تیتر, سرتیتر

عراق: انتخابات آینده و کمونیست‌ها

iraq_hz

منبع: kommunisten.de

تارنگاشت عدالت

روز ۱۲ ماه مه در عراق انتخابات انجام می‌گیرد. حزب کمونیست عراق به اتفاق جنبش الصدر در ائتلاف انتخاباتی به نام «سائرون» شرکت دارد. برآوردی از وضعیت عراق و تأملات حزب کمونیست این کشور به قلم « رشيد غويلب» روزنامه‌نگار و عضو حزب کمونیست

روز ۱۲ ماه مه سال جاری برای چهارمین بار پس از سقوط دیکتاتوری به دنبال تهاجم ایالات متحده آمریکا در ۹ آوریل ۲۰۰۳ در عراق انتخابات مجلس صورت می‌گیرد. فراهم کردن مقدمات انتخابات و مبارزه انتخاباتی را باید وضعیتی دانست که تغییر تحولات درگیری‌های سیاسی در مورد شکل و محتوای یک دولت آلترناتیو که هنوز مشخص نشده را روشن می‌کند. این مقاله به طور عمده در مورد ائتلاف بلوک حاکم با تغییرات قابل ملاحظه‌ای که در آن به وجود آمده و همین‌طور در مورد ائتلاف «سائرون» که حزب کمونیست عراق در آن شرکت دارد، است.

پیش‌زمينه
سیستم سیاسی عراق برای رسیدن به آنچه که مردم عراق پس از تغییر در آوریل ۲۰۰۳ بدان امید بسته بودند، یعنی یک آلترناتیو واقعاً دمکراتیک و لائیک در مقابل رژیم دیکتاتوری قبلی، با شکست روبه‌رو شد و نتوانست راه را برای همه کوشش‌هايی که در جهت بر پا ساختن یک رژیم سرکوبگر و مطلقه (چه قبیله‌ای، مذهبی، ناسیونالیستی و یا نظامی) و با هر بهانه‌ای صورت می‌گرفت، مسدود سازد. علاوه بر این شکست، ویرانی‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را که کشور از دیکتاتوری شکست خورده گذشته به ارث برده بود نیز باید در نظر گرفت. دیکتاتوری کلیه نیروهای سیاسی را که خارج از محدوده دیکتاتوری قرار داشتند وسیعاً سرکوب کرده بود. این سرکوب به ویژه شامل حال کمونیست‌ها و نیروهای دمکراتیک عراق می‌شد.

جنگ علیه مردم کردستان عراق، جنگ علیه ایران (۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸) و همینطور سرکوب شهروندان عراقی که در سال ۱۹۹۱ دست به قیام زدند، نقش تعیین کننده در ویرانی قدرت اقتصادی کشور و شهرهای بزرگ ایفأ کرد. پس از ماجراجويی صدام حسین با حمله به کویت جنگ اول آمریکا آغاز شد که این ویرانی را تشدید کرد و بحران کشور را عمیق تر نمود.

تحریم اقتصادی غیرعادلانه که از سوی مراکز تصمیم گیری جهانی از طرف سازمان ملل تحمیل شد، همبستگی اجتماعی، ارزش‌های اجتماعی و هویت ملی را به نفع وفاداری قبیله‌ای و همینطور گسترش فساد و ارتشاء توسط مافیايی که برای فامیل صدام حسین و محافل نزدیک به او فعالیت می‌کرد، تغییر داد. فقر و مسکنت شدیدی که مردم عراق طی ۱۳ سال محاصره تجربه کردند زمین حاصلخیزی برای ایجاد این پدیده که پایه‌های رژیم کنونی را بنا ساخته فراهم کرد.

قدرت‌های خارجی، ابزار تغییر و تحولات
مبارزه مردم عراق و نیروهای اپوزیسیون علیه رژیم صدام حسین از طرف مراکز قدرت در جهان نه مورد حمایت قرار گرفت و نه مشروعیت آن به رسمیت شناخته شد. تناسب نیرو در سطح جهان و منافع کشورها نقش تعیینکننده‌ای برای ادامه رژیم دیکتاتوری و تضعیف نقش اپوزیسیون ملی ایفا کرد. روشن بود که ایالات متحده آمریکا و هم‌پیمانان آن حقوقی برای خود قايل شدند تا زمان و شکل و شیوه سرنگونی رژیم را تعیین کنند. از این طریق ایالات متحده طبق اولویت‌های خود شکل و محتوای رژیم آینده را تعیین کرد و از اضمحلال و ضعف جامعه عراقی و امید مردم برای فرار از یوغ دیکتاتوری استفاده نمود.

