلاع دهید»۲۴

متاسفانه آدرس ایران که در نامه به آن اشاره شده است  به سختی قلم خورده است و قابل قرائت نیست.

سند چهارم

لنین طی نامه ای به گالیپرین چنین می نویسد:«به ایران فقط چندی پیش از راه وین مرسولاتی فرستاده شده،بدین ترتیب قضاوت کردن در باره عدم موفقیت زود است .ممکن است توفیق حاصل شود.به گیرنده در تبریز اطلاع دهید که اوبایداز برلن کتاب دریافت کند. وهنگامی که دریافت شد به ما بنویسد » ۲۵

نقش ارامنه

آشنایی ایرانیان با اندیشه های سوسیالیستی دو منشادارد:

-سوسیال دموکرات های ایرانی مقیم  قفقاز

-سوسیال دموکرات های ارمنی:تبریز و رشت

سوسیال دموکراسی قفقاز بیشتر یک جریان عملگرا بود که چندان توجهی به مبانی تئوریک نداشت و در سال۱۲۸۵ فرقه اجتماعیون -عامیون را درست کرد .

اما سوسیال دموکرات های ارمنی بیشتر تئوریک بودند و با سوسیال دموکرات های اروپایی مشخصا آلمان تماس داشتند .

خاستگاه سوسیال دموکراسی ارمنی

-بخشی از اینان از ارمنستان غربی می آمدند که در آن روزگار جز امپراطوری عثمانی بود. اینان از استبداد سلطان عبدالحمید می گریختند و به باکو می رفتند.که بعلت رشد صنایع جدید؛نفت،نساجی،دخانیات از مهاجرین استقبال می کرد .

-بخشی هم از منطق قراباغ علیا و زنگزور می آمدند

-بخشی هم از ایران راهی باکو می شدند عمدتا از تبریز و رشت.

۲۵ تا ۲۹ در صد کارگران باکو ارمنی بودند. اما از نظر فرهنگی با دیگر ملیت ها،روس و ایرانی متفاوت بودند.

مدارس ،کتابخانه و گروه های نمایشی داشتند .و چند روزنامه در تفلیس و باکو منتشر می کردند.

سه حزب هم داشتند:

-حزب ارمنی ارمناکان

-حزب هنچاکیان

-حزب داشناکسیون

بسیاری از رهبرا ن حزب سوسیال دموکرات قفقاز ارمنی بودند.

از سال ۱۸۸۸ ایران پناهگاه خوبی برای ارامنه بود .بخصوص رشت. که ارامنه در آنجا مدرسه و درمانگاه داشتند.

فعالیت حزب هنچاکیان در ایران

حزب هنچاکیان در رشت شعبه داشت.سیمون سیمونیان آموزگار مدرسه و بازیگر تئاتر موفق شده بود افراد زیر را جذب کند:

-غلامحسین خان محمد-کی استوان بعدی

-ابوالقاسم رضازاده-فخرایی

-ابوالفضل خان 

وعده ای دیگر.اما از آنجا که عضویت غیر ارمنی در این حزب امکان نداشت . شعبه ایرانی آن سازماندهی شد .

در جلسه ای که با حضور گریگور یقیگیان،بالاسان مگردیچیان،سیمون وایساکتر هوانسیان،و رضا زاده و غلامحسین خان محمد و ابوالفضل خان تشکیل شد .دسته ایرانیان ،فرقه سوسیال دموکرات هنچاکیان تشکیل شد .غلامحسن خان (رئيس)ابوالفضل خان خزانه داروابوالقاسم رضا زاده بعنوان منشی اننتخاب شدند.

فعالیت این گروه شامل دو بخش می شد:

-تبلیغ و ترویج

-ارائه طرح و برنامه سوسیال دموکراتیک برای نو سازی جامعه 

یقیکیان به منظور ترویج سوسیال دموکراسی جزوه ای نوشت به نام«چه می گویند سوسیال دموکرات ها» و غلامحسین خان آن را ترجمه کرد .این جزوه به اختصار اصول سوسیالیسم را توضیح می دهد و نتیجه می گیرد روند تکاملی جامعه بشری سوسیالیسم است .