ایالات متحده تصمیم گرفت دولت ملی عراق را خرد کرده و یک ساختار ضعیف جایگزین آن نماید که نسبت به ظاهر واحد ولی در درون منقسم باشد. کشورهای همسایه کوشش می‌کنند تا عراق را به صحنه گشاده‌ای برای مبارزه خود در جهت کسب نفوذ در منطقه تبدیل نمایند. از این جهت ترکیه به طور غیرقانونی دارای پایگاه نظامی در شمال عراق گردید و به مراتب دهکده‌های کردنشین عراقی را بمباران کرد. درگیری بین ایران و ایالات متحده آمریکا نیز در عراق منعکس می‌گردد. در این چارچوب ایالات متحده آمریکا یک طبقه سیاسی فاسد را در مصدر کار گمارد که به راحتی قابل کنترل و هدایت است.

پیمان باقی‌مانده‌های رژیم بعث و پایه‌های اجتماعی رژیم سابق با سازمان تروریستی القاعده نقش تعیین کننده‌ای در جنگی که داعش آغاز کرد و بیش از یک‌سوم خاک عراق را تسخیر نمود و عواقب آن هنوز در کشور قابل لمس است، ایفا نمود.

سیستم سیاسی سهمیه‌ای
نیروهای غالب سیاسی در مدلی که اصولش از طرف آمریکا تعریف شده، ذوب گردیده اند. آن‌ها دریافته اند که تکیه به سیستمی که بر پایه سهمیه‌ای گروه‌های مذهبی و قومی و همچنین استفاده از تعصب مذهبی و قومی، تعمیق جهل و بیسوادی قرار دارد، تضمینی برای تثبیت قدرت آن‌هاست. در حالی که با نیروهای آلترناتیو که برای کشوری مردمی با مؤسسات دمکراتیک مبارزه می‌کنند، به عنوان یک اقلیت برخورد می‌گردد.

سیستم دولتی جدید بر پایه سیستم سهمیه نژادی در ادارات و مؤسسات دولتی، مدنی و نظامی بنا شده که زیرگروه‌سازی ملیت‌های عراقی، سیاسی شدن مذهب، گسترش سیستم فاسد مالی و اداری کشور و جامعه از بالا به پايین و در سطح را به دنبال دارد. این سیستم جدید به «دولت شکست خورده» خواهد انجامید که با از بین رفتن دولت مدنی باعث ایجاد «دولت در سايه» خواهد شد که در آن شبه‌نظامیان مسلح همه‌جا حضور خواهند داشت.

محتوای بلوک پارلمانی غالب
از اولین دور انتخابات در سال ۲۰۰۵ روشن است که بلوک بزرگ و غالب که صحنه سیاسی را در دست دارد بر پایه انشقاق مذهبی و نژادی ایجاد شده است. سه بلوک وجود دارد: شیعیان، سنی‌ها و کردها. با این که این سه بلوک بر سر پول و قدرت در مبارزه اند، ولی در این اصل اتفاق‌نظر دارند که فرقه‌گرايی سیاسی را بر پا نگاه دارند، امتیاز داشتن پول و قدرت را تقسیم کرده و سیستم فاسد را مورد حمایت قرار دهند.

در کنار این بلوک‌های غالب نیروهای دمکراتیک و لائیک که حزب کمونیست عراق نیروی اصلی آن را تشکیل می‌دهد تحت شرایط بسیار سنگین و مناسبات بسیار بد داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی فعالیت می‌کنند، که مانع تحقق پروژه ملی و دمکراتیک می‌باشد.

پیمان‌های نوین
شکست پروژه سهمیه‌ای سیاسی و «دولت شکست خورده» باعث می‌شود که هم بخش‌های اساسی خدماتی و هم تولید اقتصادی متوقف گردد؛ آزادی‌ها محدود و ارتشاء همه جا گسترش پیدا ‌کند؛ عراق زیر فشار فاکتورهای منطقه‌ای و بین‌المللی قرار دارد. این اغتشاش عمومی بر زندگی روزمره مردم عراق تأثیر می‌گذارد. این فاکتورها و همینطور ظهور یک آلترناتیو دمکراتیک باعث شده که بلوک‌های غالب نام‌های لائیک برای لیست‌های انتخاباتی خود برگزينند و از این طریق سیستم سهمیه‌ای را نجات داده و از جنبش اعتراضی جلوگیری به عمل آورند.