یقیکیان به انقلاب سوسیالیستی اعتقاد نداشت و به گذار مسالمت امیز باور داشت .۲۶

روزنامه غیبی

کانال ارتباطی سوسیال دموکرات های ایرانی با سوسیال دموکرات های روسیه محدود به ترانسپورت ایسکرا نبود .مقاله روزنامه غیبی که توسط فعالین انقلا ب مشروطه نوشته می شد پس از آماده شدن در اصفهان به پطرز بورگ برای چاپ ارسال می شد .

جزوه رویای صادقه که توسط سید جمال واعظ،ملک المتکلمین،شیخ احمد روحی،و حاج میرزا سید علی جناب نوشته شده  است که در واقع بیانیه ایست در افشا جنایات ظل السلطان و روحانیت مرتجع اصفهان شیخ محمد باقر مجتهد اصفهانی در سال۱۹۰۳ در پطرز بورگ (۱۳۲۱ق)در مطبعه میرزا بورغانسکی و شرکائ به چاپ  رسیده است .۲۷

سوسیال دموکرات های نخستین 

فکر اندیشه اجتماعی از طرق مختلف وارد ایران شد و گسترش یافت

۱- از طریق روزنامه ها

۲- از طریق مسافرین:

-بازرگانان 

-کارگران ایرانی معادن نفت قفقاز

۳-از راه اروپا

– هیئت های دیپلماتیک

-دانشجویان

-تجار

۴—نهضت ترجمه از زمان عباس میرزاشروع شد ود ردوره محمد شاه و ناصرالدین شاه اوج گرفت.

در اواخر قرن ۱۹ گروهی از جوانان که برای تحصیل به تهران آمده بودند با افکار سوسیالیستی آشنا می شوند در میان آن ها چهار نام برجستگی خاصی دارند:

۱-میرزا اسدالله غفار زاده

۲-میرزا محسن اسکندری

۳-میرزا جعفر ناطق حسین زاده

۴-عظیم عظیم زاده

میرزا جعفر ناطق حسین زاده در خوی و عظیم عظیم زاده در شمال در انقلاب مشروطه به شهادت رسیدند. 

غفار زاده عضو هسته ای است که در تراسپورت ایسگرا از آلمان به باکو نقش داشت . تحت تعقیب حکومت قرار گرفت و به باکو رفت . در سال ۱۹۰۵ به عضویت حزب سوسیال دموکرات روسیه در آمد . در سال ۱۹۱۷ حزب عدالت را سازمان داد. و در رشت هنگامی که برای تماس با میرزا کوچک خان به ایران آمده بود توسط عناصر ارتجاعی شناسایی و ترور شد ودر نظمیه رشت به شهادت رسید.۲۸

وروداندیشه سوسیالیستی به ایران  چند ویژه گی داشت:

-بازتاب واکنش به تکوین سرمایه داری نبود

-بیان گذاری خودجوش از نظام های فرسوده به نظامی منسجم برای پاسخ به روح زمانه نبود

-مظهر طبقه کارگر بالنده نبود

همزمانی این ورود

این همزمانی مصادف بود با:

-رشد نخستین بورژازی

-مقارن بود با پی ریزی نخستین شالوده صنعت

-مصادف بود با نخستین جرقه های اندیشه مدرن که خودرا در شکل و شمایل انقلاب مشروطه نشان داد.۲۹

abstanhalter1

ا-میرزا اقاخان کرمانی :در سال ۱۲۳۲ در کرمان بدنیاآمد .فقه و اصول و حکمت و عرفان را نزد ملا محمد جعفر کرمانی خواند که از مبلغین بابی  بود از طریق او و پسرش شیخ احمد روحی با اندیشه های شیخ احمد احسایی آشنا شدکه از مبشران اندیشه های بابی بود . میرزا اقاخان ازلی مذهب بود .که بواقع جناح ارتدکس و رادیکال جنبش باب بود از یاد نبریم که شیخ احمد روحی و میرزا آقا خان هردو داماد صبحی ازل بودند .

همراه شیخ احمد روحی به تهران و ازآنجا راهی استانبول شد.ازآنجا به قبرس رفت و با صبحی ازل جانشین باب ملاقات کرد ثمره آن ازدواج او وشیخ احمد روحی با دختران صبحی ازل بود .

در این دوران آقا خان کتاب رضوان را نوشت و روحی کتاب هشت بهشت را در مورد فرقه ازلیه نوشت .

مدتی بعد سید جمال با تز اتحاد اسلامی به استانبول آمد و سه یار دبستانی به او پیوستند اقاخان و روحی و خبیر الملک. اما نزدیکی او با سید جمال دیر نمی پاید و از او فاصله می گیرد.کتاب ۷۲ ملت ثمره نزدیکی او با تز سید جمال است .

اما در رساله سه مکتوب و صدخطابه به نقد دین می پردازد . سه مکتوب نقد حمله اعراب و رویای حکومت های پیش از اسلام است .در نقد دین باب نیز مطالبی می نویسد.

در قضیه ترور ناصرالدین شاه میرزا رضای کرمانی از ملاقات خود با سید جال و آقاخان و روحی و خبیرالملک می گوید و علائ الملک سفیر ایران خواستار استرداد آن ها می شود . جز سید جمال، سلطان عبد الحمید بقیه را تحویل ایران می دهد و محمد علی میرزا ولیعهد هر سه را در پای بوته نسترن سر می برد و سرها را پر از کاه می کند و برای مظفرالدین شاه می فرستد.

۲—میرزا طالبوف تبریزی

در سال۱۲۱۳ در تبریز بدنیا امد .پدرش نجار بود .۱۶ سالگی به تفلیس رفت وزبان روسی آموخت و با ادبیات سیاسی و فرهنگی روس آشنا شد .از ۵۵ سالگی کار نوشتن را آغاز کرد؛ در تبلیغ آزادی و حکومت قانون و نشر علوم طبیعی به زبان ساده و مقبولیتی یافت .درسال ۱۲۸۵ از سوی مردم تبریز در دور اول مجلش شورا برگزیده شود اما بعلت مخالفت روحانیون به مجلس نرفت  و در ۷۷ سالگی در گذشت .کتاب احمد و مسالک المحسنین او تاثیر چشم گیر روی مشروطه خواهان داشت .

۳- امین الدوله

میرزا علی امین الدوله در سال ۱۲۵۹ بدنیا آمد و در سال۱۳۲۲ق در گذشت.فرزند محمد خان مجدالملک سینکی بود که فردی اصلاح طلب بود.در دوران ناصرالدین شاه منشی حضور بودو بعد به وزارت رسائل رسید در سال۱۳۰۴ ریاست مجلس وزرا و داراشوری کبری به او سپرده شد .در سفر های ناصرالدین شاه ملتزم رکاب بود .در سال ۱۳۰۶ کتابچه قانون را نوشت .که  اجرایآن ممکن نشد .

مدتی به پیشکاری تبریز گمارده شد .در همین دوران است که از رشدیه دعوت می کند به ایران بیاید و یا هزینه خود دبستانی جدید ساخت .مجد الاسلام کرمانی اورا یکی از پیش قراولان مشروطه می داند.مدتی بعد بجای امین السلطان صدر اعظم شد و دست به اصلاحاتی زد که با مخالفت درباریان و علما مواجه شدو معزول شد و در سال ۱۳۲۲ درلشت نشائ درگذشت.

۴-مجموعه اسناد ملکم،نامه امین الدوله به ملکم -حدود۱۳۰۰

۴- ملکم خان 

میرزا ملکم خان ملقب به ناظم الدوله روشنفکر،روزنامه نگار، دیپلمات و سیاست مدار و بانی فراموشخانه در ایران است  .در سال ۱۲۱۲در جلفای اصفهان بدنیا آمد پدرش میرزا یعقوب ازارامنه جلفا بود که مسلمان شده بود .در فرانسه تحصیل کرد و روزنامه قانون را تاسیس کرد . عمر روزنامه قانون ۸ سال طول کشید و ضمن مخالفت با حکومت استبدادی خواهان حکومت قانون بود .فراموش خانه را هم در جهت اهداف اصلاح طلبانه درست کرد.که راه بجایی نبرد .شخصیتی متناقض داشت در عین آزادی خواه بودن در گیر زد و بند های سیاسی و مشکلات مالی بود. قضیه رشوه در انگلستان و قرار داد لاتاری از این موارد است .

در دوران مظفر الدن شاه سفیر ایران در رم شد و همانجا در سال ۱۹۰۸ میلادی در گذشت. 