برای اولین بار روز ۲۵ فوریه ۲۰۱۱ جنبش اعتراضی به وجود آمد و در ژوئیه سال ۲۰۱۵ با قدرت بیش‌تری وارد صحنه گردید. خواست این جنبش رفرم سیستم سیاسی، مبارزه علیه فساد و ایجاد دولتی با مؤسسات ملی بود.

این لیست‌ها که به بلوک‌های غالب تعلق دارد (خواه شیعه، سنی و یا کرد) نسبت به اضمحلال اجتماعی و وضعیت‌های مختلف در رابطه با انتخابات قبلی واکنش نشان می‌دهند و این‌طور تلقین می‌کنند که تغییراتی در شکل و محتوا ایجاد شده است ولی فارغ از آن آن‌ها قصد دارند سیستم سهمیه‌ای نژادی را بر پا نگاه دارند.

آن‌ها مشترکاً در پارلمان بر پایه سهمیه سیاسی «کمیسیون انتخابات» برگزيدند و یک قانون غیرعادلانه انتخاباتی را به تصویب رساندند که بر پایه آن از ورود به اصطلاح «لیست‌های کوچک»، لائیک‌ها و نیروهای دمکراتیک به مجلس جلوگیری به عمل می‌آید.

برداشت کمونیست‌ها از لزوم اتحادها
حزب کمونیست عراق روز ۳۱ مارس ۱۹۳۴ تأسیس شد و از بدو تأسیس خود در رابطه با خصلت طبقاتی و نقش خود در مبارزه رهايیبخش جهتگیری روشنی را دنبال کرده است. هدف اصلی حزب کمونیست در ایجاد پیمان‌ها، مبارزه حزب برای دفاع از منافع اقشار پايینی خلق و تفاهم در مورد وجود درگیری سیاسی و اجتماعی در موقعیت‌های متناوبی بود، که مردم عراق مبارزه ملی خود را در آن به پیش می‌بردند.

کمونیست‌ها مواضع خود را که با ضرورت عینی پیمان‌ها مربوط است، حفظ کردند. این موضع‌گیری ده‌ها سال پس از انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ و در سال‌های اپوزیسیون علیه رژیم صدام حسین و همینطور در سال‌های اخیر در حزب ما حاکم بوده است. هرکس که اسناد حزبی در دوره‌های مختلف را از این منظر مطالعه کند به سادگی به این نتیجه‌گیری خواهد رسید. طبیعی است که موفقیت، شکست و خطا نیز وجود داشته و حزب در اسناد مختلف به آن‌ها اشاره نموده است.

اکنون بپردازیم به محتوای سیاسی و اجتماعی که سیاست کمونیستی را به شرکت و یا ترک یک پیمان مؤظف می‌دارد.

رابطه حزب کمونیست با جریان‌های دمکراتیک و پیمان‌های لائیک
حزب کمونیست از آغاز کار سیستم سیاسی نوین در عراق برای تقویت نیروهای دمکراتیک و لائیک مبارزه کرد و کوشش نمود تا جریان دمکراتیک به یک گرایش سیاسی و اجتماعی تبدیل شود. حزب کمونیست فارغ از تقسیم نیروها در لیست‌های مختلف، کماکان هوادار تقویت جریان دمکراتیک است.

حزب کمونیست عراق با در نظر گرفتن تناسب سیاسی و اجتماعی نیروها در طی ۱۵ سال گذشته در پیمان‌های مختلفی حضور داشته است. اغلب مواقع حزب کمونیست سازمان‌یافته‌ترین نیرو بود و کمونیست‌ها کوشش فراوانی را برای ایجاد این پیمان‌ها به خرج دادند. در این رابطه باید اشاره کرد که حزب کمونیست عراق در پارلمان اول و دوم با دو کرسی حضور داشت. در انتخابات سال ۲۰۱۴ پیمان لائیک دارای سه کرسی پارلمانی شد. حزب کمونیست عراق به دلیل قانون غیردمکراتیک انتخابات به مجلس راه نیافت، با این‌که نمایندگان حزب در بغداد و شهرستان‌ها با هزاران رأی پیروز شده بودند.

با وجود اهمیت اردوگاه دمکراتیک باید اذعان کنیم که این اردو نیروهای مختلفی را در برمی‌گیرد و در بعضی از موارد با نظرات بعضاً متضادی روبه‌روست، ولی همه این اجزا خواستار یک هدفند و آن ایجاد یک دولت لائیک و دمکراتیک است. با این حال اردوگاه به دلایل عینی و ذهنی دارای نقاط ضعف بسیاری است.

در برخورد با نیروهای نژادی و سیاسیِ سیستمِ سهمیه‌ای، آگاهی اجتماعی غالب و تفکر قبیله‌ای بنا بر مصداق «هر که با من نیست، ضد من است» در برخورد با نظرات مخالف نقش منفی ایفا می‌کند. این نوع تفکر که غالب است بسیار خطرناک می‌باشد، به ویژه وقتی که مسأله بر سر درگیری‌های بزرگ در رابطه با آینده کشور باشد.

ائتلاف انتخاباتی « سائرون»
دهمین کنفرانس ملی حزب کمونیست عراق روز ۳ دسامبر ۲۰۱۷ در بغداد خطوط اصلی برای تأسیس یک ائتلاف گسترده دمکراتیک و لائیک را تعیین کرد و درها را برای پیمان‌های گسترده ملی دیگر باز گذاشت.

حزب کمونیست عراق کوشش می‌کند «پیمان نیروی دمکراتیک مدنی» را بر پا سازد که یک سلسله از احزاب لائیک را همراه حزب کمونیست عراق دربر می‌گیرد. سپس فرماسیون حزبی «وحدت ملی» که مورد حمایت «مقتدی الصدر» است تشکیل شد که خواستار پیمان گسترده ملی بود، که از جدايی‌های مذهبی فراتر می‌رود. این حزب بسیار علاقمند است به «پیمان نیروی دمکراتیک مدنی» به عنوان پیمان متحده بپیوندد که امروز سائرون نام گرفته است.

کمیته مرکزی حزب کمونیست عراق پس از مشورت با سازمان‌های محلی در درون و بیرون عراق تصمیم گرفت به «سائرون» بپیوندد. در «سائرون» در کنار حزب کمونیست، حزب استقامه که بر پایه جنبش الصدر ایجاد شده و سه حزب جدید دیگر با خصلت‌های لائیک و نمایندگان محلی در چندین ایالت حضور دارند. برای هماهنگ کردن کار کمیته‌های لائیک در چارچوب جنبش اعتراضی مردمی از دو سال پیش به این‌طرف بین کمونیست‌ها و هواداران الصدر همکاری وجود دارد.

در ارزش‌یابی «سائرون» باید خود را روی محتوای سیاسی و اجتماعی ائتلاف که شرکت‌کنندگان می‌توانند ارايه کنند، متمرکز کرد. برای نخستين بار پس از سقوط دیکتاتوری این نوع پیمان با پشتیبانی گسترده اقشار مختلف مردم ایجاد شده است. ولی در عین‌حال سؤالات و تردیدها و مخالفت‌های زیادی نیز از طرف محافل دیگر وجود دارد. «سائرون» یک پروژه برای تغییر، رفرم و سازندگی است، که این امکان را به وجود آورده تا بتوان به هدف‌های مشترک که البته به شرایط متفاوتی وابسته است، دست یافت.

بسیاری از نویسندگان و دانشمندان بر پایه همبستگی نقادانه از پیمان پشتیبانی می‌کنند. برخی از آن‌ها موضع نقادانه‌ای نسبت به کمونیست‌ها دارند ولی بر پایه تحلیل‌های اجتماعی و سیاسی از پیمان حمایت می‌کنند.

شاید اگر چپ‌ها و نیروهای مترقی اروپا و جهان پیشرفته مناقشه اجتماعی و سیاسی میان دو جبهه (جبهه رفرم و تغییر از یک طرف و جبهه سهمیه نژادی، مذهبی، قبیله‌ای و ارتشاء از طرف دیگر) را در نظر بگیرند، وضعیت مردم عراق را بهتر درک کنند. عبور از دیوار قدرت بدون نفوذ به بلوک سیستم سهمیه‌ای و بدون همکاری با گروه‌های معتدل که از شرکت در ادامه این بازی سر باز می‌زنند، مقدور نیست. تجربه چپ‌های اروپايی این درس‌ها را مورد تأيید قرار می‌دهد.

«سائرون» همین‌طور این امکان را به وجود می‌آورد تا مناقشه بین سکولارها و اسلام را دور زد، فاکتور «ملی» را تقویت کرد، بر فرهنگ «یا این – یا آن» فايق آمد و درگیری بین سکولارها و اسلام را از میان برداشت. از منظر سیاست انتخاباتی «سائرون» گام مهمی است تا هژمونی کمیسیون انتخابات، قانون غیردمکراتیک انتخابات و مکانیسم‌های توزیع غیرعادلانه کرسی‌های مجلس را شکست.