۵- نیهلیسم

نیهلیست ها یک جنبش سیاسی بودند که از سال۱۸۶۰ در دوران حکومت الکساندر دوم تاانقلاب اکتبر در روسیه فعال بودند. آنها مخالف اتوریته حکومت و کلیسا بودند و هوادار خرد گرایی و ماتریالیسم بعنوان تنها منبع شناخت بودند .آزادی های فردی خواسته آنها بود .اما رفته رفته به سوی خرابکاری وآشوب کشیده شدند و از سال۱۸۶۰ ببعد به گروه های تروریست نیهلیست می گفتند .

۶-اعتماد السلطنه

محمد حسن خان مراغه ای ملقب به اعتماد السلطنه در سال ۱۲۲۲ در مراغه بدنیاآمد و یک ماه پس از ترور ناصرالدین شاه در تهران وفات یافت.در دانشگاه پاریس تحصیل کرد و مترجم مخصوص شاه شد .زبان فرانسه و انگلیسی را بخوبی می دانست . وکتاب هایی هم ترجمه کرد .۲۲ کتاب در کارنامه خود دارد که معروفترین آنها:روزنامه خاطرات ،الماثر  و الاثار و تاریخ منتظم ناصری است ..گفته می شود از نظر سیاسی محافظه کار  و از نظر فکری مترقی و روشن بود. 

۷-اعتماد السلطنه-المآثر و الاثار

۸-اعتمادالسلطنه-روزنامه خاطرات

۹-یاد داشت های تاریخی میرزا حسن خان منشی اسرار

۱۰- مجد السلطنه گزارشی در باره تفلیس

۱۱- میرزا حسین خان مشیرالسلطنه :میرزا حسین قزوینی ملقب به مشیر الدوله و بعد به سپهسالارصدر اعظم ناصر الدین شاه بود. به زبان های انگلیسی و فرانسوی مسلط بود و مدت ۱۲ سال در استانبول وزیر مختار بود . در سفر شاه به عتبات ملتزم رکاب بود و شاه را در جریان اصلاحات در عثمانی قرار داد.شاه او را به ایران آورد و بعد از مدتی صدر اعظم شد اما ارتجاع داخلی که با اصلاحات مخالف بود او را تاب نیاورد و بعد از ۲ سال بر کنار شد و در سن ۵۴ سالگی در مشهد نا بهنگام مرگ به سراغش آمد .و در گذشت .او نماینده موج سوم اصلاح گری اشرافی در ایران بود :عباس میرزا موج اول ، امیر کبیر موج دوم .رفرمیسم اشرافی در ایران راه بجایی نبرد.

۱۲-میرزا رضای کرمانی:در سال ۱۲۲۶ ش. بدنیا آمد ودرسن ۴۹ سالگی به دار زده شد میرزا برای شکایت از حاکم کرمان به تهران آمد اما در تهران عدالت نیافت و مورد آزار و اذیت کامران میرزا ولیعهد قرا ر گرفت .مدتی محبوس بود بعد از خلاصی به استانبول رفت و سید جمال به او فهماند که ترور کامران میرزا چاره کار نیست . شجره خبیثه را باید از ریشه زد .در ۱۷ اردیبهشت ۱۲۷۵، در حرم امام زاده حمزه ، ناصرالدین شاه را ترور کرد . ودر ۲۲ مرداد اعدام شد.

۱۳ -بلانکی :لویی اگوست بلانکی در سال ۱۸۰۵ بدنیا آمد ودر سال ۱۸۸۱ در گذشت . ماتریالیست بود و براین باور بود که جامعه آینده جامعه ای کمونیستی است .و به راه های قهر آمیز در مبارزه باور داشت . نیمی از عمرش را در زندان گذراند . اصطلاح دیکتاتوری پرولتاریا را نخستین بار او بکار برد .اثر مهم او کتاب انتقاد اجتماعی است .او در جریان کمون پاریس با این که در زندان بود بعنوان ریاست کمون بر گزیده شد .

۱۴-لوئی بلان :در سال ۱۸۱۲در اسپانیا بدنیا آمد. و مدتی بعد به فرانسه رفت.او مدافع سرسخت کارگران بود.بلان در کتاب خود بنام «سازمان کار»می گوید:از هرکس به فراخور استعدادش بگیرید و به هر کس طبق احتیاجش بدهید.او با رقابت آزاد و ماشینیزم که روی دستمزد ها و بیکاری کارگران اثر می گذارد مخالف بود و. دادن سهام کارخانه ها به کارگران و سهیم کردن کارگران در سود کارخانه ها از ایده های اوست . لویی بلان در سال ۱۸۸۲  در گذشت .