به این دلیل پیمان «سائرون» کابوس وحشتناکی برای اسلام‌گرایان رادیکال است، زیرا استدلال‌ها، توطئه‌ها و ادعای آنان را که گويی تنها نیرو در مبارزه علیه تروریسم هستند، تضعیف می‌کند. اسلام‌گرایان رادیکال که امکانات مالی و رسانه‌ای وسیعی در اختیار دارند سازوکارهای خود را عمدتاً علیه پیمان و به ویژه علیه جزء اصلی آن، حزب کمونیست عراق و هواداران مقتدی صدر سازمان‌دهی می‌نمایند.

استدلال‌های انتقادی علیه «سائرون»
برخی از افراد لائیک می‌پرسند چگونه یک حزب کمونیست می‌تواند در ائتلافی شرکت کند که از طرف یک استاد جوان دانشگاه که از هواداران «صدر» است، رهبری می‌شود. در همه جای دنیا رسم این است که پیمان انتخاباتی در رابطه با تعداد آرا از طرف بزرگ‌ترین حزب رهبری می‌شود. با این که حزب «وحدت ملی» چند ماه پیش به عنوان حزب انتخاباتی تأسیس شد از طرف میلیون‌ها نفر از هواداران «صدر» پشتیبانی می‌شود. این ائتلاف نه به معنی بهترین امکان، بلکه واقعی‌ترین امکان است.

برخی دیگر بر این عقیده اند که حزب کمونیست عراق با پیوستن به پیمان انتخاباتی هواداران صدر اشتباه بزرگی مرتکب شده است، زیرا به بخشی از سیستم دولتی تبدیل گردیده و نتیجتاً با درگیری‌های مذهبی و ارتشاء روبه‌رو خواهد بود. این نظر فراموش می‌کند که همه نیروها و از جمله جنبش صدر با تغییر و تحولاتی روبه‌رو بوده است. جنبش الصدر در سال‌های اخیر گفتمان ملی را تقویت کرد، با ارتشاء مبارزه نمود و فعالیت در پیمان‌های سنتی شیعه را که به ایران زیاد وفادارند و یا احزاب سنی که در روابط تنگاتنگ با عربستان سعودی و یا کشورهای عربی خلیج فارس قرار دارند، رد کرد.

مقتدی صدر نماینده سابق خود در مجلس و در دولت را مجبور کرد خود را در لیست سائرون کاندید نکند، زیرا چندین پرونده به اتهام ارتشاء علیه او در جریان است.

مهم‌ترین انتقاد از موضع ایدئولوژیک صورت می‌گیرد: چگونه یک حزب کمونیست می‌تواند شریک یک نیروی سیاسی مذهبی باشد؟ آن‌ها فراموش می‌کنند پیمان‌ بین مارکسیست‌ها، نیروهای چپ و مذهبیون معتدل یک ارتداد عراقی نیست و در بسیاری از کشورها این نوع پیمان‌ها صورت گرفته است. علاوه برآن، حزب کمونیست عراق در ده‌ها سال مبارزه علیه دیکتاتوری همکاری و پیمان‌های مشترکی با نیروهای سیاسی اسلام داشته است. و «سائرون» تنها یک ائتلاف انتخاباتی است که یک پیمان استرتراتژیکی محسوب نمی‌گردد. کلیه احزاب استقلال فکری، سیاسی و سازمانی خود را حفظ می‌کنند و علاوه برآن، این ائتلاف انتخاباتی به معنی عروسی کاتولیکی نیست.

اغلب افرادی که دارای این نوع تفکر ایدئولوژیکی هستند به محافل غیرمتحرک و رادیکال تعلق دارند که پروژه‌های اجتماعی را تنها در این چارچوب می‌سنجند. برخی از آنان به گروه‌های کوچک چپ تعلق دارند که همیشه فارغ از نوع و محتوای پروژه، مخالف حزب کمونیست بوده اند. وجود و فعالیت‌های آنان با دشمنی با حزب گره خورده است.

البته اشتباه خواهد بود اگر بخواهیم هر نوع انتقاد به «سائرون» را نادیده بگیریم. دوستان و رفقای صادقی نیز وجود دارند که با در نظر گرفتن وجود جنبش صدر و وفاداری نامحدود اعضای آن نسبت به رهبر فکری خود نگران آینده حزب هستند. انتقاد دیگر اساساً ایده پیمان را مردود نمی‌شمارد، بلکه علیه روند آماده کردن و مشخص نمودن جزيیات اطلاع‌رسانی روزمره پیمان است.