۱۵-ظل السلطان:سلطان مسعود میرزا ملقب به ظل السلطان حاکم اصفهان و بزرگترین پسرناصر الدین شاه و حاکم اصفهان بود .مادرش قاجار نبود بهمین خاطر در بازی قدرت  شاه نشد .

۱۶-میرزاتقی خان سرتیپ حکیم باشی:در سال۱۲۱۷ شمسی بدنیا امد تا ۱۶ سالگی علوم حوزوی را فراگرفت. در سن ۱۸ سالگی به مدرسه نظامی دولت رفت و نزد معلمین فرانسوی علوم روز را آموخت .بعد به عثمانی و روسیه رفت تا علم طب بیاموزد. ۳۲ ساله بود که به وزارت عدلیه رفت که وزارت آن با سپهسالار بود . وقایع عدلیه را در همین زمان منتشر ساخت.بعد روزنامه فارس را منتشر کرددر سال ۱۲۵۷  در اصفهان روزنامه فرهنگ را منتشر کرد .در سال ۱۲۶۴شمسی در اصفهان درگذشت .

۱۷-مجله کاوه:موسس آن سید حسن تقی زاده بود و در برلن منتشر می شد، در فاصله سال های ۱۳۳۴تا۱۳۴۰ ق.این نشریه در جریان جنگ اول جهانی تحت نام کمیته ملی منتشر می شد در دوستی با آلمان و دشمنی با روسیه.بعد از جنگ نشریه سمت و سویی فرهنگی یافت.

۱۸-گزارش اندیشه ترقی-۲۷ فروردین ۸۸ ناصر رحیم خانی

۱۹ -ملا هادی سبزواری: در سال ۱۲۱۲ق. در سبزوار بدنیا آمد.و پس از تحصیل در مشهد و اصفهان به مشهد باز گشت و مشغول به تدریس فلسفه شد .در فلسفه افلاطونی بود اما فلسفه اوسخت آمیخته به آموزه های دینی بود.این امر مختص به او نبود. بطور کل ما از آغاز فلسفه به مثابه فلسفه نداشته ایم  بلکه فلسفه در خدمت آموزه های دینی داشته ایم.  شعر هم می سرود .از کتب معروف اواسرار الحکمه و منظومه و شرح منظومه اوست که اسفار ملا صدرا را تلخیص کرده است .در سن ۷۷ سالگی در گذشت .

۲۰-میرزا ابوالحسن جلوه:میرزا ابوالحسن طباطبایی  زواره ای متخلص به جلوه از فیلسوفان دوره ناصرالدین شاه بود . در سال ۱۲۳۸ ق. بدنیا آمد و در سن ۷۶ سالگی در گذشت .مدت ۴۱ سال حکمت و فلسفه درس می داد.

۲۱-ایسگرا نخستین روزنامه مارکسیستی است که در سال دسامبر ۱۹۰۰ در شهر لایپزیک به رهبری لنین منتشر می شد-

۲۲-لنین-مجموعه آثار

۲۳-لنین-مجموعه آثار

۲۴-لنین-همان

۲۵-لنین-همان

۲۶-فصل نامه گفتگو-گرگور یقیکیان در فراز و نشیب سیاست ایران-شماره ۳۴

۲۷-رویای صادقه:کتابی است به قلم ملک المتکلمین از وعاظ معروف مشروطه که درباغ شاه به دار آویخته شد. گفته می شود در نوشتن این کتاب جمال الدین واعظ و مجد الاسلام کرمانی با او بوده اند . این کتاب در بیداری ایرانیان نقش داشته است .

۲۸-فعالیت های کمونیست ها در دوران رضا شاه-کاوه بیات

۲۹ —حسن مرتضوی و افشین شمس -سرمایه در ایران -نقد اقتصاد سیاسی

——————————————————————————————————————————-

منابع

ا- خسرو شاکری -اسناد جنبش کارگری و کمونیستی جلد یک

۲-عبدالحسن آگاهی تاریخ احزاب سیاسی ایران 

۳-عبدالحسین آگاهی -مجله دنیا-سال دهم-شماره ۲

۴-احسان طبری -ایران در دوسه واپسین

۵-فریدون آدمیت -فکر دموکراسی اجتماعی 

۶-فریدون ادمیت-افکار میرزاآخان کرمانی

۷- فریدون آدمیت -عبدالرحیم طالبوف